ازدواج مهمتر است یا درس؟

12:06 - 1394/12/19

چکیده:یده ها و افکار همچنین خواسته ها و انتظاراتتان را تعریف کرده  و برای ارام بودن انتخاب کنید تعریف جامعی از ازدواج داشته و نسبت به آن تصمیم گیری کنید و نگویید الان وقتش نیست بلکه هر روز بگذرد دیر شده و فرصتی است برگشت ناپذیر.

درس دختران

دنیا دنیای انتخاب کردن ها است و ما هر روز و هرلحظه باید انتخاب کنیم. عوامل موثری در انتخاب های ما دخیل هستند که با به کارگیری صحیح این عوامل ما به یک انتخاب معقول و فایده خیز دست پیدا خواهیم کرد.
یکی از بزرگ ترین انتخاب ها ازدواج است . ما باید به اندازه کافی از ازدواج بدانیم . درباره ازدواج نکردن نیز اطلاعات مکفی باید داشته باشیم .چرا که گاهی رویدادهای دیگر زندگی مان از اولویت برخوردار شده درحالی که در واقع اینگونه نبوده و ما درست انتخاب نخواهیم کرد. به عنوان مثال درس خواندن و ازدواج کردن دو انتخاب است که در شرائط مختلف رویکرد خاص به خود را طلبیده و اگر توانایی انتخاب هردو را نداریم یا مجبور به انتخاب یکی از ان دوهستیم باید درست تصمیم بگیریم. سوال زیر نمونه ای از این نوع انتخاب گری هست که با هم مرور می‌کنیم:
سوال/من دختری ۲۲ساله هستم که به دلیل شرایط خانوادگی و تحصیلی خواستگاران زیادی دارم.اما تمایلی به ازدواج نمی‌بینم.
یعنی دوس دارم ادامه تحصیل بدهم و در شغلم پیشرفت کنم .اکثر دوستانم هم مجرد هستند و در حال حاضر به همین موضوع فکر میکنند
به نظرم هنوز شرایط سنی و تحصیلیم کم است اما اقوام مدام به خانواده ام گوش زد می‌کنند که باید مرا وادار به ازدواج کنند و این باعث نگرانی خانواده ام شده است.
از فامیل های نزدیک و فامیل های دور هم خواستگارم بوده اند و اطلاع بقیه از این موضوع باعث میشود بیشتر به من فشار بیاورند در حالی که من اصلا آنها را نمی‌پسندم.
در بین همکارانم کسانی هستند که من اخلاق آنها را تا حدودی میپسندم اما تا زمانی که پیشنهاد ازدواج نمیدهند،یعنی همین که آنها از من تقاضای ازدواج میکنند دیگر تمایلی نشان نمیدهم.احساس بد.ی نسبت به این موضوع دارم.
از طرفی دوستانم همه در شرایط من هستند و من هم می‌خواهم مثل آنها روی شغل و درسم تمرکز کنم و از طرفی بستگانم بر من فشار می‌آورند.
از طرفی کسانی را دوس دارم که هنوز از من خواستگاری نکرده اند و از طرف دیگر کسانی که خواستگاری کردند مورد پسند من نیستند.
در حال حاضر یک نفر را دوس دارم که نمی‌دانم باید چگونه این موضوع را نشان دهم و گاهی فک می‌کنم شاید همین دلیلی بر رد کردن بقیه و سردرگمی من شده است،اما خب از دل ایشان خبر ندارم و احساس میکنم حس خاصی به من ندارند.
واقعا گیج شدم و حتی نمی‌دانم چه می‌خواهم
نگرانم
لطفا کمکم کنید. 
با سلام.
شما باید ببینید از مقولات مختلف چه انتظاراتی دارید به عنوان مثال باید ببینید از درس چه می‌خواهید؟برای چه درس می‌خوانید؟یا خانم هایی که دنبال کار هستند به چه انگیزه ای دنبال کار هستند؟خیلی ها هستند می‌گویند کار رابرای سرگرمی می‌خواهند ،این خوب است ولی ایا هیچ وسیله دیگری برای سرگرم شدن و استفاده بهینه از وقت نیست که کار را انتخاب می‌کنند؟اینجاست که باید بلند همتی را در دستور کار خودتان قرار دهید چونکه:
