خلیفه شدن، به قیمت آزردن خدا و رسول!

10:57 - 1394/12/16

و كان يصيح: احرقوا دارها بمن فيها، و ما كان في الدار غير عليّ و فاطمة و الحسن و الحسينچکیده: در تاریخ اسلام، یک جانشینی صورت گرفت که بعضی از اولین خلیفه‌ها، نه‌تنها هیچ خصوصیتی از پیامبر الهی را نداشتند، بلکه به صورتی این خلافت را به دست گرفتند که سبب آزردن پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و در نتیجه، سبب آزردن خدای متعال شدند

حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها

جای تردید نیست که جانشینان پیامبران و رهبران الهی باید دارای همه‌ و یا بیشتر خصوصیات آن پیامبران و رهبران پیشین باشند.
اما در تاریخ اسلام، یک جانشینی صورت گرفت که بعضی از اولین خلیفه‌ها، نه‌تنها هیچ خصوصیتی از پیامبر الهی را نداشتند، بلکه به صورتی این خلافت را به دست گرفتند که سبب آزردن پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و در نتیجه، سبب آزردن خداوند متعال شدند.

گناه آزردن پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)
حرمت آزردن پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بر کسی پوشیده نیست، اما برای اهمیت این موضوع، آیاتی از قرآن کریم،‌ به آن اختصاص یافته که به دو آیه اشاره می‌شود:
1. «الَّذینَ یُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَلیم‏ [توبه/۶۱] آنها كه رسول خدا را آزار مى‏‌دهند، عذاب دردناكى دارند!».
2. در آیه‌ای دیگر، آزرده شدن رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) همراه با آزرده شدن خدای متعال آمده که می‌فرماید: «إِنَّ الَّذینَ یُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهینا [احزاب/۵۷] آنها كه خدا و پیامبرش را آزار مى‏‌دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خواركننده‏‌اى آماده كرده است».

آزردن حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) مانند آزار خدا و رسول اوست
مقام حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) نزد خدای متعال و رسول گرامی او تا حدی است که در روایات متعددی که از رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌‌آله) وارد شده است، آزردن ایشان با آزردن خداوند متعال و پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) هیچ تفاوتی ندارد که به بعضی از این روایات اشاره می‌شود.

روایت شیعه از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)
«فاطمه پاره تن من است، هر كه او را بیازارد من‌را آزارده است، و هر كه او را خشمگین کند، من‌را خشمگین کرده است. هر كه او را شاد كند من‌را شاد كرده است».[1]

روایات اهل سنت از رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)
1. «فاطمه پاره تن من است، هر هرکه او را غضبناك كند من‌‍را غضبناك كرده است».[2]
2. «فاطمه پاره تن من است، هر چه او رابیازارد، من‌را آزرده است».[3]

دلیل بر آزرده شدن خدا و رسول او از سوی بعضی خلفا
با وجود روایات زیادی که از رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مورد مقام حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) نقل شده بود اما بعضی از صحابه‌ی آن حضرت، بعد از وفات ایشان برای به دست آوردن خلافت و جانشینی آن حضرت،‌ دست به کارهایی زدند که موجبات اذیت شدید و صدمه‌ی حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) را فراهم آوردند که همان‌طور که عرض شد آزردن آن حضرت، آزردن خدای متعال و رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بود و نتیجه‌ی آن صدمات نیز، شهادت حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) بود.

اکنون به بعضی از روایاتی که اهل سنت و شیعه، در مورد آزار و صدمه رساندن به حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) توسط خلیفه‌ی دوم(عمر بن خطاب) که برای گرفتن بیعت از امیرالمومنین(علیه‌السلام) برای خلیفه‌ی اول(ابوبکر بن ابی قحافة) نقل کرده‌اند، اشاره می‌شود:

