مهدی موعود از نسل امام حسین است یا امام حسن؟

07:00 - 1394/12/25

چکیده: با توجه به روایات صحیح و متواتر موجود در منابع شیعه و سنی، مهدی موعود(عجل الله تعالی فرجه) از نسل امام حسین(علیه السلام) می باشد، نه از نسل امام حسن مجتبی(علیه السلام).

یکی از اعتقادات شیعه درباره مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) این است که او از فرزندان صلبی امام حسین(علیه‌السلام) می‌باشد. در مجموع، 208 روایت در منابع روایی شیعه و سنی نقل شده، که دلالت بر حسینی بودن امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) دارد[1]. برای نمونه در روایتی از حذیفة بن یمان نقل شده است که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در یکی از خطبه‌هایش پیرامون آنچه که در آینده رخ خواهد داد سخن گفت و فرمود: «اگر از دنیا جز یک روز باقی نماند، خداوند آن روز را چنان طولانی می‌کند تا این که مردی از فرزندان من را برانگیزد که هم نام من است». سلمان برخاست و پرسید: «ای رسول خدا از کدام یک از فرزندان توست؟» پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  با دستش به حسین(علیه‌‌اسلام) زد و فرمود: «او از این فرزندم است»[2]. در روایتی دیگر از حذیفة بن یمان، رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  خطاب به فاطمه زهرا(علیهاالسلام) فرمود: «مهدی این امت که عیسی پشت او نماز می‌خواند از ماست»، سپس با دست به امام حسین(علیه‌السلام) می‌زند و می‌فرماید: «مهدی امت از این است»[3]. علاوه بر این، 160 روایت نیز تصریح می‌کند که مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، نهمین فرزند امام حسین(علیه‌السلام)است[4]؛ مانند این روایت که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  فرمود: «و او نهمین از صلب حسین است»[5] لازم به گفتن است که در میان روایاتی که مربوط به هویت مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) است، 125 روایت دلالت دارد بر این که امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از نسل امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) می‌باشد[6]. اما میان این دسته روایات با روایات قبلی هیچ تعارضی نیست؛ چرا که مادر امام باقر(علیه‌السلام)، فاطمه دختر امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) می‌باشد و بنابراین امام باقر(علیه‌السلام) و امامان پس از او، از فرزندان امام حسن و امام حسین(علیهماالسلام) می‌باشند و اتفاقا این خبر غیبی، خود از معجزات پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است.

اهل سنت درباره این مسأله، دو گروه شده‌اند: برخی همانند شیعه، مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) را از نسل امام حسین(علیه‌السلام) دانسته و گروهی دیگر او را از نسل امام حسن(علیه‌السلام) می‌دانند. مهم‌ترین دلیل این گروه از اهل سنت، روایتی است كه ابی‌داوود آن را ذكر كرده و برخی دیگر از محدّثان اهل سنت نیز آن ‌را در كتاب‌های حدیثی ثبت كرده‌اند؛ البته پیش از ابی‌داوود، نعیم بن حماد، روایتی را مشابه آن‌ چه ابی‌داوود نقل كرده، آورده است؛ ولی بیشتر بحث‌ها درباره‌ حدیث ابی‌داوود است که در آن امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام)  در حالی که به فرزندش امام حسن(علیه‌السلام) اشاره داشت فرمود: «این فرزندم سیّد (آقا و بزرگ) است، همان گونه که پیامبر او را این گونه وصف کرده است و از صلب او مردی به دنیا خواهد آمد که همنام پیامبرتان است، در اخلاق همانند اوست ولی در خلقت همانند نیست، زمین را پر از عدل می‌کند»[7].

این حدیث و استناد به آن، مورد نقد و اشکال است:
1. سند روایت ابی‌داود دارای اشکال است؛ چرا که در روایت نقل شده از او، آمده است «از هارون بن مغیره به من گزارش شده است» و معلوم نیست گزارش کننده چه کسی است. روایتی که نعیم بن حماد در الفتن نقل کرده نیز همین اشکال را دارد؛ چرا که می‌گوید: «چندین نفر، از ابن عیاش برای ما نقل کرده‌اند و ابن عیاش نیز از کسی نقل می‌کند که او از محمد بن جعفر نقل کرده  ....»[8] ، روشن است که سند این روایت نیز مخدوش است و معلوم نیست از چه کسانی نقل شده است.

