چرا صحابه با وجود «غدیر» دچار اختلاف شدند؟

09:36 - 1394/07/09

چکیده: منشأ این شبهه در اعتقادات اهل سنت است، چرا که آنان به اشتباه، تمامی صحابه را مثل خود پیامبر عادل می‌شمارند وآنان را از نافرمانی و مخالفت با پیامبر بری و معصوم می‌دانند. وهم‌چنین هر یک از صحابه را نیز مجتهد می‌دانند و چنان‌‌چه اگر اشتباه و خطایی هم مرتکب شوند، آن هم به دلیل اجتهادشان بوده و گناهی انجام ندادند، بلکه تنها در اجتهادشان خطا کرده‌اند.

چرا صحابه با وجود غدیر، دچار اختلاف شدند؟

در این مطلب تواتر حدیث غدیر و دلالت آن بر ولایت و امامت علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) از منابع اهل سنت را مورد بررسی قرار داده و آن را اثبات نمودیم. امّا از آن‌جایی که در صحت سند آن هیچ خدشه‌ای نمی‌توان نمود و دلالت آن بسیار قوی و کامل می‌باشد، برخی از برادران اهل سنت اشکالی وارد می‌سازند که اگر این حدیث تصریح به امامت و جانشینی امیرالمومنین(علیه‌السلام) دارد پس چرا صحابه به آن بی‌اعتنایی و بی‌توجهی نموده‌اند و برای خلافت سراغ غیر او رفتند و ابوبکر را برای جانشینی پیامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) انتخاب نمودند؟ چگونه می‌شود همه صحابه وصیت و سفارشی به این مهمی را فقط چند روز بعد از این واقعه فراموش کنند؟

منشأ این شبهه در اعتقادات اهل سنت است، چرا که آنان به اشتباه تمامی صحابه را عادل می‌شمارند. هم‌چنین هر یک از صحابه را نیز مجتهد می‌دانند، چنان‌‌چه اگر اشتباه و خطایی هم مرتکب شوند، آن هم به دلیل اجتهادشان بوده و گناهی انجام ندادند، بلکه تنها در اجتهادشان خطا کرده‌اند.

با اندکی مطالعه در تاریخ صدر اسلام به این حقیقت پی می‌بریم که اساسا خود این تفکر که صحابه مخالفت و نافرمانی از دستورات خدا و رسولش نمی‌کنند و تنها در اجتهادشان به خطا می‌افتند، نشأت گرفته از رفتار و عمل‌کرد بعضی از صحابه بوده است. لذا عملا گروهى از صحابه از همان زمان حیات پیامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله)دست به این کار(اجتهاد) زده و با حضرت به مقابله پرداخته‌اند.

اولین اجتهاد و مخالفت جدی با پیامبراکرم(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) را جناب خلیفه دوم رقم زد که بر خلاف تصریح و لعن پیامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) باز او از سپاه اسامه تخلف کرد و سپاه اسامه را با بهانه‌ی وضعیت جسمانی پیامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) ترک کرد.[1] از دیگر مخالفت‌های او سرپيچي از فرمان رسول خدا(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله)  بود که وقتی حضرت قلم و کاغذ طلب کردند تا وصیت نمایند، از این کار ممنانعت کرد و حضرت را به هذیان‌گویی متهم کرد.

«بخاری» و «مسلم» هر دو از ابن عباس نقل می‌کنند که : «ابن عباس مرتب می‌گفت: «روز پنج‌شنبه، و چه روزی بود آن روز؛ سپس آن‌قدر گريه كرد كه اشك چشمش سنگريزه‌ها را خيس كرد، آن‌گاه گفت: روز پنج‌شنبه درد بر رسول خدا(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) شديد شد، فرمود : كاغذي بياوريد تا برای شما چيزی بنويسم كه هرگز گم‌راه نشويد ، حاضران اختلاف كردند در حالی كه چنين عملي در حضور پيامبر خدا(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) شايسته و سزاوار نبود، گفتند: او بيمار است و هزيان می‌گويد».[2]

به راستی پیامبراکرم(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) می‌خواستند چه چیزی را بنویسند که از گمراه شدن امت جلوگیری کند؟ این چه مسأله مهمی است که در آخرین لحظات عمر می‌خواهد برای جلوگیری از انحراف و گم‌راهی امتش بنویسد؟ چرا اجازه ندادند حتی حضرت آن را بازگو کند؟ آیا آن مساله غیر از مسأله جانشینی و خلافت بود؟

تاریخ پر است از مخالفت‌هایی که صحابه در زمان‌های مختلف با پیامبرشان داشته‌اند؛ از جمله می‌توان به مخالفت صحابه با فرمان رسول خدا(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله)در قضيه نماز جمعه[3] در قضيه متعه حج[4]، در روزه سفر[5] و... اشاره نمود که بیان آن خارج از ظرفیت این نوشتار است.

