استدلال امام جواد برای امامت در کودکی

11:13 - 1395/06/12

چکیده: امام جواد(علیه‌السلام) بیان می‌کنند که سنت الهی درباره امامت و نبوت، مانند هم است و همان‌طور که پیامبران الهی ممکن است در سنین پایین به نبوت برگزیده شوند امامان معصوم(علیهم‌السلام) هم مطابق با این سنت می‌توانند در سنین پایین به امامت منصوب شوند و این امر، سنت پروردگار برای هدایت مردم است.

استدلال امام جواد برای امامت در کودکی

امام جواد(علیه‌السلام) نهمین امام شیعیان فرزند امام رضا(علیه‌السلام) است؛ مادرش «سبیکه» نام داشت که از خاندان ماریه قبطیه، همسر پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به شمار می‌رود. در برخی از منابع، نام مادر ایشان «خیزران» و «ریحانه» نیز ذکر شده است.[1]

یکی از مهم مسائل کلامی امکان امامت شخص در کودکی است و با توجه به این‌که امام جواد(علیه‌السلام) پس از شهادت پدر بزرگوار خود درحالی‌که تنها هشت سال داشت، به امامت رسید، این مسئله برای اولین بار در زمان ایشان مطرح شد. برخی از دشمنان مکتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و گروهی از افراد کم اطلاع، این موضوع را به‌ عنوان شبهه مطرح کردند و کوشیده‌اند مسئله امامت ایشان را با مشکل مواجه کنند.

امام جواد(علیه‌السلام)  نیز با استفاده از قرآن کریم به اثبات امامت خود و دفع شبهات پرداخت و در واقع با این کار، علاوه بر اثبات امامت خود، مقدمات تثبیت امامت امام هادی(علیه‌السلام) و حضرت ولی‌عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) -را که در خردسالی به امامت رسیدند- را فراهم کرد. نوشتار حاضر به همین مطلب می‌پردازد.

امام جواد(علیه‌السلام) با توجه به اهمیت این موضوع، ابتدا به تبیین آن در میان شیعیان پرداخت تا بنیه علمی و اعتقادی آنان را مستحکم کند و خود شیعیان هم بتوانند پاسخ‌گوی این شبهه باشند. در این‌باره «علی بن اسباط» یکی از یاران امام رضا و امام جواد(علیهماالسلام) نقل می‌کند که روزی خدمت امام جواد(علیه‌السلام) رسیدم و به سیمای امام خیره شدم تا چهره ایشان را به خاطر بسپارم و پس از بازگشت به مصر برای ارادت‌مندان حضرت توصیف کنم. درست در همین لحظه امام جواد(علیه‌السلام) که گویا تمام افکار من را خوانده  بود در برابر من نشست و به من توجه کرد و فرمود: «ای علی بن اسباط، کاری که خداوند در مسئله امامت انجام داده است، مانند کاری است که در مورد نبوت انجام داده است. خداوند درباره حضرت یحیی(علیه‌السلام) فرمود: «یا یَحْیی خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا [مریم/12] ای یحیی کتاب (خدا) را با قوّت بگیر و ما فرمان نبوت(و عقل کافی) در کودکی به او دادیم» و درباره حضرت یوسف(علیه‌السلام) فرمود: «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْم [یوسف/22] و هنگامی که به بلوغ و قوّت رسید، ما حکم (نبوت) و علم به او دادیم» و درباره حضرت موسی(علیه‌السلام) فرمود: «بَلَغَ أَرْبَعینَ َ سَنَهً [احقاف/15] و به چهل سالگی بالغ گردد» بنابر این همان‌گونه که ممکن است خداوند علم و حکمت را در سن چهل سالگی به شخصی عنایت کند، ممکن است همان حکمت را در دوران کودکی نیز به شخص دیگری عطا کند.[2]

امام جواد(علیه‌السلام) در این روایت بیان می‌کند که سنت الهی درباره امامت و نبوت، یکسان است و همان‌طور که پیامبران الهی ممکن است در سنین پایین به نبوت برگزیده شوند، امامان معصوم(علیهم‌السلام) هم بر اساس این سنت الهی، می‌توانند در سنین پایین به امامت منصوب گردند و این امر سنت پروردگار برای هدایت مردم است.

