اهداف بلند عاشورا و تلاش برای انحراف آن‌ها

13:05 - 1394/07/25

چکیده: این کارها چنان به مذاق استعمارگران همانند آمریکا و انگلیس پلید خوش آمده است که با تمام توان و قدرت از این جریان انحرافی حمایت می‌کند تا جایی که حدود 17 شبکه ماهواره‌ای و بودجه‌های بسیار کلان در اختیار این‌ها قرار داده است.

عاشورا

حادثه عاشورا که در سال 61 هجری یکی از تراژدی‌های بزرگ تاریخ است که توسط امام حسین(علیه‌السلام) برای زنده نگه داشتن دین و جلوگیری از انحرافات بزرگی که در دین جدش به وجود آمده بود به وقوع پیوست. معاویه(لعنه‌الله‌علیه) حکومت دینی و معنوی و بی‌پیرایه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را تبدیل به یک حکومت سلطنتی و فرعونی کرده بود. مسیر اسلام را تغییر داده بود. برای جانشینی خود، یزید را انتخاب کرده بود. زن بارگی و شکم بارگی، تصاحب ثروت‌های نامشروع، سگ بازی و بوزینه بازی، تشکیل جلسات ساز و آواز و رقص و مجالس لهو، مشروب خواری، تغییر اصلی چهره دین، از مواردی بود که دستگاه حکومتی بنی‌امیه آن‌ها را به راه انداخته بود. از طرف دیگر به شدت با انسان‌های مومن و مبارز و با استقامت در راه دین حقیقی و حق، مبارزه می‌کرد، شیعیان امیرالمومنین(علیه‌السلام) را هرجا می‌دیدند می‌کشتند، حقوق آن‌ها را از بیت‌المال قطع می‌کردند، انسان‌های آزاده همانند میثم تمار، حجربن‌عدی، کمیل‌بن زیاد و بسیاری دیگر از انسان‌ها آزاده را به قتل می‌رساندند. در بالای منابر به امیرالمومنین(علیه‌السلام) توهین می‌شد. این‌ها انحرافاتی بود که در دین و در حکومت اسلامی پیدا شده بود که امام حسین(علیه‌السلام) به خاطر همین انحرافات قیام کردند.

قیام باشکوه کربلا باعث شد که انسان‌های خواب‌زده و غفلت‌زده از خواب عمیق بیدار شوند و قیام بی‌نظیر ابی‌عبدالله درسی شد برای تمام آزادگان جهان که باید در مقابل انحرافات و ظلم ظالمین به استحکام کوه ایستاد. مشعلی شد برای تمام انسان‌های آزاده. در کنار آن اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) نیز با برپائی مجالس بزرگ داشت عاشورا بر زنده نگه‌داشتن و فلسفه قیام اباعبدالله(علیه‌السلام) صحه گذاشتند و مومنین و شیعیان را برای بزرگ‌داشت این‌گونه مجالس ترغیب و تشویق کردند تا خط سیر و فلسفه قیام امام حسین(علیه‌السلام) برای همیشه در تاریخ زنده بماند.
اما متاسفانه در برخی از موارد این خط سیر دچار تحریف معنوی شد. که ما به نمونه‌هائی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:‌

شهید مطهری به یکی از این تحریف‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «قاصدی از قاصدهای کوفه برای اباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) نامه آورده بود این طور نقل کرده‌اند، که آمد خدمت آقا جواب خواست، آقا فرمود: سه روز دیگر بیا از من جواب بگیر. سه روز دیگر که سراغ گرفت، گفتند آقا امروز عازم به رفتن‌اند، این گفت: حالا که آقا بیرون می‌روند، من بروم جلال و کوکبه پادشاه حجاز را ببینم که چگونه است؟ رفت دید آقا خودشان روی یک کرسی مرصعی نشسته‌اند، چه حریرها، چه دیباجها، چه تختی، چه هیبت شاهانه و باشکوهی، بعد مخدرات را آوردند با چه احترامی سوار این محملها کردند. مخدرات چه عظمت و شکوهی داشتند،  این‌ها را می‌گویند و می‌گویند، بعد می‌گویند امام عصر روز یازدهم این‌ها که چنین محترمانه آمدند، آن وقت دیگر چه حالی داشتند.[1]