2. جزری شافعی در کتاب «اسمی المناقب»، همین روایت را از ابی‌داود نقل می‌کند با این تفاوت که به جای کلمه «الحسن»، کلمه «الحسین» آمده است[9]. سید صدرالدین صدر[10] و نیز نجم‌الدین عسكری[11] نسخه‌ای از «عقد الدرر فی اخبار المنتظر» را مورد استناد قرار داده‌اند كه در آن «الحسین» ذكر شده است. لذا احتمال این که در روایت سنن ابی داود، اشتباه نوشتاری صورت گرفته باشد، وجود دارد؛ بنابراین استناد به این روایت صحیح نیست.

3 . روایاتی که در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده صحیح و متواتر است، و یک روایت، آن هم با خدشه‌هایی که در سند آن وارد است، هرگز نمی‌تواند در برابر آن همه روایت ایستادگی کند. بر فرض، سند روایاتی که در منابع اهل سنت آمده و دلالت می‌کند بر این که مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از نسل امام حسین(علیه‌السلام) است، ناتمام باشد، دلیل بر نادرستی عقیده شیعه نخواهد بود؛ چرا که روایات شیعه در این باره، صحیح و متواتر است.

ابن‌قیّم جوزیه و برخی دیگر همانند ابن‌حجر هیتمی به پیروی از وی، برای اثبات دیدگاه خود مبنی بر حسنی بودن مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) دست به دامن دلیلی استحسانی و ذوقی شده‌اند و آن این است:
«در این‌ كه امام مهدی(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)، فرزند امام حسن(علیه‌السلام) می‌باشد سِر لطیفی نهفته است؛ چون امام حسن(علیه‌السلام) خلافت را برای رضای الهی رها كرد، و خداوند در پاداش این كار، از نسل وی كسی را قرار داد كه خلافت حق را به‌دست خواهد گرفت... و این سنت خداوند در میان بندگانش است كه هركسی به خاطر او چیزی را وانهد، خدای تعالی پاداش او را خواهد داد؛ و یا به فرزندان و نسل وی، از آن فزون‌تر خواهد بخشید، برخلاف امام حسین (علیه‌السلام) كه به خلافت اشتیاق داشت، و برای آن نیز، جنگید، ولی بدان دست نیافت والله اعلم»[12].

تحلیل و نتیجه‌گیری این نویسنده، شگفت‌آور است و چنین داوری‌ای حكایت از بی‌خبری او از واقعیات تاریخی و یا كتمان و تحریف آن دارد؛ زیرا واقعیات تاریخی كه در منابع معتبر و مورد اعتماد منعكس شده، این برداشت را رد می‌كند:
1. كناره‌گیری امام حسن(علیه‌السلام) از جنگ با معاویه به سبب تفرقه و پراكندگی یاران آن حضرت بود كه وی را تنها گذاشتند و با دسیسه‌های مختلف معاویه، جذب دستگاه اموی شده و امام را تنها گذاشتند و به یاران معاویه پیوسته و گستاخی را بدان‌جا رساندند كه اسباب خیمه‌ی آن حضرت را ربودند و حتی می‌خواستند ایشان را به معاویه تسلیم كنند[13] و در این شرایط، امام چاره‌ای جز صلح با معاویه نداشت و به همین سبب جنگ را كنار گذاشته و از در صلح وارد شد.

2. تفسیر قیام امام حسین(علیه‌السلام) به یك حركت قدرت طلبانه و دنیاگرایانه، یك اشتباه مسلّم و روشن است. حركت و قیام آن حضرت، یك ماهیت كاملاً اصلاحی داشت. انگیزه و هدف حضرت، جلوگیری از رخنه‌ فساد و تباهی به بدنه‌ جامعه‌ اسلامی و همین‌طور برگرداندن اسلام به مسیر صحیح بود، آن حضرت این انگیزه را در موارد گوناگون با صراحت و روشنی بیان داشته‌اند. حضرت هنگام بیرون آمدن از مدینه در نامه‌ای خطاب به محمد بن حنفیه می‌نویسد: «بیرون آمدن من نه از سر ناسپاسی و سركشی است و نه برای ستمگری و ایجاد فساد، بلكه برای پی‌جویی صلاح و اصلاح در بین امت جدم رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، آهنگ امر به معروف و نهی از منكر، و نیز دنباله روی از جد و پدرم را دارم».[14].

در نتیجه: طبق اعتقاد شیعه بدون شک وجود نازنین حضرت ولی عصر مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از فرزندان امام حسین(علیه‌السلام) است و روایاتی را که بیان کرده‌اند مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از فرزندان امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) است، از حیث سندی درست نیست و قابل احتجاج با دیگر روایاتی که بیان می‌کنند حضرت از نسل امام حسین(علیه‌السلام) است، نیستند.

______________
پی‌نوشت
[1]. منتخب الاثر، ج 2، ص 158 – 161.
[2]. عقد الدرر، ص 24 و 25، باب 1، به نقل از ابونعیم اصفهانی در کتاب صفة المهدی/ ذخائر العقبی، ص 136 و 137/ البیان فی اخبار صاحب الزمان ص 129، باب 13/ کشف الغمة، ج 2، ص 469، حدیث 6، به نقل از ابونعیم اصفهانی در کتاب الاربعون حدیث.
[3]. «منا مهدی هذه الامة الذی یصلی عیسی خلفه، ثم ضرب علی منکب الحسین فقال: من هذا مهدی الامة»، البیان فی اخبار صاحب الزمان، باب 9، ص 121 و 122/ الفصول المهمه، ص 195 و 196/ بحار الانوار، ج 38، ص 10 و 11، باب 56، حدیث 17 و  ج 51، ص 91/ کشف الغمه، ج 2، ص 481 و 482.
[4]. منتخب الاثر، ج 2، ص 164 – 169.
[5]. «و هو التاسع من صلب الحسین»، کفایة الاثر، ص 106، باب ما جاء عن زید بن ثابت/ بحار الانوار، ج 36، ص 322، باب 41، حدیث 176.
[6]. منتخب الاثر، ج 2، ص 153 - 157.
[7]. «حُدّثت عن هارون بن المغیرة، قال: أخبرنا عمرو بن أبی‌قیس عن شعیب بن خالد عن أبی‌إسحاق، قال: قال علیّ (رضی الله عنه) و نظر إلی ابنه الحسن. قال: إنّ ابنی هذا سیِّد كما سمّاه النبیّ و سَیَخرُجُ من صُلبِه رجل یُسَمّی باسمِ نبیّكم یَشبَهه فی الخُلق و لا یشبهه فی الخَلق، ثمّ ذكر قصّة یملأ الأرض عدلاً»، سنن ابی داوود، کتاب المهدی، حدیث 4292/ نعیم بن حماد، الفتن، ص 266، ح1051/ ابن‌قیّم جوزیه، المنار المنیف، ص 144/ متقی هندی، كنزالعمّال، ج13، ح37636.
[8]. «حدثنا غير واحد عن ابن عياش عمن حدثه عن محمد بن جعفر عن علي بن أبي طالب رضى الله عنه قال سمى النبي صلى الله عليه وسلم الحسن سيدا وسيخرج من صلبه رجلا اسمه اسم نبيكم يملأ الأرض عدلا كما ملئت جورا».
[9]. اسمی المناقب فی تهذیب اسنی المطالب، ص 165 – 168، به نقل از کتاب المهدی المنتظر فی الفکر الاسلامی، ص 62.
[10]. المهدی، ص 63.
[11]. المهدی الموعود المنتظر عند علماء اهل السنّة والامامیه، ج1، ص 139.
[12]. ابن‌قیّم جوزیه، المنار المنیف، ص 151، در توضیح حدیث 342/ ابن حجر مکی، الصواعق المحرقه، ص 208.
[13]. طبری، تاریخ الامم و الملوك، ج5، ص 159، در حوادث سال چهل قمری/ ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص 41.
[14]. « إنّی لم أَخرُجْ أشراً، و لا بَطراً، و لا مُفسِداً، و لا ظالماً، و إنّما خَرجتُ لطَلَبِ الأصلاحِ فی ‌أمّة جدّی، أُرید أن آمرَ بالمعروف، وأنهی عن المنكر، و أسیرُ بسیرةِ جدّی و أبی»، مقرم، مقتل الحسین، ص 139.

امتیاز: 
No votes yet

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.
Online: 258