نقش امامت در وحدت اسلامی

18:27 - 1391/11/29
در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام، تفرقۀ بین مذاهب و ملل اسلامی از مسائل پیچیده و خسارت باری است که لطمه های مادی و معنوی جبران ناپذیری را بر پیکر امت واحده اسلامی وارد ساخته است.
صاحب الزمان

مقدمه:
در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام، تفرقۀ بین مذاهب و ملل اسلامی از مسائل پیچیده و خسارت باری است که لطمه های مادی و معنوی جبران ناپذیری را بر پیکر امت واحده اسلامی وارد ساخته است. در اینکه وحدت و انسجام مسلمانان یکی از ضروریات جهان اسلام است، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد؛ بلکه سیره و سنت نبوی و ائمه علیهم السلام بر این رویکرد استوار بوده است که میان امت اسلام، وحدت و انسجام برقرار باشد و چالشهای آنان به حداقل برسد.

مقولۀ وحدت در یک نگاه در سه تعریف مطرح می شود:
1. وحدت مطلق؛
2. وحدت مصلحتی؛
3. وحدت معقول.

وحدت مطلق: اتفاق نظر در عقاید، معارف و احکام اسلامی با تمام اصول و فروع در میان فرق اسلامی؛ این نوع اتحاد به قدری بعید است که می توان گفت به هیچ وجه امکان پذیر نیست.

وحدت مصلحتی: عوامل خارج از حقیقت و متن دین، ناشی از این وحدت مصلحتی است و اینکه این نوع وحدت جبری بتواند فرقه ها و مذاهب اسلامی را از هماهنگی و اتحاد همیشگی و پایدار برخوردار سازد، انتظاری نابجا است.

وحدت معقول: قرار دادن اصول کلی دین و مشترکات اسلام به عنوان محور وحدت.

تحقق این نوع اتحاد، هرگز مانع شرعی و عقلی ندارد و مقصود از وحدت اسلامی، این نیست که پیروان هر یک از مذاهب، از عقیدۀ خود دست برداشته و عقیدۀ مخالف را انتخاب کنند؛ بلکه این نوع وحدت به معنای اتحاد مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام، برای تحقق آرمانهای جهانی و جاویدان اسلام است.
بدیهی است که تشکیل دادن صف واحد در برابر دشمن برای دفاع از مسلک، با بیان حقایق تاریخی و دینی منافاتی ندارد.

مرحوم علامه امینی رحمه الله یکی از شخصیتهایی است که با نوشتن کتاب شریف «الغدیر» نه تنها به وحدت اسلامی آسیبی نرساند؛ بلکه پایه های اعتقادی اسلام را با مبانی علمی مستحکم کرد. به همین جهت از کشورهای اسلامی مختلف، مخصوصاً مصر تقدیر نامه های فراوانی دریافت کرد.

ایشان می گوید: «بیان عقاید و آرا دربارۀ مذاهب آزاد است و هرگز اخوت اسلامی را که قرآن کریم با جمله (اِنَّمَا المُؤمِنُونَ اِخوَۀٌ)؛ «همانان مؤمنان با یکدیگر برادرند.» بدان تصریح دارد، از بین نمی برد. همان طور که سیرۀ گذشتگان و در رأس آنها صحابه و تابعین بوده است.» 1مسلمانان اصول و مشترکات بسیاری دارند که می تواند مایۀ وفاق، استحکام و اتحاد آنان گردد. اگر چه موضوع «امامت» از جمله مباحث کلامی است که در طول تاریخ به عنوان یک موضوع مورد نزاع بین شیعه و سنی مطرح بوده است؛ ولی اگر مسلمانان با رویکردهای مذاهب اسلامی دربارۀ مبانی امامت اطلاع کامل داشته باشند، نه تنها این مسئله موجب اختلاف نمی گردد؛ بلکه زمینه های اتحاد و همگرایی بر محور «اهل بیت علیهم السلام» بیشتر آشکار می شود. بخش مهمی از کینه ها و دشمنیهای فِرَق اسلامی را عدم آگاهی از عقاید یکدیگر تشکیل می دهد، که دشمن نیز از این خلأ و فرصت سوء استفاده کرده است.
این نوشتار، با بهره گیری از برخی آیات و روایات اسلامی [خاصه روایات اهل سنت] به موضوع «نقش امامت «ایجاد وحدت اسلامی» می پردازد.

