سه اشتباه بزرگ «مأمون» در مورد «امام رضا»

08:42 - 1394/06/04

چکیده: مأمون، علاوه بر تکرار اشتباه بزرگ دیگر خلفا یعنی «غصب خلافت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)»، که موجب زیان آخرتی آنان بود؛ اشتباهات دیگری هم داشت که در این دنیا هم خلاف خواسته‌هایش پیش آمد

امام رضا علیه‌السلام

حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا‌(علیه‌السلام) هشتمین امام و دهمین معصوم از دیدگاه شیعیان است که در 35 سالگی، به مقام امامت رسید. لقبش، «رضا» و کنیه‌اش، «ابوالحسن» و پدر گرامی ایشان امام کاظم(علیه‌السلام) و مادر بزرگوارش «طاهره» نام داشت.

امام رضا(علیه‌السلام) بیست سال، مقام امامت را بر عهده داشت که ده سال از این مدت، در زمان خلافت «هارون الرشید» و پنج سال آن، معاصر با خلافت «محمد امین» پنج سال آخر، هم‌زمان با خلافت «مأمون عباسی» بود که آن حضرت را در 55 سالگی به شهادت رسانید.

در زمان خلافت دو خلیفه‌ی اول،‌ یعنی هارون و امین، امام(علیه‌السلام) یک آزادی نِسبی داشت چون هارون، امام کاظم(علیه‌السلام) را به شهادت رسانده بود و می‌خواست وانمود کند که این شهادت، کار او نبوده، به همین سبب متعرض امام رضا(علیه‌السلام) نمی‌شد. در زمان  «امین» نیز تقریبا آزادی نسبی‌ای داشت؛ زیرا امین با برادرش «مأمون» در حال جنگ بود، لذا امام(علیه‌السلام) در زمان آن دو، یک آزادی نسبی داشت و توانست به فعالیت‌های فرهنگی و تربیت شاگرد بپردازد.[1]

سه اشتباه بزرگ «مأمون» در مورد امام رضا(علیه‌السلام)
وقتی نوبت به خلافت مأمون رسید با این‌‌که گفته شده که او از اشتباهات امین(برادرش) پند گرفت و برخی گفته‌اند در میان عباسیان، از او عالم‌تر نبود و آگاه‌ترین آن‌ها به فقه و کلام بود[2] اما علاوه بر تکرار اشتباه بزرگ دیگر خلفا یعنی «غصب خلافت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)» که موجب زیان آخرتی او بود؛ اشتباهات دیگری هم داشت که در این دنیا هم خلاف خواسته‌هایش پیش آمد و سه اشتباه بزرگ او از این قرار بود:

1. اجبار امام رضا بر قبول «ولایت‌عهدی» و آمدن به خراسان
مآمون با اجبار امام رضا(علیه‌السلام) بر قبول ولایت‌عهدی، می‌خواست احترام و محبت علویان را بین مردم، از بین ببرد[3] و کار‌های امام(علیه‌السلام) را بیشتر در کنترل داشته باشد و مسیر حرکت آن حضرت به خراسان را طوری قرار داده بود که از مناطق شیعه‌نشین، عبور نکند؛ ولی حضرت به شهرها و آبادی‌هایی که در بین راه می‌رسیدند، به مسائل مردم، پاسخ می‌دادند و خود را معرفی می‌کردند، احادیث زیادی از پدران گرامی خود نقل می‌کردند[4] و حدیث معروف «سلسلة الذهب» را در نیشابور ایراد فرمودند که در این حدیث، امام(علیه‌السلام) مقام امامت و حق خلافت خود را کاملا، روشن کردند و چنان‌‌که گفته شده، بیش از 20 هزار نفر، در آن روز، نویسنده‌ی این حدیث بودند و این روایت، در منابع زیادی از شیعه و اهل سنت، بیان شده است.[5]

2. برگزار کردن جلسات مناظره توسط مأمون
مأمون، چندین جلسه مناظره بین امام رضا(علیه‌السلام) و دانشمندان دین‌ها و مذاهب دیگر برگزار کرد و یکی از اهدافی که برای این جلسات، شمرده‌اند، پایین آوردن مقام امام(علیه‌السلام)، نزد ایرانیان بود[6] ولی همه‌ی آن دانشمندان، در برابر پاسخ‌های آن حضرت تسلیم می‌شدند و اقرار به برتری ایشان کردند[7] و مأمون به مقصود خود نرسید.

