عالی‌ترین مدرک برای حقانیت امیرالمومنین

13:30 - 1394/07/17

چکیده: نزول آیه مبارکه مباهله، واضحترین دلیل بر فضیلت و عالی‌ترین مدرک برای حقانیت باورهای شیعه در مورد امامت و خلافت علی(علیه‌السلام) بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌باشد. در این آیه وجود مقدس امیرمؤمنان(علیه‌السلام) به منزله جان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) شناخته شده است

مباهله

نزول آیه «مباهله» واضح‌ترین دلیل بر فضیلت و عالی‌ترین مدرک برای حقانیت باورهای شیعه در مورد امامت و خلافت امیرالمومنین(علیه‌السلام) بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌باشد. در این آیه وجود مقدس امیرالمومنین(علیه‌السلام) به منزله جان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) معرفی شده است و این حقیقت غیر قابل انکار _ که از منظر تمام دانشمندان شیعه و اهل سنت جای تردید و شبهه در آن وجود ندارد _ اثبات می‌کند که دومین شخص عالم امکان، امیرالمومنین(علیه‌السلام) است که شایستگی جانشینی حضرت خاتم الانبیا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بعد از رحلتش منحصر در شخصیت وی می‌باشد.

شیخ مفید در این باره می‌گوید: «خدای متعال در آیه مباهله حکم نموده است که امیرالمومنین(علیه‌السلام) جان رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌باشد، و از این حکم معلوم می‌شود که امیرالمومنین(علیه‌السلام) به بالاترین درجه فضیلت و برتری نائل شده است و با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در کمال و عصمت از گناهان مشترک است».[1]
این سخن شیخ مفید برگرفته از حدیث معروف مساوات است. اهل سنت این حدیث را از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نقل می‌کنند که فرمودند: «هر کس می‌خواهد علم حضرت آدم و تقوا و فهم حضرت نوح و حلم حضرت ابراهیم و زهد حضرت یحیی و هیبت حضرت موسی و عبادت حضرت عیسی را ببیند، به علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) بنگرد».[2]

بر اساس این روایت، وجود امیرالمومنین(علیه‌السلام) با تمام پیامبران الهی مساوی است. علامه بزرگوار استاد محمد تقی جعفری در این زمینه می‌نویسد: «روایاتی متنوع در منابع اولیه اسلام، مخصوصا حدیث مساوات امیرالمومنین علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) با رسولان الهی در امتیازاتی که خداوند سبحان به آنان عطا فرموده است، همراه با آیه مباهله که علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) در آن نفس رسول اعظم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) معرفی شده است، با کمال وضوح اثبات می‌کنند که امیرالمومنین(علیه‌السلام) نظیر و مثل وجود نازنین حضرت محمد مصطفی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است و تجلی‌گاه همه امتیازات والای پیشوایان معصوم(علیهم‌السلام) می‌باشد».[3]

در یکی از گفت‌وگوهای امام رضا(علیه‌السلام) با مأمون عباسی، آمده است که مأمون از حضرت رضا(علیه‌السلام) پرسید: «شما چه دلیلی بر خلافت جدتان علی بن ابی طالب(علیه‌السلام) بعد از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) دارید؟!» امام رضا(علیه‌السلام) فرمودند: «آیه مباهله».[4]

شخصیت شناس پرتلاش، علامه «سیدعلی اصغر بروجردی» در کتاب «طرائف المقال» در توضیح سخن امام رضا(علیه‌السلام) می‌نویسد: بدون تردید در صحنه مباهله به غیر از اصحاب کسا هیچ کس دیگری از مسلمانان حضور نداشت و اگر به غیر از امیرالمومنین(علیه‌السلام) مرد با فضیلت دیگری که به اندازه او در نزد رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) موقعیت و منزلت والائی کسب کرده بود، وجود داشت، هیچ‌گاه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) امیرالمومنین(علیه‌السلام) را به جای او گزینش نمی‌کرد و یا حداقل به همراه امیرالمومنین(علیه‌السلام) او را نیز می‌آورد. اما آیه مباهله و شأن نزول آن گواهی می‌دهد که امیرالمومنین(علیه‌السلام) شایسته‌ترین و با فضیلت‌ترین فرد در میان یاران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) بود.

سخن رسول گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در روز مباهله شاهد دیگری بر این مدعاست. آن حضرت هنگام مباهله با نصارای نجران با اشاره به امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمود: «اللهم هذا نفسی و هو عندی عدل نفسی: پروردگارا این [علی] جان من است و او در نزد من معادل نفس من است».[5]
برای همین بود که امیرالمومنین(علیه‌السلام) در اوج مظلومیت خویش در ماجرای شورای خلافت، خطاب به اهل شورا به آیه مباهله احتجاج نمود.

