من از شيعيان حسین بن علی هستم

13:22 - 1395/07/17

قیس بن مسهر صیداوی، یکی از شیعیان امام حسین (علیه‌السلام) نه تنها از تهدیدات ابن زیاد هیچ واهمه‌ای نداشت، بلکه از هر فرصتی برای یاری رساندن به فرزند پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) استفاده کرد و سرانجام در این به دیدار حق شتافت.
 

من از شيعيان حسین بن علی هستم

قیام سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) یک حرکت الهی و فراتر از هرگونه تعلقات است. به همین منظور شایسته است تا نه تنها تمام مسلمانان، بلکه تمامی آزاداندیشان و عدالت‌خواهان جهان با تأسی از این وجود نورانی در راه برقراری عدالت گام بردارند. متأسفانه در دوران ما گروهی اندک که مجهز به امکانات فراوانی هستند تلاش می‌کنند تا با القای شبهات فراوان مردم را از معارف این امام هدایت‌گر دور کنند.
یکی از شبهات بی‌اساسی که این افراد منحرف به آن دامن می‌زنند این است که امام حسین(علیه‌السلام) توسط شیعیان خود به شهادت رسید. ما در چند نوشتار تلاش می‌کنیم تا این شبهه را از دو جهت بررسی کنیم.

یک جهت اینکه به بررسی شخصیت‌های شیعه آن زمان می‌پردازیم تا مشخص شود که شیعیان در آن واقعه بزرگ چه نقشی داشته‌اند. و دیگر آنکه، شخصیت و زندگی قاتلان امام حسین(علیه‌السلام) را نیز به خوانندگان محترم معرفی کنیم، تا مشخص شود که این جنایت‌کاران به چه نسبتی با تشیع و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) دارند.

در این نوشتار به فعالیت قیس بن مسهر صیداوی یکی از یاران امام حسین(علیه‌السلام) می‌پردازیم.

نام کامل او «قیس بن مسهر بن خلید بن جندب بن منقذ بن جسر بن نکره بن صیداء» است. قبیله او بنی صیدا نام داشت که یکی از طایفه‌های بنی اسد به شمار می‌آید.[۱] قیس بن مسهر قاصد بین مردم کوفه و امام حسین(علیه‌السلام) و هم‌چنین رابط بین مسلم بن عقیل و حضرت بود ،ولی مهم‌ترین فراز زندگی او زمانی رقم خورد که امام حسين(علیه‌السلام) به ناحیه حاجر از بطن الرّمة رسید و قیس بن مسهر صیداوی را به همراه نامه‌ای به طرف اهل کوفه فرستاد که در آن چنین نوشت:
«بسم‌الله الرحمن الرحیم؛ از طرف حسین بن علی به برادران مؤمن و مسلمانش، سلام‌علیکم، حمد و سپاس می‌کنم خدایی را که خدایی جز او نیست، امّا بعد، نامه مسلم بن عقیل به من رسید، که از حسن نیت و اجتماع‌تان در یاری رساندن به ما و مطالبه حق ما خبر می‌داد. از خدا می‌خواهم کار را برایمان آسان و نیکو گرداند، به خاطر این نصرت و یاری، أجر عظیمی نصیب‌تان کند. روز سه شنبه هشتم ذی الحجه به طرف شما حرکت کردم، لذا وقتی فرستاده‌ام نزدتان آمد، در کارتان سرعت و اهتمام بورزید که من ان شاء الله در همین روزها نزد شما خواهم آمد، و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته».[2]

