مناظره امام رضا با بزرگان ادیان

09:06 - 1394/06/18

چکیده:سپس امام به راس الجالوت (بزرگ یهودیان) رو کرد و فرمود: آیا تو هم انجیل را مى‌خوانى؟ گفت آرى به جان خودم سوگند.
فرمود سِفْرِ سوم را بر گیر، اگر در آن ذکرى از محمد و اهل بیتش بود به نفع من شهادت ده و اگر نبود شهادت نده.
 

مناظرات

هنگامی‌که امام رضا(علیه‌السلام) وارد مرو شد در دستگاه حکومتی عالمان بزرگی از ادیان مختلف در این دستگاه حکومتی حضور داشتند. مامون کم و بیش از علم زیاد امام رضا(علیه‌السلام) اگاهی داشت، به منظور محک زدن امام، اقدام به برگزاری مناظراتی بین امام رضا(علیه السلام) و دانشمندان بزرگ جهان کرد. یکی از مهم‌ترین این مناظرات، مناظره بین جاثلیق(عالم بزرگ مسیحیان) می‌باشد که امام(علیه‌السلام) با تکیه بر علم متصل به علم الهی توانست که با استناد به کتب مقدس مسیحیان این عالم را محکوم کند.

شرح این داستان
هنگامى که على بن موسى الرضا(علیه‌السلام) وارد کاخ مامون شد، مامون به فضل بن سهل، وزیر مخصوصش، دستور داد که پیروان مکاتب مختلف را مانند جاثلیق (عالم بزرگ مسیحى) و راس الجالوت (پیشواى بزرگ یهودیان) و نسطاس رومى(عالم بزرگ نصرانى) هم‌چنین علماى دیگر علم کلام را دعوت کند تا سخنان آن حضرت را بشنوند.

فضل بن سهل نیز آن‌ها را دعوت کرد، هنگامى‌که جمع شدند، نزد مامون آمد و گفت: همه حاضرند. مامون گفت: همه آن‌ها داخل شوند، پس از ورود، به همه خوش آمد گفت، سپس افزود: من شما را براى کار خیرى دعوت کرده‌ام، و دوست دارم با پسر عمویم که اهل مدینه است و تازه این‌جا آمده است، مناظره کنید. فردا همه نزد من بیایید و احدى از شما غیبت نکند. همه گفتند: چشم، فردا صبح نزد شما خواهیم آمد.

