زیبا دیدن زینب نتیجه‌ی عبودیت اوست

08:32 - 1395/02/04

چکیده: عبودیت و بندگی خاصیتش این است که انسان هرچه راه بندگی خدا را بیشتر طی کند بر تصاحب و قدرت و خداوندگاریش افزوده می شود.

خداوندگاری زینب

کمتر کسی است که بگوید در طول عمرم در مواقعی از بعضی کارهای خودم پشیمان نشده باشم.
گاهی اتفاق می‌افتد که مالک زبان خود نیستیم حرفی را گفته‌ایم که آنجا نباید می‌گفتیم.
صحنه‌ای را دیده‌ایم که نباید می‌دیدیم.
باید عیب پوشی می‌کردیم ولی در عین حال راز و حرف یا عملی را که بین ما و دوستمان بود را افشا کردیم.
از این دست موارد برای خود ما و اطرافیان ما زیاد اتفاق می‌افتد.
این مواردی که در بالا اشاره شده در امور دنیایی می‌باشد اما این حالات را حتی ما در امور معنوی و عبادی نیز در خودمان مشاهده می‌کنیم. مثلا بسیاری از افراد در هنگام نماز آن حضور قلب و معنویتی که باید در آنها موجود باشد ایجاد نشده بطوری که برای بعضی از انسانها این امر برای آنها طبیعی بوده بطوریکه از ابتدای نماز تا پایان آن معمولا حسابهای روزانه خود را بررسی می‌کنند. یا بخاطر مشکلات و دغدغه‌های روزانه خود آرامش خاطر نداشته و بی‌حوصله می‌باشند و حال انجام عبادت با حضور قلب را ندارند.
اما برعکس این حالات روزانه‌ی بعضیها وقتی در زندگی معصومین یا حتی اولیاءالله جستجو می‌کنیم یک طمانینه و آرامشی در عین طوفانهای جاری در زندگی مشاهده می‌کنیم.
یکی از نمونه‌های بارز این افراد «حضرت زینب (سلام الله علیها)» می‌باشد که در جایی که مقصر اصلی قتل و عام بهترین افراد، بالاخص امام زمان خودش را می‌بیند شروع به فحاشی و ناسزا گویی نمی‌کند بلکه جمله‌ای بکار می‌برد که همه را متحیر کرده و می‌گوید «ما رایت الا جمیلا» یا حتی در امور معنوی نیز می‌بینیم که ایشان نماز شبش در سخترین حالات ترک نمی‌گردد.
از فاطمه صغری دختر امام حسین نقل شده است: «أمّا عمّتي‏ زينب‏ فإنّها لم تزل قائمة في تلك الليلة (أي العاشرة من المحرّم) في محرابها تستغيث إلى ربّها [1] عمه زينب (سلام الله علیها) در آن شب (شب دهم محرم ) در محراب عبادتش ايستاده دعا مى خواند و به خدا استغاثه مى‌كرد».
یا حتی از امام زین العابدین (علیه السلام) نقل شده است که عمه‌ام  زینب در شب عاشورا نماز شبش را نشسته خواند. یعنی با آن فجایعی که در طول روز دید با این حال باز با کمال آرامش به محراب عبادت رفته و نماز شبش رابجای آورد.
حال سوالی که اینجا ایجاد می‌گردد تضاد بین این رفتار است چطور امکان دارد برای بعضی‌ها کنترل کردن زبان و چشم و گوش و  اعضا و جوارحمان سخت ولی بعضی آن را کنترل و در تحت اختیار خود دارند.

پاسخ این سوال را با روایتی از امام صادق (علیه السلام) بیان می‌کنیم.
امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «العبوديةُ جوهرةُ كنهٌها الرُّبوبِيَةُ [2] عبودیت گوهری است که ظاهرش عبودیت است اما باطن آن ربوبیت است».
شهید مطهری معنای ربوبیت را در این روایت را اینطور معنا می کنند:
«ربوبیت یعنی تسلط، خداوندگاری، نه خدایی. فرق است میان خداوندگاری و خدایی. خداوندگاری یعنی صاحب بودن، صاحب اختیار بودن». [3]
علت مدعای ایشان در اینکه معنای ربوبیت را در اینجا به معنای خداوندگاری می دانند این است که در جریان حمله ابرهه به خانه‌ی خدا، ابرهه شتران عبدالمطلب را به غارت برد، وقتی عبدالمطلب نزد ابرهه آمد، ابرهه تصور می‌کرد که عبدالمطلب از او درخواست می کند که از حمله به خانه‌ی خدا منصرف گردد ولی عبدالمطلب با ابرهه در مورد شتران خود صحبت کرد و حرفی از خانه خدا نزد، ابرهه گفت من با این عظمتت تصور می کردم حرف خانه خدا را می زنی درصورتی که تو بفکر شتران خود هستی، عبدالمطلب در پاسخ به ابرهه می‌گوید: «اناربُّ الاِبلِ و للبَیتِ ربٌّ» من خداوندگار شترانم هستم و آن خانه هم از خود خداوندگاری دارد.
کلمه‌ی «رب» یعنی خداوندگار، صاحب. ما به خدا هم که می‌گوییم رب، از باب این است که خداوندگار و صاحب حقیقی تمام عالم و تمام عالم هاست.... حال معنای حدیث این می شود که امام فرمود؛ عبودیت یک جوهره‌ای است که نهایت و کنه آن ربوبیت است، اگر بندگی کنی می توانی صفت خداوندگاری یعنی تسلط به خود و به امورات خود پیدا کنی.
شهید مطهری در ادامه می فرمایند: «عبودیت و بندگی خاصیتش این است که انسان هرچه راه بندگی خدا را بیشتر طی کند بر تصاحب و قدرت و خداوندگاریش افزوده می شود». [4]
ما به راحتی می توانیم آثار و نتایج عبد واقعی بودن که همان خداوندگاری است، را در زندگی خود مشاهده کنیم که نتیجه‌ی این رمز واقعی آرامش و طمانیه و عبادت با حال و جذاب در دل مصیبت می باشد.
یکی از آثار عبد بودن و عبودیت که موجب خداوندگاری ما می‌گردد اینکه با این عبد خدا بودن می‌توانیم «تسلط بر نفس» خود پیدا کنیم و عامل اصلی این همه مشکلات و معظلات اطراف ما تا برسد به حال عبادت نداشتن؛ بخاطر عدم تسلط بر نفس می‌باشد، که در صورت عبد بودن این تسلط ایجاد می‌گردد.
لذا حضرت زینب هم که توانست در بدترین حالات فجیع‌ترین مصیبت‍‌ها را ببیند و صبر کند چون عبد بود و این عبد بودن او بود که تسلای این مصیبتها را در نماز می‌دید.
چون در قرآن آمده « وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ [بقره/45] و (در كارهايتان) از صبر (روزه) و نماز يارى طلبيد».
عبد بود حتی فرزندانش را در راه امام فدا کرد، عبد بود که حتی در بدترین حالات دهان به شکایت باز نکرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
[1]. عوالم العلوم و المعارف، عبدالله بن نورالله بحرانی، ج‏ 11، ص 953.
[2]. مصباح الشريعة، ترجمه مصطفوى، 453.
[3]. آزادی معنوی، شهید مطهری، ص45.
[4]. همان.

نظرات

تصویر اخلاق اسلامی
نویسنده اخلاق اسلامی در

مطلب شمادرکانال اخلاق اسلامی منتشر شد

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.