قیس در منطقه قادسیه با حصین بن نمیر برخورد کرد و به سرعت نامه امام حسین(علیه‌السلام) را پاره کرد. افراد حصین بن نمیر قیس را دست‌گیر کردند و نامه تکه‌تکه شده را یافتند. حصین او را نزد ابن زیاد فرستاد اوضاع قیس و نامه پاره را به ابن زیاد گزارش داد.
وقتی قیس را نزد ابن زیاد آوردند؛ ابن زیاد از او پرسید تو کیستی؟
قیس در پاسخ گفت: من مردی از شیعیان حسین بن علی(علیهماالسلام) هستم.
ابن زیاد گفت: چرا نامه را پاره‌پاره کردی؟
قیس جواب داد: از ترس تو، تا از مضمون آن مطلع نشوی.
ابن زیاد: این نامه را چه کسی نوشته؟
قیس جواب داد: حسین بن علی(علیهماالسلام)
ابن زیاد پرسید: به چه افرادی نوشته بود؟
قیس گفت: به قومی از اهل کوفه که من ایشان را نمی‌شناسم.
ابن زیاد که از مقاومت قیس بن مسهر به تنگ آمده با بود با عصبانیت گفت: یا می‌گویی که این نامه خطاب به چه افرادی است و یا این‌که بر منبر می‌روی و علی و حسن و حسین(علیهم‌السلام) را دشنام می‌گویی تا از دست من خلاصی یابی و گرنه تو را قطعه‌ قطعه می‌کنم.[3]
قیس بن مسهر که به خوبی از نیات پلید ابن زیاد آگاه بود، تصمیم گرفت تا از فرصتی که ابن زیاد برایش فراهم کرده است استفاده کند و پیشنهاد ابن زیاد را پذیرفت. قیس خطاب به ابن زیاد گفت: من آن کوفیانی را که مخاطب نامه بودند را نمی‌شناسم ولی حاضرم تا بر بالای منبر حسین و پدر و برادرش(علیهم‌السلام) را لعن کنم.
ابن زیاد که خود را برای یک مانور تبلیغاتی علیه امام حسین(علیه‌السلام) آماده می‌کرد، دستور داد تا قیس را به مسجد[4] ببرند و مردم را جمع کنند تا قیس در حضور مردم اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را لعن کند.
زمانی که قیس را نزد مردم حاضر کردند او خطاب به مردم کوفه چنین گفت: «ای مردم به زودی حسین بن علی(علیهماالسلام) بهترین خلق خدا، پسر فاطمه دختر پیمبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌رسد، و من فرستاده او سوی شمایم. در شب از او جدا شدم، او را اجابت کرده و یاریش کنید». سپس ابن زیاد و پدرش را لعنت کرد و برای علی ابن ابی طالب(علیه‌السلام) آمرزش خواست.
پس‌ از این سخنان، دژخیمان اموی به دستور ابن زیاد، قیس را از بالای قصر رها کرده و به شهادت رساندند.[5] هنگامی‌که خبر شهادت قیس به امام حسین(علیه‌السلام) رسید برای او گریست و در حق او دعا کرد.[6] 

سخن آخر
همان‌طور که گذشت قیس بن مسهر صیداوی، نزد ابن زیاد خود را شیعه امام حسین(علیه‌السلام) معرفی کرد و نه تنها از تهدیدات ابن زیاد هیچ واهمه‌ای نداشت، بلکه از هر فرصتی برای یاری رساندن به فرزند پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) استفاده کرد و سرانجام در این راه به دیدار حق شتافت. حال سؤال ما از این افراد مغرض این است که آیا ممکن است فردی که خود را شیعه و فدایی اهل بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌داند و در راه حقانیت و مظلومیت سالار شهیدان، از جان خود می‌گذرد، دست در دست دشمنان اهل بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بگذارد و خون سرور جوانان اهل بهشت را بر زمین بریزد؟ 

برای مطالعه بیشتر به کتاب «تاریخ قیام و مقتل جامع سید الشهداء» مراجعه کنید.

_____________________
پی‌نوشت
[1]. بلاذری، احمد بن یحیی، کتاب جمل من انساب الأشراف، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت،‌دار الفکر، ط الأولی، ۱۴۱۷/۱۹۹۶، ج11، ص164 و یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ‌دار صادر، بی‌تا، ج1، ص230.
[2]. ابو مخنف كوفى، وقعة الطفّ، تحقیق: محمد هادی یوسفی غروی، ترجمه جواد سلیمانی [نخستين گزارش مستند از نهضت عاشورا]، ‏موسسه آموزشى پژوهشى امام خمينى، چاپ دوم، قم، 1380ش.، ص97.
[3]. ابن اعثم کوفی، كتاب الفتوح، تحقيق على شيرى، بيروت، دارالأضواء، ط الأولى، 1411/1991، ج5، ص82.
[4]. در گزارش طبری به جای مسجد از قصر نام برده شده است.
[5]. طبری، محمد بن جرير، تاريخ الأمم و الملوك، تحقيق محمد أبوالفضل ابراهيم ، بيروت، دار التراث، ط الثانية، 1387/1967، ج5، ص395.
[6]. ابن اعثم، همان، ص83.

نظرات

تصویر لبیک یا زکزاکی
نویسنده لبیک یا زکزاکی در

صلوات الله علیه این شخصیت جزء معدود کسانی بود که در جریان نهضت
کربلا ابی عبدالله ع درباره آنان سخنانی به مدحشان فرمودند.ممنون از مطلبتان.

تصویر ایرج
نویسنده ایرج در

سلام براو

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.