امامی که تقریبا تمام عمر؛ در زندان بود!

11:12 - 1394/10/27

چکیده: امام حسن عسکری(علیه‌السلام) در دورانی زندگی می‌کردند که خلفای عباسی محدودیت و مراقبت شدیدی قرار داده بودند و ایشان، در این وضعیت شیعیان را رهبری و کمک می‌کردند

امام حسن عسکری(علیه‌السلام)

سخن گفتن در مورد ائمه‌ی معصومین(علیهم‌السلام) کار ساده‌ای نیست و غیر از خداوند و خود حضرات معصومین(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) کسی نمی‌تواند در معرفی ایشان، حق مطلب را ادا کند چنان‌که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در مورد امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمود: «تو را نشناخت آن‌گونه‌ که حق شناخت توست جز خدا و من.»

اما از طرفی دیگر، ما نیز وظیفه داریم که در حد توان و امکانات، در شناخت امامان شیعه، سعی کنیم و ایشان را بشناسیم تا اولا؛‌ اعتقادمان به ایشان قوی‌تر شود و ثانیا؛ بتوانیم در زندگی، با پیروی از آن‌ها راه زندگی را صحیح‌تر بپیماییم و بیشتر، مورد محبت خداوند متعال، قرار گیریم که به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) فرمود: «قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیم‏ [آل‌عمران/31] بگو: اگر خدا را دوست مى‏‌دارید، از من پیروى كنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و خدا آمرزنده مهربان است».

امام یازدهم، امام حسن بن علی العسکری(علیهماالسلام) در سال 232 هجری قمری به دنیا آمد و از عمر کوتاه و پربرکت 28 ساله‌ی خود، تقریبا 26 سال آن را در زندان و تبعید خلفای ظالم و غاصب زمان خود به‌سر برد.[2]

علت فشارها و محدودیت‌ها در زمان امام عسکری(علیه‌السلام)
خلفای عباسی، از هیچ فشاری نسبت به ائمه‌ی معصوم؛ قبل از امام حسن عسکری(علیهم‌السلام) دریغ نداشتند ولی به دو علت، این فشار‌ها در زمان امام عسکری(علیه‌السلام)، بیشتر بود:
1. در زمان امام عسکری(علیه‌السلام) شیعه در عراق، قدرت زیادی به‌ دست آورده بود و دلیل این مطلب، آن است که پس از شهادت حضرت، برادرش «جعفر کذّاب» نزد «عبیدالله» که وزیر «معتمد عباسی» بود رفت و گفت: منصب برادرم را به من واگذار کن تا من هر سال بیست هزار دینار به تو بدهم.
وزیر معتمد با پرخاش به او گفت: ای احمق! خلیفه، آن‌قدر به روی کسانی که پدر و برادر تو را امام می‌دانند شمشیر کشید تا آنان را از این عقیده برگرداند، ولی نتوانست و اکنون اگر شیعیان، تو را امام بدانند، نیازی به کمک خلیفه نداری و اگر این مقام را نداشته باشی با کمک ما هم نمی‌توانی به آن برسی.

2. خلفای عباسی،‌ بنابر روایات، می‌دانستند که مهدی موعود که حکومت‌های ظالم را نابود می‌کند از نسل امام عسکری(علیه‌السلام) است و به همین جهت بود که پیوسته مراقب او بودند تا بتوانند فرزندش را به چنگ آورند و نابود کنند و آنان، آن‌قدر نگران بودند که امام عسکری را ناچار کرده بودند که هر‌هفته در روز‌های دوشنبه و پنج‌شنبه در دربار حاضر شود.[4]

دو نمونه از محدودیت‌های شدید بر آن حضرت
1. شخصی به نام ْ«حلبى» می‌گوید: ما در محله عسكر اجتماع كرده و منتظر تشريف آوردن امام حسن عسكرى(علیه‌السلام) بوديم؛ چون امام بیرون آمد، دستور دادن كه هيچ كدام به من سلام نكنيد و با دست یا سر، به طرف من اشاره نكنيد، زيرا براى شما خطر دارد.[5]

2. «محمد بن عبد العزیز بلخی» می‌گوید: «صبح یک روز،‌ بیرون رفته بودم و در «شارع غنم» نشسته بودم که ناگاه ابو محمد بيرون آمده بود و می‌خواست به دار عامه برود، پس با خود گفتم اگر فریاد کنم و بگویم، ای مردم! این حجت الهی است بر شما، مرا می‌کشند، پس هنگامی‌که آن حضرت به من نزدیک شد با انگشت سبابه‌ی خود که بر دهان داشت، به من اشاره کرد که ساکت باش! و او را در آن شب دیدم که می‌فرمود: یا کتمان کنید و یا کشته می‌شوید، پس بپرهیز و جان خود را حفظ کن».[6]

