مطالب دوستان ناجی

تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 21 آبا, 1398 نگاهی به فلسفه ی عشق
با سلام خدمت شما. دوست عزیز این سخنان همه بافته‌های ذهنی نویسنده است هیچ کدوم واقعیت نداره، هیچ انسانی اینچنین نبوده، حتی از حیث علمی هم ثابت نشده جسدی، فسیلی چیزی پیدا نشده، لذا این ها رو باور نکنید. بر اساس آیات قرآن و اعتقاد همه ادیان ما از نسل حضرت آدم هستیم و ایشان هم به همین شکل کنونی بوده و هیچ شکل خاصی که شما نوشتید رو نداشته و اصلا چنین انسانی نداشتیم؛ این فیلم هم که نوشتید کاملا دروغه و تخیل خود نویسنده بوده و به هیچ وجه واقعیت نداره. خواهشا این چیزا رو باور کنید. نکته دوم اینکه داستان زئوس نیز دورغ است و چنین چیزی وجود خارجی ندارد، خداوند متعال قاهر و قدرتمند است و توانا بر هر کاری و هر چیزی، تمام عالم و مخلوقات، رو با قدرت خودش افرید و تمام نیرو و توانشون از خداست و هیچ موجودی قدرتی غیر از قدرت خدا نداره، اگر خدا یک آن راده کنه که موجودی نیست بشه، بی درنگ نیست خواهد شد و از بین خواهد رفت و مانند روزی خواهد شد که اصلا نبوده است، لذا امکان ندارد موجودی بتونه در مقابل خداوند متعال قد علم کند و عرض اندامی داشته باشد، خداوند متعال قاهر بر موجودات  و عالم است و هیچ موجودی بدون نیرو و توانی که از او میگره، حتی نمی‌تونه پلک چشم خودش رو تکون بده. در هر حال بنده متوجه نشدم سوال شما چیه و چرا این مطالب رو نوشتید، اگر سوالی دارید لطفا سوالتون رو مطرح کنید. 
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 21 آبا, 1398 آیا داعش، اسلام واقعی است؟
با سلام خدمت شما. دوست عزیز بارها خدمتتون در جاهای مختلف عرض شد که چون جسم محدود هست نه میشه رفت جلو و نه عقب باز شما حرف خودت زو می زنی. اشکال نداره شما تلاش کن و یه دستگاه اختراع کن که بریم عقب یا جلو ان شاءالله که موفق باشی.
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 20 آبا, 1398 آیا داعش، اسلام واقعی است؟
با سلام خدمت شما. بله واقعا به این دید و این نظر و این مطالعه و تیزبینی باید تحسین گفت. کجای اسلام گفته جهاد النکاح جایزه؟ کجای اسلام گفته میشه زنان مسلمان رو کنیز گرفت؟ کجای اسلام اجازه داده بچه شش ماهه رو سر برید،(البته حرمله و حرمله خویان جدای از انسانیت هستند) زنان و بچه های مناطق شیعه نشین که همه از دم تیغ میگذروندن کجای اسلام و سیره پیامبره؟ کجای اسلام سوزوندن اسیر توش هست؟ کجای اسلام قتل و غارت و تصرف عدوانی بوده، همه جاهایی که داعش حمله میکرد و میکشت و ... همه و همه مسلمون بودن، کجا پیامبر با مسلمونی جنگید و... . من همه کارهای دولت رو تایی نمی‌کنم، دولت بسیاری از احکامی که مراجع حکم دادن رو رعایت نمی‌کنه، مقصر که مراجع نیستن، این مواردی که شما گفتی برخی شون درسته و دولت داره کار نادرست و خلاف اسلام عمل می‌کنه، ولی اونقدر حیاتی و مهم نیستند که بگیم جمهوری اسلامی مخالف اسلام حرکت می‌کنه و نبودش بهتر از بودشه خواهشا یه کم معقولانه فکر کنید. شما سیره پیامبر و امیرالمومنین رو بخونید، حتی اگر جنگی کردن فرمودن: زنان و بچه ها و کسانیکه تسلیم هستن و جنگ نمیکنن در امانن، مثله کردن مرده حرامه، اذیت و آزار اسیر حرامه، حتی اهل کتاب که در ذمه جامعه اسلامی است، خون و مالش حرمت داره، چطور شما داعش رو عین اسلام می‌دونید؟؟؟؟؟؟ داعش تنها برای اسلام هراسی در اروپا و آمریکا ایجاد شد، به همین خاطر از تمام جنایاتشون فیلم میگرفتن و به سرعت توی نت پخش میکردن، تا دیگران از اسلام و مسلمین متفر بشن و جلوی پیشرفت اسلام گرفته بشه و خوشبختانه موفق نشدن و اسلام همچنان در حال پیشرفته. اسلام دین رافت و مهرانی و عطوفته نه خشم و جنگ و کشتار؛ قرآن در مورد پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ [آل عمران/159] و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند» همچنین می‌فرماید: « وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ [قلم/4] و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری! » این یعنی اسلام سراسر مهربانی و عطوفت است، مگر پیامبر(ص) در فتح مکه عفو عمومی نداد، تمام افرادی که حدود 20 سال جگر حضرت رو خون کردن و مسلمانان زیادی رو کشته بودن، همه رو آزاد نکرد؟؟؟ اخلاق و عطوفت و مهربانی داعش کجاست؟؟؟؟ میشه بفرمایید. داستان بنی قریضه هم استثنا بود، چون مردمش دیگه اصلاح نمیشدن و اگر رهاشون میکردی دوباره بر میگشتن و توطئه جدید راه می‌نداختن، خوب به جز بنی قریضه، میشه به مورد دیگه بگی که پیامبر دستور داده باشه اسرا رو بکشن؟؟؟؟ پیامبر حداقل 83 جنگ داشته، تنها در یک مورد دستور داد اسرا رو بکشن، چرا به 82 مورد دیگه استناد نمی‌کنید، تنها به یک مورد استناد می‌کنید، آیا این انصافه؟؟؟؟ ما تاریخ رو خوندیم شما باید سیره  و روش رو در بیارید نه استثنائات رو، یک مورد میشه سیره و روش یا 82 مورد؟؟؟؟؟ منصفانه حرف بزنید نه از روی تعصب و لجاجت.
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 20 آبا, 1398 توطئه‌ای شیطانی از دشمنان اسلام
با سلام خدمت شما. بله واقعا به این دید و این نظر و این مطالعه و تیزبینی باید تحسین گفت. کجای اسلام گفته جهاد النکاح جایزه؟ کجای اسلام گفته میشه زنان مسلمان رو کنیز گرفت؟ کجای اسلام اجازه داده بچه شش ماهه رو سر برید،(البته حرمله و حرمله خویان جدای از انسانیت هستند) زنان و بچه های مناطق شیعه نشین که همه از دم تیغ میگذروندن کجای اسلام و سیره پیامبره؟ کجای اسلام سوزوندن اسیر توش هست؟ کجای اسلام قتل و غارت و تصرف عدوانی بوده، همه جاهایی که داعش حمله میکرد و میکشت و ... همه و همه مسلمون بودن، کجا پیامبر با مسلمونی جنگید و... . من همه کارهای دولت رو تایی نمی‌کنم، دولت بسیاری از احکامی که مراجع حکم دادن رو رعایت نمی‌کنه، مقصر که مراجع نیستن، این مواردی که شما گفتی برخی شون درسته و دولت داره کار نادرست و خلاف اسلام عمل می‌کنه، ولی اونقدر حیاتی و مهم نیستند که بگیم جمهوری اسلامی مخالف اسلام حرکت می‌کنه و نبودش بهتر از بودشه خواهشا یه کم معقولانه فکر کنید. شما سیره پیامبر و امیرالمومنین رو بخونید، حتی اگر جنگی کردن فرمودن: زنان و بچه ها و کسانیکه تسلیم هستن و جنگ نمیکنن در امانن، مثله کردن مرده حرامه، اذیت و آزار اسیر حرامه، حتی اهل کتاب که در ذمه جامعه اسلامی است، خون و مالش حرمت داره، چطور شما داعش رو عین اسلام می‌دونید؟؟؟؟؟؟ داعش تنها برای اسلام هراسی در اروپا و آمریکا ایجاد شد، به همین خاطر از تمام جنایاتشون فیلم میگرفتن و به سرعت توی نت پخش میکردن، تا دیگران از اسلام و مسلمین متفر بشن و جلوی پیشرفت اسلام گرفته بشه و خوشبختانه موفق نشدن و اسلام همچنان در حال پیشرفته. اسلام دین رافت و مهرانی و عطوفته نه خشم و جنگ و کشتار؛ قرآن در مورد پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ [آل عمران/159] و اگر درشت خوی و سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می شدند» همچنین می‌فرماید: « وَإِنَّكَ لَعَلَىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ [قلم/4] و تو اخلاق عظیم و برجسته‌ای داری! » این یعنی اسلام سراسر مهربانی و عطوفت است، مگر پیامبر(ص) در فتح مکه عفو عمومی نداد، تمام افرادی که حدود 20 سال جگر حضرت رو خون کردن و مسلمانان زیادی رو کشته بودن، همه رو آزاد نکرد؟؟؟ اخلاق و عطوفت و مهربانی داعش کجاست؟؟؟؟ میشه بفرمایید.
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 15 آبا, 1398 سرنوشت یک سنی
با سلام خدمت شما. در خصوص این سوال باید گفت: وظیفه شما تنها ارشاد و تذکر دادن به اوست و هیچ وظیفه دیگری ندارید و لو اینکه او گوش ندهد و اصلا حرف شما را نشنیده بگیرد، و نباید خود را به سختی یا به خطر بیاندازید. اما در خصوص اینکه او جهنمی است یا بهشتی هم باید گفت: قضاوت در این مورد بسیار سخت است و تنها خداوند متعال پاسخ این سوال را می‌داند و نمی‌توان در مورد اشخاص چنین قضاوتی کرد؛ لذا به صورت شرطی می‌گوییم، اگر برای او اثبات شود که امیرالمومنین(ع) برحق است و از روی تعصب و لجاجت و خودخواهی و غرور، نپذیرد و خلفای سه گانه را بر حضرت امیر(ع) ترجیح دهد، بدون شک گناه کار است و این لجاجت او، از هر گناهی بزرگتر و سبب دخول او به جهنم خواهد شد. به طور کلی هر کسی که حق بر او آشکار شود، اما به هر دلیلی نپذیرد و در مقابل حق بایستد، مستحق جهنم است و اگر به گردن‌کشی با خداوند متعال منتهی شود، خلود در آتش جهنم هم خواهد داشت و هیچ گاه از جهنم بیرون نخواهد آمد. اما اگر این بی‌اعتنایی او به خاطر این باشد که تحت تاثیر علمای خودشان است و مانند شما که او را باطل می‌دانید، او شما و ما شیعیان را باطل می‌داند، این فرض فرق می‌کند، در این‌صورت او جاهل است و حکم مستضعف فکری را دارد و قضاوت در مورد آنها با خداست و ممکن است به خاطر جهالت و اینکه عمدا در مقابل حق ایستادگی ندارن، وارد جهنم اصلی در روز قیامت نشوند، اما بدون شک در عالم برزخ اذیت خواهند شد. این قاعده کلی است و در همه ادیان جریان دارد، ممکن است بسیاری از مسیحیان و یهودیان هم وارد بهشت شوند، افرادی که در روستاهای دور افتاده در اروپا زندگی می‌کنند و تحت تاثیر تبلیغات غرب و ... اصلا احتمال نمی‌دهند که دین آنها باطل است و به جستجو و تحقیق نمی‌پردازن، و شاید اصلا سواد لازم برای تحقیق را ندارن، یا وقت آن را یا ... حال فرض کنید یه شخص سنی که در روستاهای دورافتاده ایران زندگی می‌کنه و همش از روحانی خودشون شنیده که خلفای اونا برحق ان و اصلا نمی‌دونه اختلاف شیعه و سنی سر چی بوده و کی چی گفته، این افراد خیلی فرق می‌کنن با افراد تحصیل کرده و دانشگاهیانی که به دانشگاه اومده و با بچه های شیعه دیدار دارن و خودشون می‌تونن برن و تحقیق کنن و ... لذا قضاوت در مورد بهشتی و جهنمی بودن ایشون و دیگر افراد رو به خدا واگذار می‌کنیم، چون خدا عادله و همه چیز رو در نظر می‌گیره، ما از خیلی چیزا در مورد افراد اطلاع نداریم.