همت اگر سلسله جنبان شود     مور تواند که سلیمان شود
شما باید ببینید انگیزه شما یا همان دوستانتان از درس خواندن چیست؟
درس خواندن چه خدمت هایی به شما خواهد کرد و شما چقدر از این درس بهره خواهید برد.
همین سوالات را بیایید و در باب ازدواج از خودتان بپرسید و ازدواج را تعریف کنید.
قال امیرالمومنین (علیه السلام ) قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِهِ حضرت علی  (عليه السلام) فرمود: ارزش هر كس به اندازه همت او است.(1)
اینجاست که اگر دقیق این تطبیق را انجام بدهید بهترین تصمیم را خواهید گرفت و بهترین تصمیم نیز عزم و ارداه قوی می‌خواهد که باید برایش زحمت بکشید و محکم ترین آن دور کردن ذهنیت های منفی از ازدواج و جایگزین کردن نقاط مثبت آن است. با یک مثال این قسمت را خاتمه می‌دهیم:
یک خانم دکتری که الان در سن چهل سالگی دنبال یک خوستگار هست را بیاورید روی کاغذ و باخودتان بگویید چه اتفاقی در زندگی این شخص افتاده که الان با اینهمه درس خواندن و کار انچنانی باز هم یک گشمده ای دارد.پس اولین برکت ازدواج ایجاد تعادل روحی روانی در شخص است.
البته اینکه اگر شخصی دیر ازدواج کند غیر از مسائلی که دامنگیر خودش هست بحث فرزند داشتن او نیز آسیب زا است، فقط نکته زیر را بخوانید:
"فرزندی که محصول ازدواج به موقع است، از جهت عقل و فکر ، هوش و حافظه و استعداد ، رشد و سلامت جسمی و روانی شرایط برتر و امتیازات زیادی دارد. از نظر علمی افزایش ناباروری ها و دیر باروری ها و اختلات روانی و بسیاری از بیماری های جسمی نتیجه دیر ازدواج کردن ها است."(2)
اما درمورد دوم که تا صحبت از ازدواج شود شما ناراحت شده و طرف را طرد می‌کنید باید عرض کنم :
یک اقا هر وقت یک زن را توانمند و قابل بداند همه توانش را بکار می‌گیرد تا اورا از آن خود کند و بهترین راه به این مقصد رسیدن ازدواج است .
پس بدانید شما بسیار خوب عمل کرده و دارای صفاتی هستید که انتخاب می‌شوید یعنی به نوعی آنهایی که شمارا برای ازدواج می‌خواهند افرادی هستند که بسیار عاقلانه جلو می‌روند و از نظر عقلی هم حساب کنید کنار زدن و دوست نداشتن ادم عاقل ،عاقلانه نیست.
درمورد این شخص آخر هم باید عرض کنم که باید طبق فرمول بالا عمل کنید و بعد نتیجه بگیرید که چگونه با او رفتار نمایید.
نکته پایانی :
ایده ها و افکار همچنین خواسته ها و انتظاراتتان را تعریف کرده  و برای ارام بودن انتخاب کنید.
تعریف جامعی از ازدواج داشته و نسبت به آن تصمیم گیری کنید و نگویید الان وقتش نیست بلکه هر روز بگذرد دیر شده و فرصتی است برگشت ناپذیر.
موفق و مویدباشید.

پی نوشت ها:
(1)نهج البلاغه حکمت 47
(2)روزنامه سلامت، بخش خانواده ، 18/2/ 90، ص 13

نظرات

تصویر مائده
نویسنده مائده در

 سلام خیلی  نکته هاتون خوب پسندیده است ...
 صحبت هاتون عالیست... با تشکر از شما... موفق باشید.
cheeky

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.