روش برخورد با نوجوانان پرخاشگر چگونه است؟

12:41 - 1394/06/01

چکیده: پرخاشگري رفتاري آموخته شده است. اگر فرد به هدفش نرسد و ناكام شود. يكي از رفتارهاي او رفتار پرخاشگرانه خواهد بود كه از آن طريق نياز دروني خود را بر آورده مي سازد. اگر كسي از طريق رفتارهاي پرخاشگرانه به خواسته هايش برسد، به تدريج مي آموزد كه در آينده به وفور از اين گونه رفتارها استفاده كند. در رابطه با علل محيطي پرخاشگري، خانواده و ...

روش برخورد با نوجوانان پرخاشگر چگونه است ؟نظر اسلام در اين رابطه چيست؟

پاسخ:

قبل از اين كه نظر اسلام را در مورد چگونگي مهار پرخاشگري بررسي كنيم، به تعريف و علل پرخاشگري از ديدگاه روانشناسان مي پردازيم. پرخاشگري عبارت است از «رفتاري كه به قصد آسيب رساندن به كسي يا چيزي انجام مي شود».(1)
«آسيب» شامل آزارهاي رواني نظير تحقير، توهين و فحّاشي نيز مي شود. مؤلفه قصد، در مفهوم پرخاشگري اهميت بسياري دارد و بدون آن نمي توان به رفتاري بر چسب پرخاشگري زد. بنابراين اگر در بازي فوتبال بازيكني ناخودآگاه به بازيكن ديگري صدمه بزند، آن را پرخاشگري نمي دانيم، ولي اگر با داور به درشتي سخن بگويد، پرخاشگري است. هم چنين اگر به قصد آسيب رساندن به كسي كاري را ترك كند، مثلا ببيند كسي دارد به طرف پرتگاه مي رود ولي به او هشدار ندهد، باز بر آن، پرخاشگري صدق مي كند.(2)
علل پرخاشگريشناخت علل پرخاشگري مي تواند، براي درمان، كمك شاياني باشد. لذا به برخي از آن علل اشاره مي كنيم.
1. علل غريزي. فرويد پرخاشگري را حالتي غريزي و ذاتي مي داند و اعتقاد دارد كه كودك از بدو تولد كم و بيش براي بروز رفتارهاي پرخاشگرانه آمادگي دارد. به نظر او حالت پرخاشگري در تمام انسان ها از تولد تا مرگ وجود دارد و اين خصوصيت بين انسان و حيوان مشترك است. به عقيده او نيروي حاصله از غريزه مرگ، پس از انباشته شدن در درون انسان، به دو صورت تخليه مي شود. يكي به صورت بيروني كه به بروز رفتارهاي پرخاشگرانه مي انجامد و ديگري به صورت دروني كه به اعمال خود ـ تخريبي و احساس گناه شديد در فرد منتهي مي شود.(3)
2. علل زيستي. پرخاشگري ممكن است ناشي از اختلالات و بيماري هاي جسمي باشد به عنوان مثال، اگر فردي اختلال شنوايي و يا بينايي داشته باشد، ممكن است به رفتارهاي پرخاشگرانه متوسل شود، معلمان و مربيان بايد به اين مورد كه بين دانش آموزان مدارس شايع است، توجه خاصي مبذول دارند. هم چنين اشكال در عملكرد سيستم مركزي اعصاب، وجود ضايعات مغزي، اختلال در ترشح غدد و تحريك هيپوتالاموس موجب بروز رفتارهاي پرخاشگرانه مي گردد.(4)
3. علل محيطي. از ديدگاه برخي روان‌شناسان، پرخاشگري رفتاري آموخته شده است. اگر فرد به هدفش نرسد و ناكام شود. يكي از رفتارهاي او رفتار پرخاشگرانه خواهد بود كه از آن طريق نياز دروني خود را بر آورده مي سازد. اگر كسي از طريق رفتارهاي پرخاشگرانه به خواسته هايش برسد، به تدريج مي آموزد كه در آينده به وفور از اين گونه رفتارها استفاده كند. در رابطه با علل محيطي پرخاشگري، خانواده و مدرسه و جامعه نقش بسيار مهمي دارند. بي توجهي و يا توجه افراطي اعضاي خانواده به كودك، تنبيهات شديد كودك، تبعيضها و بي عدالتي هاي بين فرزندان و دانش آموزان تشويق هاي بيجا، حسادت و احساس نا امني كودك، واگذاري كارهاي فراوان و خارج از توان به كودك، نزاع ها و كشمكش هاي خانوادگي، بي ارزش شمردن كودك، دخالت هاي بيش از حد و بيهوده بزرگتران در كارهاي كودكان، ممانعت از فعاليت هاي كودك و عدم استفاده صحيح از اوقات فراغت، رفتارهاي متناقض والدين در تربيت كودك، غيبت هاي طولاني والدين و فقر اقتصادي خانواده مي توانند به بروز رفتارهاي پرخاشگرانه بينجامند.
در تمام موارد فوق، كودك ممكن است ناراحتي ها و نگراني هاي خود را به صورت پرخاشگري بروز دهد. از اين رو والدين بايد با شيوه هاي صحيح تربيت كودك در هر سن آشنا شوند تا به موقع بتوانند از يادگيري، رفتارهاي پرخاشگرانه در كودك جلوگيري به عمل آورند.(5)
كودكان هم چنين با مشاهده رفتارهاي پرخاشگرانه و تهديد آميز معلمان و دوستان در مدرسه، ملاحظه صحنه هاي درگيري خشن و كشت و كشتار، و شنيدن ضرب المثل ها و داستان هاي خشونت آميز، رفتار پرخاشگرانه را مي آموزند.
لازم است كه اشاره شود، كه تا حدودي پرخاشگري نوجوانان (چه دختر و چه پسر) در اين سنين طبيعي مي باشد، زيرا همان گونه كه اريكسون روان شناس معروف مي گويد: نوجوان همانند بند بازي مي باشد كه يك بند را رها كرده و در هوا معلق است تا بتواند بند ديگر را بگيرد. زيرا در اين سن نوجوان كودكي را رها كرده، امّا هنوز به بزرگسالي نرسيده است، بنابراين هنوز هويت او به طور كامل شكل نگرفته، لذا يك اضطرار پنهاني در او وجود دارد كه اين خود منجر به پرخاشگري مي شود. هم چنان كه در روايت شريفي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايند: «الشباب شعبة من الجنون». جواني شاخه اي از ديوانگي است.(6)

