نظرات Mr. Saad

تصویر Mr. Saad Mr. Saad 28 بهم, 1396 احمدی نجات

سلام

اونها سایت خبری هستند، باید خبر بزنن دیگه؛ حرفهای داغ مملکت رو تیتر میکنند حالا هر کسی که گفته باشه. تیتر هرکی رو زدن باید گوینده رو محکوم کرد؟

حالا گیریم برادر شما، به هر علتی، اومد توی راه پله های آپارتمانتون داد و بیداد کرد؛ از فهرست خانواده خطش می زنید؟

ی چیز دیگه هم هست، همونطور که فرمودید، بشینیم دور هم حرف بزنیم و حلش کنیم، چقدر این امکان توی رسانه ها و مجامع و محاکم داخلی برای منتقدین فراهم بوده؟ حالا ایشون که عزیز کرده هستند، کس دیگه ای بود الان توی گونی برده بودنش!

تصویر Mr. Saad Mr. Saad 27 بهم, 1396 احمدی نجات

تا زمانی که حرف در و همسایه و مردم، ملاک دوست داشتن یا طرد اعضای خانواده و تعیین کننده روابط داخل خانواده شما ست زندگی توی اون خونه مثل زهر است.

تصویر Mr. Saad Mr. Saad 25 آبا, 1395 من در این هستی بیکران ناامیدم!

سلام

نمی دونم معلولیت شما از چه نوعیه. خیلی ها هستند که سلامتی دارن و دچار ناامیدی و یاس هستند و شاید شرایط روحیشون بدتر از شما باشه. اینو نمیگم که بگید باز هم خدا رو شکر کنید... شاید اصلا جوابی به سوالتون هم نخوام بدم. فقط میخوام بگم که یه نگاهی کنیم ببینم فرق اصلی بین مای ناراحت با اونهای خوشحال و خوشبخت چیه؟ اصلا چه کسان دیگه ای شادابی و خوشبختی دارن؟ کی هستند و کجان؟ چی دارن مگه؟ واقعا خوشبختن یا واسه خودشون الکی سرخوش؟ بین ما و آدمهای دیگه ای که از زندگیشون راضی هستند چه فرق هایی وجود داره؟ بیاید مقایسه کنیم اصلا. این سخنرانی رو نگاه کنید.

https://www.ted.com/talks/amy_purdy_living_beyond_limits

چه فرقی بین این خانم خوشبخت و خوشحال با من ناامید و ناراحت وجود داره؟ دلیل این تفاوت چیه؟...

تصویر Mr. Saad Mr. Saad 04 آبا, 1395 هیچ امیدی برای ادامه ی زندگی ندارم

خواهر گرامی

سلام

از خدا توقع کاری نداشته باشید. ماها کارمندها و کارگرهای خداییم. شما دلتون میخواد نیروی زیر دستتون هی بیاد غر بزنه، کار رو نیمه تموم بذاره، هی توی کار از شما سوال کنه...؟ اگه اینطور باشه پس واسه چی اونو استخدام کردید؟ ماها وظیفه داریم زندگی کنیم، خوب زندگی کنیم. توصیه می کنم به کارهایی که دوست دارید به صورت حرفه ای بپردازید. محیط های جدید با دوستان جدید پیدا کنید. تنهایی آدم رو، هرچند از منظر دیگران موفق هم باشه، ناامید و پوچ میکنه. ربطی به اعتقاد نداره، دوست پیدا کردن، روابط خوب داشتن مهارت میخواد، خواستن میخواد.

یه چیز دیگه. من اینطور حس میکنم که چیزی که از شما انرژی میگیره مخفی کردن برخی چیزهاست از دیگران. به نظرم توی زندگی چیزی رو از دیگران مخفی نکنید. طوری زندگی کنید که نیازی نباشه مدام مراقب باشید و با خودتون بگید مبادا کسی بفهمه... به داشته هاتون افتخار کنید، سرتون رو بالا بگیرید. خیلی دخترها رو دیدم که از گفتن حتی محله زندگیشون عار دارن. شاید بگید که واسه خواستگارها مهمه. اما چطور من خواستگار میتونم به دختری که با خودش رو راست نیست و یا خودش رو قبول نداره اعتماد کنم؟ به قول مدیر کارخونه ما که دیپلم داره، اگه کسی بهش بگه مهندس، میگه هرچند مهندس ها رو دوست دارم ولی مهندس نیستم! این آدم به تمام داشته هاش، زحمت هاش، بچه پایین شهر بودنش، تهرانی نبودنش، زنش، بچه ش... افتخار میکنه. نواقصی رو هم که در این ها وجود داره تا حدی که خصوصی نباشه حتی مخفی نمیکنه.

موفق باشید

تصویر Mr. Saad Mr. Saad 28 مهر, 1395 مزاحمت های یک مرد متاهل

سلام

جسارت بنده رو ببخشید. به نظر من حل این موضوع رو نباید به عوامل مدیریتی درون سازمان کشوند. طبق تجربه اندکم توی محیط های کاری می تونم تصور کنم که ممکنه این خواهرمون انگشت نما بشن و حرفشون اینور و اونور شنیده بشه. ضمن این که به احتمال فراوان انگشت اتهام به سمت ایشون هم چرخونده خواهد شد.

تذکر دادن خوبه. البته باید مراقب باشند که در صورت ادامه پیدا کردن رفتار اون آقا، خودشون رو بیشتر درگیر نکنند، چون هم قضیه لوث میشه و خودشون هم سبک میشن و هم این که ممکنه درگیری های بیشتر و کشدارتری پیدا بشه (خدای نکرده و در بعضی موارد عاطفی). اگه فردی جدی و معقول در خانواده دارن چه خوبه که بهشون بسپرن که در مرحله اول بدون ایجاد درگیری و قال کردن به این آقا تذکر بدن و هشدار محترمانه.

پاینده باشید

صفحه‌ها

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.