یکی دیگر از عواملی که می‌توان بدان اشاره نمود، حقد و کینه قریش نسبت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) و دشمنی با بنی‌‌هاشم بود. به گواه تاریخ قریش در زمان پیامبر اکرم(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) عداوت و دشمنی خاصی با بنی هاشم داشت و تا زمانی که حضرت در حیات بودند از هیچ اذیت و ازاری فرو گذاری نکردند. در این مورد از خلیفه سوم نقل شده که روزى خطاب به امیرالمومنین(علیه‌السلام) کرده و گفت: «چه کنم که قریش تو را دوست ندارد، زیرا تو کسى هستى که از آنان در جنگ بدر هفتاد نفر را به قتل رساندى».[6] خلیفه دوم نیز در مناظره‏‌اى که با ابن عباس دارد در آخر آن مى‏‌گوید: «به خدا سوگند، همانا على پسر عمویت از همه به خلافت سزاوارتر است، ولى قریش تحمّل او را ندارد».[7]

در آخر باید گفت که این همان چیزی است که رسول اکرم(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) در زمان حیاتش بیان فرموده بودند و از تمرد و نافرمانی امتش خبر داده بود. «ابو يعلی موصلی» در مسندش از اميرالمومنين(علیه‌السلام) نقل می‌کند که حضرت فرمود: «رسول خدا(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) گريست و صدای گريه‌اش بلند شد. پرسيدم: علت گريه شما چيست؟ فرمود: علت گريه من، حسادت‌هايست كه مردم نسبت تو در دل دارند و آشكار نمی‌كنند و هنگامی اثر حسادت‌شان را بروز می‌دهند كه من دعوت حق را اجابت كرده‌ام و در ميان شما نيستم».
من سؤال كردم: ای فرستاده خدا، آيا در آن هنگام دين من سالم است، فرمود : بلی دينت سالم است».[8]

در حدیثى دیگر نیز پیامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) خطاب به امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمود: «همانا امت زود است که بعد از من بر تو حیله کنند».[9]

در نتیجه: اولا: سرپیچی و نافرمانی صحابه از فرمان رسول خدا(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) درباره ولايت امیرالمومنین(علیه‌السلام) نخستين تمرد آنان نبوده است، چرا که آنان از این اجتهادها در مقابل نص و مخالفت با دستور پیامبر(صلّي‌اللّه‌عليه‌وآله) زیاد داشته‌اند.
ثانیا: بغض و کینه آنان از امیرالمومنین(علیه‌السلام) هرگز اجازه نمی‌داد تا ولایت و امامت حضرت را بپذیرند و از آن تمرد نکنند. نهایتا باید گفت صرف اختلاف صحابه نمی‌تواند دليلی بر رد حديث غدير باشد.

 

_____________________________________
پی‌نوشت
[1]. سيره حلبي، ج 3، ص 207؛ طبقات ابن سعد، ج 2، ص 190؛عمدة القاري، بدرالدين عيني ج 18، ص 77.
[2]. الجامع الصحيح المختصر ، أبو عبدالله البخاري، ج 3 ، ص1111 ، ح 2888؛ صحيح مسلم، ج 3 ، ص1259 ، ح1637.
[3]. الجامع الصحيح المختصر ، أبو عبدالله البخاري،ج 4 ، ص1859 ، ح4616.
[4]. سنن ابن ماجه، ج 2 ، ص2981 ، ح 2982؛ مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 4 ، ص286 ، ح18546.
[5]. صحيح مسلم،ج 2 ، ص785 ، ح1114.
[6]. شرح ابن ابى الحدید، ج 9، ص 23.
[7]. تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 137 ؛ کامل ابن اثیر، ج 3 ص 24.
[8]. مسند أبي يعلي، ج 1 ، ص426.
[9]. مستدرک حاکم، ج 3، ص 150، ح 4676.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.