یکی از موارد احتجاج امیرالمومنین به «حدیث غدیر»

13:53 - 1394/07/22

چکیده: امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به وجود این تردیدها در میان مردم واقف بود و می‌دانست باید اذهان مردمی که در حقانیت او شک دارند را روشن سازد تا برای حمایت از حکومت نوپای علوی قانع شوند. اما چه چیزی می‌توانست زنگار تردید و دو دلی را از دل‌های مردمان پاک نماید؟

حديث غدير

پس از پایان جنگ جمل در سال 36 قمری امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بصره را به سمت کوفه ترک کرد.[1] حضور همسر و برخی از اصحاب پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به‌ عنوان بزرگ‌ترین مخالفان حضرت، در این جنگ باعث ایجاد شک و تردید نزد مردم شده بود و طبیعتاً این تردید نزد افرادی که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را درک نکرده بودند و از توجه نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به امیرالمومنین(علیه‌السلام) مطلع نبودند بیشتر بود.

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به وجود این تردیدها در میان مردم واقف بود و می‌دانست باید اذهان مردمی که در حقانیت او شک دارند را روشن سازد تا برای حمایت از حکومت نوپای علوی قانع شوند. اما چه چیزی می‌توانست زنگار تردید و دو دلی را از دل‌های مردمان پاک نماید تا دیگر دلیلی برای مخالفت و عدم‌ حمایت از حضرت وجود نداشته باشند؟ و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) چگونه می‌توانست این فضای غبارآلود را از میان بردارد تا حقیقت برای برخی روشن شود؟

آری، بهترین کار استفاده از روایات پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود که می‌توانست مردم را در این شرایط قانع و مطیع سازد؛ ولی امیرالمومنین(علیه‌السلام) باید روایتی از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را برای مردم نقل می‌کرد که به‌وسیله‌ی آن، حق حاکمیت خود و بالاتر از آن جانشینی بلافصل او را پس از رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای عموم مردم را اثبات نماید.[2]

به همین دلیل ایشان در ابتدای ورود به کوفه در «رحبه» (میدان وسیعی در شهر کوفه) حضور یافت و در میان گروه بسیاری از مردم که در آن‌جا جمع شده بودند، به‌ منظور دفاع از حق خویش و رد بر آن‌هایی که در امر خلافت با آن حضرت منازعه می‌کردند، به استدلال پرداخت و فرمود: «خدا را به گواهی می‌طلبم و از هر مسلمانی که در روز غدیرخم بوده می‌خواهم که برخیزد و آن‌چه را از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شنیده، بازگو کند. پس از این قسم، سی نفر از صحابه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برخاستند و شهادت دادند».[3]

«احمد بن حنبل» پس از نقل این واقعه می‌نویسد: «ابونعیم نوشته است، مردم زیادی برخاستند و شهادت دادند که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در آن روز دست امیرالمومنین(علیه‌السلام) را گرفت و فرمود: «آیا می‌دانید که من نسبت به مؤمنان از خودشان اولی هستم؟ گفتند بلی‌ای رسول خدا» سپس فرمود: «هرکس که من مولای او هستم، علی نیز مولای اوست».
ابونعیم می‌گوید: «من از رحبه خارج شدم درحالی‌که در قلبم چیزی بود (شک داشتم و برای من سؤالی مطرح بود) لذا زید بن ارقم را ملاقات کردم و به او گفتم من از علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) شنیدم که چنین و چنان می‌گفت». زید گفت: «انکار نکن، من هم از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) این مطلب را شنیدم».[4]

اما نکته‌ای که ممکن است درباره این روایت به اذهان خطور کند، بحث سند این روایات است و ممکن است برخی افراد در سند این روایت خدشه کنند. در این باب می‌توان به کتاب «مجمع‌الزوائد و منبع‌الفوائد» اثر نورالدین هیثمی از علمای اهل سنت اشاره کرد که پس از نقل این حدیث می‌نویسد: «این روایت را احمد بن حنبل نقل کرده و راویان آن ثقه و موردا طمینان هستند».[5]

مسئله دیگری که نباید از آن غافل بود این‌كه اين واقعه در سال 35 رخ داده است كه با تاريخ صدور حدیث غدیر بيش از بيست و پنج سال فاصله داشته و در خلال اين مدت بسيارى از اصحاب پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) كه در روز غدير خم حضور داشتند وفات کرده بودند و گروهى هم در بلاد مختلف پراكنده بودند. كوفه هم با مدينه منوره كه مركز اجتماع اصحاب پيغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود، فاصله زيادى داشته و جز معدودى از پيروان حق كه در عصر خلافت اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) به آن‌جا مهاجرت کرده بودند، اصحاب دیگری حضور نداشتند.
از طرفی اين واقعه هم از امور اتفاقى و بدون برنامه‌ریزی بوده است و بی‌مقدمه چینی صورت گرفته و طورى نبوده كه قبلا اعلام شده باشد تا علاقه‌مندان به حضور در آن اجتماع حاضر شوند و گواهان بسيار و راويان فراوانى در آن مجمع حضور داشته باشند، و در ميان حاضرين نيز كسانى بوده‏‌اند كه از روى سفاهت يا كينه‏‌توزى از اداى شهادت خوددارى نموده و آن را كتمان كرده‏‌اند.[6]

در نتیجه: یکی از مواردی که امیرالمومنین(علیه‌السلام) با استفاده از حدیث غدیر بر امامت و خلافت بلافصل خود بعد از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) احتجاج کرد، کوفه و میدان بزرگ این شهر بود که عده زیادی در آن‌جا جمع شده بودند، و در میان آنان عده‌ای بلند شدند و به حادثه غدیر و سخن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در آن روز، شهادت دادند.

 

------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. الاخبار الطوال، ابو حنیفه دینوری، تحقيق عبدالمنعم عامر مراجعه جمال الدين شيال، قم، منشورات الرضى، 1368ش‏، ص152.
[2]. ما به دلیل اهمیت این واقعه، اصل ماجرا را تنها از منابع اهل سنت نقل می‌کنیم.
[3]. مسند الامام احمد بن حنبل، احمد بن حنبل، موسسه الرساله، چاپ اول، 1421ق، ج32،ص56.
[4]. همان.
[5]. مجمع‌الزوائد و منبع‌الفوائد، ابوالحسن نورالدين هيثمي، حسام الدين القدسي، مكتبة القدسي، القاهرة، 1414ق، ج9 ص104.
[6]. الغدير في الكتاب و السنة و الأدب‏، علامه عبدالحسين امينى،‏ مركز الغدير للدراسات الاسلاميه، چاپ اول، قم، 1416ق، ج1،ص378-377.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.