آیت‌الله سید احمد خوانساری عالمی عامل

10:19 - 1394/04/12

چکیده: آیت‌الله سید احمد خوانساری به سال 1371 ش در شهر خوانسار دیده به جهان گشود. ایشان مقدمات علوم دین و دروس میانی را در خوانسار، نزد برادرش و داماد خانواده سید علی‌اکبر بیدهندی فراگرفت و در سال 1286 ش برای تکمیل تحصیلات خود راهی اصفهان، دزفول و نجف شد ایشان پس از تکمیل دروس خود به رهسپار قم شد و در دوران مرجعیت آیت‌الله بروجردی (رحمه‌الله) از اساتید برجسته قم محسوب می‌شد.

آیت الله خوانساری

«آیت‌الله سید احمد خوانساری» در سال 1371(ه.ق) در شهر خوانسار دیده به جهان گشود. ایشان مقدمات علوم دینی و دروس میانی را در خوانسار، نزد برادرش و داماد خانواده سید علی‌اکبر بیدهندی فراگرفت و در سال 1286 ش برای تکمیل تحصیلات خود راهی اصفهان، دزفول و نجف شد؛ ایشان ایشان پس از تحصیل در این شهرها رهسپار قم شد و در دوران مرجعیت آیت‌الله بروجردی(رحمه‌الله) از اساتید برجسته قم محسوب می‌شد.[1]

در 1329(ه.ق) سید یحیی سجادی امام جماعت مسجد سید عزیز الله واقع در بازار تهران درگذشت، تاجران و بازاریان از آیت‌الله بروجردی(رحمه‌الله) خواستند که شخص باکفایتی را به‌ عنوان امام جماعت مسجد معرفی کند. بدین ترتیب آیت‌الله خوانساری به توصیه آیت الله بروجردی و به اصرار فراوان مردم، به تهران رفت.[2] ایشان تا پایان عمر خود در این مسجد به اقامه نماز، تدریس فقه و اداره امور دینی پرداخت.

آیت‌الله خوانساری در مدت اقامت خود در تهران، در فعالیت‌های سیاسی علیه حکومت ستم‌شاهی شرکت داشت. صدور اعلامیه مشترکی همراه با آیت‌الله سید محمد بهبهانی بر علیه لایحه انجمن‌های ایالتی، ولایتی از آن جمله بود. پس‌ از آن، به دنبال عدم توجه حکومت پهلوی به اعتراض علما نسبت به این لایحه، چند نفر از علمای تهران، تصمیم گرفتند در این مسجد تحصن کنند و مردم را نیز به این تحصن و تجمع اعتراض‌آمیز دعوت کردند.[3]

 ایشان علاوه بر این‌که از لحاظ علمی در بالاترین سطح قرار داشت و در عرصه‌ی سیاسی هم فعال بود، دارای ویژگی‌ها و سجایای اخلاقی فراوانی بود که باعث عزت و کرامت او نزد خواص و عوام جامعه شده بود. مرور برخی از فضایل اخلاقی، هم‌چنین توصیه‌های این عالم فرزانه می‌تواند کمک شایانی در نهادینه کردن اخلاق اسلامی در جامعه شود و همه ما از اخلاقیات این بزرگوار در زندگی خود بهره ببریم.

اهتمام فراوان به‌کار مردم
یکی از خصلت‌های آیت‌الله خوانساری این بود که در مراجعات مردم به خود، به‌ صورت مرتب جواب مردم را چه حضوری و چه با نامه می‌دادند. شب اول رمضان و شب اول شوال دائما تلفن منزل ایشان زنگ می‌خورد که گاهی برخی از نزدیکان ایشان اعتراض می‌کردند، اما این عالم بزرگوار در پاسخ می‌گفتند: «من باید جواب همه تلفن‌ها را بدهم زیرا این حق‌الناسی است که بر گردن من است».[4]

تاکید بر سلامتی بدن
این عالم بزرگوار همواره به رعایت اصول سلامتی تأکید داشتند و دیگران را به ورزش تغذیه صحیح سفارش می‌کردند. ایشان درباره تغذیه در ماه مبارک رمضان اصرار داشتند که حتماً سحری خورده شود، موقع افطار هم می‌گفتند: «حتی اگر تشنه هستید، باز هم ناگهان و در ابتدای افطار سراغ آب نروید».[5]

