فضائل اميرالمومنين در قضيه مسلمان شدن مردم يمن

10:35 - 1394/06/17

چکیده: ماجرای فضایل این روز‌های حضرت از این قرار است که پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) در سال دهم هجرت، «خالد بن ولید» را همراه جمعی برای دعوت مردم یمن به اسلام، به اين كشور فرستاد. خالد و همراهان مدت شش ماه در یمن ماندند و مردم را به اسلام دعوت كردند ولی حتی یك نفر پاسخ مثبت نداد. این خبر به پیامبر (صلی‌الله‎علیه‌وآله) رسید. آن حضرت... .

علی

وقتی شخصیت امیرالمومنین(علیه‌السلام) را  مورد مطالعه قرار می‌دهیم، سرشار از فضایل و بزرگی است. امیرالمومنین(علیه‌السلام)انسانی است که دوستان او از وجود چنین شخصیتی فخر و مباهات کرده و سعی می‌کنند در طول زندگی خویش، او را سرلوحه زندگی قرار داده و هدف  او را در بلندای اهداف زندگی خود قرار دهند و دشمنانش نیز با همه کینه توزی‌های خود نسبت به ایشان توان انکار  و یا حتی نهان کردن عظمت و منزلت جایگاه او را نداشته و ندارند. وقتی از امیرالمومنین(علیه‌السلام) سخنی گفته می‌شود، اوّلین چیزی که به ذهن هر عقل سلیمی خطور می‌کند جایگاه آن حضرت نزد پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‎علیه‌وآله) می‌باشد.

دو فضیلت این روز‌های امیرالمومنین(علیه‌السلام)
1. ماجرای فضایل این روز‌های حضرت، از این قرار است که پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) در سال دهم هجرت «خالد بن ولید» را همراه جمعی برای دعوت مردم یمن به اسلام، به یمن فرستاد. خالد و همراهان مدت شش ماه در یمن ماندند و مردم را به اسلام دعوت كردند، ولی حتی یك نفر پاسخ مثبت نداد. این خبر به پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) رسید. آن حضرت ناراحت شد و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را طلبید و به او فرمان داد كه به سوی یمن برود و خالد و همراهانش را به مدینه باز گرداند و خود و همراهانش در یمن بمانند و مردم را به اسلام دعوت كند.

امیرالمومنین(علیه‌السلام) به سوی یمن رفت و خالد و همراهانش را به مدینه بازگردانید. یکی از همراهان حضرت گزارش کرده است: خبر ورود امیرالمومنین(علیه‌السلام) به مردم یمن رسید، آن‌‌ها اجتماع كردند و آن‌‌چنان مجذوب گفتار امیرالمومنین(علیه‌السلام) شدند كه در همان روز همه مردم قبیله «هَمْدان» بزرگترین قبیله یمن، مسلمان شدند. امیرالمومنین(علیه‌السلام) ماجرای مسلمان شدن آن‌‌ها را در ضمن نامه‌‌ای به پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) خبر داد. حضرت پس از خواندن آن نامه، بسیار خوشحال شد. سجده شكر به جا آورد و بر قبیله هَمْدان سلام و درود فرستادند. بعد از این قبیله، قبایل دیگر یمن از جمله خاندان «مدحج» و «نخع» به اسلام گرویدند.[1]

2.  وقتی امیرالمومنین(علیه‌السلام) نزد پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) آمد، ایشان از دیدار امیرالمومنین(علیه‌السلام) بسیار خوشحال شد و به او فرمود: به سوی لشگر خود برو و آن‌ها را نیز به من برسان. امیرالمومنین(علیه‌السلام) نزد لشگر خود برگشت و مشاهده کرد آنان نیز تا نزدیك مكه رسیده‌اند. ولی آنان لباس‌های به غنیمت رسیده از یمن را بین خود تقسیم كرده و پوشیده‌‌اند. حضرت از این كار آنان ناراحت شد و به مردی كه او را فرمانده آن‌ها كرده بود، فرمود: «چه چیز تو را وادار كرد كه بدون اجازه پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) و بدون آن‌كه من اجازه بدهم، لباس‌ها را بین این‌ها تقسیم كنی؟». او در جواب عرض كرد:‌«‌ آن‌ها از من درخواست نمودند تا این لباس‌ها را به عنوان احرام بپوشند و خود را بیارایند».
امیرالمومنین(علیه‌السلام) آن لباس‌ها را از آن‌ها كه بر خلاف مقررات رفتار كرده بودند پس گرفت و در میان بار شتر گذاشت و همراه آن‌ها روانه مكه شد، آن‌ها از این قاطعیت حضرت برای اجرای مقررات(به جای این‌كه خشنود گردند) ناراحت شدند و در مكه همین مطلب را به عنوان شكایت از ایشان به عرض پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) رساندند.

پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) به سخن‌گوی خود دستور داد تا در میان مردم چنین اعلام كند: «زبان‌های خود را در مورد شكایت از علی(علیه‌السلام) كوتاه كنید، زیرا كه او در امور مربوط به خدا سخت‌گیر است و درباره دین، اهل سازش و مسامحه نیست». شكایت كنندگان، دم فرو بستند و به مقام بسیار والای امیرالمومنین(علیه‌السلام) در پیشگاه پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) پی بردند و فهمیدند كه هر كس درباره امیرالمومنین(علیه‌السلام) خرده بگیرد، مورد خشم پیامبر(صلی‌الله‎علیه‌وآله) است.[2]

در نتیجه: همان‌طور که می‌دانیم، پیامبرا(صلی‌الله‎علیه‌وآله) از روز اول که مبعوت به پیامبری شده بود، جانشینی امیرالمومنین(علیه‌السلام) را تبلیغ می‌کرد. به این ترتیب دو فضیلت دیگر به مجموعه فضائل آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام) اضافه گردید.

 

 

..............................................................................
پی‌نوشت
[1]. كامل ابن اثیر، ‌ج ۲، ص ۳۰۵؛ بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۶۳؛ «اِرّفَعُوا اَلْسِنَتِكُم عَنْ عَلی بْنِ اَبی طالِب، فَاِنَّه خَشِنٌ فِی ذاتِ الله عَزَّوَجَل غَیرَ مَداهِنٍ فِی دینِه؛».
[2]. بحارالانوار،  ج ۲۱، ص ۳۸۵؛ ترجمه ارشاد شیخ مفید، ج ۱، ص160.

نظرات

تصویر salamalam110
نویسنده salamalam110 در

با سلام خیلی عالی بود

خدا خیرتان بدهد

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.