آیا دولت در مورد «حجاب» وظیفه‌ای دارد؟

16:01 - 1394/06/13

چکیده: شاید تاکنون با افرادی برخورد کرده باشید که زمانی از حجابشان انتقاد می‌شود پاسخ می‌دهند که حجاب شخصی است و من دلم می‌خواهد این‌گونه حجاب داشته باشم و یا حتی بی‌حجاب باشم.

حجاب

شاید تاکنون با افرادی برخورد کرده باشید که زمانی از حجابشان انتقاد می‌شود پاسخ می‌دهند که حجاب شخصی است و من دلم می‌خواهد این‌گونه حجاب داشته باشم و یا حتی بی‌حجاب باشم. به همین خاطر برخوردهای قانونی و فردی را با بی‌حجاب کاری اشتباه می‌دانند. ما در این نوشته درصدد هستیم به بررسی چنین فکر و اندیشه‌ای بپردازیم و به‌ عبارت‌ دیگر این‌که حجابی که در اسلام بر روی آن تأکید شده است، مربوط به حوزه شخصی فرد است یا این‌که بُعد اجتماعی انسان را نیز در بر دارد؟ و آیا نظام حکومت اسلامی در قبال این مسئله مسئولیت دارد یا خیر؟ و آیا می‌تواند در مورد این مسئله قوانین وضع کند یا خیر؟

برای پرداختن به این سؤال باید به ذکر مقدماتی در این مورد بپردازیم. از جمله این‌که آیا اسلام حکم خاصی در مورد حجاب دارد یا خیر؟ قبل از پاسخ به این سوال باید گفت که حجاب یکی از ضرویات دین مبین اسلام بوده و آیات متعددی از قرآن کریم در مورد آن نازل شده است. که ما فقط به یک آیه اشاره می‌کنیم:«وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدينَ زينَتَهُنَّ.... [نور/31] و به زنان با ايمان بگو چشم‌هاى خود را(از نگاه هوس‏‌آلود) فروگيرند و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را -جز آن مقدار كه نمايان است- آشكار نکنند و (اطراف) روسرى‏‌هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند».

از این آیه فهمیده می‌شود که حجاب مربوب به حوزه اجتماع و مکانی است که نامحرم حضور دارد و الا نسبت به محارم خویش و افرادی که تقاضای جنسی در وجود آن‌ها شکل نگرفته است حجاب بی‌معناست.

با توجه به مطالبی که بیان گردید این سؤال مطرح می‌گردد که آیا این حجاب که مربوط به حوزه اجتماعی فرد است، جزء مباحث «حقوق مدنی» است که مشمول قوانین الزام‌آور اجتماعی گردد، یا این‌گونه نیست.[1] پاسخ این سؤال نیز آشکار است و آن اینکه قطعاً این مسئله در زمره حقوق مدنی است و ساده‌ترین شاهد آن‌هم این است که تمامی جوامع در قبال این مسئله، قانون دارند، آن‌چنان‌که تصویب قوانین علیه حجاب در کشورهای اروپایی، شاهد مهمی است که حتی جوامع سکولار هم مسئله حدود پوشش را جزء مباحث حقوق مدنی و قابل قانون‌گذاری می‌دانند.

و از جهت دیگر وظیفه نظام اسلامی است که قوانین خود را بر طبق اسلام اجرا نماید آن‌چنان‌که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بدان تصریح‌شده است: «اصل چهارم: کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر این‌ها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. این اصل بر اطلاق یا عموم همه اصول قانون اساسی و قوانین و مقررات دیگر حاکم است و تشخیص این امربر عهده فقهای شورای نگهبان است.»

 حال با توجه به نکاتی که بیان گردید به‌خوبی آشکار می‌گردد که قانون حجاب و عفافی که شورای انقلاب فرهنگی در سال 84 به تصویب رسانده است بر اساس مطالبی آشکار و صحیح است و کسانی که به مخالف با این قانون بر خواسته‌اند، به این نکات توجه نداشته‌اند.

تمام مطالبی که در اینجا بیان گردید با توجه به حوزه اجتماعی و وظیفه حکومت اسلامی بود که با وضع قوانین و کمک‌های فرهنگی خویش می‌تواند جامعه را به سمت حجاب سوق دهد. حال‌آنکه وظیفه شخصی و فردی افراد جامعه در قبال حجاب باید درجایی دیگر به‌خوبی مورد واکاوی قرار گیرد تا حدود و شیوه‌های آن به‌خوبی تبیین گردد.
--------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. افرادی یک جامعه‌ای نسبت به قوانینی که در آن جامعه وجود دارد باید متابعت داشته باشند. حال این مشروعیت قانون از کجا آورده می‌شود، باید درجایی دیگر باید موردبحث و بررسی قرار گیرد.  که برای مطالعه بیشتر رجوع شود به کتاب نظریه سیاسی اسلام نوشته آیت‌الله مصباح یزدی جلد یک 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.