چهارده خرداد و رحلت آفتاب

09:00 - 1395/03/13

چکیده:امام خمینی(رحمةالله‌علیه) خطاب به دامادشان می‌گویند:« اگر آنروز به جای آنكه می‌گفتم مردم با من هستند می‌گفتم خدا با من است پیروزی انقلاب 15 سال تعویق نمی‌افتاد.

در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 (ه.ش) در شهرستان خمین از توابع استان مركزى ایران در خانواده‌اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر(سلام‌الله‌علیها) روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى(رحمه‌الله‌علیه) پـاى بـر خـاكدان طبیعت نهاد.

پـدر بزرگـوار امام خمینـى(رحمه‌الله‌علیه) مرحوم «آیه‌الـله سید مصطفى مـوسـوى» از معاصریـن مرحـوم «آیه‌الـلـه‌العظمـى میرزاى شیـرازى»(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) که پـس از آن‌كه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفت و به درجه اجتهـاد نایل آمـد، بـه ایـران بازگشت و در خمـیـن ملجأَ مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالـی‌كه بیـش از 5 مـاه از ولادت «روح‌الـلـه» نمى‌گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حكومت، نداى حق طلبـى پـدر كه در برابر زورگـویی‌هایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود را با گلـوله پاسـخ دادند و در مـسیر خمـیـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به تهران(دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردید.

بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى(رحمه‌الله‌علیه) از اوان كـودكى با رنج یـتـیـمى آشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـش «بانـو هاجر» كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه‌الـلـه خـوانسـارى(رحمه‌الله‌علیه) بوده است و هم‌چنیـن نزد عمه مـكـرمه‌اش «صاحبـه خانم» كه بانـویى شجاع و حق‌جـو بـود، سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.[1]

مروری بر شخصیت امام خمینی(رحمةالله‌علیه)

جامعیت علمی امام(رحمةالله‌علیه)
امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) در یسیاری از علوم عقلی و نقلی تسلط و تبحر کاملی داشتند، علاوه بر این‌که در علوم فقه و اصول تبحر کافی داشتند، در علوم عقلی مانند علم فلسفه، عرفان، اخلاق، سیاست، کلام، ادبیات، نجوم و هیئت تبحر کاملی داشتند.[2]
ایشان در سال‌های زیادی قبل از انقلاب، در دروس فقه و اصول و فلسفه و کلام و ... مشغول تدریس بودند که همه این‌ها نشانه تسلط کامل ایشان بر علوم اسلامی است. علاوه بر این‌ها ایشان تبحر بالای خودشان را در اداره جامعه و رهبری انقلاب و مردم نشان دادند. ایشان در برهه‌های بسیار حساس تیزبینی و درایت بالای سیاسی خودشان را به منصه ظهور گذاشتند بخاطر نگاه تیزبین حضرت روح‌الله بود که توانستند این انقلاب عظیم را از گردنه‌های بسیار خطرناک و پیچیده عبور دهند.

بعد روحانی و عرفانی امام(رحمه‌الله‌علیه)
علاوه بر تمام این‌ها که بیان گردید یکی از خصایص بسیار منحصر بفرد امام(رحمه‌الله‌علیه) بعد عرفانی و اخلاقی ایشان بوده است. امام با تمام عظمتی که داشتند همیشه و در همه حال بر خداوند عالم تکیه داشتند. ایشان خطاب به دامادشان جناب آقای «اشراقی» می‌گویند: «به خاطر داری در سال 1342 كه تازه سخنرانی اولی را از قم شروع كردم به من چه گفتید؟ گفتید: بزرگان و علمای قم آن‌طور كه لازم است با شما همراهی نمی‌كنند و شما در مبارزه تنها هستید و من در پاسخ گفتم مردم با من هستند».
 حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) خطاب به دامادشان می‌گویند:« اگر آن‌روز به جای آن‌كه می‌گفتم مردم با من هستند می‌گفتم خدا با من است پیروزی انقلاب 15 سال به تعویق نمی‌افتاد».[3]

بعد از آن امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) در همه جا می‌گوید( فقط خدا) مثل آزادسازی خرمشهر؛ امام می‌گوید: خرمشهر را خدا آزاد كرد. این نگاه عرفانی حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) را می‌رساند که به غیر از خداوند عالم بر هیچ قدرتی اعم از شرق و غرب تکیه نداشتند.

