مطالب دوستان متفکر

تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 24 آذر, 1397 همسرم علاقه ای به من ندارد.
سلام علیکم خانم چکامه شما سوال تون را از این لینک https://www.welayatnet.com/fa/node/add/forum ارسال فرمایید تا پاسخ داده شود
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 14 تير, 1396 چطور به خواهرم کمک کنم
پاسخ: معمولا مشکلات خانواده ها حلقوی هستند، به عبارت ساده تر عامل بداخلاقی آقا، خانم و عامل بد اخلاقی خانم آقا هست؛ لذا اکثر مباحث خانوادگی با مراجعه به مشاور حل می گردد. پس دعوت به طلاق مناسب نیست تعمیر زندگی راحت تر از ساختن زندگی جدید است. نکته بعدی اینکه ظاهرا خواهرتان هنوز صاحب فرزند نیستند، پیشنهاد می شود تا زمان حل مسئله از بچه دار شدن خودداری نمایند. و نکته آخر اینکه بالاخره در غالب روابط بین همسران، مسائل و بحث هایی وجود دارد که لازم است زوجین و خصوصا خانم صبر و تحمل داشته باشند تا علاوه بر حفظ زندگی از اجر اخروی هم بهره مند گردد. رسول گرامی اسلام(صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم) می فرمایند: «هـر زنى که در بـرابر بـد اخلاقى شـوهـرش صبر و شكیبایى ورزد، خداوند همانند (ثواب) آسیه (همسر فرعون) به او عطا كند» (بحار الأنوارج 103ص247) پی نوشت بحار الانوار، علامه مجلسی، دار إحیاء التراث العربی،1403، بیروت، لبنان، چاپ سوم. http://www.welayatnet.com/fa/news/110366
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 13 تير, 1396 شیفتش شدم ولی پدرش اجازه نمیده
پاسخ:  ازدواج یکی شدن دو روح متفاوت است که اگر روح و جان دو فرد، تفاوت اساسی داشته باشند، زندگی مشقت باری خواهند داشت.  لذا برای ازدواج تحقیق و بررسی کافی لازم است و صرفا با دو کامنت زیبا نمی توان دلبسته کسی شد چه بسا آن مطالب هم کپی باشند! توجه داشته باشید از طریق صفحات دیجیتالی شناخت حاصل نمی شود و لازمه ازدواج مناسب، علاوه بر شناخت دختر و پسر از همدیگر، شناخت کافی از خانواده ها است. چه بسا دختر خانم خوب باشد اما خانواده مناسبی نداشته باشد. در روایتی پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «از گیاه روییده در مزبله اجتناب کنید. سوال شد ای رسول خدا، مقصود از چنین گیاهی چیست؟ فرمودند: زن زیبا که در خانواده ای نا صالح رشد کرده است» (وسائل الشیعه،ج 14، ص 29) لذا به نظر می رسد قبل از اینکه در فکر رضایت پدر وی باشید، به مسائل گفته شده توجه کنید، اگر این مسائل حل شوند می توانید برای رضایت پدر ایشان از طریق بزرگترها اقدام نمایید. پی نوشت 1- شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1416 http://www.welayatnet.com/fa/category/112
رای شما -
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 08 تير, 1396 رد خواستگار بخاطر پسر خاله!
از منظر اسلام ارتباط با نامحرم مردود است، علاوه بر این، ارتباط با نامحرم  مى‏ تواند تبدیل به دامى براى خود شما گردد و ما حق نداریم خودمان را با دست خودمان، به هلاكت اندازیم. خداوند متعال می‌فرمایند: «لا تُلْقُوا بِأَیْدِیكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ» (بقره/195) خانواده شما طبیعتا خیر و صلاح شما را می خواهند چرا که معلوم نیست نهایتا شرایط ازدواج پسر خاله تان فراهم شود یا خیر؟ لذا اگر خواستگارهای خوب را رد کنید معلوم نیست با بالا رفتن سن تان باز هم خواستگار مناسب داشته باشید و چه بسا به این روزها غبطه بخورید که کاش یکی از همین خواستگارها را داشتید. پس نباید بی دلیل افراد شایسته را رد کنید. رسول مکرم اسلام می فرمایند: «وقتی کسی که خلق و دین وی مایه رضایت است به خواستگاری می آید، به او زن دهید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد در زمین فراوان خواهد شد» (نهج الفصاحه ح 1507) توصیه ما این است اگر فعلا یا در آینده نزدیک، پسر خاله تان نمی تواند خواستگاری رسمی بکند و عقد کنید، وی را فراموش کنید و البته قبل از فراموشی ازدواج نکنید بلکه عاقلانه و منطقی وی را کنار بگذارید و در فضای فکری مناسب برای آینده خود تصمیم بگیرید. پی‌نوشت پاینده ابوالقاسم، نهج الفصاحه،تهران. 1326. سازمان انتشارات جاویدان این مطلب را در سایت مشاهده بفرمائید: http://www.welayatnet.com/fa/news/110291
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 08 تير, 1396 راست میگه که ماشین داره؟!