روایات اهل سنت در مورد آزرده شدن حضرت زهرا
1. «بلاذری» در کتاب «انساب الاشراف» می‌گوید: «ابوبكر به دنبال على(عليه‌‏السلام) فرستاد تا بيعت كند، ولى على(عليه‏‌السلام) از بيعت با او امتناع ورزيد. سپس عمر همراه با فتيله (آتش‌زا) حركت كرد و با فاطمه در مقابل درب خانه رو به رو شد. فاطمه گفت: اى فرزند خطاب! آيا در صدد سوزاندن خانه من هستى؟ عمر گفت! بلى، اين كار كمك به چيزى است كه پدرت براى آن مبعوث شده است!».[4]
2. «صفدی» از علمای اهل سنت در «الوافی بالوفیات»: «به راستی عمر آن چنان فاطمه(سلام‌الله‌علیها) را در روز بیعت  زد که محسن را سقط نمود».[5]
3. « شهرستانی»  از قول «نظّام» که از علمای بزرگ اهل سنت، در «الملل و النحل» می‌گوید: «به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه(علیهاالسلام) زد که بر اثر آن، جنین خویش را سقط نمود و فریاد می‌زد: «آنش بزنید خانه‌اش را با هر که در آن است»، و در آن خانه،‌ غیر از علی و فاطمه و حسن و حسین(علیهم‌السلام) نبود».[6]

روایت «ابوبصیر» از موضوع شهادت حضرت زهرا
«ابو بصیر» از امام صادق(علیه‌السلام) روایت کرده که: «... علت وفات آن حضرت، همان ضربه‏‌اى بود كه قنفذ، غلام عُمر، به امر او ایجاد كرد.
حضرت زهرا به سبب آن ضربه «محسن» را سقط نمود و به این جهت به شدت مریض شد و نگذاشت احدى از آن افرادى كه وى را اذیت كرده بودند نزد او وارد شوند.
آن دو نفر كه از اصحاب پیامبر خدا بودند از حضرت على بن ابى طالب(علیه‌السّلام) تقاضا نمودند: نزد فاطمه براى ایشان شفاعت نماید.
وقتى حضرت امیر براى آنان اجازه گرفت و به حضور آن حضرت مشرف شدند گفتند: اى دختر پیغمبر خدا! در چه حالى؟
فرمود: خداى را شكر، خوبم. آنگاه به ایشان فرمود: آیا نشنیدید كه پیامبر خدا می‌فرمود: فاطمه پاره‌‏اى از تن من است، كسى كه او را اذیت كند مرا اذیت كرده و كسى كه مرا اذیت كند خدا را اذیت كرده؟ گفتند: چرا.
فرمود: به خدا قسم كه شما مرا اذیت كرده‌‏اید.
ایشان از نزد فاطمه اطهر خارج شدند در حالى كه آن بانو بر آنان خشمناك بود».[7]