یکی از اصحاب امام رضا(علیه‌السلام) به نام «نوفلی» وقتی حضرت را از رفتن به یکی از مجالس مناظره‌ای که مأمون آماده کرده بود نهی کرد، حضرت فرمود: «ای نوفلی! دوست داری بدانی کی مأمون پشیمان می‌شود؟ عرض کردم: آری. فرمود: وقتی حجت آوردن مرا بشنود که بر اهل تورات به تورات‌شان و بر اهل انجیل به انجیل‌شان و بر اهل زبور به زبورشان و بر صابئین به زبان عبری ایشان و بر صاحبان آتش‌کده به لغت فارسی ایشان و بر اهل روم به زبان رومی ایشان و بر اصحاب مقالات، به لغت‌های ایشان،(دلیل و حجت می‌آورم)».[8]

3. به شهادت رساندن امام رضا(علیه‌السلام)
یکی دیگر از اشتباهات بزرگ مأمون، به شهادت رساندن آن امام همام بود. شهادت امام(علیه‌السلام) و ترس از ضربه‌ی علویان و پیروان آن حضرت، مأمون را به شدت، وحشت‌زده کرده بود[9] و مرگ سختی را نیز برای او رقم زد.[10]

 

------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[۱]. سیره پیشوایان، ص467 تا 472
[2]. همان،‌ص474
[3]. بحار الانوار(ناشر:‌ اسلامیه)، ج49، 290
[4]. http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9444&t=qa
[5]. http://news.aqr.ir/Portal/home/?news/53703/14854/30310/%D8%A8
[6]. سیره پیشوایان، ص511
[7]. http://www.andisheqom.com/public/application/index/viewData?c=9443&t=qa
[8]. یَا نَوْفَلِیُّ أَ تَخَافُ أَنْ یَقْطَعُوا عَلَیَّ حُجَّتِی قُلْتُ لَا وَ اللَّهِ مَا خِفْتُ عَلَیْكَ قَطُّ وَ إِنِّی لَأَرْجُو أَنْ یُظْفِرَكَ اللَّهُ بِهِمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَقَالَ لِی یَا نَوْفَلِیُّ أَ تُحِبُّ أَنْ تَعْلَمَ مَتَى یَنْدَمُ الْمَأْمُونُ قُلْتُ نَعَمْ قَالَ إِذَا سَمِعَ احْتِجَاجِی عَلَى أَهْلِ التَّوْرَاةِ بِتَوْرَاتِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ الْإِنْجِیلِ بِإِنْجِیلِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ الزَّبُورِ بِزَبُورِهِمْ وَ عَلَى الصَّابِئِینَ بِعِبْرَانِیَّتِهِمْ وَ عَلَى الْهَرَابِذَةِ بِفَارِسِیَّتِهِمْ وَ عَلَى أَهْلِ الرُّومِ بِرُومِیَّتِهِمْ وَ عَلَى أَصْحَابِ الْمَقَالاتِ بِلُغَاتِهِمْ فَإِذَا قَطَعْتُ كُلَّ صِنْفٍ وَ دَحَضَتْ حُجَّتُهُ وَ تَرَكَ مَقَالَتَهُ وَ رَجَعَ إِلَى قَوْلِی عَلِمَ الْمَأْمُونُ أَنَّ الْمَوْضِعَ الَّذِی هُوَ بِسَبِیلِهِ لَیْسَ هُوَ بِمُسْتَحَقٍّ لَهُ فَعِنْدَ ذَلِكَ تَكُونُ النَّدَامَةُ مِنْهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ؛«التوحید للصدوق(ناشر: جامعه مدرسین)، ص419»
[9]. http://zitova.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=68&fkeyid=&siteid=68&pageid=7...
[10]. http://qudsonline.ir/detail/News/96605

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.