پیوند نامیمون «آل شیخ» و «آل سعود» و ثمرات شوم آن

07:21 - 1394/07/15

چکیده:پیوند شوم ال‌شیخ و آل‌سعود به جز تفرقه بین مسلمین، کشت و کشتار آنها، جنایات فراوان، ایجاد فتنه‌های فراوان بین کشورهای اسلامی،  هیچ ثمره‌ای نداشته است است . جنایات آنها از همان بدو تشکیل دولت سعودی و هم پیمانی شوم با آل‌شیخ شروع شده است گستره و وسعت این فتنه‌گری به اندازه‌ای است که کتا‌ها و نوشته‌های فراوانی را به خود اختصاص می‌دهد که دراین مقاله گنجایش بیان آن وجود ندارد. به طور بسیار مختصر جنایات آنها در ذیل بیان می‌کنیم

«محمدبن عبدالوهاب» در سال 1115 ق در خانواده‌ای اهل علم در شهر عُیَینِه به دنیا آمد. عیینه در منطقه‌ی یمامه در هفتاد کیلومتری شهر ریاض قرار دارد.[1] به ‌گفته‌ی آلوسی که یکی از طرف‌داران افراطی محمدبن عبدالوهاب است، شیخ محمد در همان سال‌های پیش از علنی شدن عقایدش، برخی از عقاید خود را ابراز می‌کرد، که مردم و علما را به خشم می‌آورد؛ اما جرأت اظهار علنی آن‌ها را نداشت. پس از مدتی، ابن‌عبدالوهاب برای حج رهسپار مکه شد و پس از پایان مناسک، برای علم‌آموزی به مدینه رفت و در آن‌جا، مردم را از استغاثه به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در کنار مرقد مطهرش نهی می‌کرد. سپس به «بصره» مسافرت کرد. در بصره، مردم و علما او را به علت عقاید انحرافی‌اش، با خواری از شهر بیرون کردند؛ وی در بیابان‌ گم شد و اگر شخصی او را پیدا نکرده بود، از شدت تشنگی و گرسنگی هلاک می‌شد.[2]

خلاصه اینکه اولین مخالف عقائد وی پدرش شیخ عبدالوهاب بوده است. پس از آن‌که نتوانست بین مردم و علما آن دوره جایگاهی را برای خود به دست آورد به طرف «محمد‌بن سعود» که والی یکی از مناطق حجاز شتافت. با وی قرارداد بست که از او حمایت مالی و نظامی کند، در عوض شیخ هم به او قول داد که از وی  حمایت اعتقادی و فتوائی انجام دهد. خلاصه در سال 1157 بین این عالم نجدی و امیر محمد ابن سعود پیمانی بسته شد که به موجب آن، امیر سعودی از سوی خود و اعقاب خویش پشتیبانی و اطاعت از شیخ و اعقاب او و سایر علمای وهابی را برعهده گرفت و شیخ نیز قبول کرد که خود و اولاد و پیروانش پیوسته راهنما و مدافع و یاور امیر سعودی باشند و تمام نیرو و نفوذ خود را در حمایت از آن خاندان به کار برند.
این همان پیمان است که عبدالعزیز و سایر ملوک سعودی و نیز مشایخ آل شیخ پیوسته محترم شمرده‏‌اند. ابن عبدالوهاب و فرزندانش تا امروز حامی جدی سلطنت سعودی و عهده‏‌دار امور شرعی و فرهنگی و قانونی و قضائی بوده‏‌اند و شاهان سعودی پیوسته فرمان‌پذیر ایشان بوده و به حکم و فتوای شورای دینی وهابی به شاهی می‏‌رسند یا از سلطنت خلع می‏‌گردند.