«حسن بن سهل نوفلى» از یاران  مى‌گوید: «ما خدمت امام على بن موسى(علیهماالسلام) مشغول صحبت بودیم که ناگاه یاسر خادم که عهده‌دار کارهاى حضرت بود، وارد شد و گفت مامون به شما سلام مى‌رساند و مى‌گوید برادرت به قربانت باد! اصحاب مکاتب مختلف و ارباب ادیان و علماى علم کلام از تمام فرق و مذاهب این‌جا جمع هستند، اگر دوست دارید قبول زحمت فرموده فردا به مجلس ما بیایید و سخنان آن‌ها را بشنوید و اگر دوست ندارید اصرار نمى‌کنم، و نیز اگر مایل باشید ما به خدمت شما مى‌آییم و این براى ما آسان است.
حضرت در یک گفتار کوتاه و پر معنا فرمود: «سلام مرا به او برسان و بگو مى‌دانم چه مى‌خواهى؟ من ان شاء‌الله صبح نزد شما خواهم آمد».[1]
نوفلى مى‌گوید: وقتى یاسر خادم از مجلس امام بیرون رفت، امام(علیه‌السلام) نگاهى به من کرد و فرمود: تو اهل عراق هستى و مردم عراق ظریف و باهوشند، در این باره چه مى‌اندیشى؟ مامون چه نقشه‌اى در سر دارد که اهل شرک و علماى مذاهب را گرد آورده است؟
نوفلى مى‌گوید: عرض کردم او مى‌خواهد شما را امتحان کند و بداند پایه علمى شما تا چه حد است؟ ولى کار خود را بر پایه سستى بنا نهاده، به خدا سوگند طرح بدى ریخته و بناى بدى نهاده است.
امام(علیه‌السلام) فرمود: چه بنایى ساخته و چه نقشه‌اى دارد؟
نوفلى عرض کرد: علماى علم کلام اهل بدعتند اهل انکار و سفسطه‌اند، آن قدر سفسطه می‌کنند تا انسان دست از حرف خود بردارد، فدایت شوم از این‌ها برحذر باشید.
حضرت تبسمى فرمود و گفت: اى نوفلى، تو مى‌ترسى دلائل من‌را باطل کنند و راه را بر من ببندند؟
نوفلى گفت: نه به خدا سوگند من هرگز بر تو نمى‌ترسم، امیدوارم که خداوند تو را بر همه آنها پیروز کند.
حضرت فرمود: هنگامى که استدلالات من‌را در برابر اهل تورات به تورات‌شان بشنود، و در برابر اهل انجیل به انجیل‌شان، و در مقابل اهل زبور به زبورشان، و در مقابل صابئین به زبان عبری‌شان، و در برابر موبدان به زبان فارسی‌شان، و در برابر اهل روم به زبان رومى، و در برابر پیروان مکتب‌هاى مختلف به زبان خودشان، آرى هنگامى که دلیل هر گروهى را جدا گانه ابطال کردم به طورى که مذهب خود را رها کنند و قول من‌را بپذیرند، آن‌گاه مامون مى‌داند مقامى را که او در صدد آن است مستحق نیست «وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَةاِلا بِالله ِ الْعَلِىِّ الْعَظِیْمِ».

نوفلى مى‌گوید: هنگامى که صبح شد «فضل بن سهل» خدمت حضرت آمد و عرض کرد: فدایت شوم پسر عمویت (مامون) در انتظار شماست و جمعیت نزد او حاضر شده‌اند، نظرتان در این باره چیست؟
حضرت فرمود: تو جلوتر برو، من هم ان شاء الله خواهم آمد، هنگامى که امام حضرت وارد مجلس شد مامون برخاست، محمد بن جعفر و تمام بنى هاشم نیز برخاستند. امام(علیه‌السلام) همراه مامون نشست، مدتى مامون به گرمى مشغول سخن گفتن با حضرت  بود، سپس رو به جاثلیق کرد و گفت: اى جاثلیق! این پسر عموى من على‌بن موسى بن جعفر(علیهم‌السلام) است، من دوست دارم با او سخن بگویى و مناظره کنى، اما طریق عدالت را در بحث رها نکن.
جاثلیق گفت: اى امیرمومنان! من چگونه بحث و گفت‌وگو کنم که او به کتابى استدلال مى‌کند که من منکر آنم و به پیامبرى عقیده دارد که من به او ایمان نیاورده‌ام.

