اثر مال حرام در زندگی

07:06 - 1395/01/22

چکیده: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): «روزی را به نیکی طلب کنید و تاخیر روزی شما را به کسب آن از راه حرام وا ندارد، زیرا آنچه نزد خداست با نا فرمانی بدست نمی آید».

مال حرام در روایات

یکی از مفاهیم دینی که در اسلام دو کارکرد مختلف دارد، واژه مال و ثروت است؛ که هم در راه خیر و حلال مصرف می شود و هم در راه شر و حرام مورد استفاده قرار می گیرد و این تفکر که دین اسلام مال را مذموم می شمارد نشانه نا آگاهی نسبت به این مکتب شریف است.
شهید مطهری (رحمه الله علیه) دراین باره می فرماید: «در اسلام مال و ثروت، هيچ وقت تحقير نشده است، نه توليدش، نه مبادله اش، نه مصرف كردنش، بلكه همه اينها تأكيد و توصيه شده است و براي آنها شرايط و موازين مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افكندني نيست بلكه دور افكندنش (اسراف، تبذير، تضييع مال) حرام قطعي است.
اشتباه از آنجا ناشي شده كه اسلام با هدف قرار دادن ثروت، با اينكه انسان فداي ثروت شود، مخالف است و سخت مبارزه كرده است، به عبارت ديگر پول پرستي را و اينكه انسان برده پول باشد و پول را به خاطر خود پول و براي ذخيره كردن و اندوختن بخواهد كه «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لاَ يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِيمٍ [توبه/34] و آنها را كه طلا و نقره را گنجينه (و ذخيره و پنهان) مي ‏سازند، و در راه خدا انفاق نمي‏ كنند، به مجازات دردناك بشارت ده».
و يا پول را فقط براي پر كردن شكم و براي عياشي و بيكاري و ولگردي بخواهد كه نام آن شهوتراني است. [اينها را محكوم كرده است] در اين حالت پول خواستن توأم است با دنائت و پستي و محو شخصيت انساني در پول و فقدان هر گونه شخصيت انساني و شرافت معنوي.
نقطه مقابل، اين است كه انسان، پول را به عنوان يك وسيله براي فعاليت و عمل و تسهيل و توليد بخواهد. در اين صورت پول، تابع آن هدف كلي است كه انسان پول را براي آن هدف مي‌خواهد. حدیثی از رسول اکرم: «نِعْمَ‏ الْمَالُ‏ الصَّالِحُ لِلرَّجُلِ الصَّالِحِ‏».[1]
با این توضیحات که تا حدودی جایگاه مال و ثروت در اسلام روشن می سازد، یک روایت از وجود مبارک امام هادی (علیه السلام) نقل شده است که می فرماید: «به راستى كه حرام، افزايش نمى يابد و اگر افزايش يابد، بركتى ندارد و اگر انفاق شود، پاداشى ندارد و اگر بماند، توشه اى به سوى آتش خواهد بود».[2]
البته با توجه به روایات اثر مال حرام بیش از اینهاست به عنوان نمونه در روایت آمده است که: «كَسْبُ الْحَرَامِ يَبِينُ‏ فِي‏ الذُّرِّيَّةِ. اثر مال حرام در فرزندان آشکار می شود».[3]
و یا جمله امام حسین (علیه السلام) که در روز عاشورا به لشگریان عمرو سعد ملعون فرمود: «فَقَدْ مُلِئَتْ‏ بُطُونُكُمْ‏ مِنَ الْحَرَامِ. به راستی که شکم هایتان از حرام پر شده است».[4] یعنی حرام خوری انسان را به جایی می رساند که در مقابل امام معصوم (علیه السلام) به جنگ می ایستد.
و اما در این جمله کوتاه امام هادی (علیه السلام) فقط به چند اثر حیاتی از مال حرام اشاره فرمودند.
در اینکه مال حرام در صورت افزایش، برکتی ندارد، مثالی در این زمینه وجود دارد و آن این است که خداوند در سگ که نجس است و حرام گوشت برکت قرار نداد و در گوسفند که پاک است و حلال گوشت برکت را قرار داد، از طرفی دیگر گوسفند سالی یک یا دو بره می زاید و در مقابل سگ که هر بار تولید مثل می کنند چندین توله به دنیا می آورد، ولی در خارج می بینیم که گله گوسفند وجود دارد اما گله سگ وجود ندارد، با اینکه مردم فراوان گوسفند را ذبح می کنند و از گوشت آن استفاده می کنند.
حال که طبیعتا باید با چنین تولید مثلی تعداد سگ از گوسفند بیشتر باشد؛ ولی چون خداوند در او برکت را قرار نداده تعدادشان بسیار کمتر از گوسفند است و تازه علاوه بر استفاده از گوشت و دل و جگر گوسفند بقیه اجزای آن از قبیل پوست، پشم، کله و پاچه آن قابل استفاده است و حتی از مدفوع آن به عنوان کود حیوانی برای درختان بهره برداری می شود.
این است معنای برکت در زندگی. و وقتی خداوند در مال حرام برکت را قرار نداد یعنی در صورت زیادی هم خیری در آن نیست و وبال صاحبش می شود و در قیامت مرکبی می شود برای هدایت صاحبش به سوی جهنم.
بی جهت نیست صاحب شریعت حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هولناک ترین رخدادی که پس از خودم بر امتم از آن می هراسم، درآمدهای حرام و ربا خواری است».[5]

- - - - - - - - -
پی نوشت:
[1]. مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص 17، تهران، صدرا، بهار 68، چاپ اول.
[2]. اِنَّ الْحَرامَ لا يَنْمى وَ اِنْ نَمى لا يُبارَكُ لَهُ فيهِ وَ ما اَنـْفَقَهُ لَمْ يُؤجَرْعَلَيْهِ وَ ما خَلَّـفَهُ كانَ زادَهُ اِلَى النّارِ/ اصول کافی، کلینی، ج5، ص125.
[3]. كافي (ط - دار الحديث)، کلینی / ج‏9 / 680 / 41 - باب المكاسب الحرام ..... ص : 678.
[4]. بحار الأنوار (ط - بيروت)، مجلسی / ج‏45 / 8 / بقية الباب 37 سائر ما جرى عليه بعد بيعة الناس ليزيد بن معاوية إلى شهادته صلوات الله عليه ..... ص : 1.
[5]. اصول کافی، کلینی، ج5، ص124.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.