آیا قانون «پایستگی انرژی» با وجود خدا تعارض دارد؟

21:54 - 1391/11/16
مادی گرا ها معتقدند: خدایی وجود ندارد و همین ماده از اول بوده و تا ابد خواهد بود، و برای این مدعا دلیلی از فیزیک ارائه کردن که قانون پایستگی انرژی بود؛
ماده خدا نیست

در پست قبلی گفته شد مادی گرا ها معتقدند: خدایی وجود ندارد و همین ماده از اول بوده و تا ابد خواهد بود، و برای این مدعا دلیلی از فیزیک ارائه کردن که قانون پایستگی انرژی بود؛ این قانون می گوید: مقدار انرژی در یک سیستم تک ‌افتاده (ایزوله، منزوی) ثابت می‌ماند. پیامد این قانون این است که انرژی از بین نمی رود و به وجود نمی‌آید. تنها چیزی که در سیستم تک‌ افتاده رخ می‌دهد، تبدیل شکل انرژی است؛ مثلاً انرژی جنبشی به انرژی گرمایی تبدیل می شود. از آنجا که در نظریهٔ نسبیت خاص گفته شده انرژی و جرم به هم وابسته‌اند، پایستگی انرژی در حالت کلی می گوید: مجموع انرژی و جرم یک سیستم تک‌افتاده ثابته1. این قانون دستاویزی شده برا اونا که بگن ماده همیشه بوده و هرگز هم از بین نمیره لذا احتیاجی به خدا نداره.

جواب ما این است که اولا: این قانون با توحید و وجود خداوند متعال اصلا تعارضی ندارد؛ چه اشکالی دارد که خداوند متعال ماده را طوری خلق کرده یاشد که به انرژی تبدیل شود و بالعکس. اتفاقا این قانون شعور و علم و درایت خالق عالم را بیشتر اثبات می کند، چرا که گویای علم و شعور وصف ناپذیر او خواهد بود که چنین چیزی رو قرار داده که میلیارها سال است که به همین شکل است. ثانیا: ما با ادله محکم فلسفی و عقلی ثابت کردیم ماده نمی تواند «واجب الوجود» و ازلی و ابدی باشه؛ چرا که دارای هزاران نقص و نیاز است. ثالثا: از مادی گراها باید پرسید از کجا می دانید که این قانون از ازل و اول هیمن طور بوده است و نتیجه گرفتید که ماده همیشگی است؟ یعنی از کجا نتیجه گرفتید ماده نیاز به خالق ندارد و خودش همیشه بوده است؟ شما که از روز ازل نبوده اید که آن را تجربه کنید، شاید کسی آن را به این نحو خلق کرده باشد. رابعا: در منابع علمی ثابت شده که ماده آغاز داشته و از جایی شروع شده است، و این یعنی یک روزی ماده نبوده سپس بوجود آمده است که نشان دهنده این است که کسی آن را بوجود آورده است.

من این مقاله علمی رو با ذکر منبع آن در ادامه نقل کرده ام اگر حوصله دارید و می خواهید بیشتر بدانید آن را بخوانید.

--------------------------------------------------------------

1. دانشنامه ویکی پدیا مقاله پایستگی انرژی.

توضیح بیشتر:

۱-آغاز جهان
این جهان پهناور و وسیع که انسان حد و مرزی را برای آن نمی شناسد، از دیر باز برای انسان سؤال برانگیز بوده و حس کنجکاوی او را تحریک می کرده است. پرسش های پیچیده و بسیاری در ذهن انسان وجود داشته است از قبیل اینکه: این جهان چگونه بوجود آمده است؟ عمر آن چقدر است؟ آیا حادث است، یا قدیم و ازلی؟ آیا ممکن است دو ازلی در آنِ واحد وجود داشته باشد: آفریننده ازلی و جهان ازلی؟

اینها برخی از پرسش هایی هستند که صدها سال در بین فلاسفه مؤمن مورد بحث قرار گرفته است، اما فلاسفه ملحد که ادعا می کردند این جهان نیازی به آفریننده ندارد، چرا که ماده ازلی است، یعنی آغازی برای پیدایش آن وجود ندارد و به عبارتی دیگر یکی از صفات خداوندِ خالق که همان صفت ازلیت است به ماده می دادند، لذا یکی از قوانین آنان در فیزیک این بود: «ماده را نمی توان خلق کرد و نمی توان آنرا از بین برد». (قانون پایستگی ماده و انرژی)

ما در اینجا نمی خواهیم وارد جزئیات فلسفی شویم که برای خواننده ملال آور و یا ناخوشایند است، بلکه قصد داریم به آخرین نظریه علمی پیرامون پیدایش جهان اشاره کنیم که با دلایل علمی ثابت می کند که این جهان حادث است و یک میلیارد سال پیش بوجود آمده است.
 

