روش‌های امام خمینی در اعتلای سیاست اسلامی

09:51 - 1395/03/12

چکیده: امام خمینی که درود و سلام خداوند بر او باد با تکیه به ایمان، توکل بر خدا، استمداد از فرهنگ ناب اسلامی، تمام سیاست‌های متکی به قدرت‌های بزرگ را شکست داده و مردم ایران را از زیر بار ظلم نجات داد.

امام خمینی

روزگاری تلخ و طاقت فرسا بود، زنان و مردانی که حق عزت و بزرگی داشتند زیر بار ظلم و زور و حقارت به سر می‌بردند، تا نوری طلوع کرد که سخنان و جهت گیری‌هایش بوی عزت و استقلال می‌داد، ایامی که اندیشه سیاسی مدرن، دین را در سیاست راه نمی‌دادند و آن را در اعمال فردی منحصر کرده، عرصه را برای طرفداران پست مدرن فراهم کرده بود که برای فرو ریختن تمام یقین‌ها وارد عرصه شده بود، در این شرایط غبار آلود امام خمینی (رحمة‌اللَّه‌عليه) انقلابی به وجود آورد که در شعور و شعار با دین مخلوط بود، به طوری که تمام شعارها و اصطلاحات آن از متن دین گرفته شده بود و به شدت در مقابل کسانی که بر طبل جدایی دین از سیاست می‌کوبیدند ایستادگی می کرد.و می فرمود:
«امروز جهان تشنه فرهنگ ناب محمدی است».[1]

روش‌های امام خمینی (رحمة‌اللَّه‌عليه) در اعتلای سیاست اسلامی:

1: دفاع قاطع از گفتمان سیاست دینی:
اسلام ناب محمدی که مجموعه کاملی از قوانین و مقررات برای زندگی بشر است، در عرصه سیاست نیز داری برنامه‌هایی محکم و استوار است که بر همه نظرات سیاسی برتری دارد، امام بزرگوار با تمام وجود از سیاست دینی پیروی می‌کرد و می‌فرمود:
«گمان نشود اسلام مثل مسیحیت است، فقط یک رابطه معنوی ما بین افراد و خدای تبارک و تعالی است و بس، اسلام برنامه زندگی دارد، اسلام برنامه حکومت دارد..اسلام از قبل از تولد انسان شالوده حیات فردی را ریخته است تا آن وقت که در عائله زندگی می‌کند، شالوده اجتماع عائله‌ای را ریخته است و تکلیف معین فرموده است تا آن وقت که در تعلیم وارد می‌شود، تا آن وقت که در اجتماع وارد می‌شود، تا آن وقت که روابطش با سایر ممالک و سایر دوَل و سایر ملل هست. تمام این‌ها برنامه دارد، تمام اینها تکلیف دارد در شرع مطهر. اینطور نیست که فقط دعا و زیارت است؛ فقط نماز و دعا و زیارتْ احکام اسلام نیست؛ این یک باب از احکام اسلام است. دعا و زیارت یک باب از ابواب اسلام است لکن سیاست دارد اسلام؛ اداره مملکتی دارد اسلام؛ ممالک بزرگ را اداره می‌کند».[2]
امام خمینی در بیان دلیل مخالفت و ترس استکبار جهانی از سیاست اسلامی می‌فرماید:
«استعمارگران در آداب و رسوم ما تحقیق کردند و به این نتیجه رسیدند که مانع مهم در استثمار ملت‌های اسلامی، خصوصا ملت ایران، دین داری و تعهد به اسلام است، زیرا منطق اسلام منطق مبارزه با ظلم و چپاول است، از این رو با تبلیغات علیه‌ اسلام سعی کردند مردم را از اسلام جدا کنند».[3]

2: انتخاب واژه های دینی در موضع گیری‌های سیاسی:
زندگی و مرگ، پیدایی، پویایی و اعتلای یک تفکر به واژگان آن بستگی دارد که در ذهنیت و اندیشه و باور آدمیان است، در این میان هر اندیشه‌ای که بتواند مفاهیم اصولی و حیاتی خود را در قلمرو زیست و زندگی اندیشة دیگر وارد کند و به ‌موازات آن، مفاهیم کلیدی اندیشه‌های دیگر را منزوی کند، پیروز میدان است، و امام در این عرصه تلاش می‌کرد واژگان اسلامی مانند توحید، الله، شهادت، نماز، بهشت، جهنم و ...را جایگزین واژگانی کند که از جهالت و خوی استکباری سرچشمه گرفته بودند.
«امام خمینی (رحمة‌اللَّه‌عليه) در زمان خود با دو سامانه و ساختار سیاسی مواجه بود؛ در درون کشور با نظامی شاهنشاهی، استبدادی و دست‌نشاندة بیگانه و به‌شدت منفعل روبه‌رو بود و در سطح جهانی با هژمونی و نظام سلطه که هم بلوک شرق مارکسیستی و هم بلوک غرب لیبرالیستی با نفی دین و چشم‌پوشی از اخلاق انسانی، تنها انباشت و گسترش قدرت خویش را اندیشه می‌کردند. هر دو با انبوهی از واژگان مدرن و سکولار بر ذهنیت افراد جامعه، به‌ویژه تحصیل‌کردگان، سایه افکنده بودند؛ به‌گونه‌ای که حتی مفاهیم اسلامی نیز بدون مارکسیزه‌کردن، قابل ارائه نمی‌نمود. در چنین زمانی امام خمینی (رحمة‌اللَّه‌عليه) در بیان اندیشة سیاسی خود، هیچ‌گاه از واژگان نامعهود عرفی سکولار استفاده نکرد؛ بلکه با ورود به عرصة سیاسی، واژگان دینی را استخدام نمود و این صرفاً برای این نبود که خاستگاهش حوزة علمیه و مفاهیم آشنایش، دینی بود؛ بلکه ایشان تعمد داشت که از واژگان دینی استفاده کند؛ چرا که الفاظ و واژگان یک تفکر، معمولاً بیان‌کنندة ارزش‌های آن تفکرند».[4]