مناظره با جاثلیق (عالم بزرگ مسیحی)
در این‌جا امام(علیه‌السلام) شروع به سخن کرد و فرمود: اى نصرانی! اگر به انجیل خودت براى تو استدلال کنم اقرار خواهى کرد؟ جاثلیق گفت: آیا مى‌توانم گفتار انجیل را انکار کنم؟ آرى به خدا سوگند اقرار خواهم کرد هر چند بر ضرر من باشد.
حضرت: هر چه مى‌خواهى بپرس و جوابش را بشنو!
جاثلیق: درباره نبوت عیسى و کتابش چه مى‌گویى؟ آیا چیزى از این دو را انکار مى‌کنى؟
حضرت: من به نبوت عیسى و کتابش و به آن‌چه به امتش بشارت داده و حواریون به آن اقرار کرده‌اند، اعتراف مى‌کنم، و به نبوت آن عیسایى که اقرار به نبوت محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و کتابش نکرده و امتش را به آن بشارت نداده کافرم.
جاثلیق: آیا به قضاوت از دو شاهد عادل استفاده نمى‌کنى؟
حضرت: آرى
جاثلیق: پس دو شاهد از غیر اهل مذهب خود از کسانى که نصارى شهادت آنان را مردود نمى‌شمارند بر نبوت محمد(صلی‌الله علیه و آله) اقامه کن و از ما نیز بخواه که دو شاهد بر این معنا از غیر اهل مذهب خود بیاوریم.
امام (علیه‌السلام) هم اکنون انصاف را رعایت کردى اى نصرانى، آیا کسى را که عادل بود و نزد مسیح، عیسى بن مریم مقدم بود مى‌پذیرى؟
جاثلیق: این مرد عادل کیست، نامش را ببر
حضرت: درباره «یوحناى» دیلمى چه مى‌گویى؟
جاثلیق: به به ! محبوبترین فرد نزد مسیح را بیان کردى.
حضرت: تو را سوگند مى‌دهم آیا انجیل این سخن را بیان مى‌کند که یوحنا گفت: حضرت مسیح من‌را از دین محمد عربى باخبر ساخت و به من بشارت داد که بعد از او چنین پیامبرى خواهد آمد، من نیز به حواریون بشارت دادم و آن‌ها به او ایمان آوردند؟
جاثلیق گفت: آرى ! این سخن را یوحنا از مسیح نقل کرده و بشارت به نبوت مردى و نیز بشارت به اهل بیت و وصیش داده است، اما نگفته است این در چه زمانى واقع می‌شود و این گروه را براى ما نام نبرده تا آن‌ها را بشناسیم.
حضرت: اگر ما کسى را بیاوریم که انجیل را بخواند و آیاتى از آن را که نام محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اهل بیتش و امتش در آن‌هاست، تلاوت کند آیا ایمان به او مى‌آورى؟
جاثلیق: بسیار خوب است.
حضرت: به نسطاس رومى فرمود: آیا سِفْرِ سوم انجیل را از حفظ دارى؟
نسطاس گفت: بلى، از حفظ دارم
سپس امام به راس الجالوت (بزرگ یهودیان) رو کرد و فرمود: آیا تو هم انجیل را مى‌خوانى؟ گفت آرى به جان خودم سوگند.
فرمود سِفْرِ سوم را بر گیر، اگر در آن ذکرى از محمد و اهل بیتش بود به نفع من شهادت ده و اگر نبود شهادت نده.
سپس حضرت سِفْرِ سوم را قرائت کرد تا به نام پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسید، آن‌گاه متوقف شد و رو به جاثلیق کرد و فرمود: اى نصرانى ! تو را به حق مسیح و مادرش آیا قبول دارى که من از انجیل باخبرم؟
جاثلیق: آرى
سپس امام (علیه‌السلام) نام پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و اهل بیت و امتش را براى او تلاوت کرد، سپس افزود: اى نصرانى ! چه مى‌گویى، این سخن عیسى بن مریم است؟ اگر تکذیب کنى آن‌چه را که انجیل در این زمینه مى‌گوید، موسى و عیسى هر دو را تکذیب کرده‌اى و کافر شده‌اى.
جاثلیق: من آن‌چه را که وجود آن در انجیل براى من روشن شده است انکار نمى‌کنم و به آن اعتراف دارم.
حضرت: همه شاهد باشید او اقرار کرد، سپس فرمود: اى جاثلیق، هر سوالی مى‌خواهى بکن.
جاثلیق: از حواریان عیسى بن مریم خبر ده که آن‌ها چند نفر بودند و نیز خبر ده که علماى انجیل چند نفر بودند؟
حضرت: از شخص آگاهى سوال کردى، حواریون دوازده نفر بودند و اعلم و افضل آن‌ها لوقا بود. اما علماى بزرگ نصارى سه نفر بودند: یوحناى اکبر در سرزمین باخ، یوحناى دیگرى در قرقیسا و یوحناى دیلمى در رجاز، و نام پیامبر و اهل بیت و امتش نزد او بود، و او بود که به امت عیسى و بنى‌اسرائیل بشارت داد.
سپس فرمود: اى نصرانى به خدا سوگند ما ایمان به آن عیسى داریم که ایمان به محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) داشت، ولى تنها ایرادى که به پیامبر شما عیسى داریم این بود که او کم روزه مى‌گرفت و کم نماز مى‌خواند!
جاثلیق ناگهان متحیر شد و گفت: به خدا سوگند علم خود را باطل کردى، و پایه کار خویش را ضعیف نمودى، و من گمان مى‌کردم تو اعلم مسلمانان هستى!
حضرت: مگر چه شده؟
جاثلیق: به خاطر این‌که مى‌گویى عیسى ضعیف و کم روزه و کم نماز بود، در حالى عیسى حتى یک روز را افطار نکرد و هیچ شبى را (به طور کامل) نخوابید و صائم‌الدهر و قائم‌الیل بود.
حضرت: براى چه کسى روزه مى‌گرفت و نماز مى‌خواند؟
جاثلیق نتواتنست پاسخ گوید و ساکت شد (زیرا اگر اعتراف به عبودیت عیسى مى‌کرد با ادعاى الوهیت او سازگار نبود) (دقت کنید)
حضرت: اى نصرانى، سوال دیگرى از تو دارم.
جاثلیق، با تواضع، گفت: اگر بدانم پاسخ مى‌گویم.
حضرت: تو انکار مى‌کنى که عیسى مردگان را به اذن خداوند متعال زنده مى‌کرد؟
جاثلیق در بن بست قرار گرفت و به ناچار گفت: انکار مى‌کنم، چرا که آن کس که مردگان را زنده کند و کور مادرزاد و مبتلا به برص را شفا دهد او پروردگار است و مستحق الوهیّت!
حضرت: حضرت «یسع» نیز همین کار را مى‌کرد و او بر آب راه رفت و مردگان را زنده کرد و نابینا و مبتلا به برص را شفا داد، اما امتش قائل به الوهیت او نشدند و کسى او را عبادت نکرد، «حزقیل» پیامبر نیز همان کار مسیح را انجام داد و مردگان را زنده کرد.