پیوند شوم ال‌شیخ و آل‌سعود به جز تفرقه بین مسلمین، کشت و کشتار آن‌ها، جنایات فراوان، ایجاد فتنه‌های فراوان بین کشورهای اسلامی،  هیچ ثمره‌ای نداشته است است. جنایات آن‌ها از همان بدو تشکیل دولت سعودی و هم‌پیمانی شوم با آل‌شیخ شروع شد و وسعت این فتنه‌گری به اندازه‌ای است که کتا‌ب‌های فراوانی را به خود اختصاص می‌دهد و این مقاله گنجایش بیان آن‌ را ندارد. اما به طور مختصر به بیان جنایات آن‌ها می‌پردازیم:
1. قتل و غارت وهّابيّان در منطقه نجد
«محمّد بن عبد الوهّاب» با اعلام جهاد عليه مسلمانان به اتهام كفر، شرك و بدعت، اعراب باديه‌نشين را تحريك كرد و به كمك ابن‌سعود، لشكرى فراهم ساخت و با حمله به شهرها و روستاهاى مسلمان‌نشين، مردم را به خاك و خون كشيد و اموال آنان را به عنوان غنايم جنگى غارت نمود[3] در این جنگ افراد بسیاری قتل عام شدند. این کشت و کشتارها مخصوص شیعیان نبودند بلکه سنی مذهبان آن هم حنبلی مذهبان نیز جز غارت شدگان بودند. یعنی این‌ها فقط شیعیان را کافر نمی‌دانند، بلکه تمام مسلمانانی را که با گرایش فکری وهابیت مخالف باشند را کافر و مشرک و خارج از دین می‌دانند.

2. كشتار بى‏‌رحمانه شيعيان كربلا
كشتار وهّابيان در كربلاى معلّى در سال 1216ق به راستى صفحه تاريخ را سياه كرده و قلب هر خواننده را به درد مى‏‌آورد. دكتر «منير عجلانى» مى‏‌نويسد: «دوازده هزار نفر از وهّابيّان به فرماندهى سعود، فرزند عبد العزيز وارد كربلا شدند در حالى كه بيشتر مردم كربلا به مناسبت عيد غدير به نجف اشرف به زيارت امير المؤمنين(عليه‏‌السلام) رفته بودند و در شهر جز عدّه اندكى از پيرها و ناتوان‏‌ها نمانده بودند. آنان به هر كس كه برخورد می‌کردند، او را می‌كشتند و آمار كشته‏‌ها به مرز سه هزار نفر رسيد و اموال غارت شده از كربلا قابل وصف نبود و گفته شد كه آن روز بار 200 شتر از كربلا به غارت بردند».
«محمد قارى غروى» در «تاريخ نجف» از مجموعه شيخ خضر، نقل مى‏‌كند: «وهّابيّان صندوق قبر حبيب بن مظاهر را كه از چوب بود شكستند و سوزاندند و با آن در ايوان طرف قبله حرم، قهوه درست كردند. آن‏‌ها مى‏‌خواستند صندوق قبر شريف حسين را هم بشكنند، اما چون داراى شبكه‏‌هاى آهنين بود، توفيق نيافتند».[4]

3. تخريب آثار بزرگان در مكه
وهّابيون در سال 1218 پس از مسلط شدن بر مكّه، تمام آثار بزرگان دين را تخريب نمودند. در «مُعَلّى» قبّه زادگاه پيامبر گرامى(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و قبّه زادگاه امیرالمومنین(عليه‏‌السلام) و حضرت خديجه و حتى ابوبكر را ويران کرده و با خاك يكسان كردند. آثار باستانى كه در اطراف خانه خدا و بر روى زمزم را تخريب كرده و در تمام مناطقى كه مسلط مى‏‌شدند آثار صالحين را نابود مى‏‌كردند و هنگام تخريب طبل مى‏‌زدند و به رقص و آواز خوانى مى‏‌پرداختند.[5]