چند کرامت از آن امام مهربان
1. «ابو هاشم جعفری» که از یاران امام(علیه‌السلام) بود می‌گوید: از تنگی زندان و شدت فشار زنجیر، به امام عسکری(علیه‌السلام) شکایت کردم، آن حضرت در جوابم نوشت: «تو امروز، نماز ظهر را در منزلت می‌خوانی». هنگام ظهر بود كه بیرون آمدم و چنان كه فرموده بود، نمازم را در منزلم خواندم، هم‌چنین در تنگى زندگى بودم و می‌خواستم در نامه‌ای از آن حضرت تقاضاى پول كنم، خجالت كشیدم، وقتی به منزلم رسیدم، صد دینار برایم فرستاد و در نامه نوشته بود: هر وقت نیازی داشتى حیا و شرم مکن و [از ما] بخواه، كه طبق میلت خواهى دید ان‌شاء‌اللَّه».[7]

2. «شاهَوَیْه‌ بن عبد ربّه» یکی از اصحاب امام عسکری(علیه‌السلام) گفت: «برادرم (صالح) زندانى بود، خدمت مولایم ابو محمد(علیه‌السلام) نامه‏‌اى نوشتم و چند مسأله پرسیدم، امام پاسخ همه‌ی آن‌ها را داده بود و نوشته بود: «برادرت صالح، همان روزى كه نامه‏‌ام به دست تو مى‏‌رسد، از زندان خلاص مى‏‌شود، و تو مى‏‌خواستى در مورد او بپرسى، فراموش كردى!» در همان بین كه داشتم نامه را مى‏‌خواندم، ناگاه بعضى از مردم آمدند، بشارت دادند كه برادرم آزاد شده و طولى نكشید كه برادرم آمد او را دیدم و نامه را براى او نیز خواندم».[8]

3. از «ابو هاشم» روایت است که: «خدمت امام عسکری(علیه‌السلام) شرف‌یاب شدم و مى‏‌خواستم، نگینى درخواست كنم تا انگشترى براى تبرك از آن بسازم، نشستم و یادم رفت كه براى چه آمده بودم وقتى كه خواستم خداحافظى كنم و برگردم، امام(علیه‌السلام) انگشترى مرحمت كرد و فرمود: «تو نگینى مى‏‌خواستى و من انگشترى به تو دادم، تو سودى هم از نگین بردى، پروردگار آن را بر تو گوارا كند».
ابو هاشم مى‌‏گوید: من تعجب كردم، عرض كردم: مولاى من به راستى كه تو ولى خدایى و آن امامى هستى كه من دین خدا را به لطف و اطاعت او به دست آورده‌‏ام.
آن‌گاه فرمود: «اى ابوهاشم! خداوند تو را بیامرزد».