رويكرد دينيبه طور كلي مي توان روش هاي تربيتي را كه در سيره تربيتي معصومين ـ عليهم السلام ـ ذكر شده است را به دو گروه عملا تقسيم نمود:

الف) روش هاي ايجابي (پرورش عادت هاي مطلوب)در اين گونه روش ها به گونه اي رفتار مي شود كه، يك رفتار دلخواه و مورد پسند در افراد شكل بگيرد و به مرور زمان در او نهادينه شود، از جمله اين روش ها.
1. تقويت شناخت و بصيرت اخلاقي: انسان موجودي متفكر و آگاه است، به همين سبب، آگاهي و شناخت نقش مهمي در شكل دادن به گرايش ها و رفتارها دارد. لذا لازم است كه شناخت دهي لازم را در مورد رفتارهاي اخلاقي به افراد و خصوصا نوجوانان بيان نمود. و در ضمن عواقب و پيامدهاي رفتارهاي ضد اخلاقي نيز بيان شود، تا فرد با مقايسه اينها، به رفتار مطلوب روي آورد.
2. فراگيري قرآن: قرآن به عنوان كتاب آسماني نقش بسيار مؤثري در شكل گيري رفتارهاي مثبت و اصلاح رفتارهاي منفي آنان دارد. در روايت شريفي از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده: «هر كه قرآن را در جواني اش فراگيرد با گوشت و خونش عجين مي شود.»(7)
يكي از روش هاي بسيار مهم كه در روايات معصومين ـ عليهم السلام ـ نيز بسيار تأكيد شده است، تشويق و ترغيب افراد، زماني كه عملي شايسته را انجام مي دهند، همچنان كه خداوند متعال همه بندگان را تشويق به اعمال خوب مي كند و پاداش آن را بهشت قرار مي دهد.
3. تحريك انگيزه ايماني. برنامه‌ريزي برنامه‌هايي كه لذت معنوي نوجوانان را افزايش مي‌دهد.
4. ارائه الگوي مناسب: همه افراد خصوصا نوجوانان از افراد مهم در زندگيشان الگو برداري مي كنند و رفتارهاي آنان را تقليد مي كنند، بنابراين لازم است كه براي نوجوان هم الگوي عيني درست، معرفي شود و هم با استفاده از داستان ها و... الگوهاي گذشته معرفي گردند.
5. ارتباط با دوستان شايسته:دوست و هم نشين نوجوان، نقش اساسي در رشد و شكوفايي او دارد. در روايت شريفي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند: آدمي بر آيين دوست صميمي خويش است، پس هر يك از شما بنگرد با چه كسي دوستي صميمانه دارد.(8)
ب) روش هاي سلبيمنظور از روش هاي سلبي، روش هايي است كه به عنوان پيشگيري و يا اصلاح رفتارها و يا ويژگي هاي منفي و ناپسند به كار برده مي شوند:
از جمله اين روش ها:
1. تغافل (چشم پوشي): يكي از روش هاي بسيار مهم تربيتي ائمه در اصلاح رفتارهاي نامطلوب، تغافل مي باشد. در اين روش با چشم پوشي از رفتار نامطلوب، باعث مي شود كه قبح اين عمل در ديد عامل شكسته نشود، زيرا در صورتي كه قبح آن شكسته شد، در مرتبه بعد خيلي راحت تر، آن را انجام خواهد داد و هم چنين باعث مي شود كه اقتداري مربي حفظ شود. امام صادق ـ عليه السلام ـ در اين رابطه مي فرمايند: «قدر و منزلت خويش را با تغافل گرامي بداريد.»(9)
