عدالت

23:06 - 1391/12/12
رهروان ولایت _ فقهاي شيعه براي اموري نازلتر از ولايت سياسي و تدبير امور اجتماعي، نظير امامت جماعت يا قضا، عدالت را شرط دانسته‌اند. پس جاي تعجب و انكار نيست كه در امر خطيري نظير امامت بر امت كه با مصالح و سعادت آحاد افراد گره خورده است عدالت شرط مهم و اساسي باشد.
ويژگيها و شرائط رهبري: عدالت

فقهاي شيعه براي اموري نازلتر از ولايت سياسي و تدبير امور اجتماعي، نظير امامت جماعت يا قضا، عدالت را شرط دانسته‌اند. پس جاي تعجب و انكار نيست كه در امر خطيري نظير امامت بر امت كه با مصالح و سعادت آحاد افراد گره خورده است عدالت شرط مهم و اساسي باشد. از آيات و روايات فراواني استفاده مي‌شود كه نبايد از جائر و ظالم تبعيت كرد. خداوند متعال در قرآن ما را از متمايل شدن به ستمگران و كساني كه ظلم پيشه كرده‌اند باز مي دارد:

((وَ لاَ تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَ مَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِيَاءَ ثُمَّ لاَ تُنْصَرُونَ))[1]

تكيه و تمايل به ظالمان اعم از دوستي و نصيحت و تبعيت از آنان؛ شامل مساعدت و ياري و اطاعت از امام و رهبر غير عادل نيز مي‌شود. علي بن ابراهيم روايت زير را در تبيين مراد از تمايل به ظالمان نقل مي‌كند: «ركون مودة و نصيحة و طاعة»[2]

خداوند در آيات متعددي مردم را از اطاعت مسرفان و گناهكاران و هواپرستان نهي كرده است كه همه اين امور تبلور بي‌عدالتي است:

((وَ لاَ تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ * الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لاَ يُصْلِحُونَ))[3]

((لاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً))[4]

در روايات فراواني بر لزوم عدالت زعيم و امام جامعه تأكيد شده است. امام حسين (عليه السلام) براي اهل كوفه نوشت: «فلعمري‏ ما الامام‏ الا الحاكم بالكتاب، القائم بالقسط الدائن بدين الحق»[5].

امام حسن مجتبي (عليه السلام) در خطبه‌اي در حضور معاويه تأكيد فرمود كسي كه جور ورزد و از مسير عدالت خارج شود نمي‌تواند زعيم و خليفه مسلمين باشد: «إنّما الخليفة من‏ سار بكتاب‏ الله‏ و سنّة رسوله صلّى الله عليه و آله و ليس الخليفة من سار بالجور و عطل السنن»[6].

از مجموع آيات و روايات كه تنها به نمونه‌هايي از آنها اشاره شد، استفاده مي‌شود كه فاسق و جائر فاقد ولايت شرعي بر امت است و ولايت غير عادل از سنخ ولايت طاغوت است.[7]

آيت الله علامه جوادي آملي در مورد اين شرط مي فرمايد: «فقيه جامع الشرايط، كسى است كه علاوه بر جناح عقل نظرى، در جناح عقل عملى نيز به مقدار ممكن كامل باشد؛ يعنى علاوه بر اينكه لازم است علم دين را درست بفهمد، بايد آن علم را در خودش و محدوده حياتش و در جامعه اسلامى به درستى اجرا نمايد؛ لازم است همه وظايف دينى خود را انجام دهد و آنچه از دين بايد به مردم ابلاغ كند، ابلاغ نمايد و چيزى را كتمان نكند. فقيه عادل، بايد به ميل و هوس كارى نكند؛ مطيع هواهاى نفسانى نگردد و گناهى از او سرنزند؛ نه واجبى را ترك كند و نه حرامى را مرتكب شود».

ايشان در ادامه مي‌افزايند: «بنابراين، ويژگى دوم فقيه جامع الشرايط، ترك هوا و هوس و تابعيت عملى محض نسبت به احكام و دستورهاى دين است. فقيه حاكم، اگر فتوا مي‌دهد، بايد خود نيز به آن عمل كند و اگر حكم قضايى صادر مي‌كند، خود نيز آن را بپذيرد و اگر حكم ولايى و حكومتى صادر و انشاء مي‌نمايد، خود نيز به آن گردن نهد و آن را نقض نكند»[8].

 

[1] آيه 113 سوره هود

[2] تفسير القمي، ج‏1، ص 338

[3] آيه 28 سوره كهف

[4] آيه 151 و 152 سوره شعراء

[5] الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد شيخ مفيد، ج‏2، ص 39

[6] الخرائج و الجرائح قطب راوندي، ج‏1، ص 237

[7] حكومت اسلامي درسنامه انديشه‌ي سياسي اسلام، ص 189 و 190

[8] ولايت فقيه؛ ولايت فقاهت و عدالت، ص 138 و 139

نظرات

تصویر منتظرالمهدی

يک شب بيا ستاره بريزم به پاي تو
اي آفتاب من همه چيزم فداي تو
يک شب بيا به ما برسد اي اذان صبح
از پشت بام مسجد کوفه صداي تو

ما مدتي است خانه تکاني نکرده ايم
شرمنده ايم در دل ما نيست جاي تو
غير از همين دو قطره اشکي که مانده بود
چيزي نداشتک که بريزم به پاي تو

از روزهاي هفته سه شنبه براي من
شبهاي پنجشنبه و جمعه براي تو
روزي به خاطر سفر جمکران من
روزي به خاطر سفر کربلاي تو

آقا جان ...

تصویر كبوتر مهاجر

چه دیده ها که دوخته به در شده و نیامدی
چه عمرها ز دوری تو سر شده و نیامدی
شنیده بودم از کسی که با بهار می رسی
ببین که از بهار هم خبر شد و نیامدی
بیا ببین در این جهان امام خوب و مهربان
اسیر فتنه ی زمان بشر شد و نیامدی

تصویر آهسته عاشق می شوم

خدا گويد: تو إي زيباتر از خورشيد زيبايم...
تو إي والاترين مهمان دنيايم...
بدان آغوش من باز است...
شروع كن يك قدم با تو؛ تمام گامهاي مانده اش با من...
.
.
.
التماس نور[گل]

تصویر آهسته عاشق می شوم

خار در چشم این کوچه ها اگر برای آمدنت جارو نشوند.
خار در چشم این دقایق اگر تو را آرزو نکنند.
خار در چشم این روزگار اگر امید آمدنت را ناامید ببیند.
.
.
.
کجایی ای روز اجتناب ناپذیر؟؟؟
http://ziyafatname.blogfa.com/post/530

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.