▪ جهان بین سکون و حرکت
حقیقت این است که کشف پدیده رادیواکتیو توسط انسان، اولین ضربه را به تئوری ازلیت ماده وارد کرد، مادامی که خورشید و همه ستارگان دیگر فروزانند و از خود اشعه صادر می کنند، پس لابد آغازی دارند، زیرا اگر ازلی بودند سوختشان میلیاردها سال پیش تمام شده بود.

ولی دانشمندان ملحد این حقیقت آشکار را نادیده گرفته و به دفاع خود از جهان ازلی که نیازی به خالق ندارد، ادامه دادند. تا نیمه های قرن بیستم نظریه «جهان پایدار» (steady state) نظریه پذیرفته شده ای در محافل علمی بود، این نظریه می گویدکه «جهان ساکن است واز حیث زمانی و مکانی بی نهایت است».

این الگوی جهانی، خیال فلاسفه ملحد را راحت می کرد و به آنها یک سند علمی می داد و یا حداقل، مهمترین ادعای آنها را در مورد ازلیت ماده نقض نمی کرد.
از طرفی علم فیزیک وسیله مهمی را برای شناخت بسیاری از ویژگی های ستارگان و اجرام آسمانی عرضه کرد. در سال ۱۹۱۳م «فاستو مالون سلیفر» کشف کرد که بعضی از اجسام -که در گذشته گمان می رفت غبار کیهانی باشند- با سرعتی معادل ۱۸۰۰ کیلومتر بر ثانیه از ما دور می شوند، این کشف برای دانشمندان بسیار شگفت آور بود، این اجسام در واقع کهکشانهایی بودند که بسیار از ما دورند … سپس در سال ۱۹۲۹م «ادوین هابل» قانون معروفش را اعلام کرد: «کهکشانها با سرعتی از ما دور می شوند که با دوری آنها از ما نسبت مستقیم دارد.»

بعدها معلوم شدکه کهکشانها نه فقط از ما دور می شوند، بلکه خود آنها نیز از همدیگر دور می شوند. و این بدان معناست که جهان پیوسته در حال گسترش است، و این مصداق گفتار باری تعالی است که می فرماید: «والسَّمَاءَ بَنَینَاهَا بِأَییدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ» (سوره ذاریات آیه ۴۷) و آسمان را با دستهایی بنا کردیم و ماگسترش دهندگانیم.
 

▪ سوپ کیهانی(۱)
مادامی که جهان در حال گسترش است، پس اگر فیلم آفرینش را به عقب برگردانیم، بطور حتم، همه جهان را در گذشته در یک نقطه، متمرکز خواهیم یافت، دانشمندان این نقطه را «اتم نخستین» یا «سوپ کیهانی» نامگذاری کرده اند. دانشمندان دیگر گفته اند که: «حجم این نقطه مساوی با صفر و جرم آن بی نهایت بوده است». و این به عبارت دیگر یعنی اینکه جهان از عدم بوجود آمده است، زیرا مفهوم «نقطه ای که حجم آن صفر است» غیر از این نمی تواند باشد.

ولکن این چه نیرویی بوده که صدها میلیارد کهکشان را با سرعتی دیوانه وار پرتاب کرده، و آنها را از همدیگر دور ساخته، و در نتیجه این دور شدنِ سریع، جهان گسترش پیدا کرده است؟ این نیرو نمی تواند نیروی جاذبه یا نیروی دفع مغناطیسی بین قطبهای همسان باشد؛ زیرا نیروی جاذبه، نیرویی است که اجرام آسمانی را به طرف مرکز جذب می کند، نه اینکه آنهارا به طرف خارج دفع کند، نیروی دفع مغناطیسی هم خیلی ضعیف تر از آن است که بتواند از عهده ی چنین کاری بر آید. از طرفی بخاطروجود تعادل الکتریکی در جهان، چنین نیرویی در اجرام آسمانی تقریباً وجود ندارد، پس ناچار انفجار هولناکی در آغاز پیدایش جهان، منجر به چنین گسترشی شده است.

