آیا اسلام ایرانیان مدیون فتوحات خلیفه دوم است؟

10:04 - 1395/05/10

چکیده: مسلمان شدن ایرانیان، از نکاتی است که از سوی طرفداران خلیفه دوم به عنوان یکی از نکات برجسته و فخر آمیز این دوران از آن نام برده شده، از این رو در ادامه تلاش می‌کنیم این ادعا را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.

آیا اسلام ایرانیان مدیون فتوحات خلیفه دوم است؟

 مسلمان شدن ایرانیان، از نکاتی است که از سوی طرفداران خلیفه دوم به عنوان یکی از نکات برجسته و فخر آمیز حکومت وی از آن نام برده شده، از این رو در ادامه تلاش می‌کنیم این ادعا را مورد نقد و بررسی قرار دهیم.
برای این ادعا دو معنا می‌توان تصور کرد معنای اول اینکه منظور از مسلمان شدن ایرانیان توسط عمر این باشد که همه ایرانیان در زمان خلیفه دوم مسلمان شده باشند، که این مطلب ادعایی بیش نیست چون، همانگونه که تاریخ نشان داده قسمتی از ایرانیان قبل از فتح ایران به اسلام گرویده‌اند که می‌توان به عنوان نمونه از سلمان فارسی نام برد.[1] و علاوه بر آن، این ادعا که اعتقاد یک جامعه‌  ــ به وسعت ایران آن زمان ــ در مدت ده سال حکومت عمر بطور کامل عوض شده باشد ادعایی غیر قابل قبول است.
معنای دومی که ‌می‌توان برای این ادعا در نظر گرفت این است که،برخی از ایرانیان در زمان حکومت عمر به سبب نفوذ اسلام در ایران مسلمان شده باشند، این ادعا نیز بر اساس شواهد تاریخی نمی‌تواند صحت داشته باشد، از این رو در ادامه تلاش می‌کنیم این ادعا را مورد تحلیل قرار دهیم.
برای بررسی معنای دوم ابتداء باید به این نکته دقت داشت، که در زمان فتح ایران، مردم این دیار زمینه فوق العاده در پذیرش اسلام داشتند، که به عنوان مثال، مرحوم زرین کوب در کتاب دو قرن سکوت[2] خویش می‌نویسد: بسیاری از ایرانیان از همان آغاز کار دین مسلمانی را با شور و شوق پذیرفتند دین تازه‌یی را که عربان آورده بودند، از آیین دیرین نیاکان خویش برتر یافتند و ثنویت مبهم و تاریک زرتشتی را در برابر توحید محض و بی‌شائبه اسلام، شرک و کفر می‌شناختند ... از این رو آیین مسلمانی را دینی پاک و آسان یافتند و با شوق و مهر بدان گرویدند.[3]
این بازگشت ایرانیان از آیین خویش و گرویدن به اسلام برخواسته از نظام طبقاتی رایج در آن زمان بوده است، آنچنان که آورده‌اند: «بر اساس کتیبه‌ها و متون کهن بازمانده، مردم (جدا از شخص پادشاه) به چهار طبقه تقسيم مى‌‏شدند. پادشاه در بالای همه‌ی طبقات قرار داشت. پایین‌تر از وی، رهبران دينی، شامل موبدان و هيربدان و دستوران بودند. طبقه بعدی، سرداران جنگی بودند و طبقه بعدی نیز شامل دبيران و محاسبان و قضات و... می‌شد و در نهایت، طبقه‌ی آخر كه در حقيقت اكثريت زحمتكش جامعه را تشكيل مى‏‌داد، شامل كشاورزان و پيشه‏‌وران و صنعتگران و بازرگانان مى‏‌گرديد؛ كه از آن ميان، گروه‌هاى اخير جزو طبقات مولّد جامعه بودند و بار سنگين ماليات‌هاى گوناگون را بر دوش مى‏‌كشيدند»[4]