تمام عظمت ابی‌عبدالله را تبدیل کرده‌اند، به یک کرسی زرین و کب کبه و دبدبه و شکوه و عظمت مادی و طلاجواهرات، این یکی از انحرافات است که قیام بلند ابی‌عبدالله را تبدیل کرده‌اند به یک حکومت شاهانه و سلطنتی. در حالی که در تاریخ وارد شده است که حرکت و قافله امام حسین(علیه‌السلام) یک قافله معمولی و عادی بوده است. امام حسین(علیه‌السلام) وقتی که بیرون آمدند این آیه مبارکه را زمزمه می‌کردند: « فخرج منها خائفا یترقب» [قصص/ 21] یعنی خودش را در این بیرون آمدن تشبیه به بیرون آمدن حضرت موسی(علیه‌السلام) می‌کرد که از دست فرعون فرار می‌کرد این حالت را داشته است.

نمونه دیگر این است که گفته‌اند: وقتی که حضرت علی اکبر(علیه‌السلام) می‌خواست به میدان برود امام حسین(علیه‌السلام) به لیلا فرمود: «از جدم شنیدم که دعای مادر در حق فرزند مستجاب است برو در فلان خیمه خلوت، موهایت را پریشان کن و در حق فرزندت دعا کن، بلکه خداوند این فرزند را برای ما سالم نگه دارد».[2 ]

اولا: اصلا لیلا در کربلا نبوده است.[3] ثانیا: مگر منطق امام حسین(علیه‌السلام) در روز عاشورا این بوده است که خودش و بچه‌هایش را از خطر دور نگه دارد؟ منطق امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا منطق جان‌بازی و جان‌فشانی و گذشت و ایثار بوده است. تمام مورخین نوشته‌اند درباره هر کس که آمد اجازه خواست، آقا به نحوی از اجازه دادن طفره می‌رفت و عذری برایش می‌تراشید، اما برای علی اکبر می‌نویسند که: « فستاذن اباه فاذن له» یعنی وقتی حضرت علی اکبر خواست از امام اجازه بگیرد، بی‌درنگ اجازه داد. ببینید چگونه قضیه کربلا را به انحراف کشیده‌اند و امام حسین(علیه‌السلام) که تمام افعال وافکارش جان‌بازی در راه حق بوده است را تبدیل کرده‌اند به یک کار عادی و دنیوی و فراری دادن فرزندش از مهکله جنگ و ستیز.

یا در مورد حضرت قاسم(علیه‌السلام) نوشته‌اند: در همان گرماگرم نبرد در روز عاشورا، که مجال خواندن نماز هم نبود، و امام (علیه‌السلام) نماز خوف خواندند، امام فرمود: حجله عروسی راه بیاندازید من می‌خواهم عروسی قاسم را با یکی از دخترانم ببینم، نمی‌توانم این آروز را به گور ببرم.[4 ]  انحراف را ببینید تا چه اندازه و تا چه اندازه مقام بلند امام حسین(علیه‌السلام) و حضرت قاسم را پایین می‌آورند در حد یک انسان بسیار عادی قرار می‌دهند که شاید حتی بسیاری از انسان‌های عادی هم این حرف را نزنند. به خاطر این‌که در گرماگرم جنگ چه کسی به فکر عروسی و خوشی و بزن و بکوب است؟ این انحراف است این انحراف یا از کسانی است که مقام امام و عظمت امام(علیه‌السلام) را نشناخته‌اند ویا کار کسانی است که به عمد می‌خواهند مقام و هدف بزرگ امام حسین(علیه‌السلام) را پائین بیاورند.

حال ببینیم واقعیت چیست؟ امام(علیه‌السلام) وقتی که به اصحاب توضیح می‌داده است که افراد چگونه شهید می‌شوند، و جایگاه‌شان در بهشت چگونه است، حضرت قاسم که فرزندی 13 ساله بوده است امام از او می‌پرسد «کیف الموت عندک» عزیز برادرم، اول به من بگو کشته شدن در ذائقه تو چگونه است؟ فورا می‌گوید: «احلی من العسل» از عسل شیرین‌تر است؛ یعنی کشته شدن در راه تو برای من آن قدر شیرین و گواراست که نمی‌توانم آن را برای تو توصیف کنم. به عبارت دیگر تمام یاران ابی‌عبدالله (علیه‌السلام) آماده جان‌بازی و جان‌فشانی در راه دین و آرمان‌های اسلامی بودند و از جمله آن‌ها قاسم بن الحسن(علیه‌السلام) می‌باشد.