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 12 آبا, 1398 علمای بزرگ شیعه و تصریح بر شهادت پیامبر(ص)
با سلام خدمت شما. در نوع وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که آیا ایشان با مرگ طبیعی از دنیا رفته‌اند یا به شهادت رسیده‌اند، در تاریخ ابهام‌ و تردیدهایی وجود دارد. تاریخ گاهی وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به مسمومیت ایشان گره می‌زند و آن را عامل اصلی وفات حضرت می‌شمارد و وفات حضرت را به عنوان شهادت قلمداد می‌کند. و گاهی نیز وفات حضرت را به عاملی طبیعی مانند بیماری، نسبت می‌دهد. جریان مسمومیت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از این قرار است: «گروهی، زنِ یکی از اشراف یهود به نام «زینب بنت حارث» و برادرزاده «مرحب« را فریب دادند که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را از طریق غذا مسموم سازد. زینب در جنگ خیبر پدرش حارث و عمویش مرحب و همسرش سلام بن مشکم و برادرش را از دست داده بود. پس از فتح خیبر، زینب نقشه‌ی قتل پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را کشید و نقشه‌ی وی از این قرار بود که آن زن، شخصی را خدمت یکی از یاران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرستاد و از او پرسید که پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کدام عضو از گوسفند را بیشتر دوست دارد. او در پاسخ گفت: ذراع [دست] گوسفند. زینب گوسفندی را بریان کرد و آن را مسموم ساخت و بیش از همه در دست آن گوسفند سم  ریخت و به عنوان هدیه خدمت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرستاد. حضرت نخستین لقمه‌ای را که در دهان گذاشت، احساس کرد مسموم شده است. فوراً آن را از دهان در آورد، ولی کسی که با ایشان غذا می‌خورد، یعنی «بشر بن براء بن معرور» که از روی غفلت چند لقمه خورده بود؛ پس از مدتی بر اثر سم در گذشت. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دستور داد زینب را احضار کردند و به او گفت: چرا چنین جفایی را بر من روا داشتی؟! وی در پاسخ گفت: تو اوضاع قبیله‌ی ما را بر هم زدی، و پدر و برادر و همسرم را کشتی. من با خود فکر کردم که اگر فرمان‌روا باشی، با خوردن این سم از بین خواهی رفت، و اگر پیامبر خدا باشی، قطعاً از آن اطلاع یافته و از خوردن آن خودداری خواهی کرد».[1] اما دلائل تردید و ابهام در نوع وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گرچه تاریخ در مورد توطئه و اقدام زن یهودی برای مسموم ساختن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پس از فتح خیبر، تردیدی ندارد و آن‌را مسلم می‌‌شمارد، اما تردید و ابهام در آن‌جاست که آیا واقعا پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) توسط غذای آن زن یهودی، مسموم شده و اگر شده آیا این مسمومیت در وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) واقعا تاثیرگزار بوده تا وفات حضرت را شهادت به حساب آوریم یا خیر؟ برخی مسمومیت حضرت در جنگ خیبر را پذیرفته‌اند، ولیکن آن را عامل اصلی وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نمی‌دانند و یا در مورد آن، تردید دارند؛ و برخی دیگر نیز با ذکر دلائلی مسمومیت حضرت در جنگ خیبر را به کلی رد می‌کنند. هر دو گروه برای وفات یا شهادت حضرت دلائل دیگری غیر از مسمومیت توسط یهود، را ذکر می‌کنند. آنان که وفات حضرت را شهادت نمی‌دانند عوامل طبیعی مانند بیماری ذات الجنب و تب شدید و یا سحر یهود را علت وفات حضرت ذکر می‌کنند و آنان که شهادت حضرت را قطعی می‌دانند منافقین و یا برخی همسران حضرت را عامل مسمومیت حضرت می‌دانند نه غذای مسمومی که زن یهودی به حضرت داده است. اکنون ما می‌خواهیم دلائل تردید این گروه‌ها در این‌‌که چرا مسمومیت حضرت توسط یهود، نمی‌تواند عامل اصلی وفات باشد را به تفصیل ذکر کنیم: دلیل اول: فاصله زمانی بین مسمومیت و وفات اولین منشأ تردید در شهادت حضرت توسط همان غذای مسموم، این است که جنگ خیبر در محرم و صفر سال هفتم هجری واقع شده[2] و وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز در ماه صفر و یا ربیع الثانی سال 11 هجری اتفاق افتاده است. فاصله زمانی چهار ساله بین این مسمومیت و وفات، این ابهام و تردید را افزایش می‌دهد که آیا ممکن است این مسمومیت عامل اصلی و اثرگذار در وفات حضرت بوده باشد؟ چرا که اگر سم قوی و مهلک می‌بود، می‌بایست در همان روزهای ابتدایی اثر کند و اگر سم، ضعیف بوده، سیستم بدن بر آن غلبه و آن را خنثی می‌سازد نه آن‌که پس از چهار سال باعث مرگ شود.[3] دلیل دوم: بیرون انداختن لقمه مسموم از دهان در همان روایاتی که به خوردن غذای مسموم در جنگ خیبر اشاره کرده‌اند، آمده است که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پس از آن‌که یک لقمه از آن غذای مسموم را در دهان مبارک گذاشتند از مسمومیت آن مطلع شده و بلافاصله آن لقمه را از دهان بیرون انداخته و آن‌را نخوردند[4] و به دیگران نیز فرمودند از خوردن آن غذا دست بکشند[5] چنان‌که «ابن کثیر» در مورد اطلاع یافتن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از مسمومیت غذا، می‌نویسد: «در صحيح بخارى از ابن مسعود نقل شده است كه مى‌گفت: «ما صداى تسبيح گفتن غذا در هنگامى كه توسط رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تناول مى‌‌شد را شنيديم و گوشت گوسفند مسموم نیز با حضرت سخن گفت و ايشان از سمى بودن خود مطلع كرد».[6] بنابراین می‌توان گفت اثرگذاری آن سمّ با این کیفیتی که ذکر شد پس از گذشت چهار سال، بعید به نظر می‌رسد. البته گر چه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن لقمه مسموم را از دهان بیرون انداختند، ولیکن با همان در دهان گذاشتن آن لقمه مسموم، سم با آب دهان حضرت مخلوط شده است، اما روشن است که این سم، اثر چندانی در ایشان نداشته است.[7] دلیل سوم: عدم وجود گزارشات معتبر از بیماری و وجود آثار مسمومیت در طی چهار سال اگر آن سم، در بدن حضرت باقی می‌ماند، باید آثار آن به تدریج آشکار می‌شد و حضرت را اندک اندک بیمار می‌کرد، و حال آن که حضرت در طول این چهار سال هیچ نشانی از بیماری نداشته و به زندگی روزمره خود ادامه داده و حتی با سلامت و عافیت کامل در جنگ‌ها و غزوات بسیاری شرکت داشته‌اند. بنابراین، گرچه ما به خاطر وجود روایات و تاریخ معتبر در مورد مسمومیت حضرت پس از فتح خیبر، این مسمومیت را تصدیق کرده و آن را مسلم می‌شماریم، اما نمی‌توان به راحتی پذیرفت که عامل اصلی وفات حضرت همین مسمومیتِ چهار سال قبل بوده باشد؛ چراکه اثر کردن یک سم پس از چهار سال، آن‌هم بدون علائم بیماری در طی مدت این چهار سال، خیلی عجیب و بعید به نظر می‌رسد.