 با سلام؛ یکی از منابع اطلاعاتی مهم برای شناخت خواستگار، صحبت های خود خواستگار، در جلسات خواستگاری می باشد؛ اما این صحبت ها، برای اثبات، نیاز به تحقیق دارند. اعتماد می تواند کارکردی و غیر کارکردی باشد. «اعتماد کارکردی، سازنده است که تنها سطح متوسطی از اعتماد را به ارمغان می آورد. در این نوع اعتماد شکاکی و انتقاد گری به منظور اصلاح و سازندگی به همراه استدلال است. اما اعتماد غیر کارکردی اعتماد احساسی و کورکورانه، همراه با شکاکی افراطی، نا آگاهانه و تخیلی است»(فصلنامه مدیریت اسلامی/90) لازمه اعتماد کارکردی تحقیق است. پی‌نوشت دو فصلنامه علمی پژوهشی مدیریت اسلامی، سال19، شماره 2، پاییز و زمستان 1390 این مطلب را در سایت مشاهده بفرمائید: http://www.welayatnet.com/fa/news/110290
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 31 ارد, 1396 شبانه روز گریه میکنیم!
هر پدر و مادری، جز خوشبختی فرزندشان چیز دیگری نمی خواهند، و قطعا مخالفت شان از روی دلسوزی و مهربانی است. اما با این حال، ممکن است پدر و مادرها هم دچار اشتباه نگرشی شوند، و حق با فرزندان باشد. لیکن این احتمال معمولا کمتر است و غالبا این فرزندان هستند که اشتباه می کنند، چون هم جوان هستند و احساسی، و هم تجربه لازم را ندارند. لذا شما در مرحله اول، ضمن نگه داشتن احترام والدین باید ببینید علت اصلی مخالفت والدین چیست؟ و اگر والدین، دلیل منطقی داشتند بهتر است قبول کنید، و به این ارتباط پایان دهید. توجه داشته باشید که می خواهید یک عمر با فردی زندگی کنید، لذا یک بار هم که شده با دید منطقی به مسئله نگاه کنید واز کارشناسان هم در این زمینه کمک بگیرید. ببینید ایا وی واقعا ملاکهای لازم شما را دارد یا خیر؟ برای تشخیص اینکه مخالفت خانواده منطقی هست یا خیر؟ باید به افکار عموم و مشاوران مراجعه کنیم توضیح مطلب اینکه اگر فردی که خواستگار شماست اکثر افراد بالغ و شناخته شده فامیل وی را تایید می کنند و مشاوران هم شما را کفو هم تشخیص می دهند و می گویند احتمال موفقیت در صورت ازدواج بالاست، اما پدر و مادر مخالفت می کنند این نوع مخالفت منطقی نمی باشد. اما اگر صاحب نظران چنین ازدواجی را رد کنند و فقط خودت و خودش بگویید، ما تفاهم داریم نشان از احساسی بودن شما در تصمیم می باشد. شما فرمودید خانوده تان نسبت به خانواده آقا پسر دید خوبی ندارند، این مسئله کوچکی نیست و واقعا بایستی خانواده مد نظر قرار بگیرد. دین اسلام تاکید دارد که درباره سابقه خانوادگی همسر، تحقیق لازم صورت گیرد و به خصوص، مراتب ایمانی و اخلاقی او در نظر گرفته شود و نیز تا حد امکان، همسر از خانواده ای پاک و عفیف انتخاب گردد. این اصالت خانوادگی در نحوه زندگی جدید و در نسل بعد تاثیر دارد. اگر نطفه،که متاثر از خصایص وراثتی والدین است، ناسالم باشد، دیگر امیدی به اصلاح فرزند نیست. به همین دلیل امام صادق علیه السلام می فرمایند: «تزوجوا فی الحجر الصالح»[1] یعنی با خانواده شایسته ازدواج کنید. نکته آخر اینکه اگر والدین تان با مهارتهای مدیریت خانواده آشنا نیستند، لازم است این مهارتها را کسب کنند. یکی از مهارتهای مهم این است که فرزندان را زودتر سر و سامان دهیم و به فکر ازدواج شان باشیم. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَأَنْکِحُوا الأیَامَى مِنْکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ» (نور/32) یعنی: بى ‏همسران خود و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خويش بى‏ نياز خواهد كرد و خدا گشايش گر داناست. همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: «کسی که مجردی را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانی است که در قیامت خداوند به آنان نظر لطف می کند»[2] پی نوشت ها 1- ابوجعفر محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، اصول کافی،مترجم، رسولی هاشم، تهران، 1369، ج 5، ص 327 2- شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1416، ج 20، ص 45 منابع براي مطالعه بيشتر: 1. جوانان وانتخاب همسر علي اكبر مظاهري انتشارات پارسايان قم. 2. حسين مظاهري، خانواده در اسلام، انتشارات شفق، 1362. 3. ابراهيم اميني، انتخاب همسر، مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، 1372 این مطلب را در سایت دنبال کنید.
