هل من ناصر امام حسین، برای رشد و تعالی ماست

08:39 - 1395/08/01

- نگاه ابتدایی به یاری خواستن های امام حسین (علیه السلام) در کربلا، نشان از روی ضعف و ناتوانی ایشان بوده، در حالی که با توجه به نصوص روایی این امر برعکس بوده و همانطور که  قرض خواستن خداوند در قرآن دلالت بر فقر نمی کند، در حالی که خداوند مالک عالم است، این طلب های امام یعنی با آمدن به سمت ما شما رشد و تعالی می‌یابید. 

امام حسین

امام حسین (علیه السلام) جملات و نداها و فریادهای بسیاری در کنار سخنانی که با لشگریان دشمن در واقعه‌ی کربلا داشته‌اند، مانند «فَبِمَ تَسْتَحِلُّونَ‏ دَمِي‏ [1] پس چرا ريختن خونم را روا مى ‏دانيد»، و همچنین «هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ ص هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا هَلْ‏ مِنْ‏ مُعِينٍ‏ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِي إِعَانَتِنَا [2] آيا دفاع ‏كننده‏اى هست كه از حريم حرم رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) دفاع كند؟ آيا خداپرستى هست كه در مورد ما از خدا بترسد؟ آيا دادرسى هست كه به اميد آنچه در نزد خدا است از ما دادرسى كند؟ آيا ياورى هست كه به اميد آنچه در نزد خدا است، به ما كمك كند؟».

در نگاه ابتدایی و اولیه وقتی به این سخنان حضرت توجه می‌کنیم، این سخنان حضرت را نشان از ناتوانی و ضعف امام دیده و به تصور اینکه ایشان از سر ناتوانی و ضعف این سخنان را ابراز داشته‌اند، تا کسانی از افراد دشمن آمده و ایشان را یاری کنند، در حالیکه وقتی با نگاه دقیق به نصوص روایی توجه می‌کنیم، بر عکس این نگاه اولیه [ضعف و ناتوانی] مشاهده و تاکید می‌شود، همانطوری که در زیارت جامعه‌ی کبیره آمده است:
«طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ وَ بَخَعَ كُلُّ مُتَكَبِّرٍ لِطَاعَتِكُمْ وَ خَضَعَ كُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِكُمْ وَ ذَلَّ كُلُّ شَيْ ءٍ لَكُمْ [3] هر شرافتمندى در برابر شما سر به زير انداخته، و هر متكبّرى در مقابل طاعت شما گردن نهاده، و هر جبّارى نسبت به برترى شما فروتن گشته است، و هر چيزى براى شما خوار شده است».
در این فراز از زیارت جامعه کبیره تمام موجودات را در مقابل حضرات معصومین (علیهم السلام) خاشع و خاضع توصیف کرده و تمام اشیاء را ذلیل آنها بیان می‌کند. که یکی از مصادیق این امر را می توان در داستان تکبر و تبختر متوکل به امام هادی (علیه السلام) مشاهده کرد، که در این جریان قصد جلوه گری سربازان و سپاهیان خود و مرعوب کردن، امام را داشت اما وقتی سپاهیان غیبی حضرت را مشاهده کرد، بی‌هوش شده و از حال رفت.

متوکل عباسی برای تهدید و ارعاب امام هادی (علیه السلام) ایشان را احضار کرد و دستور داد هر یک از سپاهیانش کیسه (و توبره) خود را پراز خاک کنند و در جای خاصی بریزند.
تعداد سپاه او که نود هزار نفر بود، خاکهای کیسه های شان را روی هم ریختند و تلّ بزرگی از خاک را ایجاد کردند. متوکل با امام هادی (علیه السلام) روی آن خاکها قرار گرفتند و سربازان و لشکریان او در حالی که به سلاح روز مسلح بودند، از برابر آنان رژه رفتند. خلیفه ستمگر عباسی از این طریق می‌خواست آن حضرت را مرعوب سازد و از قیام علیه خود باز دارد. حضرت برای خُنثی نمودن این نقشه، به متوکل رو کرد و فرمود: «آیا می‌خواهی سربازان و لشکریان مرا ببینی؟»
متوکل که احتمال نمی‌داد حضرتش سرباز و سلاح داشته باشد، یک وقت متوجه شد که میان زمین و آسمان پر از ملائکه مسلح شده، و همگی در برابر آن حضرت آماده اطاعت می‌باشند. آن ستمگر از دیدن آن همه نیروی رزمی، به وحشت افتاد و از ترس غش کرد. چون به هوش آمد، حضرت فرمود: «نَحْنُ لا نُناقِشُکُمْ فِی الدُّنْیا نَحْنُ مُشْتَغِلُونَ بِاَمْرِ الآخِرَهِ فَلا عَلَیْکَ شَی ءٌ مِمّا تَظُنُّ؛ در دنیا با شما مناقشه نمی‌کنیم [چرا که] ما مشغول امر آخرت هستیم. پس آنچه گمان می‌کنی، درست نیست».[4]

