سیره پیامبر در گریه، عزاداری و نوحه سرایی

09:15 - 1395/08/09

وهابیت برای رسیدن به مقاصد پلید و شوم خود و شکاف در درون امت اسلامی از هیچ دروغ و خیانتی پروا نمی‌کنند و از جمله این دروغ‌ها حرمت و بدعت خواندن عزاداری و اشک و ماتم برای گذشتگان است، در حالی که گریه و ماتم برای اموات و عزاداری کردن برای صالحین و اولیای الهی امری است که مکرر در سیره نبوی وجود دارد، وتاریخ بارها و بارها شاهد اشک و ماتم و عزاداری پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) برای گذشتگان و اموات بوده است و حتی حضرت نیز دستور به این امر کرده‌‍‌اند.

بدعت خواندن عزاداری از سوی وهابیت و اشک و ماتم رسول خدا برای گذشتگان

عزاداری و نوحه‌سرایی برای اموات و گذشتگان از جمله سنت‌های نبوی است که شیعه و سنی به آن عمل کرده و می‌کنند. اما در این میان فرقه جعلی و انحرافی وهابیت با ایجاد انحراف در  تعالیم اسلامی و سنت‌های نبوی و بدعت و حرام اعلام کردن گریه و عزاداری، در صدد نشان دادن چهره‌ای خشن، بدون عاطفه و ضد انسانی از اسلام به جهانیان هستند.

آنان برای رسیدن به مقاصد پلید و شوم خود و شکاف در درون امت اسلامی از هیچ دروغ و خیانتی پروا نمی‌کنند و با زیر پا نهادن سنت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله) و دروغ بستن به خدا و رسولش، به تضعیف و نابودی اسلام حقیقی می‌اندیشند. که در این مقاله از یکی از دروغ‌های آنان در باب حرمت عزاداری و نوحه‌سرایی، پرده برمی‌داریم، تا ماهیت خبیث و ذات ناپاک‌شان، بیش از پیش بر همگان روشن شود.

ابن تیمیه موسس فکری وهابیت می‌گوید: «از حماقت‌هاي شيعيان برپايی مجلس ماتم و نوحه برای كسی است كه سال‌ها پيش كشته شده است».[1] او در جای دیگر عزاداری برای سیدالشهدا(علیه‌السلام) را بدعت و حرام می‎‌خواند.[2]

این عقیده وهابیت در حالی است که گریه و ماتم برای اموات و عزاداری کردن برای صالحین و اولیای الهی امری است که مکرر در سیره نبوی وجود دارد، وتاریخ بارها و بارها شاهد اشک و ماتم و عزاداری پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) برای گذشتگان و اموات بوده است و حتی حضرت خودش به این امر سفارش می‌کند.

در این نوشتار به نمونه‌هایی از آن در سیره حضرت اشاره می‌کنیم:

1. گریه‌ی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله) در شهادت حمزه
پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) در شهادت عمویشان حمزه آن‌چنان اشک می‌ریختند که ابن مسعود می‌گويد: «نديديم پيامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله) بر كسي گريه كند، آن‌گونه كه با شدّت در شهادت عمويش حمزه اشك می‏ريخت ....».[3]

هم‌چنین رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) مردم را نیز به عزاداری برای عموی‌شان سفارش می‌کردنند چنان‌که نقل کرده‌اند که روزی پیامبراکرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله) از كنار خانه‌هايی از أنصار عبور می‌كردند كه صدای بكاء و نوحه بر كشته‌گان خودشان را شنيدند. چشمان حضرت پر از اشك شد و فرمود: عمويم حمزه گريه كن ندارد. و چون سعد بن معاذ و أسيد بن حضير به خانه‌های بنى عبد الأشهل بازگشتند زنان‌شان را أمر كردند تا غم و اندوه‌ خود را در سينه‌ها حبس كنند و ابتدا برای عموی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌واله) عزاداری كنند. [4]

2. دستور رسول اکرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله) به گريه‌ی بر جعفر بن ابی طالب
ابن اثیر می‌نویسد: «جعفر بن ابی‌طالب از فرماندهان جنگ موته بود، كه رسول خدا(صلی‌الله‌عليه‌وآله) با شنيدن خبر شهادتش به ديدن فرزندانش رفت، وقتی‌كه وارد خانه شد فرزندان جعفر را صدا زد، آنان را می‌بوسید در حالی‌كه اشك از چشمان مباركش جاری بود. اسما فريادش بلند شد، زن‌ها دورش حلقه زدند، فاطمه زهرا(سلام‌الله‌عليها) وارد منزل شد و گريه می‌‏كرد، و می‌‏فرمود: «وا عمّاه» سپس پیامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله) فرمودند: «گريه كنندگان بايد بر همانند جعفر گريه كند».[5]

3. مخالفت پيامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله) با برخورد عمر در عزای زينب
همچنین در منابع اهل سنت آمده: پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عمر را از جلوگيری از گريه زنان، نهی کرد. این قضیه چنین گزارش شده است: رسول خدا(صلی‌الله‌عليه‌وآله) برای تشيع جنازه‌ای خارج شد و به همراه او عمر هم حاضر بود. در اين حال صدای زنان به گوش رسيد كه گريه می‌كردند عمر به شدت با آن‌ها برخورد کرد. حضرت به عمر فرمود: «آن‌ها را رها كن كه چشم اشك‌بار است و جان‌ها مصيبت‌زده؛ آنان تازه کسی را از دست داده‌اند».[6]

