شأن صدور حدیث «فاطمه پاره تن من است» چيست؟

09:32 - 1394/03/20

چکیده: هيچ لزومي ندارد كه احاديثي كه از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ به دست ما رسيده و در كتب روايي ما نقل شده شأن صدور داشته باشد حتي در آيات قرآن كريم هم كه شأن نزول نقل شده است بر همه آيات قرآن صادق نيست. بسياري از شأن نزول هاي نقل شده قابل خدشه و ايراد است يا از جهت ضعف سند يا ايراد مفهومي در مضمون آنها كه نمي توان به آنها اعتماد كرد و آيات بسياري هم داريم كه شأن نزول ندارد. مانند بعضي از آيات معاد و داستان هاي پيامبران.

همانطور كه مستحضريد معمولا براي احاديث نيز مانند آيات قرآن مجيد شأن صدور وجود دارد شأن صدور احاديث زير چيست؟ 1. فاطمه پاره تن من است و هر كس او را خشمگين كند، مرا خشمگين كرده است. 2. يا فاطمه ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك.

پاسخ:

در جواب سؤال ذكر شده دو مطلب بيان مي شود:
اولاً: هيچ لزومي ندارد كه احاديثي كه از پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ به دست ما رسيده و در كتب روايي ما نقل شده شأن صدور داشته باشد حتي در آيات قرآن كريم هم كه شأن نزول نقل شده است بر همه آيات قرآن صادق نيست. بسياري از شأن نزول هاي نقل شده قابل خدشه و ايراد است يا از جهت ضعف سند يا ايراد مفهومي در مضمون آنها كه نمي توان به آنها اعتماد كرد و آيات بسياري هم داريم كه شأن نزول ندارد. مانند بعضي از آيات معاد و داستان هاي پيامبران.
ثانياً: احاديث فراواني در شناسايي شخصيّت حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ، و منزلت و شئونات آن حضرت در پيشگاه خدا و رسولش ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ وجود دارد، تا جايي كه بزرگاني از شيعه و سنّي، به منظور جمع آوري آنها، كتاب هاي جداگانه اي را سامان داده اند.
ولي در همه منابع مهم روايي شيعه مثل بحارالانوار و امالي مفيد و صدوق و شيخ طوسي(1) و در بسياري از صحاح و مسانيد معتبر اهل سنت از جمله كتب: صحيح بخاري، صحيح مسلم، صحيح ابو داود، مسند احمد ابن حنبل، صحيح ترمذي، كنز العمال، حلية الاولياء، مستدرك الصحيحين، و چند كتاب معتبر ديگر از اهل سنت،(2) رواياتي با تعابير مختلف، اما مفهوم نزديك به هم از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل شده است كه: «فاطمه پاره تن من است پس هر كس او را غضب ناك كند مرا غضب ناك كرده است» و نيز با تعبير ديگري آمده است: «فاطمه پاره تن من است خوشحال مي كند مرا آنچه او را خوشحال مي كند». و نيز «همانا فاطمه پاره تن من است و هر چه باعث اذيت و آزار او شود. باعث آزار من است». و نيز خطاب به حضرت فاطمه فرموده است: «به درستي كه خداوند به خاطر غضب تو، غضب مي كند و به خاطر رضايت و خوشنودي تو خوشنود مي شود».
همان گونه كه ملاحظه مي شود، اين احاديث به طور كامل، مطلق هستند و هيچ گونه قيدي و هيچ جريان و قضيه اي در آنها به چشم نمي خورد. وقتي پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: «خداوند، به غضب فاطمه، غضب مي كند» نمي فرمايد: اگر چنين و چنان بود، يا به فلان شرط، يا اگر غضبش به فلان علّت بود. بلكه بدون هيچ قيدي مي فرمايد: (خداوند، به غضب فاطمه، غضب مي كند.) اين غضب به چه سببي باشد؟ نسبت به چه كسي باشد؟ در چه زماني باشد؟ هيچ اشاره اي ندارد و به طور كامل، مطلق است. و آن گاه كه حضرتش مي فرمايد: «آنچه او را اذيت مي كند، مرا اذيت مي كند» ديگر نمي فرمايد: اگر چنين بود، يا اگر اذيّت كننده فلاني بود، يا اگر در فلان وقت بود، بلكه حديث به طور كامل، مطلق است و هيچ قيد و شرطي ندارد.
با توجه به مطلق بودن روايات ميتوان گفت كه اين احاديث بارها از زبان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ گفته شده و به حد شهرت رسيده است به طوري كه اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ و حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ به اين روايات از زبان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ استناد كرده اند و اصحاب پيامبر همه بر آن اتفاق نظر دارند و هيچ جريان خاصي در كتب شيعه و سني تا حد توان كه بررسي كرديم نقل نشده است.
در كتاب الامامة و السياسة ابن قتيبه ضمن نقل حديث مفصلي از ملاقات ابوبكر و عمر با فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ در خانه امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ پس از نقل حديث از حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ و اعتراف عمر و ابو بكر مبني بر اينكه آن حديث را از پيامبر خدا شنيده اند. نقل مي كند كه: «حضرت فاطمه خطاب به آن دو نفر (ابوبكر و عمر) فرمودند: پس من، خداوند و فرشتگان خدا را به شهادت مي طلبم كه شما دو نفر مرا خشمناك نموديد و مرا خوشنود نكرديد و اگر پيامبر خدا را ملاقات كنم شكايت شما را نزد آن حضرت مي برم. پس ابوبكر گفت: پناه مي برم به خدا از غضب او و غضب تو اي فاطمه... و فاطمه مي فرمود: به خدا پس از هر نمازي كه مي خوانم بر تو نفرين مي فرستم».(3)