قرآن و وحدت
یکی از مهم ترین منابع کشف ضرورت اتحاد اسلامی، قرآن کریم است: خداوند سبحان در آیات فراوانی به این امر مهم تأکید دارد و می فرماید:

1. (وَ لا تَكُونُوا كَالَّذينَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ وَ أُولئكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ)؛ 2 «و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند، [آن هم] پس از آنکه نشانه های روشن [پروردگار] به آنان رسید! و برای آنها عذاب عظیمی است.»

2. (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ)؛ 3 «مؤمنان برادر یکدیگرند، [بنابراین] میان دو برادر خود صلح برقرار سازید، و تقوای الهی پیشه کنید تا مشمول رحمت [او] شوید.»

3. (إِنَّ الَّذينَ فَرَّقُوا دينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ في شَيْ ءٍ إِنَّما أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ)؛ 4 «کسانی که آیین خود را پراکنده ساختند و به دسته های گوناگون [مذاهب مختلف] تقسیم شدند، با آنها هیچ گونه ارتباطی نداری، کار آنها واگذار به خداست، پس خدا آنها را از آنچه انجام می دادند، با خبر می کند.»

4. (وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ)؛ 5 «و اطاعت از خدا و رسولش کنید و نزاع مکنید که سست می شوید و قدرت شما از بین می رود و خویشتن داری کنید که خداوند با خویشتن داران است.»

5. (إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ)؛ 6 «این امت شما [پیامبران بزرگی که به آنها اشاره کردیم و پیروان آنها] امت واحدی بودند و من پروردگار شما هستم، مرا پرستش کنید.»

6. (وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)؛ 7 «همگی به ریسمان الهی چنگ زنید، و پراکنده نشوید!»

مفهوم و مصداق «حبل الله»
یکی از آیات شریفه که به صراحت تمام به اتحاد بین مسلمانان امر نموده است و برای وحدت آنان نیز محوری قرار داده است، آیۀ «اعتصام» [103 آل عمران] است.
از این آیه استفاده می شود که ایجاد وحدت نیازمند یک محور واحد است؛ زیرا مسلمانان را فرمان می دهد که به «حبل الله»؛ یعنی ریسمان الهی تمسک جویند. به عبارت دیگر، خداوند در آیۀ اعتصام با تعیین رمز وحدت در امت اسلامی می فرماید: وحدت محقق نمی شود، مگر با اعتصام و تمسک به «حبل الله».
نکته قابل توجه این است که از محور وحدت به «ریسمان» تعبیر شده است.

مرحوم علامه طباطبایی رحمه الله می گوید: «اعتصام به حبل الله؛ یعنی آن رابط و واسطه ای که بین عبد و رب را به هم وصل می کند، و آسمان را به زمین مرتبط می سازد.» 8
بنابراین، ریسمان مورد نظر دارای دو سوی است: یک سوی آن امت و خلق و سوی دیگرش خداوند و خالق، پس باید این محور وحدت، به عالم غیب و ملکوت متصل باشد تا بتواند حلقۀ ارتباط عالم شهود با عالم غیب گردد.

در اینجا سؤالی به ذهن می آید که: چه کسی و یا چه چیزی شأنیت «حبل الله» بودن را دارد؟

مفسران در این باره احتمالات مختلفی را ذکر کرده اند که به اختصار بیان می شود:
1. «حبل» قرآن است: «أبی سعید خُدرِی» می گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: حبل الله که از آسمان به زمین کشیده شده، همان کتاب خدا، قرآن است. 9
2. «حبل الله» اسلام است. 10
3. «حبل الله» همان اهل بیت و ائمه معصومین علیهم السلام هستند: امام باقر علیه السلام فرمودند: «حبل الله» آل محمد صلی الله علیه و آله هستند. 11
این احادیث و تفاسیر، با یکدیگر اختلاف و تضادی ندارند؛ زیرا منظور از ریسمان الهی هر گونه وسیلۀ ارتباط با ذات پاک خداوند است، خواه این وسیله قرآن، اسلام، یا پیامبر صلی الله علیه و آله یا اهل بیت علیهم السلام باشد. 12
اهل بیت صلی الله علیه و آله مصداق اتم «حبل الله»

