آیت الله محمد تقی بافقی و مقابله با بی حجابی

12:53 - 1394/05/17

چکیده: مرحوم بافقی پس از شنیدن خبر کشتار مردم در مسجد گوهرشاد، از فرط ناراحتی سکته کرد و مدتی بستری شد. وی پس‌ازاین که اندکی بهبودی یافت، باوجوداین که از سوی دولت ممنوع‌الخروج بود، تاب نیاورد و به مشهد رفت تا تسلایی بر دل داغ‌دیده مردم آن دیار باشد

آيت الله بافقي

رهروان ولایت - آیت الله محمد تقی بافقی فرزند بازرگانی به نام حاج محمدباقر بود، در 1292ق در شهر کوچک بافق به دنیا آمد. تحصیلات دینی خود را در چهارده سالگی در یزد آغاز کرد. چهارده سال بعد عازم نجف شد و تحصیلات خود را در فقه و اصول و حدیث نزد استادانی بزرگ این علوم ادامه داد. ایشان پس از هفده سال اقامت در نجف، به کربلا رفت و نزد حاج سید احمد موسوی کربلایی به تحصیل و تهذیب اخلاق پرداخت. سپس در 1336ق یا 1337ق به ایران بازگشت و در قم، در محله باغ پنبه سکنی گزید و در کنار علمای دیگر به احیای حوزه علمیه و اجرای خدمات دینی همت گماشت.[1]

در 1301 ش، با آمدن آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری به قم، این تلاش‌ها به نتیجه رسید. عده‌ای از علمای بزرگ شهر ازجمله بافقی، وی را ترغیب کردند که در قم بماند و خود را وقف احیای حوزه علمیه کند. بافقی یکی از دستیاران عمده آیت‌الله حائری شد، و خصوصاً مسئولیت تهیه لباس و رسیدگی به امور طلاب را، که شمارشان روزبه‌روز بیشتر می‌شد، بر عهده گرفت و نیز در غیاب آیت‌الله حائری، به‌جای او اقامه جماعت می‌کرد. علاوه بر این، بر ساختن سه مسجد جدید نظارت داشت و گاه خود در کنار ساختمان مشارکت می‌کرد.[2]

ایستادگی در مقابل بی‌حجابی
در روز سه‌شنبه، آخرین روز سال 1306، همسر رضاخان و گروهی از زنان دربار، برای حضور در مراسم نوروزی، وارد حرم حضرت معصومه (س) شدند و در غرفه بالای ایوان آیینه بی‌چادر نشستند. وقتی که مردم و واعظی به نام سیدناظم، بافقی را از این ماجرا آگاه کردند، پیغامی برای زنان فرستاد و به حضور آنان در حرم، بدان وضع اعتراض کرد و چون مؤثر واقع نشد، آیت الله محمد تقی بافقی شخصاً آنجا آمد و از ایشان خواست تا حرم را ترک کنند.[3]
خانواده شاه فوراً به خانه تولیت رفتند و این واقعه را به تهران خبر دادند. رضاخان بی‌درنگ، همراه با وزیر دربار و یک فوج زرهی، از تهران روانه قم شد، نظامیان را در منظریه قم مستقر کرد و خود، همراه عده‌ای از گارد، وارد شهر شد. حرم را محاصره کردند و رضاخان با چکمه وارد حرم گردید و افراد گارد، جمعی را مضروب و بافقی را دستگیر کردند. غیبت موقت آیت‌الله حائری در قم، جرأت این اقدام را به دربار بخشیده بود. رضاشاه شخصاً بافقی را زیر لگد انداخت و به باد ناسزا گرفت و به زندان تهران فرستاد، و دریکی از جلسات هیئت دولت؛ واقعه را برای حاضران گزارش کرد.[4]
آیت الله بافقی پس از چند ماه، براثر اقدام آیت‌الله حائری، از زندان آزاد ولی به شهرری تبعید شد و در آستان حضرت عبدالعظیم به امامت جماعت و حل‌وفصل امور دینی پرداخت. وی به لحاظ تقوا و صداقت داشتن و روحیه مساعدت به مردم از محبوبیت بسیار برخوردار بود. سرانجام، در 1214 توانست به مشهد سفر کند.[4]

عشق به مردم
در نوزدهم تیرماه سال 1314 ش، واقعه مسجد گوهرشاد پیش آمد. به دنبال اعمال فشار مأموران دولتی برای کشف حجاب، عده زیادی از مردم در حرم امام رضا (علیه‌السلام) و مسجد گوهرشاد متحصن شدند و اعلام کردند تا مسئله حجاب زنان حل نشود، ازآنجا خارج نمی‌شود. رضاخان برای پایان دادن به این قضیه، دستور داد چنان چه مردم با تهدید از مسجد خارج نشوند، به آنان تیراندازی کنند. بدین ترتیب، بیش از دوهزار نفر از زائران حرم رضوی و مردم به قتل رسیدند. حکومت، جنازه کشته‌شدگان را بدون رعایت موازین شرعی دفن کرد و تمام شهر مشهد از این واقعه عزادار شد.
مرحوم بافقی پس از شنیدن این خبر، از فرط ناراحتی سکته کرد و مدتی بستری شد. وی پس‌ازاین که اندکی بهبودی یافت، باوجوداین که از سوی دولت ممنوع‌الخروج بود، تاب نیاورد و به مشهد رفت تا تسلایی بر دل داغ‌دیده مردم آن دیار باشد.[5]

پس از سقوط رضاخان در 1320 ش، بافقی از تبعید رهایی یافت. پس از بازگشت به قم، در مدت کوتاهی که در آنجا اقامت داشت، از گشودن مغازه‌های مشروب‌فروشی در آن شهر جلوگیری کرد. سپس از قم عازم شهرهای مقدس عراق شد و یازده ماه در آنجا به سر برد؛ اما سال‌های آخر عمر را در شهرری سپری کرد. بافقی در 12 مرداد 1325 درگذشت و در کنار مزار آیت‌الله حائری در قم مدفون شد.[6]

 

---------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، مشهد 1404ق، ج1، ص249-248.
[2]. دانشنامه جهان اسلام، ج2،ص620.
[3]. علی اصغر حکمت، سی خاطره، تهران، 1335ش، ج1، ص203 و علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، تهران 1360ش، ج2، ص156.
[4]. همان.
[5]. تندیس شجاعت.
[6]. دانشنامه جهان اسلام، ج2،ص621.

نظرات

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

آنچه رضا خان در آن روز شکست حرمت این عالم دینی نبود بلکه رضا خان ارکان سلطنت خود را نابود کرد

تصویر ناشناس
نویسنده ناشناس در

درود بر ایشان

تصویر یا ثارالله
نویسنده یا ثارالله در

احسنت،استفاده کردیم.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.