4. تصرف مدینه منوره:
آل سعود در سال 1220 يا 1221 در هجوم خود به مدينه پس از يك‏‌سال و نيم محاصره سرانجام آن شهر مقدّس را تصرف کردند و تمام اشيا گران‌بهايى كه در حرم پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود را غارت نمودند. فقط از بيم عموم مسلمين از تعرّض به قبر مقدّس پيغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خوددارى كردند. آ‌ن‏‌ها چهار صندوق مملوّ از جواهرات مزین به الماس و ياقوت گران‏‌بها را به غارت بردند. از جمله، چهار شمعدان زمرّدين بود كه به جاى شمع، در آن‏‌ها يك قطعه الماس شب‏‌نما و درخشنده بود، و حدود يك صد قبضه شمشير با غلاف‏‌هاى مزین به طلاى خالص و الماس و ياقوت با دسته‏‌هايى از زمرّد و يَشْم كه به هيچ‏‌وجه نمى‏‌شد آن‏‌ها را قيمت‌گذارى كرد.[6]

5. تخريب قبور ائمه بقيع (عليهم‏‌السلام)
در سال 1344ق وهّابيّان پس از اشغال مكه، به مدينه روى آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، آن را اشغال نمودند، قبور ائمه بقيع و ديگر قبور هم‌چون قبر إبراهيم فرزند پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و زنان آن حضرت، عبدالله پدر حضت ، قبر ام البنين مادر حضرت عباس، اسماعيل پسر امام جعفر صادق و همه صحابه و تابعين را بدون استثنا خراب كردند.
ضريح فولادى ائمه بقيع را كه در اصفهان ساخته و به مدينه حمل شده بود، از روى قبر حضرت امام حسن مجتبى(علیه‌السلام) امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق(عليهم‏‌السلام) برداشته و بردند. قبور عباس عموى پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين(علیه‌السلام) را كه با قبور چهار امام همام، در زير يك قبه بودند نيز ويران كردند[7]

6. كشتار عمومى علماى اهل سنّت
«دريادار سرتيپ ايّوب صبرى» مى‏‌نويسد: «عبد العزيز بن سعود كه تحت تأثير سخنان محمّد بن عبد الوهّاب قرار گرفته بود، در نخستين سخنرانى خود در حضور شيوخ قبايل گفت: «ما بايد همه شهرها و آبادى‏‌ها را به تصرّف خود درآوريم و احكام و عقايد خود را به آنان بياموزيم ....  و مشركانى كه خود را به عنوان علماى اهل سنّت قلمداد مى‌‏كنند را از دم شمشير بگذرانيم به ويژه علماى سرشناس و مورد توجّه را، زيرا تا اين‏‌ها زنده‌‏اند هم‌‏كيشان ما روى خوشى نخواهند ديد، از اين ره‌‏گذر بايد نخست كسانى را كه به عنوان عالم خودنمايى مى‌‏كنند ريشه‏‌كن نموده، سپس بغداد را تصرّف كرد».[8]

این موارد چند نمونه از کوچک از جنایات وهابیت خبیث بود که به صورت مختصر بیان شد، این دولت و این جنایات در واقع حاصل پینوند نامبارک آل سعود و آل شیخ بود و هست؛ آنان همدیگر را حمایت کرده و غیر خود را کافر و مهدور الدم می‌شمارند و با بهانه شرک و کفر به قتل می‌رسانند، تا پایه های جومت منحوس خود را محکم کنند.
................................................................
پی‌نوشت
[1].حسين‌بن غنام، «تاریخ نجد»، ص81. ابوايوب، «بحث حول الشيخ محمدبن عبدالوهاب وحرکته المجدده»، ص6.
[2]. محمود شکري الآلوسي، «تاريخ نجد»، ص112.
[3]. تاريخ نجد، فصل سوم غزوات،ص 95؛ تاريخ آل سعود، ج 1، ص 31 و تاريخچه نقد و بررسى وهّابى‏ها، 13 ـ 76.
[4]. فتنه الوهابيه، ص 20.
[5]. كشف الارتياب، ص 27، به نقل از تاريخ «الجبرتى».
[6]. فرقه وهابى و پاسخ به شبهات آن‏ها، مقدمه على دوانى، ص40.
[7]. مقدمه دوانى بر كتاب فرقه وهابى، ص 56.
[8]. تاريخ وهّابيان، ص 33.

نظرات

تصویر احمد
نویسنده احمد در

خدا لعنتشان کند که دنیا را به آتش کشیده اند

رای شما -

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.