از آیات قرآن استفاده می شود که خداوند برای بشر دو امام قرار داده است:
1. امام صامت؛
2. امام ناطق.
قرآن در وصف امام صامت می فرماید: (وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى إِماماً وَ رَحْمَةً)؛ 13 «و پیش از آن کتاب موسی راهنما و رحمت بود.»
در آیه دیگری حضرت ابراهیم علیه السلام به عنوان امام ناطق معرفی شده است: (وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَاماً)؛ 14 «هنگامی که پروردگار ابراهیم، او را با دستوراتی آزمود، و او به طور کامل از عهدۀ آنها برآمد، به او فرمود: من تو را پیشوای (امام) مردم قرار می دهم.»

از این آیات استفاده می شود که امام صامت – که همان کتابهای آسمانی از جمله قرآن است – به تنهایی برای هدایت بشر کافی نیست؛ زیرا آیات این کتابها، ظاهر و باطنی دارند و دارای وجوهی می باشند که می توان لفظ را بر هر یک از آن وجوه معنا کرد، از اینرو در انسان در کنار امام صامت به امام ناطقی احتیاج دارد که در موارد اختلاف، ارادۀ حضرت حق را بیان کند. امام ناطق و امام صامت، در کنار یکدیگر محور حق و وحدت اسلامی می باشند که قرآن از آنها به عنوان «حبل الله» تعبیر می کند.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: من در بین شما دو شیء گرانبها باقی گذاشتم؛ کتاب خدا و خاندانم؛ کتاب خدا [چون] ریسمانی است که از آسمان به زمین کشیده شده است و عترتم اهل بیت من هستند که خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد که این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد، تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، پس بنگرید بعد از من با آنها چه می کنید؟»

نکتۀ قابل توجه این است که در برخی از متون حدیث ثقلین، تعبیر «اعتصام» به کار رفته است، مانند نقل «ابن ابی شیبه» - متوفای 23ق- از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله: «إِنِّی تَرَکْتُ فِیکُمْ مَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی إِنْ إِعْتَصَمْتُمْ بِهِ؛ کِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِی؛ 15همانا میان شما چیزی را قرار دادم که اگر به آن تمسک کنید، گمراه نخواهید شد، [یعنی] کتاب خدا و عترتم.»

استدلال به حدیث «ثقلین» با عبارات مختلف و اسناد متعدد در راستای محوریت «امامت» و تقریب مذاهب اسلامی دارای امتیازاتی است که به اختصار بیان می شود:

1. مورد اتفاق اهل سنت و شیعه: اصل متن حدیث با وجود کمی اختلاف در نقل آن، مورد اتفاق محدثان و دانشمندان شیعه و سنی است. علامه سید شرف الدین رحمه الله در این خصوص می گوید: «گروهی از دانشمندان بزرگ اهل سنت، به این مطلب اعتراف کرده اند، حتی «ابن حجر» پس از نقل حدیث ثقلین می گوید: آگاه باش که حدیث لزوم تمسک به قرآن و عترت، طرق فراوانی دارد و از بیست و چند نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است.» 16

2. تواتر در نقل حدیث: یکی دیگر از خصوصیات این حدیث، تواتر آن می باشد. علامه شرف الدین رحمه الله می گوید: «سنت صحیح که حکم به وجوب تمسک به ثقلین می کند، متواتر است و به طور تضافر از بیست و چند نفر از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله رسیده است.» 17

3. دلالت صریح حدیث بر تمسک به اهل بیت علیهم السلام: یکی از امتیازات حدیث ثقلین، جدای از تمام گرایشهای مذهبی دلالت آن بر تبعیت و تمسک به اهل بیت علیهم السلام است.
4. برخورداری حدیث ثقلین از معنا و مفهوم عمیق: خصوصیتی که در استدلال به این حدیث نهفته است، مفهوم عمیق این حدیث می باشد. به صورتی که اولاً در این روایت از قرآن و عترت پیامبر صلی الله علیه و آله به «ثقل» تعبیر شده است و ثانیاً در این حدیث شریف اهل بیت علیهم السلام قرین و هم درجه با قرآن ذکر شده اند و این حجت و دلیلی بر وجوب تمسک به آنها است.

