مناظره بسیار زیباي امام صادق با ابوشاکر دیصانی

08:42 - 1394/05/19

چکیده: در عصر امام صادق(علیه‌السلام) فرقه‌ها و مکاتب فراوانی ظهور یافتند که یکی از این مکاتب، مکتب مادی گرائی است. ابو شاکر دیصانی یکی از اشخاص این مکتب بود که مناظره‌‌ی زیبایی بین او و امام صورت پذیرفت.

امام صادق(عليه‌السلام)

امام جعفر صادق(علیه‌السلام) ششمین امام  شیعیان جهان است که در سال 83 هجری چشم به جهان گشود و به اتفاق مورخان در ماه شوال سال  148 هجری در دوران حکومت منصور دوانیقی چشم از جهان فروبست و به دست این پادشاه ستمگر به شهادت رسید و جهانی را در غم بی‌پایان خود فرو برد.[1] مادر آن حضرت زنی بزرگوار به نام «ام فروه» دختر قاسم بن محمدبن ابی‌بکر می‌باشد.
در عصر امام جعفر صادق(علیه‌السلام) فرقه‌ها و مکاتب فراوانی در جهان اسلام ظهور یافتند که یکی از این مکاتب، مکتب مادی و مادی گرائی بوده است. یکی از اشخاص این مکتب شخصی بوده است به نام ابو شاکر دیصانی؛ این شخص از مخالفان امام صادق(علیه‌السلام) بود که روزی به حضور امام(علیه‌السلام) رسیده و بین امام(علیه‌السلام) و ایشان مناظره بسیار زیبائی اتفاق افتاد.

روزي بعد از اينكه امام صادق(علیه‌السلام) از خواندن نماز فارغ گرديد، ابوشاكر به حضور آن حضرت رسيد و گفت: آيا اجازه می‌دهي آنچه را می‌خواهم بگويم؟ امام صادق(علیه‌السلام) جواب داد بگو.
ابوشاكر گفت: آنچه تو درباره خدا می‌گويی غير از افسانه نيست و تو با افسانه سرايی می‌خواهی‌ مردم را وادار به قبول چيزی بكنی كه وجود ندارد و به اين دليل خدا وجود ندارد كه ما نمی‌توانيم با هيچ‌يك از حواس پنج‌گانه او را درك كنيم. ممكن است بگویی با عقل بوجود خدا پی می‌بری ولي من می‌گويم عقل هم بدون حس ظاهری قادر بفهم چيزی نيست. ای مردی كه دعوی دانشمندی می‌كنی و می‌گويی جانشين پيغمبر مسلمين هستی من بتو می‌گويم كه در بين افسانه‌هايی كه مردم نقل می‌كنند هيچ افسانه‌ای بی‌پايه‌تر از موجود بودن يك خدای ناديده نيست. اما من فريب تو را نمی‌خورم و افسانه‌ات را درباره خدایی كه ديده نمی‌شود نمی‌پذيرم. من خدايي را می‌پرستم كه بتوانم با دو چشم او را ببينم 
و.. در تمام مدتی كه ابوشاكر مشغول صحبت بود امام حتی يك‌بار تكلم نكرد و وقتی گفته‌ی ابوشاكر به اتمام رسيد باز امام جعفرصادق(علیه‌السلام) چند لحظه لب به سخن نگشود و منتظر بود كه ابو شاكر حرف بزند.
سپس جواب داد:.... تو گفتی كه من افسانه سرایی می‌كنم و مردم را به پرستش خدايی دعوت می‌نمايم كه ديده نمی‌شود. ای ابوشاكر تو كه منكر خدای ناديده هستی، می‌توانی درون خود را ببينی؟
ابوشاكر گفت: نه
امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: هرگاه می‌توانستی درون خود را ببينی نمی‌گفتی كه چون خدا را نمی‌توان ديد پس افسانه‌ای بيش نيست.
ابوشاكر گفت: ديدن درون چه ربطي به پرستش خدايی كه موجود نيست دارد.
امام فرمود: «تو می‌گويی چيزی كه ديده نمی‌شود و نمی‌توان صدايش را شنيد و آن‌را لمس كرد وجود ندارد».
ابوشاكر گفت:بله
امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: آيا صداي حركت خون را در بدن خود می‌شنوی؟
ابوشاكر گفت: مگر خون در بدن حركت دارد؟!
امام فرمود: ای ابوشاكر! خون هر چند دقيقه يك مرتبه در تمام بدن تو حركت می‌نمايد و اگر حركت آن چند دقيقه در بدن تو متوقف شود تو خواهی مرد. آيا تا امروز گردش خون را در بدن خود ديده بودی؟
ابوشاكر گفت: نه و من نمی‌توانم قبول كنم كه خون در بدن من حركت می‌كند.
امام فرمود: آنچه مانع از اين می‌شود كه قبول كنی خون در عروق تو حركت می‌كند جهل است و همين جهل مانع از آن می‌گردد كه تو خدای واحد و ناديده را بشناسی.
آيا تو از مخلوقاتی كه خداوند آفريده و آنها را در بدن تو گمارده و تو بر اثر كار آنها زنده‌ای اطلاع داری؟
ابوشاكر گفت: نه
امام فرمود: تو فقط متكی به مشاهدات خود هستی و می‌گویی آنچه را نمی‌بینم وجود ندارد. آنها در كالبد تو بوجود می‌آيند رشد می‌كنند و دارای اولاد می‌شوند و بعد از مدتی از كار می‌افتند.... ولی تو نه صدايشان را می‌شنوی و نه لمس می‌كنی.
ای ابو شاكر بدان كه شماره موجودات جاندار كه اينك در كالبد تو زندگی می‌كنند و می‌ميرند نه فقط از شماره‌ی تمامی ادميان كه در اين جهان زندگی می‌كنند بيشتر است بلكه از شماره‌ی ريگه‌های بيابان بيشتر است.
چراکه گفته‌اند: كسی كه خود را بشناسد خدای خود را می‌شناسد
ای ابوشاكر! آيا اين سنگ را می‌بينی كه در پای ديوار كار گذاشته‌اند.
تو اين سنگ را بی‌حركت می‌بيني چون چشم تو حركت آنرا نمی‌بيند و هر كس بتو بگويد در سنگ حركاتی وجود دارد كه حركات ما كه در اينجا جمع هستيم [در برابرش] چون سكون است تو نمیپذيری و می‌گويی افسانه سرايی می‌كند. غافل از اينكه چون تو نادان می‌باشي نمی‌توانی به حركت درون اين سنگ پی ببری و شايد روزی برسد كه بر اثر توسعه دانايی مردم بتوانند حركت درون سنگ را ببينند.[2]