[8] دلیل چهارم: ضعف برخی روایات دلیل دیگر برای این تردید، ضعف برخی از روایاتی است که رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به مسمومیت گره زده‌اند و آن‌را عامل اصلی وفات حضرت دانستند. مثلا یکی از روایاتی که وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به مسمومیت ایشان در جنگ خیبر گره زده است، روایت عائشه است که او در نزد شیعه فرد موثقی نیست و روایات او مردود است. به علاوه این‌که روایاتی که او در مورد وفات پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل کرده است دارای تناقض است، چراکه گاهی می‌گوید: «پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به واسطه غذای مسموم، توسط آن زن یهودی به شهادت رسید» و گاه می‌گوید: «حضرت به واسطه بیماری ذات الجنب وفات کرد»[9] و گاهی نیز می‌گوید: «پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: بیماری ذات الجنب از شیطان است و خدا شیطان را بر من مسلط نمی‌کند».[10] بنابراین نمی‌توان به گزارشات عائشه در این رابطه اعتماد کرد.[11] این چهار دلیل مذکور، برخی از دلائلی است که منکران شهادت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) توسط غذای مسموم آن زن یهودی، به آن‌ها استناد کرده‌اند. به جهت رعایت اختصار ناچاریم دلائل دیگر آنان را در دو پست مستقل دیگر[12] به عرض برسانیم.   لینک مطلب: https://www.welayatnet.com/fa/news/101414 به این مطلب هم مراجعه کنید: https://www.welayatnet.com/fa/news/101413
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 09 آبا, 1398 فلسفی . ضرورت ترکیب
با سلام خدمت شما. ببیند خود شما میگید هر کدام از اجزا مستقلا کار کنند، پس کار به سرانجام نمی‌رسه مگر اینکه هر جزئی کار خودش رو خوب انجام بده و در خدمت دیگری باشه، و این یعنی نیاز هر جز به جزء دیگه، مثلا یه ماشین برای اینکه درست کار کنه موتور می‌خواد، خود موتور که خودش به تنهایی کافی نیست، گیربکس می‌خواد که نیرو رو برسونه به چرخ ها، چرخ هم می‌خواد که حرکت کنه و... لذاهدف که حرکت ماشینه، محقق نمیشه مگر اینکه هر جزئی در کنار جزء دیگه قرار بگیره و همه هم درست کار کنن تا هدف محقق بشه. لذا واجب الوجود که قرار بی نیاز مطلق باشه، محتاج اجزای خودش میشه، و این نیاز با بی نیازی سازگار نیست؛ اینجاش که عقل سلیم میگه خدا یا همون واجب الوجود در فلسفه، نباید مرکب باشه و اجزا داشته باشه، چون محتارج اجزاش میشه، به همین خاطر میگن باید بسیط باشه. اگر هم بگیم هر جزئی برای خودش کار میکنه و ربطی به دیگری نداره، دو اشکال به وجود میاد: اولا: دیگه جز نمیشن، هر کدوم برای خودشون یه واجب الوجودن و ما فکر کردیم که جزء واجبن؛ چون هز جزئی متعلق به یه کل بزرگتره که هدف بزرگتری داره و اون اجزا همه در کنار هم کل رو تشکیل میدن. ثاینا: بی نظمی به وجود میاد و نظام عالم از هم می‌پاشید، اگر قرار بود مثلا 10 جزء واجب، مستقل از هم کار کنن و ربطی به هم نداشه باشن، هرگز شاهد این نظم عالم نبودیم، اونجوری هر کسی ساز خودش رو میزد و طوری رفتار می‌کرد، لذا نظم عالم به هم می‌خورد. لذا عقل بشری حکم می‌کنه خداوند متعال باید جسم و جسمانی نباشد، جز و اجزای خارجی و ذهنی و وهمی نداشته باشه و به اصطلاح فلسفی بسیط من جمیع الجهات باشه.