لزوم پذیرش و تمسک به اهل بیت علیهم السلام برای تحقق وحدت اسلامی
از جمله نظریاتی که در باب تقریب مذاهب اسلامی و اتحاد جامعۀ مسلمانان ارائه شده است، نظریه سکوت و عدم ورود در بحث امامت و خلافت است.
معتقدان به این نظریه در توجیه نظریۀ خود چنین استدلال می کنند که موضوع خلافت و امامت در صدر اسلام، به همان عصر مربوط است، بنابراین بهترین راه برای کم کردن تنشهای مذهبی، مسکوت گذاشتن موضوع امامت و خلافت است.

در پاسخ به این نظریه باید گفت:

شاید این رویکرد و نظریه بنا بر اعتقادات اهل سنت که امامت در جامعه اسلامی را منحصر در رهبری سیاسی و اجتماعی می دانند، مطلوب باشد؛ امّا همان گونه که می دانیم، موضوع «امامت» در مکتب تشیع، دارای شئون متعددی است که تنها یکی از آنها بحث حاکمیت سیاسی و اجتماعی است. شیعه به شأن مرجعیت دینی و علمی ائمه علیهم السلام و نیز شأن ولایت تشریعی و تکوینی آن حضرات علیهم السلام بر سایر مخلوقات اعتقاد دارد.

از آنجا که اصل امامت در مکتب تشیع معنای خاص خود را دارد و از اصول اولیۀ مذهب شمرده می شود، و شئون متعددی برای آن مطرح است، به نظر می رسد مسئلۀ «وحدت منهای امامت» سخنی گزاف و رویکردی نامناسب است.

ما اعتقاد داریم وظیفۀ دینی و علمی دانشمندان شیعه و معتقد به اصل مُسلَّم وحدت، ایجاب می کند که برای تبیین صحیح موضوع «امامت» در مکتب تشیّع، مناظرات علمی و مستندی را با دانشمندان اهل سنت داشته باشند، تا در سایۀ آن بتوانند در این موضوع به تفاهم برسند، و یا حداقل این نظریۀ مکتب شیعه را به روشنی تبیین کنند و این همان رویکردی است که در طول تاریخ، خاصه قرن اخیر توسط بسیاری از علمای شیعه بدان پرداخته شده است.

هر زمان که علمای شیعه بر این کار موفق شده اند، نتایج مثبتی به دست آمده است، مانند مناظرات علمی مرحوم علامه شرف الدین رحمه الله و ارتباطات مرحوم حضرت آیۀ الله العظمی بروجردی رحمه الله با دانشمندان «الازهر» مصر که باعث صدور فتوا از ناحیۀ علمای اهل سنت مبنی بر حرمت اهانت و جواز تعبد به مذهب شیعۀ جعفری علیه السلام شد. در اینجا به دو نمونه از نتایج این ارتباطات اشاره می شود.
1. «شیخ محمود شلتوت» رئیس دانشگاه الازهر مصر، بعد از مطالعه و تحقیق در آرا و نظرات مذهب تشیع، پی به حقانیت آن برده و نظر خود را چنین اعلان کرده است:
«مذهب جعفری، معروف به شیعۀ امامی اثنی عشری، مذهبی است که تعبد به آن شرعاً جایز است، همانند سایر مذاهب اهل سنت، از اینرو بر مسلمانان سزاوار است که آن را شناخته و از تعصب به ناحق نسبت به مذاهبی معین خَلاصی یابند.» 18
2. «استاد عبدالفتاح عبدالمقصود» نیز می گوید: «به عقیدۀ من شیعه تنها مذهبی است که آینۀ تمام نما و روشن اسلام است و هر کس که بخواهد به اسلام نظر کند، باید به عقاید و اعمال شیعه نگاه کند. تاریخ بهترین شاهد بر خدمات فراوانی است که شیعه در دفاع از عقیدۀ اسلامی داشته است.» 19

