کینه‌توزی قریش عامل وقوع جنگ احد

09:48 - 1395/06/05

چکیده: اعمال شنیع و ضدانسانی مشرکان در جنگ احد و پس از آن، نشان‌ می‌دهد که یکی از عوامل اصلی این جنگ کینه‌توزی قریش نسبت به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مسلمان بوده است.

کینه‌توزی قریش عامل وقوع جنگ احد

کینه‌توزی یکی از صفات رذیله است که همواره انسان را تهدید می‌کند و بر هر شخصی لازم است تا با هر دین و مذهب و طرز فکری که دارد، تلاش کند تا این صفت زشت و این خوی حیوانی را از خود دور کند. وجود این خصلت در انسان باعث می‌شود تا در مرحله اول، خود شخص کینه‌توز آسیب ببیند و در مراحل بعدی نیز سبب اذیت و آزار دیگران شود؛ حتی ممکن است که خسارات جبران‌ناپذیری را برای شخص و جامعه به وجود آورد.

جنگ احد یکی از مهم‌ترین جنگ‌های صدر اسلام است که در آن مشرکان با تمام قوا به مدینه یورش بردند و در این راه از هیچ جنایتی دریغ نکردند. پس از بازخوانی منابع کهن و اصلی تاریخ اسلام و تحلیل حوادث و رفتارهای مشرکان متوجه می‌شویم که کینه‌توزی مشرکان نسبت به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و دیگر مسلمان باعث لشکرکشی آنان به مدینه و به راه انداختن جنگ احد شد و ما در این‌جا تنها به ذکر چهار مورد از رفتارهای قریش می‌پردازیم.

پیشنهاد تخریب قبر مادر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)
زمانی که لشکر مشرکان قریش منطقه به ابواء[1] رسیدند، عده‌ای از قریش؛ به دلیل حقد و کینه‌ای که از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مسلمانان به دل داشتند پیشنهاد تکان دهنده‌ای را مطرح کردند و گفتند: «شما زن‌های خود را به جنگ آورده‌اید و ما نسبت به آنان نگرانیم، بیایید قبر مادر محمد را نبش کنیم، تا اگر کسی از زن‌های ما در جنگ اسیر شد، به محمد می‌گوییم این‌ها استخوان‌های مادرت می‌باشد، اگر او چنان که ادعا دارد نسبت به مادرش نیکوکار باشد، در قبال آن، زن‌های اسیر را مبادله می‌کند و اگر هم کسی از زن‌های شما را اسیر نگرفتند، باز هم در صورتی که نسبت به مادرش نیکوکار باشد، برای این استخوان‌ها، حاضر است مال زیادی پرداخت کند». ظاهراً این پیشنهاد بی‌شرمانه و غیرانسانی به مذاق بسیاری از افراد قریش خوش آمد و حتی ابوسفیان که بزرگ قریش محسوب می‌شد، با خردمندان قریش مشورت کرد و آنان او را از این کار بر حذر داشتند و در نتیجه ابوسفیان منصرف شد.[2]

غارت و تخریب مزارع مسلمانان
مشرکان زمانی که به اطراف مدینه رسیدند تصمیم گرفتند تا مزارع مسلمانان را تخریب کنند و اموال آنان را به یغما ببرند. مسلمانان که از این روحیه قریش مطلع بودند، پیش‌دستی کرده و قبل از رسیدن آنان ابزار و وسایل کشاورزی خود را به مدینه منتقل کردند، ولی زمین‌ها و باغ‌های آنان در معرض تهاجم قریش باقی ماند.
مشرکین برای لطمه زدن به مسلمانان اسب‌ها و شتران -مشرکان قریش سه هزار شتر و دویست اسب همراه خود آورده بودند - خود را در میان کشت و زرع مردم مدینه رها کردند و بنا بر گزارش واقدی مشرکان دو روز در منطقه عریض که در اطراف مدینه قرار داشت، اردو زدند و آن‌قدر به زمین‌های کشاورزی مسلمانان خسارت وارد کردند که هیچ سبزه‌ای باقی نماند.[3]   

قطعه‌قطعه کردن شهدا
هنگامی که توازن قوا در جنگ احد به نفع مشرکان از بین رفت و مسلمانان در موضع ضعف قرار گرفتند، گوشه دیگری از دشمنی و عداوت مشرکان با مسلمان نمایان شد و پس از آنکه تعدادی از مسلمانان توسط مشرکان به شهادت رسیدند و مشرکان سپاه مسلمانان را عقب زدند نوبت به زنان قریش رسید تا کینه‌های خود نسبت به مسلمانان نشان دهند. به همین منظور زنان مشرک به میدان آمدند و با یورش به پیکرهای شهدای به هتک حرمت آنان پرداخته و بدن‌های شهدا را قطعه‌قطعه کردند.