این نکته از مطالبی بسیار دقیقی است که نشان می‌دهد که اسلام ایرانیان متأثر از ترس یا زور نبوده است، بلکه برای فرار از ناعدالتی بوده است که در حکومت آن زمان ایران وجود داشته است آنچنان که بعد از براشته شدن فشارها از ایرانیان، ایشان همچنان به این دین پایبند مانده و مروج آن شدند حال آنکه سرزمین‌های دیگری که از تحت سیطره مسلمانان خارج می‌شودند، به آیین قبل از اسلام خویش بر می‌گشتند، یا حدأقل آنکه اسلام در آنها کم رنگتر می‌شود که به عنوان نمونه می‌توان از آندلس(اسپانیا) یا کشورهای شرق آسیا نام برد که بعد از اینکه استقلال پیدا کردن، یا به مخالفت با دین اسلام پرداختند، یا اینکه دین اسلام را به حاشیه برده و آن را نادیده انگاشتند و علاوه بر آن فرار ایرانیان از دین زرتشت برخواسته از، نظام طبقاتی است که در آن زمان رواج داشته است، اکنون این سوال به ذهن می‌رسد که در زمان خلفاء نیز تبعیض نژادی وجود داشته است، پس چرا ایرانیان، از اسلام باز نگشته، به آن پایبند باقی ماندند، و دیگر ایرانیان را به آن تشویق کردند و مروج آن شدند؟ این سوال نکته دقیقه است که دیگر طرفداران خلیفه دوم نمی‌توانند برای آن پاسخی بیاورند، زیرا که همان علتی که سبب دوری ایرانیان از آیین خویش شد بود، در دوران خلفاء نیز وجود داشته، اکنون چه اتفاقی افتاده است که ایرانیان با وجود این علت(تبعیض نژادی) هنوز پایبند اسلام مانده‌اند و آن را رها نکرده‌اند!؟
با کنکاشی در تاریخ قرون اولیه ورود اسلام به ایران، به این حقیقت رهنمود می‌شویم، که مهم‌ترین دلیل بقاء ایرانیان بر اسلام برخواسته از آشنایی ایشان با تعالیم اسلام حقیقی است که در زمان رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به صحابه ایرانی تعلیم داده شده بود، و بعد از ایشان نیز تعالیم خاندان رسالت این راه را برای ایرانیان هموار کرد.
تعالیمی که برتری انسان‌ها را نسبت به یکدیگر برخواسته از تقوا می‌داند، نه برخواسته از نژاد و ملیت. آنچنان که با به حکومت رسیدن حضرت امام علی(علیه‌السلام) اولین قدم در رفع تبعیضاتِ خلفاء انجام گرفت، و ایشان تلاش کردند، تا سنت غلطی که از خلفاء بجا مانده بود، برطرف کنند، آنچنان که در اولین قدم، بیت المال را بین عرب و عجم به مساوی تقسیم کرد، و در این زمینه فرمود: «من همچون پیامبر، بیت المال را برابر به همه می‌دهم و آن را ویژه اغنیاء نمی‌سازم»[5] و اقدامات دیگری که از سوی مولای متقیان(علیه‌السلام) برای معرفی اسلام حقیقی انجام گرفت.
پس از شهادت حسين بن علي(علیه‌السلام) ايرانيان متوجه شدند از اسلام دو قرائت وجود دارد: اسلامی انحرافی، که براساس تبعیض و نا عدالتی وجود دارد و اسلام حقیقی و آسمانی که بر اساس عدالت بنا شده است. از آن سو که بني اميه با آن سابقه ظلم‏‌ها و اعمال تبعيض‏‌ها نمي‏‌توانست در قلوب ايرانيان جايي داشته باشد از این رو ایرانیان به صورت طبیعی به سوی اهل بیت(علیهم‌السلام) و تعالیم آنها گرایش پیدا کردند.
با توجه به این نکات، به خوبی آشکار می‌شود که اسلام ایرانیان برخواسته از تعالیم، اهل بیت(علیهم‌السلام) بوده است و این سبب شده است که آنان در مقابل آن سر تسلیم فرود بیاورند و مروج آن گردند، و این آشنایی بزرگترین سبب، حرکت ایرانیان به سمت اسلام شیعی بوده است. و الا تعالیم خود ساخته‌ای که از سوی خلفاء به عنوان دین به ایرانیان معرفی گردید، هرگز نمی‌توانست ایرانیان را به دین اسلام باقی بگذارد.

ـــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت

[1]. مطهری، مرتضی، خدمات متقابل اسلام و ایرانیان، ص 19
[2]. مرحوم دکتر زرین کوب، ابتداء کتابی به عنوان دو "قرن سکوت" به رشته تحریر در آورد که متأثر از دیدگاه باستان‌گرایی بود ولی بعد از مدتی از دیدگاه خویش بازگشته و کتابی به عنوان "کارنامه اسلام" را نوشت، وی در مقدمه چاپ‌های دیگر کتاب دو قرن سکوت به این نکته اشاره می‌کند که این کتاب بر اساس تعصبات و خامی نوشته شده است.
[3]. دو قرن سکوت، بخش نبرد در روشنی.
[4]. مرتضی راوندی،تاريخ اجتماعى ايران‏، انتشارات نگاه‏، تهران‏، چاپ دوم ۱۳۸۲،ج‏3، ص19.
[5]. البضاعة المزجاة،ابن قارياغدى، محمد حسين‏،ج1،ص548.

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.