دانشمندان این انفجار را «انفجار بزرگ» یا Big Bang نامیدند، که پس از اجرای برخی اصلاحات، تعریف فعلی این نظریه بطور خلاصه چنین است: «اتم نخستین که حاوی مجموع ماده و انرژی بوده، دچار انفجاری هولناک می شود، در لحظات اولیه ی انفجار، درجه ی حرارت آن، به چندین تریلیون درجه می رسد، بطوری که در چنین شرایطی اجزای اتمها بوجود می آیند، از این اجزاء، اتمها بوجود می آیند، و از این اتمها غبار کیهانی تشکیل می شود؛ که بعدها کهکشانها از آن پدیدمی آیند.»
 

▪ زمان انفجار جهان
سؤال اینست که این انفجار بزرگ چه زمانی رخ داد؟ جواب قطعی برای این سؤال وجود ندارد، ولی اگر بخاطر آوریم که «ثابت هویل» برای یک سال نوری برابر با ۱۵.۳ کیلومتر / ثانیه است، به رقم ۲۰ میلیارد سال دست پیدا می کنیم. ولی نباید فراموش کنیم که سرعت گسترش جهان و دور شدن کهکشانها ثابت نیست، و در گذشته سریعتر بوده است. لذا تاریخ انفجار باحتمال غالب، تقریبا ۱۵ میلیارد سال پیش بوده است، که این رأی در حال حاضر راجح است.

یکی از نشانه های مهم انفجار بزرگ، وجود تشعشعات کیهانی است، دانشمندان می گویند: اگر این انفجارواقعاً اتفاق افتاده باشد، پس باید تشعشعاتی نیز از خود بر جای گذاشته باشد. این تشعشعات هم عملاً کشف شد، در سال ۱۹۸۹م سازمان پژوهشهای فضایی امریکا (ناسا) یک قمر مصنوعی را جهت تحقیق وبررسی این تشعشعات به فضا فرستاد، و آنرا با مدرنترین دستگاههای حساس مجهز نمود، این فمر مصنوعی توانست تنها در عرض هشت دقیقه این تشعشات را پیدا کرده و آنرا اندازه گیری نماید.

نشانه ی دیگری بر درستی این نظریه آنست که: مقدار و نسبت وجود دو گاز هیدروژن و هلیوم با محاسبات این نظریه مطابقت می کند، اگر جهان ازلی می بود، تمام هیدروژن موجود تا بحال سوخته بود؛ و به گاز هلیوم تبدیل شده بود.
 

▪ بن بست طرفداران أزلیت جهان
اهمیت نظریه ی «انفجار بزرگ» تنها به بُعد علمی و فلکی آن منحصر نمی شود، این نظریه سلاح یا بهانه بزرگی که فلاسفه، متفکرین و دانشمندان ملحد بدان استناد می کردند، از دستشان بیرون کشید و آنها را خلع سلاح نمود، زیرا که به افسانه ی «ازلیت ماده و ازلیت جهان» پایان داد. بسیاری ازدانشمندان و فلاسفه ی ملحد از این نظریه اظهار ناخرسندی کردند، برای مثال یکی از فلاسفه ملحد بنام» آنتونی فلوف» می گوید: «می گویند اعتراف از لحاظ روانی برای انسان مفید است. لذا من اعتراف می کنم: الگوی انفجار بزرگ واقعاً ملحدان را در تنگنای بزرگی قرار داد، زیرا علم، عقیده ای را ثابت کرد که کتب دینی از آن دفاع کرده اند…اعتقاد به اینکه جهان آغازی دارد.»

«دونیس سکایما» یکی از دانشمندان طرفدار پروپاقرص نظریه ی «جهان پایدار» می گوید: «من از نظریه «جهان پایدار» بخاطر درستی اش دفاع نکرده ام، بلکه میل داشتم که درست باشد، ولی پس ازجمع شدن دلایل، معلوم شد که بازی تمام شده است، و باید نظریه «جهان پایدار» را کنار بگذاریم.»