در نتیجه:
1. آگاهی از وضعیت زمان امام حسن عسکری(علیه‌السلام) که با مراقبت و محدودیت شدیدی مواجه بود.
2. امام حسن عسکری و دیگر ائمه(علیهم‌السلام) با وجود فشار‌ها و محدودیت‌هایی که داشتند از حال شیعیان خود غافل نبودند.
------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[۱]. مَا عَرَفَكَ حَقَ‏ مَعْرِفَتِكَ غَیْرُ اللَّهِ وَ غَیْرِی؛«مناقب آل أبی طالب(علیهم‌السلام)، ج‏3، ص268»
[2]. با استفاده از: زندگانی چهارده معصوم، آیة‌الله مظاهری، ص161 و 162
[3]. قَالَ لَهُ یَا أَحْمَقُ السُّلْطَانُ جَرَّدَ سَیْفَهُ فِی الَّذِینَ زَعَمُوا أَنَّ أَبَاكَ وَ أَخَاكَ أَئِمَّةٌ لِیَرُدَّهُمْ عَنْ ذَلِكَ فَلَمْ یَتَهَیَّأْ لَهُ ذَلِكَ فَإِنْ كُنْتَ عِنْدَ شِیعَةِ أَبِیكَ أَوْ أَخِیكَ إِمَاماً فَلَا حَاجَةَ بِكَ إِلَى السُّلْطَانِ أَنْ یُرَتِّبَكَ مَرَاتِبَهُمَا وَ لَا غَیْرِ السُّلْطَانِ وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ عِنْدَهُمْ بِهَذِهِ الْمَنْزِلَةِ لَمْ تَنَلْهَا بِنَا؛« الكافی( ط- الإسلامیة)، ج‏1، ص506»
[4]. سیره پیشوایان، ص621 و 622
[5]. عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَن‏ حَلَبِيٍ قَالَ: اجْتَمَعْنَا بِالْعَسْكَرِ وَ تَرَصَّدْنَا لِأَبِي مُحَمَّدٍ ع يَوْمَ رُكُوبِهِ فَخَرَجَ تَوْقِيعُهُ أَلَا لَا يُسَلِّمَنَّ عَلَيَّ أَحَدٌ وَ لَا يُشِيرُ إِلَيَّ بِيَدِهِ وَ لَا يُومِئُ فَإِنَّكُمْ لَا تُؤْمِنُونَ عَلَى أَنْفُسِكُم‏؛[الخرائج و الجرائح، ج‏1، ص439]
[6]. عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْبَلْخِيِّ قال أَصْبَحْتُ يَوْماً فَجَلَسْتُ فِي شَارِعِ الْغَنَمِ فَإِذَا بِأَبِي مُحَمَّدٍ قَدْ أَقْبَلَ مِنْ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ دَارَ الْعَامَّةِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي تَرَى إِنْ صِحْتُ أَيُّهَا النَّاسُ هَذَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ فَاعْرِفُوهُ يَقْتُلُونِّي فَلَمَّا دَنَا مِنِّي أَوْمَأَ بِإِصْبَعِهِ السَّبَّابَةِ عَلَيَّ فِيهِ أَنِ اسْكُت‏ وَ رَأَيْتُهُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ يَقُولُ إِنَّمَا هُوَ الْكِتْمَانُ أَوِ الْقَتْلُ فَاتَّقِ اللَّهِ عَلَى نَفْسِكَ؛«كشف الغمة في معرفة الأئمة (ط - القديمة)، ج‏2، ص422»
[7].  أَبُو هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیُّ قَالَ شَكَوْتُ إِلَى أَبِی مُحَمَّدٍ ع ضِیقَ الْحَبْسِ وَ كَتَلَ الْقَیْدِ فَكَتَبَ إِلَیَّ أَنْتَ تُصَلِّی الْیَوْمَ الظُّهْرَ فِی مَنْزِلِكَ فَأُخْرِجْتُ فِی وَقْتِ الظُّهْرِ فَصَلَّیْتُ فِی مَنْزِلِی كَمَا قَالَ ع وَ كُنْتُ مُضَیَّقاً فَأَرَدْتُ أَنْ أَطْلُبَ مِنْهُ دَنَانِیرَ فِی الْكِتَابِ فَاسْتَحْیَیْتُ فَلَمَّا صِرْتُ إِلَى مَنْزِلِی وَجَّهَ إِلَیَّ بِمِائَةِ دِینَارٍ وَ كَتَبَ إِلَیَّ إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَلَا تَسْتَحْیِ وَ لَا تَحْتَشِمْ وَ اطْلُبْهَا فَإِنَّكَ تَرَى مَا تُحِبُّ إِنْ شَاءَ اللَّه‏؛« الكافی (ط - الإسلامیة)، ج‏1، ص508»
[8]. شَاهَوَیْهِ بْنُ عَبْدِ رَبِّهِ كَانَ أَخِی صَالِحٌ مَحْبُوساً فَكَتَبْتُ إِلَى سَیِّدِی أَبِی مُحَمَّدٍ ع أَسْأَلُهُ عَنْ أَشْیَاءَ أَجَابَنِی عَنْهَا وَ كَتَبَ أَنَّ أَخَاكَ یَخْرُجُ مِنَ الْحَبْسِ یَوْمَ یَصِلُكَ كِتَابِی هَذَا وَ قَدْ كُنْتَ أَرَدْتَ أَنْ تَسْأَلَنِی عَنْ أَمْرِهِ فَأُنْسِیتَ فَبَیْنَا أَنَا أَقْرَأُ كِتَابَهُ إِذَا أُنَاسٌ جَاءُونِی یُبَشِّرُونَنِی بِتَخْلِیَةِ أَخِی فَتَلَقَّیْتُهُ وَ قَرَأْتُ عَلَیْهِ الْكِتَابَ؛«مناقب آل أبی طالب (علیهم‌السلام)، ج‏4، ص438»
[9]. عَنْ أَبِي هَاشِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي مُحَمَّدٍ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ فَصّاً أَصُوغُ بِهِ خَاتَماً أَتَبَرَّكُ بِهِ فَجَلَسْتُ وَ نَسِيتُ مَا جِئْتُ لَهُ فَلَمَّا وَدَّعْتُهُ وَ نَهَضْتُ رَمَى إِلَيَّ بِخَاتَمٍ فَقَالَ أَرَدْتَ فَصّاً فَأَعْطَيْنَاكَ خَاتَماً وَ رَبِحْتَ الْفَصَّ وَ الْكِرَى هَنَّأَكَ اللَّهُ يَا أَبَا هَاشِمٍ فَتَعَجَّبْتُ مِنْ ذَلِكَ فَقُلْتُ يَا سَيِّدِي إِنَّكَ وَلِيُّ اللَّهِ وَ إِمَامِيَ الَّذِي أَدِينُ اللَّهَ بِفَضْلِهِ وَ طَاعَتِهِ فَقَالَ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ يَا أَبَا هَاشِم‏؛«إعلام الورى بأعلام الهدى (ط - القديمة)، النص، ص375»

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.