حرام بودن زیارت قبور، بزرگ‌ترین دروغ وهابیت

16:38 - 1394/04/12

چکیده: این‌که ابن تیمیه می‌گوید: «هیچ یک از صاحبان صحاح، این احادیث را نقل نکرده‌اند و این احادیث جعلی و دروغ است» این یکی از بزرگ‌ترین دروغ‌ها و تحریف‌های تاریخ است که ابن تیمیه و وهابیان انجام داده‌اند.

زیارت قبور، بزرگ‌ترین دروغ و تهمت ابن تیمیه

مسألۀ زیارت قبور و سفر برای زیارت قبور انبیا و اولیای الهی، در طول تاریخ اسلام، همواره مورد توجه توجه صحابه و تمامی مسلمانان بوده است و علمای فرق مختلف اسلام بر استحباب آن تأکید و اجماع داشته‌اند. امّا «ابن تیمیه» و بعد از او شاگردان و مروجان افکارش بر خلاف آیات قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) با این مسأله به شدت مقابله کردند و حتی به حرمت آن فتوا دادند.

ابن تیمیه می‌گوید: «تمام احادیثی که از پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) درباره زیارت قبرش وارد شده، ضعیف و جعلی است».[1] هم‌چنین او در کتاب «التوسل و الوسیله» می‌گوید: «همه احادیث زیارت قبر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) ضعیف و غیر قابل اعتماد است، لذا صاحبان صحاح و سنن هیچ یک از این احادیث را نقل نکرده‌اند و تنها کسانی نقل کرده‌اند که روش‌شان نقل احادیث ضعیف است، مانند دارقطنی، بزار و دیگران».[2]
کمیته استفتای وهابیان نیز فتوا داده‌‌اند که: «حرکت به قصد زیارت قبور انبیا و صالحین و غیر آنان جایز نیست، بلکه بدعت است».[3]

این‌که ابن تیمیه می‌گوید: «هیچ یک از صاحبان صحاح، این احادیث را نقل نکرده‌اند و این احادیث جعلی و دروغ است» این یکی از بزرگ‌ترین دروغ‌ها و تحریف‌های تاریخ است که ابن تیمیه و وهابیان انجام داده‌اند. ما در این نوشتار پرده از این دروغ بزرگ برمی‌داریم، تا شاید کسانی که از روی جهل و نادانی سخن آنان را باور کرده‌اند، راه درست و صراط مستقیم را بیابند.

زیارت قبور از دیدگاه قرآن
قرآن کریم خطاب به پیامبرش می‌فرماید:« وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ...[نساأ/64] اگر به خود ستم كردند، سراغ تو مى آيند و استغفار مى كنند و تو اى محمد ، براى آنان طلب مغفرت كنى...».
این آیه مسلمانان را به زیارت پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) تشویق می‌کند و از آن‌جایی که آیه به صورت مطلق بیان شده، هم حیات و هم ممات حضرت را شامل می‌شود. چنان‌که سبکی از علمای بزرگ اهل سنت درباره این آیه می‌گوید: «این رتبه و مقامی است که با موت حضرت قطع نمی‌شود. لذا علما از اين آيه عموميت را فهمیده‌اند؛ يعنى زمان حيات و وفات پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) را استفاده كرده‌اند».[4]

در آیه دیگر خداوند پیامبرش را از حضور در کنار قبر منافقین نهی می‌کند و می‌فرماید:« وَ لا تَقُم عَلی قَبرِهِ [توبه/89]و در کنار قبر یکی از منافقین توقف نکن». «آلوسی» و «بیضاوی» از مفسرین بزرگ اهل سنت به این نکته  اشاره کرده‌اند که مراد از این آیه، نهی از توقف در کنار قبر منافق هنگام دفن و یا برای زیارت است.[5] و از همین نهی معلوم می‌گردد که توقف و زیارت برای قبر مسلمانان جایز بوده و هیچ نهی بر آن وجود ندارد.

زیارت قبور در سیرۀ پیامبر و صحابه
«مسلم» در صحیح خود از «بریده اسلمی» نقل می‌کند که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) فرمود:« من شما را از زیارت قبور نهی کردم. من نیز به زیارت قبر مادرم می‌روم؛ شما نیز قبور را زیارت کنید، زیرا شما را به یاد خدا می‌اندازد».[6] هم‌چنین مسلم از «عایشه» نقل می‌کند: «پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌واله) شب‌ها به طرف بقیع می‌رفت و بر اهل بقیع این‌گونه سلام می‌کرد « السلام علیکم دار قوم مؤمنین».[7]
«حاکم نیشابوری» ، «عبدالرزاق» ، «بيهقى» و «ابن عبدالبر» روايت كرده اند كه حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) هر جمعه به زيارت قبر عموى خود حضرت حمزه مى‌رفت و در آن‌جا نماز مى‌خواند و گريه مى‌كرد.[8].

بسیاری از علمای اهل سنت نقل کرده‌اند که شبی بلال در عالم رویا رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) را دید، در حالی که به او می‌فرمود: این چه جفایی است که کرده‌ای ای بلال؟ آیا وقت آن نشده که به زیارت من بیایی[9] بلال حبشى نیز خود را قبر شريف رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌واله) رسانید و خود را روى قبر انداخت و بدن خود را به قبر مى‌چسباند و گریه می‌کرد.[11]

حال باید از وهابیت سوال کرد آیا پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) این‌که بلال را به سوی خود فرا می‌خواند و امر به بدعت نموده است؟ و یا آن‌که بلال از صحابه رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌واله) دروغ می‌گوید؟

در نتیجه: زیارت قبور و حتی سفر به قصد زیارت، نیز از اموری است که به گفته قرآن کریم و سنت و سیره پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) و صحابه ایشان نه‌ تنها حرام و بدعت نیست، بلکه بدان امر شده است و علمای شیعه و سنی نیز آن را مستحب دانسته و به شدت در مقابل «ابن تیمیه» موضع گرفته‌اند. هم‌چنین این‌که ابن تیمیه نقل می‌کند هیچ حدیثی دال بر زیارت قبر پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌واله) در صحاح وجود ندارد، دروغ محض است و واقعیت ندارد، بلکه همان‌طور که ملاحظه کردید هم در صحاح این احادیث آمده و هم دیگر علمای اهل سنت این روایات را صحیح می‌دانند.
_________________________________________
پی‌نوشت
[1]. منهاج السنه، ج2، ص441.
[2]. التوسل الوسیله، ص 72و156.
[3]. اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء،  شماره فتوا 423.
[4]. شفاء السقام، ص81.
[5]. روح المعانی، ج10، ص155؛ انوار التنزیل، ج1، ص416.
[6]. صحیح مسلم، کتاب الجنائز ج2، ص366، ح107.
[7]. همان، ج2، ص533، ح1396.
[8]. مستدرك حاكم ، ج 1 ،377 ؛ مصنف عبدالرزاق ج3، ص572؛ السنن الكبرى، ج 4 ،ص 131؛ تمهيد شرح مو طا،ج 3، ص 234.  
[9].مختصر تاریخ دمشق،ج4، ص118؛ تهذیب الکمال، ج4،ص 279؛ تاریخ ابن عساکر، ترجمه بلال؛ اسدالغالبه، ج1، ص307.
[11]. سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 358 ؛ اسدالغابه ، ج 1 ، ص 208.

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.