با وجود اینکه ماده؛ حادث و غیر ازلی است، و جهان آغازی دارد که حاکی از آفرینش آن بوسیله آفریننده ای است، ولی طبیعت «انفجار بزرگ» دلیل دیگری را به دلایل قبلی اضافه کرد، و آن اینکه این جهان با نظمی دقیق و برنامه ای حساب شده؛ آفریده شده است، زیرا که هر انفجاری باعث تخریب، نابودی، پراکندگی و پخش وپلا شدن مواد می شود، ولی هنگامی که می بینیم انفجاری با چنین شدت و عظمت، منجر به تشکیل ومیلاد جهانی بسیار منظم می شود، نتیجه می گیریم که در پشت آن دستی دانا، توانا، مدیر، مدبر، بی نهایت و مافوق طبیعی وجود داشته است، «فِِرِد هویل» دانشمند مشهور بریطانیایی به این مطلب اشاره می کند و می گوید: «نظریه ی «انفجار بزرگ» می گوید که جهان در نتیجه ی یک انفجار بزرگ بوجود آمده است، و ما می دانیم که هر انفجاری، ماده را پراکنده و آنرا با بی نظمی پخش و پلا می کند، ولی این انفجار بشکل اسرار آمیزی؛ بر عکس عمل کرده است، یعنی ماده را برای تشکیل کهکشانها؛ جمع آوری کرده است.»
 

▪ سرعت گسترش جهان
یکی ازمهمترین اسرار انفجار بزرگ، سرعت فوق العاده ی گسترش کیهانی است که پس از این انفجار پدید آمد، » پل دیویس «دانشمند معروف بریطانیایی در این زمینه می گوید: «محاسبات نشان داده است که سرعت گسترش جهان در مسیر بسیار پیچیده ای پیش می رود، اگر جهان اندکی کمتر از سرعت کنونی گسترش پیدا می کرد، بخاطر نیروی جاذبه دچار فرو پاشی داخلی می شد، و اگر این سرعت اندکی از سرعت کنونی بیشتر بود، شیرازه ی جهان از هم گسیخته می شد و متلاشی می گشت، و اگر سرعت انفجار از سرعت کنونی اش به اندازه ی یک میلیارد میلیاردم تفاوت داشت، همین برای ایجاد خلل در تعادلِ لازم کافی بود؛ بنابراین انفجار بزرگ یک انفجار عادی نبوده، بلکه از تمام جهات یک عملیات کاملاً حساب شده و بسیار منظم بوده است.»

▪ از این همه شواهد و دانسته های علمی چه نتیجه ای می گیریم؟
«پُل دیویس» (۲) نتیجه حتمی این دلایل جدل ناپذیر را چنین شرح می دهد: «بسیار سخت است انکار کنیم که نیرویی عاقل و هوشمند، بر اساس محاسبات بسیار دقیق و حساس، این جهان را بوجود آورده است…تغییرات عددی بسیار حساس و دقیق که در معادلات اساسی جهان وجود دارد، دلیلی بسیار قوی بر طراحی چار چوب این جهان است.»

«استفن هاوکینگ» (Stephen Hawking) فیزیکدان مشهور بریتانیایی(۳) در کتابی تحت عنوان: تاریخ مختصر زمان (A Brief History Of Time) در باره ی دقت شگفت آور سرعت گسترش جهان، در ثانیه نخستِ انفجار بزرگ میگوید: «سرعت گسترش جهان، سرعتی بسیار حساس ودقیق است، تا آنجا که اگر این سرعت در ثانیه اول انفجار، کمتر از یک ملیون× میلیاردم سرعت آن بود، جهان قبل از اینکه به وضعیت کنونی برسد، از هم می پاشید». اینست اندازه ی دقت شگفت آوری که درتنظیم این انفجاروطراحی سرعت آن بکار رفته است.