2. تنبيه و تشويق: تنبيه به گونه هاي مختلفي مي تواند صورت گيرد: با تذكر مستقيم، تغيير در چهره يا روي گرداندن، محروم سازي و يا در نهايت اگر چاره‌اي نبود تنبيه بدني. كه البته هر چه انسان از تنبيه هاي بدني استفاده نكند، مؤثرتر خواهد بود و رفتار نادرست، زودتر اصلاح مي شود. زيرا تنبيهات بدني، منجر به لجاجت و جبهه گيري فرد خاطي مي شود. هم چنان كه در روايتي از امام علي ـ عليه السلام ـ داريم: «تأثير سرزنش گاهي از زدن بيشتر است».(10) با تشويق و تقويت رفتارهاي مثبت مي‌توان رفتارهاي منفي را كاهش داد.
3. كنايه: زبان كنايه بسيار گويا تر از تصريح مي باشد. البته بايد سطح هوشي و عقلي مخاطب در نظر گرفته شود. امام علي ـ عليه السلام ـ در اين رابطه مي فرمايند: لغزش شخص عاقل را با كنايه تذكر دادن براي وي از ملامت صريح دردناك تر است.(11)
نكته مهم: خواهر گرامي توجه داشته باشيد كه همان گونه كه امام صادق ـ عليه السلام ـ در روايت شريفي مي فرمايند: «كونوا دعاة الناس بغير السنتكم. مردم را به غير زبانتان (با اعمال و رفتارهايتان) دعوت كنيد».(12)
براي هدايت افراد و خصوصا نوجوانان به رفتارهاي اخلاقي و منع و اصلاح آنان از رفتارهاي غير اخلاقي، بايد از امر و نهي هاي كلامي كمتر استفاده نمود، و در عوض با رفتار و اعمال مناسب خودمان الگوي مناسبي براي آنها شويم.

پاورقی:

1. جمعي از مؤلفان، روان شناسي اجتماعي با نگرش به منابع اسلامي، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه چاپ اول، 1382ش.
2. همان، ص297 و 998.
3. شفيع آبادي، عبدالله، مشکلات رفتاري دانش آموزان، آيا پرخاشگري دانش آموزان قابل حل است؟ مجله رشد معلم، دي 1369ش، شماره 7، ص42.
4. همان.
5. شفيع آبادي، عبدالله، فنون تربيت کودک، تهران، انتشارات چهره، چاپ چهارم، 1368ش.
6. شیخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص377، ح5774.
7. کنزالعمال، ج1، ص532، ح2381.
8. طوسي، الامالي، ص518، ح1135.
9. النوري الطبرسي، ميرزا حسين، مستدرک الوسائل و مستبط المسائل، بيروت، موسسه آل البيت لاحياء التراث العربي، 1408ق، ج9، ص159، ح22.
10. آمدي، عبدالواحد بن محمد، غررالحکم و دررالکلم، ح1429.
11. همان، ح4497.
12. کليني، محمد بن يعقوب، اصول کافي، ج2، ص78.
منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.