غدیرخم چگونه به فراموشی سپرده شد؟

23:22 - 1395/06/30

یکی از سوالاتی که ذهن هر بیننده‌ای را به خود مشغول می‌کند داستان غدیر و فراموشی آن است و این نکته که چگونه غدیر که در آن هزاران نفر از مسلمانان حضور داشتند. بعد از هفتاد روز به فراموشی سپرده می‌شود و جامع با حضور سیزده نفر به انحراف کشیده می‌شود، از این‌رو در ادامه تلاش می‌کنیم به تعدادی از ادله، این انحراف اشاره کنیم.

غدیرخم چگونه به فراموشی سپرده شد؟

یکی از سوالاتی که ذهن هر بیننده‌ای را به خود مشغول می‌کند، داستان غدیر و فراموشی آن است و این نکته که چگونه غدیر که در آن ده‌ها هزار نفر از مسلمانان حضور داشتند. بعد از هفتاد روز به فراموشی سپرده می‌شود و حضور گروهی در سقیفه[1] سبب به انحراف کشیده شدن جامعه اسلامی می‌گردد.

برای پاسخ به این سوال باید گذری کوتاه به تاریخ صدر اسلام داشته باشیم، و دیدگاه مردمان آن روز را مورد تحلیل قرار دهیم، حقیقت تاریخ آن است که غالب افرادی که در واقعه غدیر حضور داشتند به سه گروه تقسیم می‌شدند که عبارت بودند از گروهی تازه مسلمان، که هنوز با ارزش‌های اسلامی چندان آشنایی نداشتند و هم‌چنان ارزش‌های جاهلی برای ایشان، از اهمیت بیشتری برخوردار بود. گروهی دیگر، افرادی منافقی بودند که از ترس جان‌شان به ظاهر اسلام آورده بودند، از این‌رو منتظر بودند، که در اولین فرصت، بیشترین و سخت‌ترین ضربه را به جامعه اسلامی وارد کنند. در این میان گروه سومی از مسلمانان نیز حضور داشتند، که با اخلاص و شناخت به اسلام گرویده بودند.

بر اساس آیه 67 سوره مائده که در حادثه غدیر خم نازل شده است، به این نکته رهنمود می‌شویم[2] که از میان سه گروه که ذکر شد، دو گروه اول، غالب افراد هستند، که در واقعه غدیر حضور داشته‌اند، به نحوی که رسول خدا(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) می‌ترسید که این افراد انتصاب امیرالمومنین(علیه‌السلام) را به عنوان، یک امر شخصی تلقی کنند که بر اساس قومیت و نژاد بوده است. این نگرانی به قدری اهمیت داشت که خداوند متعال، برای آن آیه‌ای از قرآن را نازل کرد، و پیامبرش را تهدید می‌کند که اگر دستوری را که به تو ابلاغ کرده‌ام به مردم نرسانی، مانند این است، که اصلاً پیغام خداوند متعال را نرسانده‌ای. خدا در قرآن خطاب به پیامبر اکرم(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) این‌گونه می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين‏[مائده/67] اى فرستاده ما آن‌چه را از ناحيه پروردگار به تو نازل شده برسان و اگر نرسانى اصلا پيغام ‏پروردگار را نرساندى و خدا تو را از(شر) مردم نگه مى‌‏دارد، زيرا خدا كافران را هدايت نمى‌کند».

اکنون بعد از هفتاد روز از واقعه غدیر، سقیفه در غیاب یاران خالص رسول خدا(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) برپا شده است، علت عدم حضور صحابه‌ی مطیع پیامبر(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) از آن روست که ایشان به دستور پیامبر(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) در خارج از مدینه، و در سپاه اسامه حضور داشتند، و یا آن‌که مشغول غسل و کفن رسول خدا(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) بوده‌اند، ولی مدعیان خلافت بر خلاف دستور پیامبر(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) با بهانه‌های واهی، از این سپاه جدا شده و به مدینه آمده بودند. از این‌رو در سقیفه حق مولای متقیان علی(علیه‌السلام) ــ یا که بهتر است بگوییم حق خداوند ــ  را غصب کردند.

بعد از سقیفه نیز همتی از سوی مسلمانان، برای دفاع از رهبر بر حق جامعه انجام نگرفت، که می‌توان، علت، آن را در عوامل زیر خلاصه کرد:

 1. نظام قبیله‌ای که در آن زمان وجود داشت و متابعت کورکورانه، افراد قبیله، از رئیس خویش.[3]

2.  فضای اختناقی که از سوی غاصبان خلافت در جامعه اسلامی به وجود آمد.[4]

3.  سومین نکته، که می‌توان گفت، عدم توجه مردم به اهمیت حاکم دینی در جامعه است، به این معنا که از دیدگاه مردم آن دوران، همان مقدار که نماز و حج و احکام عبادی دیگر در جامعه انجام پذیرد، برای جامعه کفایت می‌کند، و اهمیتی برای حاکم جامعه قائل نبودند، از همین‌رو با رجوع به تاریخ مواردی متعدد، از مخالفت صحابه، با پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به چشم می‌خورد مانند، عدم حضور در سپاه اسامه، یا نیاوردن قلم و دوات برای آخرین وصیت ایشان، گوشه‌ای از این تفکر است.این دیدگاه بعدها آن‌چنان ضربه‌ای به جامعه اسلام زد که بعد از مدتی، بهترین فرزند رسول خدا(صلّى‌اللّه‌عليه‌وآله) و صحابه ایشان، به بدترین صورت ممکن از سوی دشمان اسلام، و به اسم اسلام به شهادت رسیدند.

__________________________________________________
پی‌نوشت
[1]. مشهورترین افرادی که در سقیفه حضور داشتند، عبارتند از: 1ـ سَعد بن عَباده(سيره‏ى ابن هشام، ج 4، ص 306 / تاريخ طبرى، ج 2، ص 445).2ـ اُسَيد بن خُضَير(ابن هشام / طبرى).3ـ بشير بن سعد(طبرى).4ـ حباب بن منذر(طبرى).5ـ معاذ بن جبل(السقيفة انقلاب ابيض، ص 169 / نجاح‏الطائى، بيروت، 1417).6ـ طايفه‏ى بنى‏اسلم كه از مردم مدينه نبودند و از بيرون شهر آمده بودند(طبرى).7ـ ابوبكر(ابن هشام / طبرى).8ـ عمر بن خطاب(ابن هشام / طبرى).9ـ ابوعبيدة بن جرّاح(ابن هشام / طبرى).10ـ مغيرة بن شعبه(ابن هشام / طبرى).11ـ عبدالرحمن بن عوف(السقيفة انقلابٌ ابيض).12ـ خالد بن وليد(السقيفة انقلابٌ ابيض).13ـ سالم(السقيفة انقلابٌ ابيض).
[2]. برای توضیح بیشتر رجوع کنید به تفسیر المیزان، علامه طباطبایی در ذیل این آیه شریفه.
[3]. برای آشنایی با گوشه‌ای از سنت‌های جاهلی که بعد از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در میان اعراب باقی مانده بود رجوع کنید به،«سنتی که خلیفه دوم برای آیندگان در بیت المال قرار داد!؟» و همچنین «جریان سقیفه و اتفاقات بعد از آن»
[4]. برای آگاهی به فضای اختناق و سرکوب، رجوع کنید به «بعد از وفات پیامبر بر مردم مدینه چه گذشت؟»

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.