یکی از دلایل مهم عرفان حضرت امام(رحمه‌الله‌علیه) تاکید و تقید فراوان به نماز بوده است، نقل می‌کنند در روزهایی که امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) در بیمارستان تحت معالجه و عمل جراحی بودند و زیر دستگاه اکسیژن قرار داشتند، نماز ظهر و عصر آن روز را به همان وضع ادا نمودند و حتی در آن حال، نماز شب خود را نیز ترک نکردند.
ایشان برای نماز تمیزترین لباس‌های خود را بر تن می‌کردند. ایشان سپس با دقت وضو می‌گرفتند و محاسن مبارک خود را شانه می‌کردند، بعد عطر می‌زدند و پس از گذاشتن عمامه بر سرشان به نماز می‌ایستادند. حتی در هنگام بیماری و با وجود زخمی بزرگ در ناحیه شکم، ایشان موقع نماز، تمیزترین جامه ها را بر تن می‌کردند.[4] 

استکبار ستییزی امام
یکی از مهم‌ترین خصلت‌های حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) استکبار ستیزی او و کوتاه نیامدن در مقابل زورمندان عالم بود. ایشان در این زمینه چنین می‌فرماید: «براى من مکان مطرح نیست. آن‌چه مطرح است مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر این مبارزه صورت بگیرد آن‌جا خواهم بود».[5]
ایشان در جای دیگر می‌فرماید «کسى تصور نکند که ما راه سازش با جهان‌خواران را نمى‏‌دانیم. ولى هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند! اگر بند بند استخوان‌هایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالاى دار برند، اگر زنده زنده در شعله‏‌هاى آتش بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستى‏‌مان را در جلوى دیدگان‌مان به اسارت و غارت برند، هرگز امان‌نامه کفر و شرک را امضا نمى‏‌کنیم».[6]

این گفته‌ها، نگاه عمیق حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) در مورد مقابله و ستیز با استکبارگران عالم را می‌رساند، ایشان در مقابل هیچ ظالمی کرنش نشان ندادند و هیچ‌گاه از مواضع انقلابی خودشان هم کوتاه نیامدند. یکی از بارزترین دلایل استکبار ستیزی امام(رحمه‌الله‌علیه) آرمان فلسطین بوده است. حضرت امام یکی از مهم‌ترین دشمنان جهان اسلام را اسرائیل و حامی بزرگ آن شیطان بزرگ آمریکا می‌دانستند. به خاطر همین دیدگاه عظیم و انقلابی ایشان بوده است که روز آخر هر سال ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس و روز مبارزه با اسرائیل و استکبار نام نهاده‌اند.

بر اساس همین اندیشه است که امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) به مبارزه با ظالمین عالم همانند مبارزه بی‌امان با اسرائیل و آمریکا و کشورهای استکبار جهانی می‌پردازد. واز طرف دیگر به حمایت از مظلومین عالم همانند حمایت بی‌چون و چرا از ملت مظلوم فلسطین، لبنان، افغانستان و ... می‌پردازد.

رحلت آفتاب
سرانجام این اسوه تقوی و الگوی مبارزه با طاغوتیان و امید دل مظلومان عالم، در روز شنبه سیزدهم خرداد ماه 1368 در سن 87 سالگی قلب انسان‌های بسیاری را داغ‌دار کرد. رحلت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) برای ملت‌های مستضعف چنان ناگوار و تلخ بود که گویی زلزله‌ای عظیم رخ داده است. میلیون‌ها نفر جنازه مبارک ایشان را تشیع کردند که شاید در تاریخ بشریت بی‌نظیر باشد. این است عاقبت کسانی که همه چیزش را با خدا معامله می‌کند و تمام هستی خود را وقف خداوند عالم و حمایت از ملت و مستضعفان جهان می‌کند.
___________________________________
پی‌نوشت
[1]. پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی سیدعلی خامنه ای
[2]. پرسمان دانشجوئی
[3].  پایگاه خبری تحلیلی گلستان ما
[5]. صحیفه امام، ج‏5، ص 301.
[6]. صحیفه امام، ج‏21، ص 98.
[7]. «فإن الله سمیع دعوه المضطهدین وَ هُوَ لِلظَالِمِینَ بِالْمِرْصَادِ؛ نهج البلاغه: نامه 53.

نظرات

تصویر saeedallah ahmadi
نویسنده saeedallah ahmadi در

بسیار زیبا بود مطلبتون.رحمت خدا به روح بزرگ حضرت امام.

تصویر سعیداله احمدی
نویسنده سعیداله احمدی در

بسیار عالی .درود به شما 

تصویر عباس صالحی
نویسنده عباس صالحی در

بسیار عالی بود با تشکر از زحمات برادر بزرگوارمون جناب احمدی

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.