ابن هشام در این باره می‌نویسد: «از جنایاتی که هند همسر ابو سفیان در جنگ احد مرتکب شد و سایر زنان قریش نیز از او پیروی کردند، این بود که کنار جنازه حمزه عموی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمد و با چاقو گوش و بینی او را برید و سپس شکم حمزه را درید و جگرش را بیرون آورد و خواست تا تکه‌ای از آن‌را بخورد، ولی چون در دهان گذاشت، نتوانست فرو دهد و از دهان بیرون انداخت، آن‌گاه به همراهی سایر زنان قریش به سراغ پیکر بقیه شهدا رفتند و همه را مثله کرده و گوش و بینی بریدند، و حتی هند از گوش و بینی‌های بریده شهدا برای خود دست‌بند و گلوبند و خلخال درست کرد».[4] زنان مشرک قریش با بی‌رحمی تمام، پیکر اغلب شهدا را قطعه قطعه کردند، به صورتی که بدن برخی از شهدا مانند عبدالله بن عمرو بن حرام و عمرو بن جموح به حدی بود که تمام اعضا را از یکدیگر جدا شده بود.[5]
البته این شقاوت مختص به زنان قریش نبود و مردان نیز در آن شرکت داشتند و به پیکرهای پاک شهدا بی‌حرمتی می‌کردند. ابوسفیان بر بالای جنازه حمزه حاضر شد و با نیزه خود بر دهان او می‌زد و جسارت می‌کرد.[6]

حمله گسترده به مدینه
پس از اتمام جنگ احد، گویا مشرکان قریش به رهبری ابوسفیان که هفتاد نفر از مسلمانان را به شهادت رسانده بودند و سپس بدن‌های آنان را قطعه‌قطعه کرده بودند، هنوز آرام نگرفته بودند، خصوصاً در این شرایط که خود را در موضع قدرت نسبت به مسلمانان می‌دیدند. به همین منظور پس از اندکی تجدید قوا تصمیم گرفتند تا با حمله گسترده به مدینه و کشتن سایر مسلمانان و غارت شهر، به خیال خام خود کار اسلام و مسلمانان را یک‌سره کنند.

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) که بیش از هر کس دیگری می‌دانست که خطر قریش هنوز از بین نرفته است، دستور داد تا مسلمانان خود را برای دفاع مجدد از مدینه آماده کنند تا در صورت حمله ناگهانی قریش غافل‌گیر نشوند. البته این تدبیر حکیمانه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کارگر افتاد و ابوسفیان پس از شنیدن خبر تجهیز مجدد مسلمانان از حمله به مدینه منصرف شد.[7]

سخن آخر
اعمال شنیع و ضد انسانی که مشرکان در حین لشکرکشی به مدینه و در زمان جنگ و پس از آن انجام مرتکب شدند -که حتی به زمین‌های کشاورزی و پیکر بی‌جان شهدا هم رحم نکردند-نشان‌دهنده این مطلب است که یکی از انگیزه‌های مهم و عوامل اصلی این جنگ کینه‌توزی قریش نسبت به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مسلمان بود.
اما نکته دیگری که در اینجا حائز اهمیت است اینکه مسلمانان از ورود به این جنگ چه انگیزه‌ای داشتند آیا امکان نداشت تا مشرکان صلح نمایند؟ در پاسخ به این سوال و برای درک صحیح از انگیزه مسلمانان، لازم است تا رفتار مشرکان -که بخشی از آن در این نوشتار مورد بررسی قرار گرفت- به دقت مطالعه شود و پس از این امر انگیزه مسلمانان روشن می‌شود. مسلمانان در مواجه با لشکر کشی قریش در موضع تدافعی قرار داشتند زیرا این مشرکان بودند که با ساز و برگ نظامی به سمت مدینه حرکت کرده بودند و مسلمانان تنها برای دفاع از خانه و کاشانه و اعتقادات‌شان ناگزیر پا به میدان نبرد گذاشتند و هیچ انگیزه‌ای جز دفاع از خود نداشتند. 

برای مطالعه بیشتر به آثار زیر مراجعه نمایید.
1. «فروغ ابدیت».
2. «پيام‌آور رحمت» .
3. «شیوه فرماندهی پیامبر».
4.
«سيرة المصطفى».

پی‌نوشت
[1]. محل دفن مادر گرامی پیامبر(صل‌الله‌علیه‌و‌آله).
[2]. مغازى، تاريخ جنگ‌هاى پيامبر(ص)، محمد بن عمر واقدى، ترجمه محمود مهدوى دامغانى، تهران، مركز نشر دانشگاهى، چاپ دوم، 1369ش، ص150.
[3]. همان، ص151.
[4]. السيره النبويه، ابن هشام، ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی، انتشارات کتابچی، چاپ پنجم، 1375ش، ج2، ص115.
[5]. مغازی، ص193.
[6]. الكامل في التاريخ، ابن اثیر، بيروت، دارصادر - داربيروت، 1385ق/1965م، ج2، ص160.
[7]. تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، بیروت، موسسه اعلمی، 1403ق، چاپ چهارم، ج2، ص212.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.