نتیجه قطعی که دانشمند ستاره شناس آمریکایی (جورج کرنشتاین) در کتاب خود تحت عنوان: جهان همبسته (Symbiotic Universe) به آن می رسد این است: «هر اندازه که دلایل دقیقتر می شود، همواره با همان حقیقت مواجه می شویم، و آن اینست که: نیرویی هوشمندِ مافوق طبیعی؛ در پیدایش جهان دست داشته است.»
«قَالَت رُسُلُهُم أَفِی الله شَکٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرضِ؟»
یعنی: (پیامبرانشان گفتند: آیا در خدایی که آفریننده آسمانها و زمین است، شکی وجود دارد؟)
«سَنُرِیهِم آیَاتِنَا فِی الآفَاقِ وَ فِی أَنفُسِهِم حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُم أَنَّهُ الحَقُّ»
یعنی: (بزودی نشانه هایمان را در آفاق (جهان) و درخودشان به آنها نشان می دهیم، تا برایشان روشن شود که او حق است)
 

۲) پایان جهان
تا بحال آخرین نظریه ی پذیرفته شده در محافل علمی امروز، پیرامون تولد جهان را، بیان نمودیم؛ این نظریه انفجار بزرگ ((Big Bang که علم آنرا کشف نموده، بر یک حقیقت علمی استوار است که می گوید: جهان، پیوسته و با شتاب بسیاری در حال گسترش است. گفتیم که دانشمندان می گویند: ماده ی جهان در گذشته در نقطه ای با حجم صفر متمرکز بوده است، این نقطه منفجر شده، و ماده ی جهان در تمام جهات پراکنده شده است، و از آن تاریخ تا بحال جهان در حال گسترش است. همینطور به اهمیت فلسفی این نظریه اشاره کردیم و گفتیم که این نظریه به افسانه ی ازلی بودن ماده و جهان پایان داد، و ثابت کرد که جهان در یک لحظه آفریده شده است. پس مادام آفرینشی در کار است، پس حتماً آفریننده ای هم وجود دارد، زیرا این انفجارهولناک مانند انفجارهای دیگر نبوده است، چرا که هر انفجاری منجر به بی نظمی، پراکندگی و ویرانی می شود، در حالی که این انفجار باعث تشکیل جهانی بسیار منظم شده است. بنا بر این دستی بی نهایت توانا و علمی مطلق ونامحدود، بصورت آشکاری در این آفرینش حضور داشته است.

▪ احتمالات
سؤال اینست که آیا جهان همچنان به گسترش خود ادامه خواهد داد؟ آیا نیروی جاذبه بر نیروی گسترش کیهانی غلبه خواهد کرد، یا عکس این مطلب درست است؟ در اینجا دو احتمال وجود دارد:

الف) احتمال اول:
یک احتمال این است که سرعت گسترش جهان بر اثر نیروی جاذبه کند شود و سپس متوقف گردد، و پس از آن به عقب بر گردد (سیر قهقرایی)، به عبارت دیگر تمام اجرام آسمانی و فلکی موجود در جهان به طرف مرکز کشانده شوند، و براثر نیروی جاذبه، جهان منقبض و چروکیده گردد، تا آنجا که تمامی جهان در یک نقطه ی بسیار کوچک به حجم صفر متمرکز شود، واین بدان معناست که جهان به حالت نخستین بر می گردد، ولی خیلی قبل از اینکه جهان به چنین مرحله ای برسد، می میردو نیست و نا بود می شود.

ب) احتمال دوم:
احتمال دوم اینستکه نیروی جاذبه نمی تواند بر نیروی گسترش کیهانی غلبه کند، و جهان تا ابد به گسترش خود ادامه خواهد داد. ولی آیا این بدان معناست که سرنوشت این جهانِ پیوسته در حال گسترش، مرگ نخواهد بود؟

حتی در حالت دوم هم جهان نمی تواند از مرگ - که سرنوشت حتمی هر مخلوقی است- جان سالم بدر ببَرَد، زیرا این جهانِ در حال گسترش، پس از اینکه بر اثر واکنش های رادیواکتیو، که در همه ی سیارات روی می دهد، سوخت خود را از دست داد، بدون تردید خواهد مرد. و در این حالت جهان تبدیل به گورستان بزرگ و مخوفی خواهد شد که آثاری از حیات در آن یافت نمی شود.
 