راه تحقق وحدت سیاسی و اجتماعی جامعۀ اسلامی
به یقین طرح مباحث علمی و عاری از تعصب و نیز دوری گزیدن از ناسزاگویی و اهانت، زمینه را برای تفاهم و استحکام وحدت اسلامی فراهم خواهد کرد؛ زیرا «بحث «امامت» یا جانشینی پیامبر صلی الله علیه و آله و جایگاه «عترت» از مباحثی است که در کتب و منابع معتبر حدیثی اهل سنت به شکل گسترده آمده است، از اینرو اگر بتوانیم به طور خاص روایاتی را که محدثین اهل سنت در شأن اهل بیت علیهم السلام بیان کرده اند، با متانت تمام و بدون سرزنش و اظهار پیروزی و تفوق بازگو کنیم، می توانیم بسیاری از تعصبات کورکورانه و دشمنیهای جاهلانه را ریشه کن کنیم.
در این مجال به اختصار برخی از روایاتی که از سوی علمای اهل سنت در این زمینه نقل شده است و مرحوم علامه شرف الدین در مناظرات خود بدان اشاره دارد بیان می کنیم:
1. «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: أَلاَ إِنَّ مَثَلَ أَهْلِ بَيْتِي فِيكُمْ مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ، مَنْ رَكِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ؛ 20 بدانید مثل اهل بیت من در میان شما مثل کشتی نوح علیه السلام است؛ کسی که بر آن سوار شد، نجات یافت و آن کس که تخلف ورزید، غرق گردید.»
2. و نیز حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: «اَلنُّجُومُ اَمَانٌ لِاَهْلِ الْاَرْضِ مِنَ الْغَرَقِ وَ اَهْلُ بَيْتِى اَمَانٌ لِأُمَّتِى مِنَ الْإِخْتِلَافِ فَاِذَا خَالَفَتْهَا قَبِيلَةٌ مِنَ الْعَرَبِ فَصَارُوا حِزْبَ اِبْلِيسَ؛ 21 ستارگان موجب امنیت اهل زمین از هلاکت، و اهل بیت من امان امت من از اختلاف [در دین] می باشند، بنابراین اگر قبیله ای از عرب با آنها به مخالفت پردازند، [معنی آن این است که در احکام خدا] اختلاف انداخته، و حزب ابلیس شده اند.»

سخن گفتن از وحدت اسلامی، بسیار فراتر از نگارش یک مقاله است؛ ولی از مجموع مطالب طرح شده این نتیجه حاصل می شود که وحدت اسلامی – چنان که بعضی گمان کرده اند – با طرح مسائل اعتقادی و ارزشی مذاهب اسلامی منافات ندارد؛ بلکه منظور از اتحاد اسلامی، ایجاد امت واحده و دوری از تفرقه و اتهامات علیه یکدیگر و استحکام صفوف مسلمانان در مقابل دشمنان اسلام است.

مسلمانان در راه رسیدن به این هدف، مشترکات زیادی دارند که یکی از آنها مسئلۀ تمسک به عترت پیامبر صلی الله علیه و آله است، و چنانکه بیان شد، دستور به «اعتصام» و تمسک به حبل الله که همان عترت و اهل بیت علیهم السلام هستند، در منابع اصیل و اولیۀ اهل سنت نیز وجود دارد.

پی نوشت: 1) الغدیر، علامه امینی، دارالکتاب العربی، بیروت، 1387ق، مقدمۀ ج7 (با کمی تصرف).
2) آل عمران/105.
3) حجرات/10.
4) انعام/159.
5) انفال/46.
6) انبیا/92 و 93.
7) آل عمران/103.
8) المیزان، علامه طباطبایی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1389ش، ج3، ص407.
9) تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی با همکاری جمعی از دانشمندان، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1380ش، ج3، ص41.
10) همان.
11) المیزان، علامه طباطبایی، ج3، ص586.
12) تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی و نویسندگان، ج3، ص41.
13) هود/17.
14) بقره/124.
15) المصنف، ابن ابی شیبه، تحقیق و تعلیق سعید اللحام، دارالفکر، بیروت، 1409 ق، ج7، ص418.
16) المراجعات، علامه شرف الدین، المراجعه 8، ص67.
17) همان، ص66.
18) شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، نشر مشعر، 1382، ج1، ص373، به نقل از: جمله رسالۀ الاسلام، قاهره.
19) شیعه شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، ج1، ص375، به نقل از: فی سبیل الوحدۀ الاسلامیه.
20) المراجعات، علامه شرف الدین، المراجعه 8، ص69، به نقل از: مستدرک حاکم.
21) المراجعات، ص69؛ به نقل از مستدرک حاکم

منبع:سایت ذی طوی نوشته عباس کمساری

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.