پژوهشی نوین در معنای «مولی» و اظهارات علمای اهل سنت

09:32 - 1394/07/09

چکیده: از همه این تفاسیر از کلمه «مولی» بگذریم به سخن بعضی از علمای اهل سنت از جمله: أبو حامد غزالي، سبط ابن جوزي، محمد بن طلحة شافعي (متوفاي 658هـ) می‌رسیم که تصریح و اعتراف به معنای این کلمه در حدیث غدیر کرده‌اند.

دلالت و تواتر حدیث غدیر در قرآن و منایع اهل سنت

در مطلب گذشته  بیان نمودیم که حدیث غدیر از جمله احادیثی است که بسیاری از بزرگان و علمای اهل سنت آن را متواتر دانسته و یا دسته کم به صحت این روایت و راویان آن اعتراف نموده‌اند. امّا اختلاف اساسی در بین شیعه و سنی تنها بر روی معنای متن این حدیث و دلالت عبارت «من كنت مولاه فعلي مولاه» است.

شیعه با پیروی از اهل بیت معتقد است که این حدیث دلالت قطعی بر ولایت و امامت امیرالمومنین(علیه‌السلام) دارد و برای آن براهین و شواهد بسیاری ارائه می‌کنند، امّا اهل سنت برای توجیه تاریخ و عمل‌کرد خلفا، آن را به محبت و دوستی امیرالمومنین(علیه‌السلام) معنا کرده‌اند و عده‌ای دیگر نیز توجیه‌های واهی و سست دیگری برای آن بیان کرده‌اند. ما در این نوشتار ابتدا به بیان تفسیر کلمه «مولی» و «ولی» از زبان دانشمندان اهل سنت و فرهنگ خود خلفا می‌پردازیم و سپس قرائن و شواهد روشن و آشکار این واقعه را در دلالت معنای این کلمه بیان می‌نمایم.

دانشمندان و متخصصان علم لغت از اهل سنت از جمله «كلبی - محمد بن السائب (متوفى 146 هـ) ، الفراء - يحيي بن زياد (متوفاي 207هـ)،  أبي عبيدة - معمر بن المثني (متوفاي 210هـ)، أبو بكر الأنباري (متوفاي 328هـ)‌‌‌ ، أبو القاسم صاحب بن عُبّاد الطالقاني (متوفاي 385هـ) ، الدقيقي النحوي (متوفاي614هـ)، إبن منظور الأفريقي (متوفاي 711هـ) و... همگی ‌آنان گفته‌اند: : معنای کلمه «مولی» اولی و برتر بودن می‌باشد.[1]

علمای بزرگ اهل سنت از جمله «محمد بن اسماعيل بخاری» ، «بيضاوی» ، «ابو عبد الله قرطبی» ، «سعد الدين تفتازانی» ، «محمد علی شوكانی» و.... در تفسیر آیه‌ی «مأواكم النار هي مولاكم[الحديد : 51] جايگاه‌تان آتش و آن سزاوار شماست» گفته‌اند: «مولاكم» به معنای «اولی» و برتر به شماست.[2]

از همه این تفاسیر از کلمه «مولی» بگذریم به سخن بعضی از علمای اهل سنت از جمله:  أبو حامد غزای،، سبط ابن جوزی، محمد بن طلحة شافعی می‌رسیم که تصریح و اعتراف به معنای این کلمه در حدیث غدیر کرده‌اند که هیچ معنا و تفسیری جز ولایت و امامت امیرالمومنین(علیه‌السلام) نمی‌توان برای آن در نظر گرفت.[3]

از طرفی مسلم در صحیحش از عمر بن خطاب نقل می‌کند: «پس از وفات رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله) ابوبكر گفت: من جانشين رسول خدا هستم ،‌ شما دو نفر (عباس و علی) آمديد و تو ای عباس ميراث برادر زاده‌ات را درخواست كردی و تو ای علی ميراث فاطمه دختر پيامبر را. پس از مرگ ابوبكر،‌ من جانشين پيامبر و ابوبكر شدم و باز شما دو نفر من‌را خائن، دروغ‌گو، حيله‌گر و گناه‌كار خوانديد».[4]

حال باید از اهل سنت سوال کنیم چه طور می‌شود که خلیفه دوم معنای جانشینی را از کلمه «مولی» می‌فهمد و اتخاذ می‌کند، امّا شما بر خلاف مولایتان، معنای دیگری را برای این جمله اتخاذ می‌کنید. آری این است منطق اهل سنت که تا چیزی بر طبق میل و عقایدشان باشد، از آن دفاع نموده، اما به محض آن‌که برخلاف‌شان باشد به هر نحوی می‌خواهند آن را خلاف واقع جلوه دهند.

از این مباحث هم که بگذریم شواهد و قرائن بسیاری بر دلالت این معنای از جمله «من كنت مولاه فعلي مولاه» وجود دارد که به برخی از آنان اشاره می‌کنیم:
1. اولین شاهد بر این مدعا مقارنه ولايت رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله) و ولايت امیرالمومنین(علیه‌السلام) می‌باشد. آن‌جایی که حضرت ابتدا از مردم اقرار می‌گیرد و می‌فرماید: «ألست أولي بكم من انفسكم» آيا من از خود شما به شما سزاوارتر نيستم؟ سپس جمله «من كنت مولاه فعلي مولاه » (هرکس من مولای اویم از این پس علی مولای اوست) را بیان می‌کنند. این قرائت در بسیاری از روایات و منابع اهل سنت آمده که آن را نیز صحیح دانسته‌اند.[5]
 بنابراین جمله قبل نشان می‌دهد که مولی به معنای اولی و برتر می‌باشد و هر معنایی غیر از آن را در نظر بگیریم با این عبارت ناسازگار می‌باشد و سیاق جمله را بر هم می‌زند.