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 31 ارد, 1396 زن خانه دار یا زن شاغل؟!
برای اینکه دوست عزیز ما بتواند تصمیم درستی بگیرد ما معایب و مزایای شاغل بودن بانوان را در ذیل مطرح می کنیم. لذا می توانند با مطالعه مطلب تصمیم بهتری بگیرند، اما قبل از آن مقدمتا عرض کنم که خداوند متعال نفقه خانم را بر مرد واجب کرده و می فرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی‏ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی‏ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ...»(نسا/34) یعنی مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به دلیل برتری هایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به دلیل انفاق هایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‏ کنند. لذا بهتر است همسری را انتخاب کنید که بیشتر در تربیت فرزند و همسرداری موفق باشد و مسئله اشتغال را خودتان بر عهده بگیرید. مزایای اشتغال خانمها 1- شاید مهمترین مزیت شاغل بودن خانمها، خدمات اجتماعی به همنوعان خود باشد، مثلا وجود یک بانوی متخص پزشک، نعمت بزرگی برای خانمها خواهد بود که بتوانند از نظر نامحرم دور بمانند. به همین خاطر علمای دین نیز مراجعه به پزشک غیر همنجس را در صورت وجود همجنس، غیر شرعی دانسته اند. مقام معظم رهبری در جواب استفتائی می فرمایند: «اگر معاینه و درمان منوط به نظر و لمس حرام باشد جایز نیست مگر در صورتی که مراجعه به پزشک زن حاذق و متخصص غیرممکن باشد» [1] 2- کمک به اقتصاد خانواده: طبیعی است، اگر خانم و آقا هر دو شاغل باشند قدرت اقتصادی خانواده بالا می رود. 3- یکی دیگر از فواید اشتغال پر کردن اوقات فراعت، خصوصا در اوایل زندگی هست. به عبارتی در ابتدای زندگی مشترک، چون هنوز زن و شوهر تنها هستند و فرزند ندارند اوقات خالی بیشتر از زمانهای دیگر است و همین بیکاری شاید باعث درد سر شود. مولای متقیان می فرمایند: «براستى و حقیقت كه این نفس(انسانى) پیوسته و مرتب به بدى امر مى كند در نتیجه هر كس آن را به خود واگذارد (و به كارى نگمارد) نفس او را به سمت گناهان مى كشاند.»[2] لذا در صورت داشتن شغل اوقات خالی برای وسوسه های شیطانی کم می گردد. معایب اشتغال بانوان 1- دوران بارداری: بارداری یک فرایند طبیعی و در عین حال مهم و سرنوشت ساز است. بهداشت روانی این دوره، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. بارداری باید زمان و دوره ای سالم و شاد برای مادر باشد و به دور از هر گونه استرس و نگرانی و آسیب های جسمی باشد. این امر به نظارت و رسیدگی کامل نیازمند است. 2-جلوگیری از بچه دار شدن: طبیعتا خانم هایی که شاغل هستند، فرصتی برای نگهداری کودک ندارند لذا در وهله اول از بچه دار شدن ممانعت می‌کنند و از نعمت فرزند در جوانی، خود را محروم می سازند. این در حالی است که وجود بچه نعمت الهی است تا جایی که رسول مکرم اسلام در این زمینه می فرمایند: «ازدواج كنيد و داراي نسل گرديد و زياد شويد، به راستي كه من مباهات مي‌كنم به واسطة شما در مقابل امت‌هاي ديگر در روز قيامت، ولو با بچه سقط شده»[3] 3- بالا رفتن سن ازدواج: برای پیدا کردن شغل اولا باید تحصیلات عالی داشته باشید و ثانیا مدت زمانی را در پی جستجوی شغل باشید، که شاید سالها طول بکشد و این امر باعث می شود که خانم ها در سن بالا ازدواج کنند یا اصلا نتوانند ازدواج کنند. در حالی که دین مبین اسلام به ازدواج در سن پایین تاکید دارد. امام رضا(علیه السلام)مى فرماید: «جبرئیل امین بر پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) نازل شد و عرض كرد: اى محمّد(صلى الله علیه وآله)پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى فرماید: دختران مانند میوه درختان هستند و همان گونه كه میوه وقتى مى رسد، چاره اى جز چیدن ندارد، وگرنه تابش خورشید و وزش باد آن را فاسد مى كند، دختران باكره هم وقتى به سن بلوغ و ازدواج مى رسند، چاره اى جز ازدواج ندارند، وگرنه از گرفتار شدن به فتنه و انحراف، در امان نیستند. آن گاه رسول خدا(صلى الله علیه وآله)مردم را جمع كرد و به منبر رفت و پیام پروردگار عزیز و بلندمرتبه را به آنان ابلاغ نمود»[4] همچنین روایت دیگرى بهترین سن ازدواج دختران را ابتداى سن بلوغ مى داند.