«ابن حجر هیثمی» از محدثان اهل سنت کلام امیرالمومنین(علیه‌السلام) خطاب به اهل شورا را چنین نقل می‌کند: «شما را به خدا قسم می‌دهم، آیا به غیر از من در میان شما کسی هست که خداوند او را جان پیامبر و فرزندانش را فرزندان پیامبر و زنانش را زنان پیامبر قرار داده باشد؟!» همه یک‌صدا گفتند: نه، به غیر از تو چنین فردی را سراغ نداریم».[6]
«ابن حماد» شاعر پرشور و متعهد قرن چهارم هجری در ضمن اشعاری امیرالمومنین(علیه‌السلام) را با آیه مباهله ستوده و می‌گوید:
«سماه رب العرش نفس محمد                   یوم البهال وذاک ما لا یدفع
پروردگار عرش، در روز مباهله، علی علیه السلام را جان محمد نامید و این واقعیتی انکارناپذیر است».[7]

آیه مباهله، دلیلی بر فضیلت اهل بیت(علیهم‌السلام)
این آیه محکم‌ترین دلیل بر عظمت و فضیلت اهل بیت(علیهم‌السلام) می‌باشد. از دانشمندان اهل سنت، «ابوالقاسم جار الله زمخشری» صاحب تفسیر معروف «کشاف» می‌نویسد: «این آیه قوی‌ترین دلیل بر برتری اصحاب کسا(علیهم‌السلام) است و در آن دلیل روشنی بر صحت پیامبری پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) است، چون هیچ‌یک از مخالف و موافق روایت نکرده است که مسیحیان نجران مباهله [با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)] را پذیرفته باشند».[8]

«مسلم نیشابوری» عالم دیگر اهل سنت نیز در صحیح خود، در مورد شأن نزول این آیه می‌گوید: «هنگامی که آیه مباهله نازل شد، رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) علی و فاطمه و حسنین(علیهم‌السلام) را دعوت کرد و فرمود: «اللهم هؤلاء اهلی: پروردگارا! اینان اهل [بیت] من هستند».[9]

شیخ مفید این گفته‌ها را چنین تکمیل نموده: «مباهله فضیلتی استثنائی برای اهل بیت(علیهم‌السلام) می‌باشد که هیچکس از امت اسلام در این فضیلت با آنان شریک نیست و همانند آنان نمی‌تواند باشد.[10]
ماجرای مباهله موجب شد تا عظمت و حقانیت اسلام بر تمامی مردم اثبات شده و صداقت گفتار رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و ادعاهای وحیانی آن حضرت بیش از گذشته آشکار گردد.

تثبیت جایگاه اهل بیت(علیهم‌السلام)
واقعه مباهله موقعیت اهل بیت(علیهم‌السلام) را در جامعه به ویژه در میان اندیشمندان مسلمان آن چنان استحکام بخشید که حتی تندروترین مخالفین آن بزرگواران، نتوانسته‌اند از ذکر آن خودداری کنند و خداوند متعال بدین وسیله، حق را در زبان و قلم آنان جاری نموده است.
«فخرالدین رازی» صاحب تفسیر «مفاتیح الغیب» که در شبهه افکنی و تشکیک مواضع و باورهای کلامی شیعه، گوی سبقت را از دیگران ربوده است و هیچ موردی را در مسئله امامت بدون اشکال رد نشده، هنگامی که به آیه مباهله می‌رسد، حقیقت را چنین اظهار می‌دارد: «رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) زمانی که به محل مباهله می‌آمد عبایی بافته شده از موی سیاه در بر کرده و حسین را بغل کرده و دست حسن را گرفته بود و فاطمه و علی(علیهما‌السلام) نیز از پشت سر آن حضرت می‌آمدند. در همان حال پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به آن‌ها سفارش کرد: «هنگامی که دست به نفرین بلند کردم شما آمین بگویید». سپس پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در همان نقطه مباهله، حسن و حسین و علی و فاطمه(علیهم‌السلام) را در زیر عبای خود گرد آورده و آیه تطهیر را قرائت کرد و به این ترتیب اهل بیت خود را نیز معرفی نموده و عظمت و منزلت آنان را شناساند». فخر رازی بعد از نقل این روایت می‌گوید: «به اتفاق اهل حدیث و تفسیر این روایت صحیح است و هیچ‌گونه تردیدی در صدور آن وجود ندارد».[11]

در نتیجه: آیه مباهله یکی از عالی‌ترین مدارک و مستندات قرآنی برای اثبات حقانیت امیر‌المومنین(علیه‌السلام) و بیان‌گر فضیلت اهل بیت(علیهم‌السلام) است که مخالف و موافق به آن اذعان دارند.
__________________________
پی‌نوشت
[1]. شیخ مفید، ارشاد، ج 1، ص 170.
[2]. «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی تقواه و فهمه و الی ابراهیم فی حلمه و الی یحیی بن زکریا فی زهده و الی موسی فی هیبته و الی عیسی فی عبادته فلینظر الی علی بن ابی طالب». ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج 42، ص 313;/ و الریاض النضره، ج 2، ص 218;/ و قوشچی، شرح تجرید، ص 338./ و از منابع شیعه، فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص 128.
[3]. طرحهای آموزشی نهج البلاغه، ص 11.
[4]. الفصول المختارة من العيون والمحاسن، ص 38. 
[5]. تفسیر امام عسکری، ص 660;/ و الامام علی(علیه‌السلام) ص 285.
[6]. «انشدکم الله هل فیکم احد جعله الله نفس النبی، وابناءه ابناءه، ونساءه نسائه، غیری». الصوائق المحرقه، ص 93.
[7]. مناقب آل ابی طالب، ج 2، ص 145.
[8]. «و فیه دلیل لاشی ء اقوی منه علی فضل اصحاب الکساء علیهم السلام وفیه برهان واضح علی صحة نبوة النبی صلی الله علیه و آله لانه لم یرو احد من موافق و لا مخالف انهم اجابوا الی ذلک». تفسیر کشاف، ج 1، ص 433.
[9]. صحیح مسلم، باب فضائل الصحابه.
[10]. ارشاد، ج 1، ص 158.
[11]. تفسیر فخر رازی، ذیل آیه مباهله- آل عمران/61.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.