مقابله امام هادی با جریان‌های منحرف

19:22 - 1395/06/27

چکیده: حکومتهای ستمگر تنها مشکل اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در راه تبلیغ اسلام نبوده‌اند، بلکه برخی افراد منحرف که خود را از پیروان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) معرفی می‌کردند هم باعث گمراهی مردم بودند. این افراد در زمان امام هادى (علیه‌السلام) فعالیت‌هایی داشتند که حضرت به مقابله با آنان پرداختند و افکار شیعیان را نسبت به انحرافات آنان روشن کردند.

مقابله امام هادی با جریان‌های منحرف

در هر دین و آیینی، ممکن است افرادی یافت شوند که در اصول و تعلیمات آن دین، جانب افراط‌گرایی و مبالغه را بگیرند و به عبارت دیگر درباره شخصیت‌های دین خود دچار افراط و غلو شوند.
متأسفانه در طول تاریخ عده‌ای که خود را از شیعیان و ارادتمندان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) می‌پنداشتند و همه جا به نام این بزرگواران فعالیت می‌کردند وجود داشتند که درباره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) به غلو و گزافه‌گویی می‌پرداختند.

غلو در لغت از ماده «غ ل و» به معنای ارتفاع، بالا رفتن و تجاوز از حد است و هم‌چنین به خروج از اعتدال و میانه‌روی غلو گفته می‌شود. هر گاه این کلمه در مورد معتقدات دینی و مذهبی به کار رود، به این معناست که انسان چیزی را که به آن اعتقاد دارد، از حد خود بسیار فراتر برده است و این مطلب شامل پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هم می‌شود.[1] در واقع این افراد که «غالی» نامیده می‌شدند، برای تأمین منافع خود، عقاید باطلی را در میان مسلمانان منتشر می‌کردند و ائمه(علیهم‌السلام) را آفریننده و پروردگار جهان معرفی می‌کردند و بسیاری از کارهای حرام و گناهان را جایز می‌دانستند.

بدون تردید خطر این جریان افراطی و منحرف، کمتر از حکومت‌های ظالم زمان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نبوده و مهم‌ترین دلیل بر این مدعا هم این است که خسارات وارده از جانب حکومت‌های ظالم مشخص و قابل پیش‌بینی بود؛ ولی پیش‌بینی و چاره اندیشی درباره خسارات این جریان به این علت که در میان شیعیان رخنه کرده بودند و خود را شیعه معرفی می‌کردند، بسیار مشکل بود و در واقع غلات افرادی بودند که در لباس تشیع با ترویج عقاید باطل تیشه به ریشه عقاید شیعیان می‌زدند.

این افراد منحرف، در زمان امام هادی(علیه‌السلام) نیز به شدت فعال بودند و با ترویج عقاید باطل خود مسلمانان را به ورطه گم‌راهی می‌کشاندند. «ابن حسکه» و «فهری» (محمد بن نصیر) و «محمد بن بابای قمی» از معروف‌ترین افراد این جریان بودند.

امام هادی(علیه‌السلام) در مواجه با این افراد بدون هیچ ملاحظه‌ای با صراحت به روشن‌گری پرداختند. حضرت طی نامه‌ای به یکی از شیعیان درباره ابن حسکه یکی از غالیان معروف می‌نویسد: «ابن حسکه -که لعنت خدا بر او باد- دروغ گفته است، من او را از دوستان و پیروان خود نمی‌دانم، او را چه شده است؟ خدا لعنتش کند! سوگند به خدا، پروردگار عالم، محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و پیامبران پیش از او را جز به آیین یکتاپرستی و امر به نماز و زکات و حج و ولایت نفرستاده و محمد(صلی الله‌علیه‌وآله) جز به سوی خدای یکتای بی‌همتا دعوت نکرده است. ما جانشینان او نیز بندگان خداییم و به او شرک نمی‌ورزیم. اگر او را اطاعت کنیم مشمول رحمت او خواهیم بود و چنان‌چه از فرمانش سرپیچی کنیم، گرفتار کیفرش خواهیم شد. ما بر خدا حجتی نداریم، بلکه خدا است که بر ما و بر تمامی آفریده‌هایش حجت دارد.
من از کسی -مانند ابن حسکه- که چنین سخنانی می‌گوید، بیزاری می‌جویم و از چنین گفتاری به خدا پناه می‌برم، شما نیز از آنان -غالیان- دوری گزینید و آنان را در فشار و سختی قرار دهید و چنان‌چه به یکی از آن‌ها دست‌رسی پیدا کردید، سرش را با سنگ بشکنید».[2]

امام هادی(علیه‌السلام) در نامه‌ای به شخصی به نام «عبیدی» از دو تن از غالیان دیگر به نام فهری و ابن بابای قمی نیز بیزاری جسته درباره آن دو نیز چنین نوشت: «من از فهری -محمد بن نصیر- و حسن بن محمد بن بابای قمی بیزاری می‌جویم و تو و تمام شیعیان را از فتنه او بر حذر می‌دارم و آنان را لعن می‌کنم. این دو تن، مال مردم را به نام ما می‌خورند و فتنه‌انگیز و مزاحم هستند. خداوند آنان را عذاب کند و گرفتار فتنه سازد. ابن بابا گمان برده که من او را به نبوت برانگیخته‌ام و او «باب» من است! خداوند او را لعنت کند! شیطان بر او مسلط شده و او را گم‌راه ساخته است. اگر توانستی سر او را با سنگ بشکن! او من‌را آزار داده است، خداوند در دنیا و آخرت او را معذب سازد».[3]

 در نتیجه: با توجه به این دو نامه حضرت، مشخص می‌شود که حکومت‌های جبار و ستمگر تنها مشکل اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در راه تبلیغ و ترویج اسلام نبوده‌اند، بلکه افراد منحرفی مانند غالیان که خود را از مریدان و پیروان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) معرفی می‌کردند، نیز باعث گم‌راهی مردم می‌شدند. این افراد در زمان امام هادى(علیه‌السلام) فعالیت‌هایی داشتند که حضرت به مقابله با آنان پرداختند و افکار شیعیان را نسبت به انحرافات آنان روشن کردند.

برای مطالعه بیشتر به کتاب «تاريخ زندگانى امام هادى(علیه‌السلام)» اثر علی رفیعی مراجعه کنید.
_________________________
پی‌نوشت
[1]. غالیان کاوشی در جریان‌ها و برآیندها، نعمت‌الله صفری فروشانی، ناشر آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ص 26- 25.
[2]. اختیار معرفه الرجال، شیخ طوسی، موسسه نشر دانشگاه مشهد، 1409 ق، ص 519-518.
[3]. همان، ص521.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.