3: استفاده از گفتمان دینی در انگیزش سیاسی:
بهترین راه حرکت مردم به سوی اهداف مورد نظر استفاده از عقاید و باورهای دینی و اجتماعی آنان است، در عرصه سیاسی نیز مردم مذهب را بهتر از سیاسیت درک می‌کنند، امام به خوبی از این موقعیت استفاده کرد و از باورها و اعتقادات مذهبی مردم در عرصه سیاسی که همان مبارزه با ظلم و استکبار و نپذیرفتن سلطه آنان بود بر رژیم 2500 ساله شاهنشاهی و رژیم بعث پیروز شد، ایشان در نقد حرکت‌های قبل تر از خود می‌فرماید:
«فرق بین مصدق و این زمان، ما بین نهضت دکتر و این نهضت، این است که آن نهضت، سیاسی بود و مردم ما هم با جنبه سیاسی وارد شده بودند، و بعضی از اشتباهات هم بود که آن اشتباهات منجر به شکست شد، لکن این نهضت، نهضت مذهبی، اسلامی، است». [5]
امام در پاسخ به سوال ریچارد کاتم درباره سید جمال الدین می‌نویسد:
«جمال الدین مرد لایقی بوده است لکن نقاط ضعفی هم داشته است و چون پایگاه ملی و مذهبی در بین مردم نداشته است از آن جهت زحمات او با همه کوشش ها به نتیجه نرسید».[6]

4: تکیه بر سیره پیامبر و اهل بیت و تاریخ صدر اسلام:
اسلام ناب محمدی با آن همه قوانین جهان ساز و عدالت بخش خود در عصر امام (رحمة‌اللَّه‌عليه) در پشت ابرهای تیره و تاریک تبلیغات مسموم استکبار جهانی مانده بود، برخی از افراد ساده لوح باور کرده بودند که دین به سیاست و کشور دارای ربطی ندارد، با تبلیغات مسموم به این باور رسیده بودند که دخالت روحانیت در امور مملکت بر خلاف شان و جایگاه آنان است، در این شرایط استشهاد به آیات و روایات فقط برخی از خواص که با این معارف آشنا بودند را قانع می‌کرد ولی عامه مردم نیازمند ادله محسوس‌تر بودند، امام خمینی (رحمة‌اللَّه‌عليه) به سیره پیامبران و اهل بیت عصمت تمسک می‌کردند و بیان زندگی پیامبران و مبارزات آنان بر علیه مخالفین و ظالمین، مردم را به همراهی دین با سیاسیت آشنا می‌کردند، ایشان برای شبهه جدایی روحانیت از سیاست به حکومت رسول خدا در مدینه و سپس فتح مکه، حکومت عدالت بخش امیر المومنین در کوفه، استشهاد می‌کرد و می‌فرمود:
«حضرت امیر در راس روحانیت و آقای روحانیون است»[7]
برای شبهه جدایی دین از سیاست هم می‌فرمود:
علاوه بر همه انحرافات، همین انحراف است‌که ما باور کردیم که سیاست به ما چه ربط دارد؟ غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومت باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به وسیله آن سیاست اقامه صلوه کند، اقامه صوم کند، اقامه حج کند، اقامه همه معارف کند».[8]

خلاصه این که امام خمینی (رحمة‌اللَّه‌عليه) با این شیوه‌هایی که در مطالب فوق ذکر شد، توانست سیاست اسلامی را به دنیا آموزش دهد و با همین سیاست ایران را از چنگال استکبار جهانی نجات داد، امام خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی) نیز در طول رهبریشان از امام پیروی نموده و با همین سیاست انقلاب را از پیچ‌های تاریخی به سلامتی عبور داده است.

پی نوشت‌ها:
[1]. امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، 1387، ج 21 ص 87.
[2]. همان مدرک قبلی ج 2 ص 31.
[3]. همان مدرک قبلی ج 6، خلاصه ای از صفحات 235 تا 238.
[4]. سلمانیان، حسنعلی، جستاری در سیره سیاسی امام خمینی، ص 184. مجله حکومت اسلامی، شماره 56، تابستان 1389.
[5]. امام خمینی، سید روح الله، صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، تهران، 1387، ج 5 ص 290.
[6]. همان مدرک قبلی ص 290.
[7]. همان مدرک قبلی ج 4، ص 20.
[8]. همان مدرک قبلی ج 20 ص 115.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.