[5] 4- اختلاط با نامحرم: بسیار پیش می آید که به خاطر شغل، بانوان با نامحرمان ارتباط داشته باشند! و گاهی اوقات همین ارتباطات مقدمه حرام می گردد به همین خاطر بود که فاطمه زهرا (سلام الله علیها) وقتی پدر بزرگوارش کارهای خانه را به وی سپردند بسیار خوشجال شدند. امام محمّد باقر علیه السّلام می فرمایند: «على و فاطمه (علیهما السّلام) از رسول خدا (صلى الله علیه وآله) تقاضا کردند که آن حضرت کارهاى خانه و بیرون خانه را بین آنها تقسیم نماید. پیامبر انجام کارهاى داخل خانه را به عهده فاطمه نهاد و امور خارج از منزل را به عهده على علیه السّلام گذاشت. حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خوشحال شد و فرمود: فَلَا یَعْلَمُ مَا دَاخَلَنِی مِنَ السُّرُورِ إِلَّا اللَّهُ بِإِکْفَائِی رَسُولُ اللَّهِ ص تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ‏ هیچ کس جز خداوند نمى ‏داند که من چقدر خوشحال شدم از اینکه رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم کارهاى بیرون از خانه را به عهده من قرار نداد و مرا از مراوده با مردان نجات داد»[6] پی نوشت ها 1-اجویة الاستفتائات، ص 311 س 1302 2- ابن جماعه محمد ابن ابی بکر،الغرر والدرر، انتشارات نوادر، بیروت، باب النفس ، ج 1، ص 544، ح 4 3- نمازي، حسن بن علي، مستدرك سفينه البحار، قم، جامعه مدرسين، سال 1419، ج4، ص340. 4- شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1416، ج ج 21، ص 482 5- شیخ حرّ عاملى، وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل البیت، 1416، ج 20، ص 61 6- مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها، ترجمه روحانی علی ‎آبادی، محمد، مهام، 1377، تهران. ص380 این مطلب را در سایت دنبال کنید
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 31 ارد, 1396 بعد از پیشنهادی که داد به او شک کردم!
قبل از هر چیز باید توجه داشته باشید که خواندن عقد، چه دائم و چه موقت شرایطی دارد که اهم آن را در ذیل ذکر می کنیم. 1) عقد ازدواج به عربى صحیح خوانده شود. اگر خود مرد و زن می توانند صیغه را به عربى صحیح بخوانند، بنابر احتیاط واجب باید به عربی صحیح بخوانند . اگر نمی توانند ،چنانچه عقد را به فارسی یا با هر زبان دیگری بخوانند ،باید لفظى بگویند که معناى زَوَّجْتُ و قَبِلْتُ را بفهماند. اگر در عقد یک حرف اشتباه خوانده شود که معنا را عوض کند، عقد باطل می شود. [1] 2) کسی که صیغه را می خواند، قصد انشا داشته باشد؛ یعنى اگر خود مرد و زن صیغه را مى‏ خوانند، زن به گفتن «زَوَّجْتُکَ نَفْسِى» قصدش این باشد که خود را زن او قرار دهد. اگر مرد وکیل می شود، باید با گفتن «زَوَّجْتُ مُوَکِّلَتِى (فلانا) لِنَفْسى فِى المُدَّةِ الْمَعْلُومَةِ عَلَى الْمَهْرِ الْمَعلُوم» قصدش این باشد که او را همسر خود قرار داده است. با گفتن قبلت قصدش پذیرش این ازدواج باشد. [2] 3) کسى که صیغه عقد را می‌خواند ،باید مفهوم لفظى را که مى گوید دقیقاً بداند. اگر به عربی بخواند، در صورتی که هر کلمه را صحیح بخواند و معنای هر کلمه را جدا گانه بداند ،صحیح است.[3] 4) در عقد موقت باید مهریه و مدت تعیین شود . بدون تعیین مهریه و مدت عقد، عقد موقت صحیح نیست. 5) اگر دختر باکره باشد، بنا بر احتیاط واجب باید پدر دختر اجازه بدهد.[4]  حال با فرض بر اینکه ان شاالله شما تمام جوانب را رعایت نموده، و عقد را صحیح خوانده اید، باز می توان این مسئله را از منظر علمی هم مورد توجه قرار داد. یکی از آفت های اعتمادهای این شکلی بد بین شدن افراد هست، دقیقا همان شکی که در جناب عالی پیدا شده است! و فکر می کنید آیا نکند، خانم قبلا هم ازدواج نموده باشد؟ البته شما می توانید قبل از رسمی کردن ازدواج تان تحقیقات لازم را انجام دهید تا مطمئن شوید، لیکن نمی توانید بدون دلیل صرف اینکه وی به شما پاسخ مثبت داده است، ایشان را متهم کنید. خداوند متعال در قران کریم بندگان را از تجسس و بدگمانی بر حذر داشته و می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا» (حجرات/12) یعنی اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد كه پاره‏اى از گمانها گناه است و جاسوسى مكنيد. با توجه به آیه شریفه نباید بد گمان باشید اما تحقیق و بررسی حق شماست که بایستی انجام شود. نکته مهم دیگر اینکه بایستی این مسئله همین جا ختم شود. به عبارتی یا با اعتماد و یقین قلبی با ایشان ازدواج کنید و یا اینکه، اگر ارام نمی گیرید ازدواج نکنید. طوری نباشد که بعد از ورود به زندگی این مسائل باعث دلسردی و متزلزل شدن کانون خانواده گردد. مطلب آخر اینکه هر چند فرمودید که پدر و جد ایشان به رحمت خدا رفته اند اما برای احترام به خانوده ایشان بایستی مسئله عقدتان را مطرح کنید تا در اینده باعث دلخوری نگردد. به نظر می‌رسد یکی از حکمت‌های شرط اذن پدر نسبت به ازدواج دختر باکره، مسأله غلبه احساسات و حدّت و تندی در دختر است. این مسأله در آغاز عمر، به خصوص در دریای متلاطم افکار سراسر رؤیای یک دختر کم‌ تجربه و شوهر ندیده (که همواره در کام خود تخیلات شاعرانه دارد و چه بسا تلخی‌ها را شیرین و انحرافات را راست و درست می‌بیند) نیازمند به یک تکیه گاه و فرد مجرّب است، که در عین حال دلسوز و مهربان بوده، این احساسات را نیز با نظر مهر -اما عاقلانه - بنگرد. لذا حکمت ایجاب می‌کند موافقت و رضایت پدر (در صورت نبود خانواده و سرپرست دختر) در ازدواج اول دختر که تجربه‌ای نیندوخته است با هم بوده، از هم جدا نباشند.[5] پی نوشت ها 1. امام خمینی، توضیح المسائل ،مسئله2369.در مسائلی که علم به اختلاف فتوا نباشد مقلدان رهبری می توانند به رساله امام خمینی مراجعه نمایند (آیت الله خامنه ای, پاسخ سؤال های مورد ابتلا، سؤال 1). 2. همان، مسئله 2370. 3. همان، مسئله 2372. 4. همان، مسئله2376. 5- نوری، یحیی، حقوق زن در اسلام و جهان، مؤسسه مطبوعاتی فراهانی، ۱۳۴۷، ص۱۱۷-۱۲۳، اقتباس. این مطلب را در سایت دنبال کنید
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 31 ارد, 1396 من فقط باید بسوزم؟
پاسخ سوال در این سوال اشتباه زن و شوهر یا به اصطلاح اشتباهات حلقوی محرز می باشد. به عبارتی اقدامات شوهر خلاف شرع و قانون بوده است، که خانم می توانستند با مراجعه به مراجع قضایی حقوق خود را استیفا کنند، لیکن راه بدتری را برگزیدند که به دین و دنیای شان اسیب می زند. از منظر اسلام شوهر نمی تواند همسر خود را از خانه بیرون کند. خداوند متعال نفقه خانم را بر مرد واجب کرده و می فرماید: «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی‏ النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی‏ بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ...»(نسا/34) یعنی مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، به دلیل برتری هایی که خداوند (از نظر نظام اجتماع) برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است و به دلیل انفاق هایی که از اموالشان (در مورد زنان) می‏ کنند. با توجه به ایه شریفه ذیل قانون نیز مرد را ملزم به پرداخت نفقه و حسن معاشرت می کند.[1]  به‌موجب ماده 1107 قانون مدنی، نفقه عبارت است از همه نیازهای متعارف و متناسب با وضع زن كه برای دانستن كمیت و كیفیت آن وضع زوجه در نظر گرفته می‌شود. در استحقاق زوجه نسبت به نفقه، فقیر بودن و احتیاج او شرط نیست و در هر حال نفقه زوجه بر مرد واجب است، گرچه زن از ثروتمند‌ترین مردم باشد.  