رد دلیل مادی گراها در انکار خداوند متعال

21:37 - 1391/11/16
ماده دارای تغییر و تبدل است و مهمترین دلیل بر تغییر این است که در علم فیزیک اثبات شده ماد ه به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود؛
ماده خدا نیست

دلیل دیگری بر این که خدای عالم نمی تواند ماده باشد این است که ماده دارای تغییر و تبدل است و مهمترین دلیل بر تغییر این است که در علم فیزیک اثبات شده ماد ه به انرژی و انرژی به ماده تبدیل می شود؛ لذا در این که ماده دائما در حال تغییر است و همیشه از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود شکی وجود ندارد.

براهین عقلی گویای این مطلب هستند که خدای عالم، واجب الوجود است؛ یعنی متکی به خود می باشد و بی نیاز از غیر، حال که بی نیاز است، پس همه چیز را داراست و هیچ کمبودی ندارد؛ چرا که اگر کمبود و نقصی داشته باشد، نمی تواند واجب باشد؛ چرا که برای رفع آن کمبود و نیاز، به دیگری احتیاج پیدا خواهد کرد. به طور مثال اگر واجب، علم نداشته باشد به یک نفر که به او علم بیاموزد نیاز دارد، و این نیاز با بی نیازی و واجب بودن سازگاری ندارد. پس واجب الوجود و خدای عالم باید همه صفات کمالیه را داشته باشد و هیچ کمبود و نقصی در او نباشد.

با توجه به این مقدمه می گوییم: حرکت و تغییر و تبدل در واجب راه ندارد، چون حرکت و تغییر به معنای کمبود و نقص است؛ زیرا شئی حرکت و تغییر می کند که چیزی را نداشته باشد و حرکت کند تا آن را به دست آورد، پس نسبت به حالت بعدی کمبود و نقص دارد، به این معنا که در حالت قبل، حالت بعد را ندارد و در حالت بعد حالت قبل را، و این یعنی کمبود. مثلا ماده در حالتی که ماده است، انرژی را ندارد و حرکت می کند تا به انرژی تبدیل شود و انرژی نیز زمانی که انرژی است، ماده نیست؛ لذا حرکت می کند تا به ماده تبدیل شود. و این موارد یعنی نقص و کمبود و چون واجب الوجود و خدای عالم همه چیز را داراست، لذا حرکت در او راه ندارد، چون نقص و کمبودی ندارد که با آن حرکت بخواهد آن کمبود جبران کند. در نتیجه: ماده چون حرکت دارد نمی تواند خدای عالم باشد.

دلیل دیگر این که ما در بحث برهان «فرجه» اثبات کردیم که واجب نباید مرکب باشه و اجزاء داشته باشد؛ چرا که اگر مرکب باشه این جز برای کامل شدن، هم چنین کل برای کامل شدن به اجزاء خود نیاز دارد و این نیاز با بی نیازی و متکی بودن به خود سازگاری ندارد. در حالی که ماده مرکب است و تشکیل شده از اجراء؛ پس نمی تواند خدای عالم و واجب الوجود باشد.

توضیح بیشتر و بیان علمی مطلب:ما در بحث برهان «سینوی» به طور مفصل اثبات کردیم که چون تسلسل علل باطل است، باید در سر سلسله موجودات عالم موجودی قرار بگیرد که به دیگر موجودات و اشیاء غیر خود نیاز نداشته باشد و به اصطلاح قائم به ذات و متکی به خود باشد. با این توضیح روشن می شود، هر موجودی که کوچک ترین نیازی به کسی یا چیزی داشته باشد، نمی تواند آن واجب الوجود و خدای اثبات شده توسط عقل باشد.

از طرفی در برهان فرجه گذشت: چون واجب بی نیاز است، نباید مرکب باشد، چون هر شئ مرکبی به اجزاء خود نیاز دارد و اگر یک عضو او خراب شود و یا از بین رود، او دیگر نمی تواند ادامه حیات دهد، لذا واجب مرکب نیست. حال با توجه به این مطالب وقتی به ماده نگاه می کنیم می بینیم ماده مرکب از اجزاء است و از صورت و ماده تشکیل شده است، لذا نمی تواند آن واجب الوجود و خدای عالم باشد. 
 

از طرفی با توجه به بی نیازی خداوند متعال عقل سلیم حکم می کند: تغییر و تبدل در واجب راه ندارد، زیرا هر تغییری گویای نقص و کمبودی در آن موجود است. چرا که حرکت و تغییر، یعنی نبود و کمبود حالت بعدی و رفتن به سمت او و بدست آوردن آن. لذا موجودی که کامل است و هیچ کمبودی ندارد، هرگز حرکت و تغییر هم ندارد؛ پس واجب الوجود و خدای عالم هرگز حرکت و تغییر و تبدل ندارد.

از طرفی قطعا تغییر و حرکت در ماده وجود دارد، لذا نمی تواند آن موجود واجب اثبات شده توسط عقل باشد. در نتیجه: ماده چون دارای حرکت و تغییر است، نمی تواند واجب الوجود باشد، زیرا موجود واجب چون همه چیز را دارد و بی نیاز است، هیچ حرکتی ندارد و به اصطلاح ثابت و لایتغیر است.

برای مطالعه بیشتر به کتب زیر مراجعه کنید:
الهیات آیت الله سبحانی ج1.
آموزش عقاید ایت الله مصبح یزدی ج1.
عقاید استدلالی علی ربانی گلپایگانی ج1.
نهایة الحکمه علامه طباطبایی فصل 12.
 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.