دلالت و تواتر حدیث غدیر در قرآن و منایع اهل سنت

09:08 - 1394/07/09

چکیده: باید از اهل سنت سوال کرد که  این چه امر مهمی است كه هم‌تراز با اصل رسالت پیامبر می‌باشد كه اگر انجام نمي‌داد، اصل رسالت آن حضرت از جانب خداوند زير سؤال مي‌رفت؟ و کدام اتفاق در کدام روز افتاد که خداوند به دین اسلام راضی شد و اگر آن نبود دین کامل نمی‌گشت؟ آیا این به غیر از امامت و جانشینی امیرمومنان(علیه‌السلام)  چیز دیگری می‌تواند باشد؟

دلالت و تواتر حدیث غدیر در قرآن و منایع اهل سنت

واقعۀ غدیر یک رخ‌داد و اتفاق ساده نیست که بتوانیم از کنار آن به راحتی عبور کنیم. در حقیقت واقعه غدیر اوج تثبيت ولايت اميرالمومنین(علیه‌السلام) است، به گونه‌ای که برای هیچ کسی عذر و راه گریزی باقی نمی‌گذارد. حادثه غدیر تنها رویدادی در تاریخ اسلام است که با این ابعاد وسیع و گسترده صورت گرفته که در حدود 100هزار نفر در آن حضور داشته و بیش از 100 تن از صحابه پيامبر آن را نقل کرده‌اند.[1]

در این مقال ابتدا تفاسیر اهل سنت در مورد آیات غدیر را مورد بررسی قرار داده، سپس به بیان نظرات بزرگان و علمای اهل سنت در تواتر حدیث غدیر می‌پردازیم تا شک و تردید انسان‌های بی‌خردی هم‌چون «ابن تیمیه» و طرف‌داران او در صحت و درستی این حدیث مرتفع گردد.

موضوع ولایت و امامت از چنان اهمیّت فوق‌العاده‌ای برخوردار است که خداوند در قرآن کریم پس از حجة الوداع از چنان عبارت‌ها و تعبیراتی استفاده نموده که در هیج کجای قرآن شاهد چنین لحن و عبارتی نیستیم.

 بعد از خاتمه يافتن حجة الوداع، در راه بازگشت به مدينه در سرزمینی به نام «غدیر» خداوند این آیه را نازل فرمود: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ[ المائده / 67] اى پيامبر، آن‌چه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ كن و اگر این کار را انجام ندهی رسالت او را انجام نداده‌ای؛ و خدا تو را از [گزندِ] مردم نگاه مى‏‌دارد، آرى، خدا گروه كافران را هدايت نمى‏‌كند».

«إبن ابی حاتم (متوفای 327 هـ) از بزرگ‌ترین علمای اهل سنت در تفسیرش از «ابی سعید خدری» نقل می‌گوید: این آیه در شأن علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) نازل شده است.[2] وی در مقدمه تفسیرش می‌گوید: «صحيح ترين اخبار را از جهت سند و متن انتخاب كردم».[3] ابن تیمیه نیز در مورد تفسیر او می‌گوید: «او از دانشمندان و بزرگانی است كه زبان راست‌گوی اسلام بود و محتوای تفاسيرشان مورد اعتماد است».[4] «حاكم حسكانی» ، «ثعلبی» ، «ابن عساكر» و... همین روایت و شان نزول را برای این آیه بیان نموده‌اند.[5]

هم‌چنین بعد از واقعه غدیر این آیه نازل شد :« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا[ المائده / 3 ] امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم‏».
روايات صحيح السندی در كتاب‌هاي اهل سنت وجود دارد كه ثابت می‌كند، اين آيه بعد از اتمام خطبه غدير نازل شده است كه به يك روايت اشاره می‌نماییم : «خطیب بغدادی» در شرح حال حبشون بن موسی از ابوهريره : «كسي كه روز هجدهم ذي حجه را روزه بگيرد ثواب روزه شصت ماه براي وي نوشته مي‌شود ، اين روز ، روز غدير خم است ، روزي كه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) دست علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) را گرفت و فرمود : آيا من رهبر مؤمنان نيستم؟ گفتند: چرا ای رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله). سپس فرمود: «هر كس من مولای او هستم علی مولای اوست».
عمر گفت: «تبريك، تبريك ای پسر ابوطالب، تو اكنون مولای من و مولای هر مسلمانی، سپس اين آيه نازل شد: «امروز دين شما را كامل كردم».[6]

حال باید از اهل سنت سوال کرد که  این چه امر مهمی است كه هم‌تراز با اصل رسالت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) می‌باشد كه اگر انجام نمی‌داد، اصل رسالت آن حضرت از جانب خداوند زير سؤال می‌رفت؟ و کدام اتفاق در کدام روز افتاد که خداوند به دین اسلام راضی شد و اگر آن نبود دین کامل نمی‌گشت؟ آیا این به غیر از امامت و جانشینی امیرمومنان(علیه‌السلام)  چیز دیگری می‌تواند باشد؟

تواتر حديث غدير از دیگاه علمای اهل سنت
«شمس الدين ذهبی» ، «ابن حجر عسقلانی» ، «ابن حجر الهيثمی» ، «جلال الدين سيوطی» ، «ابو حامد غزالی» ، «ملا علی قاری» و بسیاری از علمای دیگر اهل سنت، به صحت و کثرت طرق و راویان این حدیث اذعان داشته‌اند و از آن شگفت‌زده شده‌اند و بسیاری از آنان ادعای تواتر نموده‌اند.[7]

بنابراین با توجه به صحت و تواتر حدیث غدیر و اعتراف بسیاری از علمای اهل سنت به نزول آیات در واقعه غدیر و در شأن علی بن ابی طالب(علیه‌السلام)  می‌باشد، هرگز از این همه شواهد تفسیر و حکمی به غیر از انتخاب و انتصاب امیرالمومنین(علیه‌السلام) از سوی خداوند برای ولایت و جانشینی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) نمی‌توان کرد. و تمام کسانی که غیر از این را برگزیده‌اند و تفسیرهایی غیر از آن  هم‌چون محبت و ... را می‌کنند، در حقیقت خود و خدا و پیامبرش را به سخره گرفته‌اند.
 

 

__________________________________________
پی‌نوشت
[1]. الامینى، الغدیر، ج 1، ص 14-15.
[2]. تفسير ابن أبي حاتم ، ج 4 ، ص 1172 ، ح6609.
[3]. تفسير ابن أبي حاتم ، ج 1 ، ص14.
[4]. منهاج السنة النبوية ، ج 7 ، ص 179.
[5]. شواهد التنزيل ، حاکم حسکانی، ج 1 ص 258 ، ح250 ؛ الكشف والبيان (تفسير الثعلبي ) ، ج 4 ، ص 92؛ تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل ، ج 42 ، ص 237.
[6]. تاريخ بغداد ، ج 8 ، ص 289.
[7]. سير أعلام النبلاء ، ج 14 ، ص 277؛ فتح الباري شرح صحيح البخاري ، ج 7 ، ص 74 ؛ الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج 1 ، ص 106؛ التيسير بشرح الجامع الصغير ، ج 2 ص 442 ؛ سر العالمين وكشف ما في الدارين ، ج 1 ، ص 18 ؛ مرقاة المفاتيح شرح مشكاة المصابيح ، ج 11 ، ص 248 .

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.