▪ عامل تعیین کننده ی غلبه ی نیروی جاذبه یا نیروی گسترش کیهانی چیست؟
جواب این سؤال این است که: اگر سرعت گسترش کیهانی به اندازه ای باشد، که کهکشانها بتوانند از نیروی جاذبه بگریزند، در آنصورت گسترش کیهانی بدون وقفه ادامه خواهد یافت. این الگوی «کیهان باز» نام دارد. اما اگر سرعت جهان از سرعت گریز کمتر باشد، در آنصورت گسترش آن پس از مدتی متوقف خواهد شد، و جهان شروع به سیرقهقرایی وعقب نشینی به سوی مرکز خود خواهدکرد. این الگوی «کیهان بسته» نام دارد.
 

▪ سرعت گریز چیست؟
سرعت گریز حد اقل سرعتی است که برای گریز از نیروی جاذبه ی هر مکانی لازم است. مثلا ً سرعت گریز برای کره ی زمین ما برابر با ۱۱.۲۳ کیلو متر / ثانیه است. یعنی اگر موشکی با این سرعت شلیک گردد، می تواند بر نیروی جاذبه ی زمین غلبه کند، و به فضا صعود کند. اما اگر سرعت موشک از این مقدار کمتر باشد، مسافت معینی را طی می کند، سپس متوقف می شود، و بعد از آن به خاطر غلبه ی نیروی جاذبه سقوط می کند و بسوی زمین بر می گردد. هر ستاره، سیاره ویا قمر مصنوعی سرعت گریز خاص به خود دارد.

▪ آیا سرعت گسترش کیهانی به سرعت گریز می رسد؟ آیا از نیروی جاذبه کیهانی کمتر است یا بیشتر؟
این موضوع به چگالی کنونی جهان بستگی دارد؛ اگر این چگالی به حد «چگالی بحرانی یا حساس» برسد، در آنصورت نیروی جاذبه ی موجود در جهان، برای جلوگیری از گسترش جهان در آینده کافی است، اما اگر از این مقدار کمتر باشد، جهان همچنان به گسترش خود ادامه خواهد داد.

▪ آیا میانگین چگالی جهان به حد «چگالی بحرانی» می رسد؟
دانشمندان چگالی بحرانی یا خطر ناک را محاسبه کردند، ومتوجه شدند که برابر با ۱۰۳۰×۷۴، گرم/ سانتیمتر مکعب است یعنی اگر ماده ای در جهان وجود داشته باشد که میانگین چگالی آن باندازه ی سه اتم هیدروژن درهر متر مکعب باشد، در آن صورت چگالی جهان به حد «چگالی بحرانی» خواهد رسید. سپس دانشمندان به محاسبه ی چگالی جهان پرداختند و متوجه شدند که چندین برابر چگالی بحرانی است.

▪ آیا این بدان معناست که چون چگالی جهان به چگالی بحرانی نمی رسد، پس جهان همچنان به گسترش خود ادامه خواهد داد؟
نمی توانیم بطور قطعی به این سؤال جواب بدهیم، زیرا آن مقدار ماده ی موجود در جهان که دانشمندان آنرا محاسبه کرده اند، مقادیری بوده که توانسته اند با دستگاههای بصری و رادیویی آنرا مشاهده نمایند، در حالی که مقادیر عظیمی از مواد، در این محاسبات وارد نشده است، برای مثال «سوراخ سیاه» که از آن هیچ نمی دانیم. از طرفی در جهان چیزی بنام «جرم گمشده» وجود دارد؛ دانشمندان ملاحظه کردند که مقدار مواد قابل مشاهده در کهکشانها، ابداً برای بهم پیوستن آنها کافی نیست، بلکه برای بهم پیوستگی و تعادل آنها ده ها برابر این مواد لازم است. بنابر این چگالی محاسبه شده ی جهان، چگالی حقیقی آن نیست، وشاید این چگالی به چگالی بحرانی هم برسد.