در نتیجه:
خلافتی که با آزردن حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) حاصل شد، مورد رضایت خدای متعال و رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نبود و این خلافتی بود که سبب شهادت آن حضرت(سلام‌الله‌علیها) شد.
مگر این خلافت چه ارزشی داشت که آن‌ها به این‌صورت آن را به دست گرفتند و دیگران را بر بیعت، مجبور کردند؟
و این همان خلافتی بود که وقتی امام علی(علیه‌السلام) به اصرار مردم، مجبور به پذیرفتن آن شد، در یکی از روز‌ها که آن حضرت، مشغول پینه زدن کفش‌های کهنه‌ی خود بود، به ابن عباس فرمود: «قيمت اين كفش چه قدر است؟
ابن عباس،‌ عرض کرد: «بهایی ندارد».
فرمود: «به خدا سوگند! همين كفش بى ارزش نزد من از حكومت بر شما دوست‌داشتنی‏‌تر است مگر اينكه حقّى را با آن به پا دارم، يا باطلى را دفع نمايم».[8]
و این در صورتی بود که عمر و ابوبکر برای به دست آوردن خلافت باطل خود، حقوق بسیاری را زیر پا گذاشتند.
_____________
پی‌نوشت
[۱]. قَالَ النَّبِیُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: «إِنَّ فَاطِمَةَ بَضْعَةٌ مِنِّی، مَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی، وَ مَنْ غَاظَهَا فَقَدْ غَاظَنِی وَ مَنْ سَرَّهَا فَقَدْ سَرَّنِی؛«إعتقادات الإمامیة (للصدوق)، ص۱۰۵». و قریب به این مضمون در: كتاب سلیم بن قیس الهلالی (ناشر:الهادی)، ج‏2، ص869 - كفایة الأثر فی النص على الأئمة الإثنی عشر، ص37 - الأمالی (للمفید)، النص، ص260»».
[2]. قال رسول‌اللّه(صلى الله علیه وآله): «فاطِمَة بَضْعَةُ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها أَغْضَبَنی» « صحیح بخاری، ج 4، ص 210 ؛ صحیح بخاری، ج 5، ص 36 ؛ صحیح بخاری، جزء 7، باب فضائل فاطمه(س)، ح 29»».
[3]. «إِنَّمَا فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا؛«صحیح مسلم، ج 4، ص 1902، باب 15، ح 95 و 94 و 93 ؛ صحیح مسلم، جزء 7، باب فضائل زهرا(س)، 141، 143 ؛ صحیح بخاری، جزء 5، باب مناقب فاطمه(س)، ح 29»». دو آدرس اخیر از: پایگاه اطلاع رسانی حوزه
[4]. «أَنَّ أَبَا بَكْرٍ أَرْسَلَ إِلَى عَلِيٍّ يُرِيدُ الْبَيْعَةَ، فَلَمْ يُبَايِعْ. فَجَاءَ عُمَرُ، و معه فتيلة فتلقته فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: [يا ابن الْخَطَّابِ، أَتُرَاكَ مُحَرِّقًا عَلَيَّ بَابِي؟ قَالَ: نَعَمْ، وَذَلِكَ أَقْوَى فِيمَا جَاءَ بِهِ أَبُوكِ«انساب الاشراف، ج1، ص586»».
[5]. «اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها؛«الوافی بالوفیات، صفدی، ج6، ص15»».
[6]. «اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها و كان يصيح: احرقوا دارها بمن فيها، و ما كان في الدار غير عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين؛«الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی(ناشر: مؤسسة الحلبي وشركاه)، ج1، ص57»».
[7]. عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ(عَلَيْهِ السَّلَامُ) قَالَ: «... وَ كَانَ سَبَبُ‏ وَفَاتِهَا أَنَّ قُنْفُذاً مَوْلَى عُمَرَ لَكَزَهَا بِنَعْلِ السَّيْفِ بِأَمْرِهِ فَأَسْقَطَتْ مُحَسِّناً وَ مَرِضَتْ مِنْ ذَلِكَ مَرَضاً شَدِيداً وَ لَمْ تَدَعْ أَحَداً مِمَّنْ آذَاهَا يَدْخُلُ عَلَيْهَا وَ كَانَ الرَّجُلَانِ مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيِّ ص سَأَلَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ص أَنْ يَشْفَعَ لَهُمَا إِلَيْهَا فَسَأَلَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَلَمَّا دَخَلَا عَلَيْهَا قَالا لَهَا كَيْفَ أَنْتِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَتْ بِخَيْرٍ بِحَمْدِ اللَّهِ ثُمَّ قَالَتْ لَهُمَا مَا سَمِعْتُمَا النَّبِيَ‏ يَقُولُ فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّهَ قَالا بَلَى قَالَتْ فَوَ اللَّهِ لَقَدْ آذَيْتُمَانِي قَالَ فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهَا ع وَ هِيَ سَاخِطَةٌ عَلَيْهِمَا «بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏43، ص170 و 171»».
[8]. «قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه‌السلام بِذِي قَارٍ وَ هُوَ يَخْصِفُ نَعْلَهُ‏ فَقَالَ لِي مَا قِيمَةُ هَذَا النَّعْلِ فَقُلْتُ لَا قِيمَةَ لَهَا فَقَالَ علیه‌السلام وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلا؛«نهج البلاغه، خطبه33»».

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.