در حديث ديگري امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايند: رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و سلم خطاب به فاطمه ـ سلام الله عليها ـ مي فرمود: «اي فاطمه! همانا خداوند عزوجل به سبب غضب تو غضبناك مي شود و به خشنودي تو خشنود مي گردد».
حسين بن زيد گويد: هنگامي كه محدثين اين حديث را از قول امام صادق ـ عليه السلام ـ نقل مي كردند، ابن جريح به حضور امام آمده و گفت: اي اباعبدالله! امروز حديثي را شنيدم كه محدثين و مردم آن را در همه جا نقل كرده اند؟ امام سؤال فرمود: كدام حديث؟ ابن جريح گفت: اينكه شما فرموده اي كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به فاطمه ـ سلام الله عليها ـ گفت: همانا خداوند به غضب تو غضبناك و به خشنوديت خشنود مي گردد؟
امام صادق فرمود: آري، آيا در آنچه كه شما آن را روايت كرده ايد نيامده است كه خداوند به سبب غضب مؤمن غضبناك و به خشنودي او خشنود مي گردد؟ گفت: بله.
امام فرمود: پس چرا اكراه و انكار داريد از آنكه خداوند به سبب غضب فاطمه ـ سلام الله عليها ـ كه دختر پيامبر خداست غضبناك شود و به خشنودي او خشنود گردد، آيا او مؤمن نيست؟
گفت: راست مي گوييد و خداوند بهتر مي داند كه رسالت را در چه خانداني قرار دهد».(4)
و در حديث ديگري علي بن عمر از امام صادق و او از پدرانش، از علي ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ خطاب به حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ فرمود: اي فاطمه! همانا خداوند به غضب تو غضبناك و به خشنودي تو خشنود مي گردد.
علي بن عمر گويد: روزي صندل نزد امام صادق ـ عليه السلام ـ آمده و گفت: اي اباعبدالله! اين جوانان نزد ما آمده و به نقل از تو احاديث منكري را نقل مي كنند. امام به او فرمود: چه حديثي را مي گويي اي صندل؟!
گفت: براي ما مي گويند كه تو گفته اي: همانا خداوند به سبب غضب فاطمه غضبناك مي شود و به خشنودي او خشنود مي گردد؟
امام فرمود: اي صندل! آيا شما روايت نكرده ايد كه: خداوند به سبب غضب بنده ي مؤمنش غضبناك مي شود و به خشنودي او خشنود مي گردد؟ صندل گفت: آري چنين است.
امام فرمود: پس چرا انكار داريد از اينكه بپذيريد فاطمه ـ سلام الله عليها ـ مؤمن باشد و خداوند به غضب او غضب كند و به رضاي او راضي گردد؟ صندل گفت: شما درست مي گوييد، به درستي كه خداوند خوب مي داند كه رسالت خود را در چه خانداني قرار دهد.
علامه مجلسي گويد: شيخ طوسي نيز اين روايت را در امالي خود آورده و آن را از (ابن) غضائري، و او از شيخ صدوق به طريق يحيي بن زيد روايت نموده است.(5)
پروردگار عالم در سوره احزاب آيه 57 مي فرمايند: «إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ. به يقين كساني كه خدا و پيامبر او را اذيت مي كنند، در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهي دور مي باشند».
در تفسير آيه مذكور در كتاب بحارالانوار به نقل از تفسير قمي حديثي بيان شده است كه ايشان مي فرمايد اين آيه در مورد كساني كه حق اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ و حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ غصب كرده اند و ايشان را آزار و اذيت كرده اند نازل شده است.(6)
اگر همان احاديث مذكور را كه از كتب معتبره ي شيعه و عامه نقل نموديم كه «اذيت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را اذيت خدا و پيامبرش مي دانند»، با اين آيه شريفه كنار هم بگذاريم به اين نتيجه مي رسيم كه هر كس فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را اذيت كرده و در حق او ستمگري نموده و به خانه او تجاوز كرده و...، در دنيا و آخرت ملعون بوده و از رحمت الهي محروم و به عذاب دردناك در قعر آتش جهنم گرفتار خواهد آمد.
پس، با اين بيان، ملاحظه مي شود كه خداوند دشمنان و ستمگران فاطمه ـ سلام الله عليها ـ را در قرآن مجيد ملعون خوانده است.

پاورقی:

1. مجلسي، محمد باقر، بحارالانوار، ج43، ص19 باب مناقب و فضائل حضرت زهرا(س). امالي المفيد، ص94. امالي الصدوق، ص383. الاحتجاج، ج2، ص354. امالی طوسی، ص437.
2. صحيح بخاري، ج5، ص96، ش278، صحيح مسلم، ج 16، ص3 به شرح نووي، کنزالعمال، ج12، ص108 ش 34222، مسند احمد حنبل، ج 4، ص329، حلیة الأولیاء، ج2، ص39، المستدرک الصحیحین، ج3، ص151، ابن ابي الحديد، ج 16، ص 273، جامع الصغير سيوطي، ج 2، ص 208 ش 58333.
3. الامامة و السیاسة، ص14.
4. بحارالانوار، ج43، ص20.
5. بحارالانوار، ج43، ص22.
6. عوالم، ج 11، ص 110. بحارالانوار، ج 43، ص 25، ح 23.
منبع: نرم افزار پاسخ - مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات

با عضویت در خبرنامه مطالب ویژه، روزانه به ایمیل شما ارسال خواهد شد. .

این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.