پرواز پروانه‌ها

20:06 - 1394/04/10

چکیده: به جرم اوج پروازشان، پر پروازشان را در آسمان‌ها سوزاندند. بعدها در آنجایی که در کمال بی‌امنیتی، اسمش را شورای امنیت گذاشته‌اند، به سوگشان نشستند و تاسف عمیق خود را بیان کردند.

هواپیمای مسافربری ایران

تمام هفته را گوش به زنگ بود که گذرنامه‌هایشان آماده شود .قصد داشتند به دبی بروند. شب‌ها خواب قدم زدن در باغ وحش و دیدن نمایش دلفین‌ها را می‌دید. تمام عوامل مهیا بود که تعطیلات خوبی را داشته باشند که او بیشتر لبخند پدر و مادرش را ببیند که بهترین لحظات زندگی‌اش را با عزیزترین افراد زندگی‌اش باشد.
شب از شوق، خوابش نمی برد، کودک بود، دلخوشی اش، ماشین کنترلی‌ای بود که پدرش، قول خریدش را به او داده بود.
روز موعود رسید. از خوشحالی، روی صندلی نمی‌نشست، در راهروی هواپیما راه می‌رفت و به همه سلام می‌کرد، مادرش با لبخند صدایش می‌زد.
هر دقیقه، ساعت را می‌پرسید، پس کی ساعت 10:15 می‌شود؟ با صدای کاپیتان آرام گرفت و نشست. اصرار می‌کرد که کنار پنجره بنشیند و بیرون را نگاه کند.
او تنها نبود، 65 کودک دیگر هم در آن پرواز بودند، همه‌شان کمتر از 12 بهار از زندگیشان گذشته بود.
آنها نمی‌دانستند که شیطان بزرگ، توان دیدن اوج آنها را ندارد. از نقشه‌هایی که آن پست ها روی زمین می‌کشیدند، آگاه نبودند. به جرم اوج پروازشان، پر پروازشان را در آسمان‌ها سوزاندند.
بعدها در آنجایی که در کمال بی‌امنیتی، اسمش را شورای امنیت گذاشته‌اند، به سوگشان نشستند و تاسف عمیق خود را بیان کردند. [1]
اما اینها جای 260 نفر انسان را می‌گیرد؟ آیا جای لبخندهای آن 66 کودک را می‌گیرد؟ نمی‌دانم این جنایات را چگونه با دموکراسی و حقوق بشر توجیه می‌کنند.
________________________________________________
پی‌نوشت:
[1]http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=7267

موضوع: 

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.