چرا امام رضا ولایت‌عهدی را پذیرفت؟

14:44 - 1395/06/06

چکیده: پذیرش ولایتعهدی توسط امام رضا(علیه‌السلام) برای تأیید حکومت بنی‌عباس نبود، بلکه حضرت برای حفظ جان خود و شیعیان و معرفی اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به عنوان افراد لایق برای حکومت و هم‌چنین رسوایی چهره مأمون و عباسیان به اجبار آن را پذیرفت.

چرا امام رضا ولایت‌عهدی را پذیرفت؟

زمانی که مأمون عباسی برادر خود امین را به قتل رساند، توانست به تنهایی بر اریکه قدرت تکیه بزند و مطمئن شد که دیگر در خاندان بنی‌عباس کسی مخالف او نیست. با وجود این پیروزی هنوز خیال مأمون از حکومت آسوده نبود و او از نفوذ معنوی شیعیان و مریدان امیرالمومنین(علیه‌السلام) اطلاع کافی داشت و می‌دانست که تداوم این نفوذ روزافزون برای بقای حکومت عباسیان بسیار خطرناک است. در نتیجه مأمون تصمیم گرفت تا از مقابله مستقیم با شیعیان پرهیز کند و تلاش کرد تا خود را شیفته اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشان دهد. به همین منظور او امام رضا(علیه‌السلام) را که امام شیعیان و بزرگ خاندان بنی‌هاشم بود را برای پذیرش خلافت و یا ولایت‌عهدی به پایتخت خود مرو احضار کرد و سرانجام موفق شد تا امام رضا(علیه‌السلام) را مجبور به پذیرش ولایت‌عهدی خود کند.

اما امام رضا(علیه‌السلام) به چه علت حاضر به پذیرش ولایت‌عهدی حاکم ظالمی چون مأمون شد که حتی برای رسیدن به خلافت، برادر خود را از دم تیغ گذرانده بود؟ آن‌چه در ادامه می‌آید برخی از دلایل حضرت برای پذیرش ولایت‌عهدی است.     

حفظ جان شیعیان
امام رضا(علیه‌السلام) زمانی ولایت‌عهدی مأمون را پذیرفت که دید اگر امتناع ورزد، نه تنها جان خویش را به راحتی از دست می‌دهد، بلکه شیعیان و دوست‌داران حضرت نیز در معرض خطر قرار می‌گیرند.
به همین منظور امام تصمیم گرفت تا جان خود و شیعیان و هواداران اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را از خطر عباسیان نجات دهد؛ زیرا امت اسلامی به وجود آنان برای تبلیغ و تعلیم اسلام نیازمند بود و در واقع اینان باید باقی می‌ماندند تا چراغ راه مردم و رهبر و پیشوای آنان در حل مشکلات و مواجهه با شبهات باشند.

در این زمینه روایتی از ریان بن صلت وارد شده که می‌گوید: «خدمت امام رضا(علیه‌السلام) رفتم و عرض کردم ای فرزند پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برخی می‌گویند شما ولی‌عهدی مأمون را قبول کرده‌اید، با آن‌که اظهار زهد و بی‌رغبتی به دنیا می‌کنید؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «خدا گواه است که این کار خوشایند من نبود، اما میان پذیرش ولی‌عهدی و کشته شدن قرار گرفتم و به ناچار پذیرفتم، آیا نمی‌دانید یوسف که پیامبر خدا بود؛ چون ضرورت پیدا کرد خزانه‌دار عزیز مصر شود، پذیرفت و گفت: «قالَ اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیم [یوسف/55] من‌را بر خزانه‌های این سرزمین بگمار، که من نگهبانی دانا هستم». اینک نیز ضرورت اقتضا کرده که من مقام ولی‌عهدی را به اکراه و اجبار بپذیرم. اضافه بر این، من داخل این کار نشدم، مگر مانند کسی هستم که از آن خارج شده است -با شرایطی که برای پذیرش این منصب قرار دادم مانند آن کسی هستم که مداخله نکرده‌-».[1]

با توجه به این روایت می‌توان گفت که اگر حضرت پیشنهاد مأمون را با قاطعیت رد می‌کرد، هم خود و هم پیروانش را در معرض خطر جدی قرار می‌داد و بدون شک این فداکاری مانند شهادت حیات‌بخش و گره‌گشای امام حسین(علیه‌السلام) گرهی از کار بسته امت اسلامی نمی‌گشود.