این‌هاست که کربلا و حادثه جان‌سوز کربلا را تاریخی و ماندگار کرده است. والا آروزوی دامادی و طلا و نقره و تخت روان و مرصع، پارچه‌های حریر و ابریشمی و بالشتک‌های پر از پر قو و غیره را که همه آروز می‌کنند، این‌ها چیزی نیستند که قابل بحث و گفت‌وگو باشند که انسان برای آن‌ها اشک و زاری کند. این‌هاست که انسان‌ها را تا مقام خلیفة‌اللهی بالامی‌برد. متاسفانه انسان‌های ساده‌اندیش مناظر زیبای انسانیت در کربلا را این قدر پائین می‌آورند تا آن را در کنار آروزهای تمام انسان‌های دنیا پرست قرار می‌دهند.

 در دوران ما متاسفانه وضع انحراف از این هم بدتر شده است. عده‌ای پیدا شده‌اند که تمام سعی و تلاششان این است که در آرمان‌های کربلا بدعت گزاری کنند به این معنا که می‌خواهند کاری کنند که اهداف بلند کربلا که اعم از مبارزه با ستم و ستمکاران است، را از مقوله عزادرای‌ها حذف کرده و مسائل خرافی و بی‌اهمیت را جایگزین آن کنند. مثلا این عده به جای پرداختن به آرمان‌های بلند کربلا و امام حسین(علیه‌السلام) سعی در خرافه پراکنی هستند همانند قمه‌ زنی، عزاداری با زنجیرهای تیغ دار، راه رفتن با پای برهنه روی خارها یا آتش، راه اندازی هیئت‌هائی که خالی از برنامه‌های سیاسی است، توهین به بزرگان سیاسی و دینی کشور، هم‌راهی و هم‌کاری با معاندین نظام و اسلام؛ همانند آمریکا و انگلیس، و مبارزه با کسانی که در خط مقدم جنگ بر علیه استکبارگران هستند همانند جریان حزب الله و سید حسن نصرالله، و عدم کوچکترین تعرض و دشمنی با استکبار جهانی مانند آمریکا، اسرائیل، انگلیس، و تکفیری‌های آدم کش، ایجاد تفرقه بین مسلمانان همانند توهین و لعن علنی به خلفا و مقدسات اهل سنت، و کارهائی از این قبیل که دقیقا مقابل نهضت و قیام خونین ابی‌عبدالله الحسین(علیه‌السلام) می‌باشد.

این کارها چنان به مذاق استعمارگران همانند آمریکا و انگلیس پلید خوش آمده است که با تمام توان و قدرت از این جریان انحرافی حمایت می‌کند تا جایی که حدود 17 شبکه ماهواره‌ای و بودجه‌های بسیار کلان در اختیار این‌ها قرار داده است.

متاسفانه در شاخه‌های پائین‌تر در هیئات مذهبی و عزاداری انحرافات جزئی و کلی نیز جریان دارد که نشانه انحراف از خط مستقیم عاشورا می‌باشد، همانند این‌که در بعضی از هیئات به جای سینه‌زنی و عزاداری سنتی لخت و عریان می‌شوند، و شعرها و مرثیه‌هایی خوانده می‌شود که بوی انحراف می‌دهد. و این نوع سینه‌زنی‌ها حالت رقص و پای‌کوبی پیدا کرده است. گاهی هم دشمن با القاء انحرافات از این‌گونه مجالس حمایت می‌کند همانند ایجاد رقابت بین دسته‌های عزاداری، که گاهی بعضی از هیئت‌ها برای به تفوق کشیدن قدرت خود هر سال علَم‌های خود را بزرگ‌تر و طبل‌های خود را بیشتر و بزرگ‌تر می‌کنند. تمام این‌ها انحراف از خط مستقیم و شعارها و آرمان‌های بزرگ عاشورا و حضرت ابی‌عبدالله(علیه‌السلام) می‌باشد. دشمن هم هر چه بتواند از این انحرفات حمایت می‌کند؛ ولی ما شیعیان باید بسیار بسیار هوشیار باشیم.

 

..................................................................
پی‌نوشت
[1]. مجموعه آثار استاد مطهری، ج 17، ص 74
[2]. همان ص 75
[3]. همان، ص 76
[4]. همان، ص 77
[5]. سایت فرهگ

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.