مناظره امام رضا(علیه‌السلام) بزرگان ادیان دیگر
امام‌رضا(عليه‌السلام) بعد از آن‌که با جاثلیق(بزرگ عالمان مسیحی) مناظره کرد و او را محکوم کرد؛ به راس‌الجالوت(پیشوای بزرگ یهودیان) رو کرد و فرمود: اى راس‌الجالوت، آیا این‌ها را در تورات مى‌یابى که بخت‌النصر اسیران بنى‌اسرائیل را در آن زمان که حکومت با بیت‌المقدس مبارزه کرد به بابل آورد، خداوند حزقیل را به سوى آن‌ها فرستاد و او مردگان آن‌ها را زنده کرد؟ این واقعیت در تورات مضبوط است، هیچ کس جز منکران حق از آن را انکار نمى‌کنند.
راس‌الجالوت: ما این را شنیده‌ایم و مى‌دانیم.
حضرت: راست مى‌گویى، سپس افزود: اى یهودى این سِفْر از تورات را بگیر، آن‌گاه خود شروع به خواندن آیاتى از تورات کرد، مرد یهودى تکانى خورد و در شگفت فرو رفت.
سپس حضرت رو به نصرانى کرد و قسمتى از معجزات پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را درباره زنده شدن بعضى از مردگان به دست او و شفاى بعضى از بیماران غیر قابل علاج را به برکت او برشمرد و فرمود: با این همه ما هرگز او را پروردگار خود نمى‌دانیم، اگر به خاطر این گونه معجزات، عیسى را خداى خود بدانید باید حضرت «یسع» و «حزقیل» را نیز معبود خویش بدانید، زیرا آن‌ها نیز مردگان را زنده کردند؛ ابراهیم خلیل نیز پرندگانى را گرفت و سر برید و آن‌ها را بر کوه‌هاى اطراف قرار داد، سپس آن‌ها را فرا خواند و همه زنده شدند، موسى‌بن عمران نیز چنین کارى را در مورد هفتاد نفر که با او به کوه طور آمده بودند و بر اثر صاعقه مردند انجام داد، تو هرگز نمى‌توانى این حقایق را انکار کنى، زیرا تورات و انجیل و زبور و قرآن از آن سخن گفته‌اند، پس باید همه این‌ها را خداى خویش بدانیم.
جاثلیق پاسخى نداشت بدهد، تسلیم شد و گفت: سخن، سخن توست و معبودى جز خداوند یگانه نیست.
سپس امام(علیه‌السلام) در باب کتاب اشعیا از او و راس‌الجالوت سوال کرد. او گفت: من از آن به خوبى آگاهم. فرمود: این جمله را به خاطر دارید که اشعیا گفت: من کسى را دیدم که بر دراز گوشى سوار است و لباس‌هایى از نور بر تن کرده (اشاره به حضرت مسیح) و کسى را دیدم که بر شتر سوار است و نورش مثل نور ماه (اشاره به پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله)) گفتند: آرى اشعیا چنین سخنى را گفته است. امام (علیه‌السلام) افزود: اى نصرانى، این سخن مسیح را در انجیل به خاطر دارى که فرمود: من به سوى پروردگار شما و پروردگار خودم مى‌روم و «بارقلیطا» مى‌آید و درباره من شهادت به حق مى‌دهد (آن گونه که من درباره او شهادت داده‌ام) و همه چیز را براى شما تفسیر مى‌کند؟ [4]