با توجه به اطلاق كلمه نفقه در ماده، كه شامل تمامی نیازهای متعارف و متناسب با شخصیت زوجه است، نپرداختن قسمتی از نفقه زوجه نیز جرم و مشمول ماده است. مدت امتناع از تأدیه نفقه نیز مهم نیست و ترك انفاق ولو به مقدار یك روز مشمول ماده خواهد بود. لذا این خانم می تواند تمام حقوق خود را از شوهر دریافت کند و اگر واقعا شوهر حاضر نباشد با وی زندگی کند در این صورت حاکم شرع حکم طلاق غیابی را هم صادر خواهد کرد. ماده 1156 قانون مدنی تصریح دارد: «زنی كه شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاكم او را طلاق داده باشد، باید از تاریخ طلاق عده وفات نگاه دارد.» چنانچه شوهر قبل از انقضاء مدت عده مراجعت نماید، حق رجوع به همسر مطلقه خود را دارد ولی اگر مراجعه شوهر بعد از اتمام ایام عده زن باشد برای مرد حق رجوع نیست. اما در این سوال مشاهده می شود که سوال کننده راه خطایی را در پیش گرفته است و راه قانونی را طی نکرده است. و از جایگاه ذی حق بودن به سمت مجرمیت حرکت نموده است، چرا که ارتباط زن شوهردار با فرد ثالث به هر عنوانی که باشد جایز نیست و موجب پیگرد قانونی در دنیاست و عقوبت اخروی است. نگاه به نامحرم، دست دادن و مصافحه كردن با او ، بوسيدن، بغل كردن و هرگونه ارتباط ديگري از اين قبيل، گناهي بزرگ است كه در روايات وعده عذاب شديدي براي هر يك وارد شده است. امام باقر مي فرمايند: «هر كس به نامحرم نگاه كند، خداوند چشمانش را از آتش جهنم پر خواهد كرد، هر كس با نامحرمي دست بدهد و مصافحه بكند، دچار غضب الهي شود؛ هر كس با زن نامحرمي همراه شود يا در جاي خلوتي با هم باشند، خداوند آنان را در زنجيرهاي آتشين كرده و به جهنم خواهد انداخت، مگر اين كه توبه كند»[2] در روايت ديگري آمده است: هر گاه مرد و زن نا محرمي به هم دست بدهند و مصافحه كنند، يا با هم شوخي يا بگو و بخند داشته باشند، يا يكديگر را ببوسند خداوند آنان را با دست هاي بسته وارد محشر مي كند، در حالي كه ميخ هاي آهنين در چشم آن ها است. پس از آن كه در نزد همه خلايق به عنوان مجرم و مفسد معرفي و رسوا شدند ، دستور داده مي شود آن ها را به آتش جهنم بيندازند.[3] علاوه بر اینکه کار این خانم گناه کبیره هست بلکه از نظر علم هم کارش مردود است چرا که وی الان در شرایط انتخاب همسر نیست و برای انتخاب همسر مجدد، حداقل باید از ثبت طلاق شش ماه گذشته باشد تا فرد روحیه خود را بازیابی کرده باشد و با فکر صحیح وارد انتخاب شود. با توجه به مطالب بالا توصیه می شود با مراجعه به حاکم شرع تکلیف خودتان را روشن کنید و از گناه بپرهیزید و راه توبه را در پیش بگیرید که خداوند آمرزنده و مهربان هست. پی نوشت ها 1- ماده 1103 و 1106 قانون مدنی 2- شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، 1409 ه.ق، ج20، ص 196. 3- همان ص 198 لینک مطلب در سایت: http://www.welayatnet.com/fa/news/108353
تصویر حسین وجدانی «مشاور» حسین وجدانی «مشاور» 14 ارد, 1396 دلیلی می خواهم تا بچه دار بشم
با سلام از اینکه گروه مشاوران رهروان ولایت را برای همفکری انتخاب نمودید متشکریم. یک واقعیتی که در زندگی اکثر ما وجود دارد این است که به همه با عینک خود می نگریم مثلا فردی که نماز شب نمی خواند فکر می کند هر کی میگه نماز شب می خونه الکی گفته است چرا که اصلا کی حوصله داره نصف شب از خواب بیدار بشه و نماز بخونه! خب این دیدگاه خود فرد هست نه دیدگاه عموم. الان شما پرسشگر محترم بدون هیچ مدرک و آماری گفتید که فرزندان روحانیون کم هستند! در حالی که این طور نیست درست است بنده امار فرزندان روحانیون را ندارم اما چون در بین آقایون زندگی می کنم می بینم خدا را شکر فرزندان زیادی دارند (نسبت به جامعه) بعد فرمودید که خود پاسخگو شاید عامل نباشد. در پاسخ عرض کنم که خدا را شکر بنده دو فرزند دارم و ان شاالله به حول و قوه الهی فرزندان بیشتری خواهیم داشت. اما در مورد وظیفه شرعی عرض کنم لازم است چند نکته را توجه داشته باشیم که  واجب شرعی (فقهی) با «وجوب عقلی» که بهتر است آن را «لزوم عقلی» بنامیم، بسیار متفاوت است. وجوب شرعی (فقهی) یک اصطلاح «فلسفی و فقهی» است، اما لزوم عقلی یک اصطلاح «فلسفی، عقلی» می‌باشد که اگر نخواهیم نام فلسفه را بیاوریم، بهتر است بگوییم «حِکَمی، عقلی) است. وجوب