پیرمردی که به حدیث پیامبر عمل کرد

09:15 - 1395/08/09

انس بن حارث کاهلی یکی از شیعیان کهن‌سال کوفه بود که از بد عهدی کوفیان نسبت به امام حسین (علیه‌السلام) به شدت آزرده‌خاطر شد و تصمیم گرفت تا باقی عمر خود را در کنج عزلت و دور از مردمان بی‌وفای کوفه بگذراند ولی پس از دیدار با امام حسین(علیه‌السلام) از تصمیم خود منصرف شد و همراه با امامش قدم در راه سعادت ابدی گذاشت.

انس بن حارث کاهلی

قیام امام حسین(علیه‌السلام) یک حرکت الهی و فراتر از هر گونه تعلقات است. به همین منظور شایسته است که تمامی آزاداندیشان و عدالت‌خواهان جهان اعم از مسلمان و غیر مسلمان با تأسی از این وجود نورانی در راه برقراری عدالت گام بردارند. متأسفانه در دوران ما گروهی اندک که مجهز به امکانات فراوانی هستند تلاش می‌کنند تا با القای شبهات فراوان مردم را از معارف این امام هدایت‌گر دور کنند.
یکی از شبهات بی‌اساسی که این افراد منحرف به آن دامن می‌زنند این است که امام حسین(علیه‌السلام) توسط شیعیان کوفه به شهادت رسید.

به همین جهت ما در چند نوشتار به فعالیت یکی از شیعیان کوفه در زمان قیام امام حسین(علیه‌السلام) به نام «انس بن حارث کاهلی» می‌پردازیم تا مشخص شود که شیعیان کوفه این دوره تاریخی را چگونه گذراندند.

انس بن حارث کاهلی، از اصحاب گرامی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌وعلیه‌وآله) بود و در جنگ‌های بدر و حنین شرکت داشت و پس از رحلت حضرت در زمره یاران امیرالمؤمنین علی و امام حسن و امام حسین(علیهم‌السلام) قرار داشت.[1]

«ابن حجر عسقلانی» عالم مشهور اهل سنت، در شرح حال انس بن حارث می‌نویسد: «او روایتی راجع به شهادت امام حسین(علیه‌السلام) از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌وعلیه‌وآله) نقل می‌کند که حضرت فرمود: فرزندم -اشاره به امام حسین(علیه‌السلام)- در سرزمینی به نام کربلا کشته می‌شود، هر کس تا آن زمان زنده بود و او را درک کرد، باید یاری‌اش کند».
راوی در ادامه می‌گوید: «انس بن حارث به کربلا آمد و در رکاب امام حسین(علیه‌السلام) به شهادت رسید و در آن هنگام پیرمردی مسن بود».[2]

وی که از شیعیان ساکن کوفه بود، شبانه به سمت امام حسین(علیه‌السلام) حرکت کرد. وی پس از آن‌که شاهد گفت‌وگوی امام(علیه‌السلام) با «عبیدالله بن حر جعفی» در قصر بنی مقاتل بود، خدمت حضرت شرفیاب شد و با ادای سوگند اظهار داشت که هدف من از خروج از کوفه آن بوده است که همانند عبیدالله بن حر به نفع هیچ‌کس وارد جنگ نشوم، ولی خداوند یاری کردن تو را در قلب من افکند و به من جرات بخشید تا در این راه با تو هم‌گام باشم. امام حسین(علیه‌السلام) به او نوید هدایت و امنیت داد و او را با خود هم‌راه ساخت.[3]

دیدار با عمر سعد
انس بن حارث در کربلا مأمور شد تا پیام امام حسین(علیه‌السلام) را به عمر سعد برساند و او را نصیحت کند، بلکه به خود آید و دست از دشمنی با اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بردارد. لذا هنگامی‌که نزد عمر سعد حاضر شد برای این‌که به او هشدار داده باشد به وی سلام نکرد.
عمر سعد از این برخورد ناراحت شد و از او پرسید: «چرا سلام نکردی؟ آیا ما را کافر و منکر خدا پنداشته‌ای؟»
انس پاسخ داد: «چگونه منکر خدا و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیستی در حالی که برای ریختن خون فرزند او دامن همت به کمر بسته‌ای؟»
عمر سعد که از این سخن انس بن حارث درمانده شده بود، اندکی سر به زیر انداخت، آن‌گاه گفت: «به خدا سوگند که می‌دانم که قاتل این گروه در دوزخ است، ولی فرمان عبیدالله باید اطاعت شود».[4]
انس پس از آن‌که پیام امام حسین(علیه‌السلام) را به عمر سعد رساند بازگشت و در کنار امام خود قرار گرفت.

شهادت در رکاب امام
انس در روز عاشورا مانند دیگر یاران و اصحاب امام(علیه‌السلام) پس از کسب اجازه از محضر حضرت در حالی که با بستن شالی قامتش را راست نگه می‌داشت و ابروهای سفیدش را -که در اثر پیری بر چشمانش افتاده بود- با بندی به پیشانی‌اش بسته بود؛ عازم میدان جنگ شد. امام حسین(علیه‌السلام) با مشاهده این حالت انس، اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: «خداوند سعی و تلاش تو را پاس دارد ای پیرمرد».[5]
این صحابی باوفای رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که دل در گرو محبت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) داشت؛ با وجود سن و سال فراوان، با کمال شجاعت و رشادت و قلبی آکنده از ایمان و اعتقاد به امامت مولای خود، امام حسین(علیه‌السلام) پا به میدان نبرد گذاشت و سرانجام پس از نبردی دلیرانه به درجه رفیع شهادت رسید.[6]

در نتیجه: انس بن حارث کاهلی یکی از شیعیان کهن‌سال بود که پس از عمری مجاهدت در راه خدا در کوفه سکونت داشت. او که از بد عهدی کوفیان نسبت به امام حسین(علیه‌السلام) به شدت آزرده‌خاطر شده بود از کوفه خارج شد و تصمیم داشت تا باقی عمر خود را در کنج عزلت و دور از مردمان بی‌وفای کوفه بگذراند، ولی پس از دیدار با امام حسین(علیه‌السلام) از تصمیم خود منصرف شد و همراه با امامش قدم در راه سعادت ابدی گذاشت. آری این سرنوشت شیعیان واقعی امام حسین(علیه‌السلام) که جان و مال و آبروی خود را فدای راه امام خود می‌کنند.

برای مطالعه بیشتر به کتاب «اصحاب امام حسین (ع)» اثر سید اصغر ناظم زاده مراجعه کنید.

_______________________________________________-
پی‌نوشت
[1]. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ناشر: مطبعه المرتضویه، نجف اشرف، بی‌تا، ج 1، ص 154.
[2]. ابن حجر عسقلانی، الإصابة فی تمییز الصحابة، تحقیق عادل احمد عبد الموجود و علی محمد معوض، بیروت، دارالکتب العلمیة، ط الأولی، 1415 ق، ج 1، ص 271.
[3]. بلاذری، انساب الاشراف، تحقیق محمد باقر محمودی، موسسه اعلمی، بیروت، ج 3، ص 175.
[4]. محلاتی، ذبیح الله، فرسان الهیجاء، المکتبة الحیدریه، ج 1، ص 37.
[5]. لبیب بیضون، موسوعه کربلا، ناشر: مؤسسة الاعلمی، چاپ اول، بیروت، 1427 ق، ج 2، ص 98.
[6]. امین، سید محسن، نشر دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، ج 3، ص 500.

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.