4. گريه رسول اكرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله) بر مادرش آمنه
مسلم نیشابو‌ری نقل می‌کند: «روزى رسول خدا(صلی‌الله‌عليه‌وآله) قبر مادر عزيز خود آمنه را در ابواء زيارت كرد. آن حضرت در كنار قبر مادر گريست و همراهان خود را نيز به گريستن وا داشت...».[7]

5. گريه رسول اكرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله)در مرگ فرزندش ابراهيم
بخاری از انس بن مالک نقل می‌کند: «ابراهيم از «ماريه» به دنيا آمد، بيش از 18 ماه از عمرش نگذشته بود كه دست قضا او را از پدر گرفت، آن حضرت در مرگ فرزند خردسالش گريان بود كه عبد الرحمان بن عوف از گريه حضرت تعجّب كرد. عرض كرد: «آيا شما هم در مرگ فرزند گريه می‌‏كنيد؟».
حضرت فرمود: «ای پسر عوف، اشك ريختن در مرگ فرزند لطف و رحمت خداوند است».
سپس فرمود: «چشم گريه می‌‏كند، و دل غمگين و محزون می‌‏شود، ولی‌ سخنی نمی‌‏گوييم مگر آن‌چه كه خدا را راضی كند، ای ابراهيم ما در فراق تو محزون و غمگين هستيم».[8]

6. گريه رسول اكرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله) در سوگ  عثمان بن مظعون
حاکم نیشابوری نقل می‌کند: «رسول خدا(صلی‌الله‌عليه‌وآله) بعد از مرگ عثمان بن مظعون او را بوسيد و برای او گريست».[9]

7. گريه پيامبر(صلی‌الله‌عليه‌وآله) بر سعد بن ربيع شهيد اُحد
حاكم در مستدرك به نقل از جابر بن عبد الله انصاری می‌نويسد: «هنگامی ‌كه سعد بن ربيع در جنگ اُحد به شهادت رسيد، رسول الله(صلی‌الله‌عليه‌وآله) به مدينه مراجعت کرد... آن حضرت به خانه او وارد شد ما هم به همراه او وارد خانه شديم. جابر می‌گويد: به خدا سوگند در آن‌جا نه زيراندازی وجود داشت و نه اثاثيه‌ای. ما در كنار حضرت نشستيم و آن حضرت درباره شخصيت سعد بن ربيع سخن می‌گفت و برای او طلب رحمت می‌كرد،... هنگامی كه زنان اين جملات را از حضرت شنيدند، شروع كردند به گريه کردن و در اين حال چشمان حضرت نيز پر از اشك شد. و حضرت از گريه کردن زنان ممانعت نکردند».[10]

بنابراین اشک و ماتم و نوحه سرایی برای اموات و کسانی که از این دنیا رخت بربسته‌اند نه تنها بدعت نیست، بلکه شخص رسول خدا(صلی‌الله‌عليه‌وآله) با مرگ عزیزان و یاران‌شان اندوه‌گین و محزون می‌شدند و برای آنان اشک می‌ریختند و حتی به دیگران نیز سفارش می‌کردند که گریه کنند و هرگز مانع این امر نشد. اما عجیب این است که این وهابیان خبیث چطور این روایات و سنت‌ قطعی را نادیده گرفته‌اند.

___________________________________
پی‌نوشت
[1]. منهاج السنة النبويه، اسم المؤلف:  أحمد بن عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ج 1، ص 52.
[2]. همان،ج 4، ص  334 تا 553.
[3]. ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى، اسم المؤلف:  محب الدين أحمد بن عبد الله الطبري، دار النشر: دار الكتب المصرية - مصر، ص 181؛ السيرة الحلبية في سيرة الأمين المأمون، اسم المؤلف: علي بن برهان الدين الحلبي، دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1400، ج 2، ص 247.
[4]. تاريخ الطبري، اسم المؤلف:  لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، ج 2، ص 210؛ السيرة النبوية لابن هشام، اسم المؤلف: عبد الملك بن هشام بن أيوب الحميري المعافري أبو محمد، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1411 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: طه عبد الرءوف سعد، ج 3، ص 61؛ البداية والنهاية، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء، دار النشر: مكتبة المعارف - بيروت، ج 4، ص 54 و 55.
[5]. أسد الغابة في معرفة الصحابة، اسم المؤلف: عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد الجزري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان - 1417 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولى، تحقيق: عادل أحمد الرفاعي، ج 1   ص 423؛ الاستيعاب، ابن عبدالبر،  دار النشر : دار الجيل – بيروت، ج 1 ، ص 243.
[6]. ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، ج 1، ص 381،ش 1406 ؛  السنن الكبرى، اسم المؤلف:  أحمد بن شعيب أبو عبد الرحمن النسائي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411 - 1991 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: د.عبد الغفار سليمان البنداري, سيد كسروي حسن، ج4، ص19، ش 1850؛ مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة - مصر، ج1، ص231 و ج2، ص444، ش 9729.
[7]. صحيح المسلم، مسلم نیشابوری، نشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت، ج 2، ص 671 ، ح 976؛ المستدرك على الصحيحين، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، ج 2، ص 336.
[8]. همان، ج 4، ص 1808، كتاب الفضائل، باب رحمته بالصبيان؛ الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 2، ص 85، ح 1303.
[9]. المستدرك على الصحيحين، ج 1، ص 514، ش 1334؛ الجامع الصحيح سنن الترمذي، اسم المؤلف: محمد بن عيسى أبو عيسى الترمذي السلمي، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت  ، تحقيق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ج 3، ص 314، ش 989.
[10]. امتاع الاسماع، اسم المؤلف:  أحمد بن علي بن عبد القادر بن محمد المقريزي (المتوفى : 845هـ)، ج 13، ص 269.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.