اعتقاد ابن عباس به امامان دوازده‌گانه

11:00 - 1394/11/28

چکیده: ابن عباس که از کودکی و نوجوانی تحت تعالیم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و مهم‌ترین راویان احادیث حضرت و از برجسته‌ترین دانشمندان اسلام است اعتقاد راسخی به امامت دوازده امام از نسل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) داشت.

«عبداللّه بن عباس» مشهور به ابن عباس سه سال پیش از هجرت در شعب ابی‌طالب به دنیا آمد؛ کنیه‌اش ابوالعباس بود. او را حِبرالامة (عالم امت) نامیده‌اند.[۱] وی پسرعموی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و امیرالمومنین(علیه‌السلام) بود.
پدرش، عباس، عموی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و از سران قریش بود که در زمان جاهلیت سال‌ها سقایت حاجیان و عمارت مسجدالحرام را بر عهده داشت. مادرش، لبابه کبری، دختر حارث بن حَزْن هلالی و خواهر میمونه، همسر رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود که‌ ام‌الفضل لقب داشت. او نخستین بانویی بود که پس از حضرت خدیجه(علیها‌السلام) در مکه مسلمان شد و همیشه نزد پیامبر محترم بود. امّ الفضل، به امام حسن و امام حسین(علیهم‌السلام) شیر داده است.[2]

پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) پس از ولادت ابن عباس، با آب دهان، کام او را برداشت. عبدالله بن عباس هنگام رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ۱۳ ساله بود. بنابر گزارشی، وی حدود ۳۰ ماه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را در مدینه درک کرد. حضرت توجه زیادی به عبدالله داشت و دعا کرد تا خداوند علم تاویل قرآن را به او بیاموزد.[3]
توجه و علاقه او به فراگیری علوم باعث شد در بسیاری از دانش‌ها تبحر یابد. افزون بر تفسیر و علوم قرآن در فقه، تاریخ، انساب، ایام العرب، حساب و شعر عرب نیز استاد بود و بسیاری از مسلمانان از علم او بهره‌مند بودند.[4]

اعتقاد به امامان دوازده‌گانه
ابن عباس که از مهم‌ترین راویان احادیث پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و از برجسته‌ترین دانشمندان اسلام است اعتقاد راسخی به امامت دوازده امام از نسل پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) داشت. زمانی‌که ابن عباس در بستر بیماری بود از شخصی به نام عطا نقل‌ شده است: «همراه برخی از بزرگان طائف در بیماری دم مرگ عبداللّه بن عباس بر او وارد شدیم، او ناتوان شده بود، سلام کردیم و نشستیم. ابن عباس از من پرسید: عطا اینها چه‌ کسانی هستند؟ گفتم: ایشان برخی بزرگان شهر هستند و عبداللّه بن سلمه بن حضرمی طائفی، عماره بن ابی الاجلح و ثابت بن مالک هم حضور دارند.
من یک به یک از آن‌ها نام بردم و آنان نزد او رفتند و گفتند: «ای پسر عموی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تو پیامبر خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را دیده و سخن او را شنیده‌ای، ایشان پیرامون اختلاف این امت چه گفتند؛ گروهی علی(علیه‌السلام) را بر دیگران مقدم دانسته‌اند و گروهی دیگر او را پس از سه تن قراردادند؟»

ابن عباس نفسی کشید و گفت: از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیدم که فرمود: «علی با حق است و حق با علی است. او امام و جانشین پس از من است؛ هر کس به او تمسّک جوید، رستگار می‌شود و نجات می‌یابد و هر کس از فرمانش سرپیچی کند، گم‌راه شود. آری، او من‌را کفن می‌کند و غسل می‌دهد و قرضم را ادا می‌کند. او پدر دو سبط من، حسن و حسین است و امامان نه گانه از نسل حسین هستند و مهدی این امت، از ماست».

عبداللّه بن سلمة بن حضرمی گفت: ای پسرعموی رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) چرا پیش‌تر اینها را به ما نگفتید؟ گفت: «به خدا سوگند! من آنچه را شنیده بودم، باز گفتم و شما را نصیحت کردم لیکن شما نصیحت کنندگان را دوست ندارید».

سپس گفت: «ای بندگان خدا! تقوای الهی پیشه کنید همانند تقوای کسی که از این موضوع عبرت می‌گیرد پیش از رسیدن مرگ برای آخرت کاری بکنید و به ریسمان محکم عترت پیامبرتان(صلی‌الله‌علیه‌وآله) چنگ زنید که من از او شنیدم که می‌فرمود: «هرکس پس از من به خاندانم تمسک جوید، از رستگاران است».

 آنگاه به‌ شدت گریست و حاضران گفتند: «آیا با این جایگاهی که نسبت به رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) داری، می‌گریی؟» رو به من کرد و گفت: «ای عطا! من برای دو چیز می‌گریم؛ ترس از قیامت و جدایی دوستان!».

سپس مردم پراکنده شدند و ابن عباس به من گفت: «ای عطا! دستم را بگیر و من‌را به صحن خانه ببر، آنگاه دست‌ها را به آسمان بلند کرد و گفت: پروردگارا! من به‌ وسیله محمد و آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به تو تقرّب می‌جویم. پروردگارا! من به‌ وسیله آقایم علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) به تو تقرب می‌جویم». و این عبارت را آن‌قدر تکرار کرد تا بر زمین افتاد. ما پس از ساعتی درنگ، او را بلند کردیم و دیدیم که چشم از جهان فرو بسته است».[5]

نتیجه
اعتقاد به وجود جانشینان دوازده‌گانه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از عقاید اصلی تمام مسلمانان اعم از شیعیان و اهل سنت می‌باشد و روایات فراوانی در این زمینه از نبی گرامی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) اسلام ثبت و ضبط گردیده است.[6] عبدالله بن عباس از بارزترین دانشمندان اسلام است که وجود گرامی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را درک کرده است علاوه بر بیان این مسئله برای مردم، مصادیق این روایات را نیز به مسلمانان معرفی می‌کند. 

_______________________________
پی‌نوشت
[۱]. أسدالغابة فی معرفة الصحابة، ابن اثیر، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق/۱۹۸۹م، ج3، ص187-186.
[2]. انساب الاشراف، بلاذری، چاپ سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت ۱۴۱۷ق، ج4، ص85.
[3]. همان، 28، الاصابه، ابن حجر، ج4، ص124-122.
[4]. انساب الاشراف، همان، ج4، ص33، سیر الاعلام النبلاء، ذهبی، ج3، ص332.
[5]. كفاية الأثر في النصّ على الأئمة الإثني عشر، خزاز رازى، حسينى كوه‌كمرى، بيدار، قم‏، 1401ق، ص22-20.
[6]. موسسه مذاهب اسلامی.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.