▪ در الگوی «کیهان بسته» چه اتفاقی می افتد؟
دراین الگو سرعت گسترش کیهانی بتدریج رو به کاهش می نهد، تا اینکه به صفر می رسدو گسترش بطور کلی متوقف می گردد، سپس با گذشت زمان جهان با شتابِ رو به افزایشی به طرف مرکز خود سیر می کند. در آغازتغییر ملموسی به چشم نمی خورد، و میلیاردها سال همه چیز عادی بنظر می آید، ولی به محض اینکه حجم جهان به ۱۰۰/۱ حجم کنونی اش برسد، دمای فضا –که الآن تقریبا صفر مطلق(۴) است- به درجه ی حرارت زمین در روز می رسد. آنگاه پس از ملیونها سال، درخشندگی فضا به حد غیر قابل تحملی رسیده، و حرارت فضا به ملیونها درجه بالغ می گردد. البته قبل از رسیدن به چنین مرحله ای تمامی موجودات زنده از بین رفته و نابود شده اند. سپس ستارگان در یک سوپ کیهانی متشکل از اجزای اتمها و تشعشعات رادیو اکتیو ذوب می شوند، این سوپ کیهانی درجه حرارتش به میلیاردها درجه ی سانتیگراد می رسد. آنگاه جهان رفته رفته کوچک می گردد تا آنجا که حجم آن باندازه ی یک نقطه ی کوچک نزدیک به صفر می رسد، و سر انجام به «سوراخ سیاه» تبدیل می شود. بدین ترتیب جهان به حالت تکینی (singularity) می رسد و رابطه اش با زمان و مکان قطع می گردد، ودیگر قوانین فیزیکی در آن صدق نمی کند.

برخی از دانشمندان ملحد که احساس کردند الحاد آنها در مقابل این نظریه دچار ورشکستگی شده است، الگوی سومی را بنام «الگوی بسامدی یا تناوبی» پیشنهاد کردند، خلاصه ی این طرح این است که: جهان از روز ازل با انفجارهای بزرگی«Big Bang» گسترش یافته است، سپس دچار انقباض و چروکیدگی می گردد، ولی دوباره با انفجار بزرگ دیگری گسترش می یابد و این عملیات متناوباً ادامه پیدا می کند. با این حساب جهان ازلی است و آغازو پایانی ندارد. برخی دانشمندان ملحد که از ایده ی «آفرینش» و «رستاخیز» خوششان نمی آید از این نظریه استقبال کردند.
ولی این الگو نتوانست در مقابل حقایق و دستاورد های علمی ایستادگی نماید، لذا در طاقچه ی فراموشی گذاشته شد، و در محافل علمی بطور کلی از دستور کار ساقط گشت، زیرا از نگاه علمی، امکان ندارد جهان پس از انقباض ورسیدن به حالت «تکینی» singularity دوباره گسترش پیدا کند. برای مثال «سوراخ سیاه» - که نمونه ی بسیار کوچکی از حالت «تکینی» است، و جهان در پایان کار به آن حالت می رسد – نمی تواند از این وضع جان سالم بدر ببرد تا چه رسد به کل جهان؟ از طرفی مشکل دیگری هم در مقابل این الگو وجود دارد، و آن مشکل انتروپی (Entropy) یا بی نظمی است، یعنی اینکه در هر فعل و انفعال شیمیایی بخشی از انرژی بصورت غیر قابل استفاده در می آید، و تلف می شود (بازده < انرژی داده شده)، لذا هنگامی که جهان به حالت تکینی برسد، دیگر انرژی قابل استفاده وجود ندارد (تا واکنش معکوس انجام دهد). بنابراین در چنین شرایطی، تغییر جهان از حالتی به حالت دیگر محال است چرا که انرژی لازم برای این تحول وجود ندارد.
 

بنابر این چه در الگوی کیهان باز وچه در الگوی کیهان بسته، مرگ سرنوشت حتمی این جهان است.

این از عمر جهان؛ اما عمر زمین و خورشید و منظومه ی شمسی که تا این حد طولانی نیست، زیرا که سوخت موجود در خورشید خیلی کمتر از کلّ جهان است.
(کُلُّ مَن عَلَیهَا فَانٍ، وَ یَبقَی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلَالِ وَالإِکرَامِ )یعنی: هر آنکه بر روی زمین است نابود می گردد، و تنها روی پروردگارت که دارای شکوه و بزرگواری است باقی می ماند.

منبع:http://www.aftab.ir/articles/religion/philosophy/c7c1213246227_creation_...

 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.