اصل را بر راست‌گویی افراد می‌گذاشت
نوه آیت‌الله خوانساری نقل می‌کند: «گاهی اگر فرد فقیری برای کمک به نزد ایشان می‌آمد، ما به آقا می‌گفتیم که فلانی راست نمی‌گوید و فقیر نیست، اما ایشان در پاسخ می‌گفتند شما مطمئن هستید و ما هم جواب می‌دادیم که خیر صد در صد مطمئن نیستیم، سپس ایشان می‌فرمودند: «پس حتی اگر یک درصد هم احتمال فقیر بودن ایشان وجود داشته باشد من احتمال را بر اعتماد به ایشان می‌گذارم و به وی کمک می‌کنم». [6]

حضور قلب در هنگام قرائت قرآن
آیت‌الله سید احمد خوانساری هنگام قرائت قرآن با تمام وجود متوجه قرآن بود. ایشان در اواخر عمر پربرکت خود، مبتلا به بیماری زخم معده بودند که احتیاج به عمل جراحی داشت و از طرفی ایشان سال‌خورده و از لحاظ جسمانی نیز ناتوان بودند و تحمل عمل جراحی بدون استفاده از بیهوشی برایشان ممکن نبود اما پیش از آن‌که عمل جراحی آغاز شود، ایشان اجازه بی‌هوش کردن را به پزشکان ندادند و عقیده داشتند که در صورت بی‌هوشی، تقلید مقلدین‌شان دچار اشکال می‌گردد، از این‌رو به پزشک معالج گفت: «هر گاه من مشغول قرائت سوره‌ی مبارکه انعام شدم، شما مشغولِ عمل شوید، چراکه من توجه‌ام به قرآن است و در این صورت هیچ مشکلی پیش نمی‌آید و ایشان چنان متوجه قرآن شده بود که به‌ هیچ‌ عنوان احساس درد نکردند و با تمام شدن عمل جراحی، قرائت سوره‌ی مبارکه‌ی انعام نیز به‌ پایان رسید و ایشان بدون استفاده از داروی بیهوشی و تنها با توسل به خداوند، عمل جراحی معده را انجام داد».[7]

صبر
این عالم بزرگوار همواره در مواجهه با دیگران صبور بود و اگر کسی به ایشان آزاری می‌رساند، ایشان تحمل می‌کرد. از آیت‌الله حاج میرزا جواد آقا تهرانی(رحمه‌الله) نقل‌شده است که: «شخصی به منزل آیت‌الله‌العظمی سید احمد خوانساری (رحمه‌الله) رفته و به ایشان جسارت کرد و لحظاتی به فحش و ناسزا ادامه داد، تا این‌که موقع اذان و نماز رسید، آیت‌الله خوانساری فرمودند: «ببخشید آقا، وقت نماز است اجازه می‌فرمایید به نماز بروم، آن شخص با دیدن این‌ همه صبر و گذشت و اخلاق اسلامی پشیمان شد و از ایشان عذرخواهی کرد».[8]

ارادت ویژه به امام حسین(علیه‌السلام)
آیت‌الله سید احمد خوانساری ارادت ویژه‌ای به امام حسین(علیه‌السلام) داشتند و پیوسته مجالس عزاداری این امام همام در بیت ایشان برقرار بود. ایشان در آخرین لحظات زندگی پر برکتشان فرمودند: «من از دنیا می‌روم درحالی‌که دستم خالی است، ولی به یک چیز امید دارم و آن گریه بر امام حسین(علیه‌السلام) است».[9]
-----------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی، ج2، ص11-10.
[2]. طبقات اعلام الشیعه نقباءالبشر فی القرن الرابع عشر، محمد محسن آقا بزرگ طهرانی،مشهد، 1404ق، ج1، ص462.
[3]. هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، چاپ غلام‌رضا کرباسچی، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، ۱۳۷۱ش، ج1، ص107-104.
[4]. چند زاویه از زندگی پر برکت مرحوم آیت‌ الله خوانساری.
[5]. همان.
[6]. همان.
[7]. همان.
[8]. نگار‌خانه تخصصی عالمان تشیع.
[9]. همان.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.