در روایت دیگری که مرحوم کلینی در کتاب ارزش‌مند «الکافی» نقل کرده است آمده: «مدتی پس از آن‌که حضرت امام رضا(علیه‌السلام) به شهادت رسید، شخصی به نام «علی بن حسان» نزد امام محمدجواد(علیه‌السلام) حضور یافت و خطاب به حضرت گفت: ای فرزند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مردم نسبت به مقام و موقعیت شما که در نوجوانی امام و حجّت خدا بر آن‌ها می‌باشید، مشکوک هستند و ایجاد شبهه می‌کنند؟!
حضرت جوادالائمه(علیه‌السلام) لب به سخن گشود و اظهار داشت؛ چرا مردم چنین مطالبی را بیان می‌کنند؟ سپس افزود: خداوند متعال بر رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) این آیه شریفه قرآن را فرستاد: «قُلْ هذِهِ سَبیلی أَدْعُوا إِلَی اللَّهِ عَلی بَصیرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنی [یوسف/108] بگو: این راه من است من و پیروانم، با بصیرت کامل، همه مردم را به سوی خدا دعوت می‌کنم»؛ سپس امام جواد(علیه‌السلام) فرمود: به خدا قسم، کسی غیر از علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) از پیغمبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تبعیت نکرد و در آن زمان تنها 9 سال داشت و من نیز اکنون 9 ساله هستم.[3][4]
امام جواد(علیه‌السلام) در این روایت با اشاره به زندگی امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بیان می‌کند؛ همان‌طور که امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) با توجه به سن اندک خود به یاری دین خدا و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و انجام تکلیف الهی پرداخت، من نیز در این سن به انجام تکلیف الهی خود -هدایت مردم- می‌پردازم.

در نتیجه: درست است که دوران رشد و شکوفایی عقل و جسم انسان معمولاً حدومرز خاصی دارد و با رسیدن زمان آن، عقل و جسم انسان به کمال می‌رسد؛ اما در عین‌حال مانعی ندارد که خداوند متعال این دوران را برای برخی از بندگان شایسته خود کوتاه کند و امام جواد(علیه‌السلام) در دو روایت فوق با استفاده از آیات قرآن به اثبات این مسئله پرداختند.   

برای مطالعه بیشتر به کتاب «سیره پیشوایان» اثر مهدی پیشوایی مراجعه کنید.

پی‌نوشت:
[۱].الكافي، شیخ كلينى، تصحیح علی اکبر غفارى، ناشر: دار الكتب الإسلاميه، چاپ چهارم، تهران‏، 1407ق. ج1، ص492.
[2]. «رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ قَدْ خَرَجَ عَلَيَّ فَأَخَذْتُ النَّظَرَ إِلَيْهِ وَ جَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَى رَأْسِهِ وَ رِجْلَيْهِ لِأَصِفَ قَامَتَهُ لِأَصْحَابِنَا بِمِصْرَ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ حَتَّى قَعَدَ فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ اللَّهَ احْتَجَّ فِي الْإِمَامَةِ بِمِثْلِ مَا احْتَجَّ بِهِ فِي النُّبُوَّةِ فَقَالَ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً فَقَدْ يَجُوزُ أَنْ يُؤْتَى الْحِكْمَةَ وَ هُوَ صَبِيٌّ وَ يَجُوزُ أَنْ يُؤْتَاهَا وَ هُوَ ابْنُ أَرْبَعِينَ سَنَةً»، همان، ص384.
[3]. «قَالَ عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع يَا سَيِّدِي إِنَّ النَّاسَ يُنْكِرُونَ عَلَيْكَ حَدَاثَةَ سِنِّكَ فَقَالَ وَ مَا يُنْكِرُونَ مِنْ ذَلِكَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِنَبِيِّهِ ص- قُلْ هذِهِ سَبِيلِي‏ أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى‏ بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي‏ فَوَ اللَّهِ مَا تَبِعَهُ إِلَّا عَلِيٌّ ع وَ لَهُ تِسْعُ سِنِينَ وَ أَنَا ابْنُ تِسْعِ سِنِينَ»، همان.
[4]. این روایت مربوط به یک سال پس از امامت حضرت می‌باشد که در آن وقت نه سال داشتند.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.