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 04 آبا, 1398 نفرین امام هادی به کسی که به ایشان توهین کرد
با سلام خدمت شما. این داستان در کتاب منتهی الآمال نقل شده که ظاهرا ایشان نیز از کتاب اثبات الوصیه مسعودی که از کتب قدیمی است نقل کرده است. در مورد این داستان می‌توان گفت، در واقع این جریان در دفاع از مقام و منزلت امامت و جایگاه آن بوده است، لذا اشکالی ندارد، یعنی آن شخص امام را متهم به گناه بزرگی به اسم ریا کرده که از گناهان بزرگ در اسلام و در حد شرک است و اگر امام هیچ عکس العملی نشان نمی‌داد، چه بسا برخی این تهمت را واقعیت می‌شمردند و امام در آن جلسه متهم به ریا می‌شد و این قضیه بین مردم می‌پیچید و جایگاه امامت متزلزل میشد. لذا حضرت برای دفاع از مقام و جایگاه امامت، و این‌که امام مبرای از ریا و شرک و گناه است، مجبور به نفرین میشه و با این کار آن شخص رو رسوا کرده و دروغ بودن این ادعا رو بر همگان آشکار ساختن. اما اگر توهین به امام جنبه شخص داشته باشه و ربطی به جایگاه امامت نداشته باشه، امام به راحتی گذشت می‌کردن، موارد زیادی در سیره اهل بیت وجود داره که حتی به اونا فحش و بد و بیرا گفتن، اما ائمه بزرگوار به راحتی گذشت کردن و چیزی نگفتن. برای دیدن مستندات لطفا به این مطلب مراجعه کنید.
تصویر محمد فرضی پوریان محمد فرضی پوریان 04 آبا, 1398 شرط ضمن عقد نکاح حضرت زینب(س)
با سلام خدمت شما. در برخی کتب معاصر نقل شده که حضرت زینب دو شرط رو برای ازدواج بیان می‌کند: « شرط اول آن که حضرت زنیب علیهاالسلام روزی یک بار به دیدار برادرش حسین علیه السلام برود و دیگر آن که هر گاه حسین علیه السلام خواست به سفر برود، عبداللّه اجازه دهد زینب هم با حسین همراه شود و مانع وی نگردد» اما ظاهرا این سخن منبع تاریخی و روایی از کتب قدیمی ندارد و درست نیست و بیشتر ذوق نویسنده بوده است، البته بعید نیست، چنین چیزی هم بوده باشد و حضرت این درخواست را از عبدالله بن جعفر داشته؛ اما چنین چیزی در منابع حدیثی یا تاریخی نقل نشده است. لذا سندی ندارد. در مورد دوم هم باید گفت ما چنین اطلاعی نداریم، یعنی نمی‌دانیم آیا کسی از علما یا دختران علما برای ازدواج شرطی داشته اند یا نه؟ ولی در کل شرط ضمن عقد صحیح است و شارع اجازه داده است که پسر یا دختر عقد را منوط به شرط خاصی بکند.

صفحه‌ها

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.