2. تبريك و تهنيت مردم به اميرالمومنین(علیه‌السلام) و بیعت آنان با حضرت: بعد از قرائت خطبه غدیر مردم یک به یک آمدند و به حضرت تبریک گفتند که اولین آن‌ها جناب عمر و ابوبکر بودند.
غزالی، ذهبي و ابن عساکر و ... با سند صحيح نقل می‌كنند : براء می‌گويد: با رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله)  زير درخت نشسته بوديم، فرمان اقامه نماز جماعت صادر شد، سپس رسول خدا (صلي‌الله‌عليه‌وآله) دست علی(علیه‌السلام) را گرفت و سمت راستش قرار داد و فرمود: آيا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نيستم؟ گفتند: آری، فرمود: علی مولای كسی است كه من مولای او هستم، خداوندا دوست بدار آنكه علی را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمربن خطاب گفت: مبارك باشد بر تو ای علی، تو اكنون مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان مؤمن هستی».[6]

حال یک بار دیگر از اهل سنت سوال می‌کنیم که اگر مولی به معنای محبت و دوستی است، چه نیازی به این همه تبریک و تهنیت بود؟ و این‌که مردم یک به یک بیایند و با حضرت بیعت کنند؟. مگر تا قبل از آن صحابه و مردم نمی‌دانستند که بهترین و محبوب‌ترین فرد نزد رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله) امیرالمومنین(علیه‌السلام) است. و دیگر آن‌که مسأله اعلام محبت و دوستی امیرالمومنین(علیه‌السلام) چه نیازی به این همه تشریفات داشت که پیامبر هزاران نفر را در گرمای حجاز جمع کند و بعد چنین خطبه‌ای بخواند، سپس برای حضرت از مردم بیعت بستاند؟[7]

 

-------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. التفسير الكبير أو مفاتيح الغيب ، ج 29 ، ص 198؛ أبو عبيدة معمر بن المثنى ، مجاز القرآن ، ج 1 ، ص 122؛ أبو بكر محمد بن القاسم ، الزاهر في معاني كلمات الناس ، ج 1 ، ص 125؛ الطالقاني ، أبو القاسم إسماعيل ابن عباد بن العباس بن أحمد بن إدريس، المحيط في اللغة ، ج 10 ، ص 380؛ الدقيقي النحوي، اتفاق المباني وافتراق المعاني ، ج 1 ، ص 138؛ الأفريقي المصري ، لسان العرب ، ج 15 ، ص 410؛ الكليات معجم في المصطلحات والفروق اللغوية ، ج 1 ، ص 870؛ تاج العروس من جواهر القاموس ، ج 40 ، ص 254.
[2]. صحيح البخاري ، ج 4 ص 1358؛ أنوار التنزيل وأسرار التأويل (تفسير البيضاوي) ، ج 5 ، ص 300؛ الجامع لأحكام القرآن ، ج 17 ، ص 248؛ شرح المقاصد في علم الكلام ، ج 2 ، ص 290؛ فتح القدير الجامع بين فني الرواية والدراية من علم التفسير ، ج 5 ، ص 171.
[3]. سر العالمين وكشف ما في الدارين ، ج 1 ، ص 18؛ تذكرة الخواص ، ص37 ـ 39؛ كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب ، ص 166 ـ 167.
[4]. صحيح مسلم ، ج 3 ، ص 1378 ، ح 1757 ، كِتَاب الْجِهَادِ وَالسِّيَرِ، بَاب حُكْمِ الْفَيْءِ.
[5]. سنن ابن ماجه ، ج 1 ، ص 43 ، ح116؛ سلسة الأحاديث الصحيحة‌ ، ج 4 ، ص 249؛ مسند أحمد بن حنبل ج 4 ، ص 370 ، ح19321؛ المستدرك علي الصحيحين مع تضمينات الذهبي في التلخيص ، ج3 ، ص613 ، ح6272؛ المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 180 ، ح.3052 .
[6]. سر العالمين وكشف ما في الدارين ، ج 1 ، ص 18 ، باب في ترتيب الخلافة والمملكة؛ تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام ، ج 3 ، ص 633؛ تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، ج 42 ، ص 221.
[7].هم‌چنین شواهد بسیار دیگری از جمله احتجاج خود حضرت به غدیر و.... وجود دارد که در این مقال نمی‌گنجد. به همین خاطر برای مطالعه بیشتر به این مقاله«دلالت حديث غدير بر ولايت امير مؤمنان عليه السلام» مراجعه کنید 

نظرات

تصویر محدث2
نویسنده محدث2 در

با عرض معذرت، و تشکر از مطلب شما، عرض کنم که صاحب بن عباد سنی نیست و شیعه است. ابن منظور هم مذهبش اختلافی است ولی قول غالب، تسنن وی است. البته آن اندازه از عالمان سنی به حقانیت مولی علی و تقدم وی بر شیخین و غیر شیخین تصریح کرده اند که به شمار نمی آیند.

تصویر ناجی
نویسنده ناجی در

با سلام و احترام. تشکر از تذکر به جاتون . صاحب بن عباد از صاحب نظران شیعه می‌باشند که به اشتباه در لیست علمای اهل سنت قرار گرفته است.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.