جاثلیق: آن‌چه را از انجیل مى‌گویى ما به آن معترفیم.سپس امام (علیه‌السلام)سوالات دیگرى درباره انجیل و از میان رفتن نخستین انجیل و بعد نوشته شدن آن به وسیله چهار نفر: مرقس، لوقا، یوحنا و متّى که هر کدام نشستند و انجیلى را نوشتند (انجیل‌هایى که هم اکنون موجود و در دست مسیحیان است) سخن‌ گفت و تناقض‌هایى از کلام جاثلیق گرفت.
جاثلیق به کلى درمانده شده بود، به گونه‌اى که هیچ راه فراری نداشت. لذا هنگامى که امام رضا(علیه‌السلام) بار دیگر به او فرمود: اى جاثلیق، هر چه مى‌خواهى سوال کن، او از هر گونه سوالى خود دارى کرد و گفت: اکنون شخص دیگرى غیر از من سوال کند، قسم به حق مسیح که گمان نمى‌کردم در میان مسلمانان کسى مثل تو باشد.[5] و [6]
 

 

.................................................................................
پی‌نوشت:
[1]. - صدوق، عیون اخبارالرضا، ج 1 ص 155
[2].سویق شربت مخصوصى بوده که با آرد درست مى‌کردند.
[3]. فرزند امام صادق ـ علیه‌السلام ـ و عموى امام على بن موسى الرضا ـ علیه‌السلام
[4]. مقصود از «بارقلیطا» یا «فارقلیطا»، که حضرت مسیح از آمدن او خبر داده است، حضرت محمد(صلی‌الله علیه و آله) مى‌باشد و این پیشگویى در انجیل «یوحنّا» در ابواب 14و 15و 16 وارد شده است، و قرآن مجید نیز در آیه 6 از سوره صَف ّ، این معنا را از قول حضرت عیسى ـ علیه‌السلام ـ نقل کرده است (براى اطلاع بیشتر در این زمینه رجوع شود به کتاب «احمد موعود انجیل»، تالیف آیت الله جعفر سبحانى، انتشارات توحید، قم، 1361هـ. ش، ص 97ـ 133)
[5]. مجموعه آثار دومین کنگره جهانى حضرت رضا ـ علیه‌السلام ـ، 1366هـ.ش، ج 1 ص 432ـ 452 مقاله آیت الله ناصر مکارم شیرازى، با تلخیص
[6].مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، انتشارات امام صادق (علیه‌السلام)

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.