معرفی اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)
یکی دیگر از دلایل مهم قبول ولایت‌عهدی از سوی امام رضا(علیه‌السلام) آن بود که مردم خاندان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را در صحنه سیاست حاضر ببینند و آنان را به دست فراموشی نسپارند، و نیز گمان نکنند که آنان -همان‌گونه که شایع شده بود- فقط اهل علم و فقاهت هستند و در امور سیاسی و اجتماعی دخالت نمی‌کنند. و پیشنهاد مقام ولایت‌عهدی اعترافی محکم از سوی عباسیان به شمار می‌رفت و گویا آنان حق علویان در حکومت را پذیرفته بودند.[2]

حتی نقل شده برخی از مردم از امام رضا(علیه‌السلام) درباره این تصمیم سؤال می‌کردند؛ مانند شخصی به نام ابن عرفه که از حضرت پرسید: «ای فرزند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به چه دلیلی وارد ماجرای ولایت‌عهدی شدید؟ امام در پاسخ فرمود: به همان دلیلی که جدم علی(علیه‌السلام) را وادار به ورود در شورا کرد».[3]

آری امام رضا(علیه‌السلام) به تأسی از جد بزرگوار خود امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) به این ماجرا وارد شد و ولایت‌عهدی را پذیرفت تا به همه مردم اعلام کند که اگر شرایط برای احقاق حق اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و حکومت ایشان فراهم شود حضرت حاضر است تا مسئولیت خلافت اسلامی را بر عهده گیرد.

رسوایی چهره مأمون و عباسیان
عباسیان از ابتدای حکومت خود همواره شعار حمایت از اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را سر می‌دادند و تلاش کردند تا به واسطه نسبت خود که به عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌رسید، خود را به عنوان اقوام پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) معرفی کنند و به این وسیله حکومت خود را در نظر عامه مردم مشروع جلوه دهند.
قبول سمت ولایت‌عهدی از سوی امام رضا(علیه‌السلام) این فرصت را برای حضرت به وجود آورد تا به افشای اعمال و رفتار عباسیان بپردازد و به همه مسلمانان نشان دهد که بنی‌عباس علی‌رغم همه تبلیغات و ادعاهای عوام‌فریبانه؛ نه تنها حامی و هوادار اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیستند، بلکه بزرگ‌ترین دشمن اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیز به حساب می‌آیند و شهادت حضرت به دست مأمون خود بزرگ‌ترین رسوایی را برای عباسیان به دنبال داشت.   

درنتیجه: امام رضا(علیه‌السلام) که سال‌ها شاهد ظلم و ستم عباسیان بر اسلام و مسلمانان بود، برای تأیید حکومت بنی‌عباس ولایت‌عهدی را نپذیرفت؛ بلکه حضرت برای حفظ جان خود و شیعیان و معرفی اهل‌بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به عنوان افراد لایق برای حکومت و هم‌چنین رسوایی چهره مأمون و عباسیان ولایت‌عهدی را آن‌ هم به اجبار پذیرفت.

برای مطالعه بیشتر به کتاب «سیره پیشوایان» اثر مهدی پیشوایی مراجعه کنید.

__________________________________
پی‌نوشت
[1]. عيون أخبار الرضا، شیخ صدوق، تصحیح مهدی لاجوردى، نشر جهان‏، چاپ اول، تهران، 1378ق، ج2، ص139.
[2]. سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، موسسه امام صادق(ع)، چاپ بیستم، قم، بهار 1387ش، ص491-490.
[3]. مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، انتشارات علامه، ج4، ص364.

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.