ای ابوشاكر! با اينكه هوا وسيله حيات تو و ساير افراد بشر است تو آن‌را نمی‌بينی و فقط وقتی كه باد می‌وزد آن‌را حس می‌كنی. آيا می‌توانی منكر وجود هوا بشوی.... ای ابوشاكر! انكار خالق كردن از جهل است نه عقل.
من خدای خود را نساخته‌ام و او را از انديشه‌های خود بيرون نياورده‌ام. اما خدای تو بقول تو ساخته‌ی دست‌های تو می‌باشد. آنچه من كردم و می‌كنم اين است كه با انديشه خود خدا را بهتر بشناسم و زيادتر بعظمت او پی ببرم.

وقتی که ابوشاکر دلائل عقلی و منطقی امام را شنید دیگر حرفی برای گفتن نداشت و به کلی سکوت کرد.[3]

اما نکته اصلی این جاست که چگونه امام(علیه‌السلام) در چندین قرن پیش از موجودات ریز در بدن و حرکت درون سنگ پیشگوئی کرده است که بعد از قرن‌ها در عصر حاضر با دستگاه‌های بسیار پیش رفته توانسته‌اند حرف امام را به اثبات برسانند. این چیزی نیست به غیر از اتصال امام(علیه‌السلام) به علم بی‌پایان الهی که شیعه به آن اعتقاد دارد.

 

_____________________________
پی نوشت:
[1]. كشف الغمه، علی بن عيسی اربلی، تحقيق: سيد هاشم رسولی، تبريز،  ج 2 ص 161؛ اثبات الوصية، شيخ حرعاملي، قم، 1401ق، ص 178
[2]. مجله علم، چاپ امريكا در تاريخ جون 1973 نوشت: توانسته‌اند با عكسبرداری بوسيله ليزر برای اولين بار حركت مولكولها را بطور واضح ببينند و مدت فلاش دوربين عكاس كه بوسيله لیزر عكس مي‌گيرد يك تريليونيم ثانيه است و برای اينكه بدانيم يك تريليونيم ثانيه در مقابل يك ثانيه چقدر كوتاه است می‌گوييم كه متناسب است با يك شبانه روز از عمر ما در قبال ده ميليارد سال...
[3]. مغز متفكر جهان شيعه، ص378.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.