همچنین در منابع تاریخی بسیاری اشاره‌ی به آمدن و درخواست و کمک کردن اجنه و حیوانات به امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا داشته‌اند، که حضرت از این امر ممانعت کرده و اینگون بیان کردند که این امت، باید اینگونه آزمایش شوند.
بر این اساس که تمام موجودات خاضع و خاشع حضرات معصومین بوده و ملائک و موجودات عالم سربازان و گوش به فرمان این حضرات هستند، با این توصیفات این درخواست و طلب امام را اینگونه می توان معنا کرد که از روی ناتوانی و ضعف نبوده بلکه همانطوری که خداوند در قرآن می‌فرماید: «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً [بقره/245] کیست آن که به خداوند قرض الحسنه دهد»، این از روی ناتوانی نبوده، زیرا خداوند مالک عالم بوده و همه چیز در تصرف اوست. بلکه در ادامه خداوند در همین آیه می‌فرمایند، شما به خدا قرض دهید یا اینکه در راه خدا انفاق کنید که این انفاق مال و کاری که شما انجام دادید را خداوند چند برابر می‌کند.

لذا مشخص می شود طلب یاری امام، از روی ناتوانی نبوده بلکه بدین معناست که شما دست یاری به ما بدهید و در کنار ما باشید، که اینکار شما موجبات رشد شما را ایجاد کرده و شما را رشد و تعالی می‌دهد.
همانطوری که، چه در صحرای کربلا و چه در بعد از واقعه‌ی عاشورا این دستگیری امام حسین (علیه السلام) همچنان موجود بوده است، افرادی که در صحرای کربلا این دست رحمت حضرت شامل حال آنها شد مانند حربن یزید ریاحی، ابولهتوف، زهیربن غین و حتی وهب مسیحی و برعکس کسانی که نتوانستند این جذبه ها و دریای رحمت حسینی را در کربلا شامل حال خود کنند مانند عبیدالله حرجعفی و طرماح بن عدی طائی، ضحاک بن عبدالله مشرقی...
و همچنان این جذبه و دریای رحمت امام حسین (علیه السلام) همچنان تا به امروز ادامه دارد که انسان حتی با کمترین و احساسی‌ترین ارتباط با امام، این دریای رحمت شامل حال او می‌شود که می تواند با قطره‌ای اشک ولو به اندازه‌ی بال مگسی موجبات عاقبت بخیری، رو سفید شدن در قیامت، و خریداری بهشت را برای خود تضمین کند، مانند علی گندابی، رسول ترک، طیب حاج رضایی از این دسته انسانها هستند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
[1]. ابن طاووس، على بن موسى -فهرى زنجانى، احمد، اللهوف على قتلى الطفوف، ص78، تهران، چاپ: اول، 1348ش.
[2]. همان، ص116.
[3]. ابن بابويه، محمد بن على، من لا يحضره الفقيه، ج2، ص616، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، قم، چاپ: دوم، 1413 ق.
[4]. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط- بيروت)، ج50، ص156، دار إحياء التراث العربي، بيروت، چاپ: دوم، 1403 ق.

نظرات

تصویر baseirat
نویسنده baseirat در

با سلام و احترام
مطلب حضرت عالی در وبلاگ گروهی معراج منتشر شد.
التماس دعا

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.