شرعی به فعل واجب اطلاق می‌شود و در مقابل فعل حرام قرار می‌گیرد، اما لزوم عقلی رابطه منطقی بین مبادی و نتایج است. لذا امور بسیاری وجود دارد که به صورت مستقیم در شرع مقدس و فقه اسلامی سخن از وجوب یا حرام بودن آنها نرفته است، اما لزوم عقلی دارند و چه بسا کسی که عمداً رعایت نکند، در دنیا متأثر از نتایج نامطلوب عدم رعایت گردد و در آخرت نیز مسئول و معذب باشد. ضمن اینکه برای انجام برخی واجبات توان و قدرت لازم هست مثل روزه گرفتن که نیاز به قدرت بدنی هم دارد در اینجا هم اگر شما واقعا تشخیص دهید که قدرت فرزند اوری ندارید تکلیفی بر شما نخواهد بود. در ذیل نکاتی از قران کریم برای فرزند آوری اشاره می شود. در قرآن‌کریم اصل وجود فرزند به‌عنوان نعمت الهی یاد شده چنان‌که در آیه ۷۲ سوره نحل در این رابطه فرموده است: «وَاللّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَکُم مِّنْ أَزْوَاجِکُم بَنِینَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ یَکْفُرُونَ؛ خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چیزهاى پاکیزه به شما روزى بخشید آیا [باز هم] به باطل ایمان می‌‏آورند و به نعمت خدا کفر می‌‏ورزند». در آیه ۱۴ سوره آل‌عمران از فرزندان به‌عنوان متاع یاد شده و آمده است: «زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ؛ دوستى خواستنی‌ها[ى گوناگون] از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏‌هاى نشان‌دار و دام‌ها و کشتزار[ها] براى مردم آراسته شده [لیکن] این جمله مایه تمتع زندگى دنیاست و [حال آن‌که] فرجام نیکو نزد خداست». همچنین، در آیه ۴۶ سوره کهف از فرزندان به‌عنوان زینت زندگی یاد شده و آمده است: «الْمَالُ وَالْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِندَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ أَمَلًا؛ مال و پسران زیور زندگى دنیایند و نیکی‌هاى ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید [نیز] بهتر است». همچنین، در قرآن‌کریم از فرزند به‌عنوان امتحان و آزمایش یاد شده و در ایه ۲۸ سوره انفال در این رابطه  آمده است: «وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَأَوْلاَدُکُمْ فِتْنَةٌ وَأَنَّ اللّهَ عِندَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛ و بدانید که اموال و فرزندان شما [وسیله] آزمایش [شما] هستند و خداست که نزد او پاداشى بزرگ است». در آیه ۷۱ سوره هود نیز از فرزند به‌عنوان بشارتی برای پدر و مادر یاد شده و آمده است: «وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ؛ و زن او ایستاده بود خندید پس وى را به اسحاق و از پى اسحاق به یعقوب مژده دادیم» و نیز در آیات ۵۱ تا ۵۳ سوره حجر در این رابطه آمده است: «وَنَبِّئْهُمْ عَن ضَیْفِ إِبْراَهِیمَ﴿۵۱﴾إِذْ دَخَلُواْ عَلَیْهِ فَقَالُواْ سَلامًا قَالَ إِنَّا مِنکُم وَجِلُونَ﴿۵۲﴾ قَالُواْ لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلامٍ عَلِیمٍ؛ و از مهمانان ابراهیم به آنان خبر ده، هنگامی‌که بر او وارد شدند و سلام گفتند [ابراهیم] گفت ما از شما بیمناکیم، گفتند مترس که ما تو را به پسرى دانا مژده می‌‏دهیم». خداوند متعال در آیه ۷۴ سوره فرقان نیز فرموده است: «وَالَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَامًا؛ و کسانی‌‏اند که می‌‏گویند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده که مایه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان». تحلیل قرآن از فرزند سالم و صالح نکته مهم و اساسی که در قرآن کریم وجود دارد، توجه به زاد و ولد انسان‌های شایسته و مؤمن است؛ به عبارت دیگر آن‌چه که اهمیت دارد، افزایش تعداد جمعیت نیکوکاران و صالحان است. در سوره اعراف، به خلقت اولین انسان و اولین بارداری اشاره شده است. براساس آیات ۱۵ این سوره، حضرت آدم و حوا(ع) از خداوند متعال  خواهان فرزندی صالح و نیکوکار هستند؛ «هُوَ الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِیَسْکُنَ إِلَیْها فَلَمَّا تَغَشَّاها حَمَلَتْ حَمْلاً خَفیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما لَئِنْ آتَیْتَنا صالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرینَ؛ (او خدایی است که(همه) شما را از یک فرد آفرید و همسرش را نیز از جنس او قرار داد، تا در کنار او بیاساید. سپس، هنگامی که با او آمیزش کرد، حملی سبک برداشت، که با وجود آن، به کارهای خود ادامه می‌داد و چون سنگین شد، هر دو از خداوند و پروردگار خود خواستند، اگر فرزند صالحی به ما دهی، از شاکران خواهیم بود». باروری؛ هدیه‌ای از سوی خدا به بندگان شایسته با این اوصاف، در آیات قرآن کریم، باروری هدیه‌ای از سوی خدا به بندگان و پیروان شایسته معرفی شده است. قرآن کریم همچنین، در مورد حضرت زکریا در آیه ۸۹ سوره انبیاء فرموده است: «وَ زَکَرِیَّا إِذْ نادى‏ رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ؛ و زکریا را یاد کن آن هنگام که پروردگار خویش را ندا داد، پروردگارا! مرا تنها مگذار که تو از همه بازماندگان بهتری» و در آیه ۳۸ آل‌عمران می‌فرماید «هُنالِکَ دَعا زَکَرِیَّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَبْ لی‏ مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ؛ در آن‌جا بود که زکریا، (با مشاهده آن همه شایستگى در مریم،) پروردگار خویش را خواند و عرض کرد «خداوندا! از طرف خود، فرزند پاکیزه‏اى (نیز) به من عطا فرما، که تو دعا را می‌شنوى! قرآن کریم از استجابت دعای حضرت زکریا برای طلب فرزند در آیه ۹۰ انبیاء این‌گونه یاد می‌کند «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ وَهَبْنا لَهُ یَحْیى» از این آیات فوق می‌توان برداشت کرد که اولاً فرزند معین پدر در امر دین و دنیا است وهم‌چنین درخواست فرزند و نسل پاک، سنّت و روش انبیاست و ارزش ذریّه و فرزندان، به پاکى آن‌هاست. یکی دیگر از انبیای الهی که طلب فرزند صالح از خداوند متعال کرده (فرزندى که بتواند خط رسالت او را تداوم بخشد و برنامه‏‌هاى نیمه‌تمامش را به پایان برساند) و قرآن کریم آن‌را بیان می‌دارد، حضرت  ابراهیم است که تقاضای خود را در طلب فرزند در ایه ۱۰۰ سوره صافات چنین بیان می‌فرماید: «رَبِّ هَبْ لی‏ مِنَ الصَّالِحینَ؛ پروردگارا! به من از صالحان [فرزندان صالح‏] ببخش!». قابل توجه این‌که یک‌جا ابراهیم خودش تقاضا می‌کند که در زمره صالحان باشد، چنان‌که قرآن از قول او نقل می‌کند: «رَبِّ هَبْ لِی حُکْماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ؛ پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق کن» (شعراء/۸۳). و در این‌جا تقاضا می‌کند که فرزندان صالح به من مرحمت فرما، چراکه صالح وصفى است جامع که تمام شایستگی‌هاى یک انسان کامل در آن جمع است.خداوند نیز این دعا را مستجاب کرد، و فرزندان صالحى همچون «اسماعیل» و «اسحاق» به او مرحمت فرمود، چنان‌که در آیات بعد همین سوره می‌‏خوانیم «وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِیًّا مِنَ الصَّالِحِینَ؛ ما او را بشارت دادیم به تولد اسحاق پیامبرى از صالحان» و در مورد اسماعیل می‌گوید «وَ إِسْماعِیلَ وَ إِدْرِیسَ وَ ذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرِینَ وَ أَدْخَلْناهُمْ فِی رَحْمَتِنا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِینَ؛ و اسماعیل و ادریس و ذا الکفل را به یاد آور که همه از صابران بودند و ما آن‌ها را در رحمت خود وارد کردیم چرا که از صالحان بودند». (انبیاء- ۸۶ و ۸۵) درخواستی که در آیات  فوق از جانب حضرت ابراهیم  مطرح می‌شود خود نشان‌دهنده‌ عظمت و فضیلت وجود فرزندان صالح در زندگی انسان است  که چگونه پیامبری اولوالعزم آن‌را  از خداوند به کرات درخواست می‌کند.از طرفی استفاده آیات از لفظ بشارت برای فرزنددار شدن این پیامبران، نشان از اهمیت  این موضوع است. موفق باشید

صفحه‌ها

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.