آیا توسل از نگاه قرآن، شرک است؟؟

20:56 - 1394/03/24

چکیده: با اینکه قرآن کریم به جواز توسل صراحت دارد و شواهد متعدّدی بر جوازش در قرآن است ولیکن وهابیتِ بدعت‌گذار، به علّت سوء فهم و قصور اندیشه، این آموزه‌ی ناب را زیر سؤال برده و تفسیری سخیف و غیر واقعی از آن ارائه می‌دهد و  توسل را شرک شمرده و به شدّت نفی می‌کند. بدین منظور لازم است که مشروعیّت «توسل» را از دیدگاه قرآن بررسی و اثبات کنیم و شواهدی از توسل را در قرآن نشان دهیم.

آیا توسل از نگاه قرآن، شرک است؟؟

توحید و یگانه پرستی رکن اساسی همه ادیان آسمانی است. و یک موحد باید در سه حوزه «توحید ذاتی» و «صفاتی» و «افعالی» خداوند متعال را واحد بداند و کسی را در این سه حوزه شریک او نداند. بر اساس توحید افعالی، تدبیر نظام عالم، صرفاً در دست خداوند است.
«توسل» یاری خواستن از پیامبران و اولیای الهی است که در زمان‌های مختلف نزد مسلمانان معمول و متعارف بوده، و هرگز به معنای شریک قرار دادن برای خداوند متعال نیست و خدشه‌‌ای بر توحید افعالی خداوند وارد نمی‌سازد. توسل بدین معناست که آنان از مقرّبان درگاه الهی بوده و در پیش‌گاه خداوند دارای موقعیت و احترام ویژه‌ای هستند، و به همین جهت سبب و وسیله جریان فیض خداوند می‌باشند.

اعتقاد به توسل مساله‌ای است که از قرآن کریم و سنت شریف نبوی نشأت گرفته است. قرآن کریم می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ [ مائده/35] اى کسانى‌که ایمان آورده‏‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‌‏اى براى تقرب به او بجوئید و در راهش جهاد کنید، باشد که رست‌گار شوید».
وسيله گرفتن برای تقرب به خداوند نه تنها جايز است، بلکه چیزی است که خود خداوند بدان سفارش نموده است. و از آن‌رو که وسيله معنای عام دارد، لذا موجود ارزشمندی که به او متوسل می‌شویم، گاهی اعمال صالح است که ما را به پروردگار جهان نزدیک می‌سازد و گاه یک انسان برومند است که در پیش‌گاه خداوند از جایگاه و احترام ویژه‌ای برخوردار است. حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) فرمودند: «....ما خاندان پیامبر وسیله تقرب به خداوند در میان بندگانش هستیم».[1] «عایشه» نیز در حدیثی از قول پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در مورد خوراج می‌گوید: «خوارج، بدترين خلائق هستند، آن‌ها را بهترين فرد از ميان خلائق كه نزديك‌ترين وسيله به خداوند است، خواهد كشت».[2]که مراد امیرالمومنین(عليه‌السلام) بوده است.

برخی از اهل سنت در تفسیر وسیله، پیامبر و اهل بیت(علیهم‌السلام) را مصداق بارز وسیله می‌دانند چنان‌که «ثعالبی» از مفسرین معروف اهل سنت، در تفسیر خویش صراحتا وسیله را از باب توسل و تقرب به پیامبر خدا تفسیر نموده و آن را این‌گونه بیان می‌کند: «و اما وسیله مطلوب، پیامبر ما حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، و معنای این [مهیا نمودن وسیله در آیه شریفه] از این باب است».[3]

با این‌که قرآن کریم به جواز توسل تصریح فرموده و شواهد متعدّد قرآنی نیز بر انجام توسل به برگزیدان الهی، وجود دارد؛ ولیکن وهابیتی که داعیه فهم صحیح از قرآن و اسلام را دارد به علّت سوء فهم و قصور اندیشه، این آموزه‌ی ناب را زیر سؤال برده و تفسیری سخیف و غیر واقعی از آن ارائه می‌دهد تا آن‌جا که توسل را شرک به خدا قلمداد کرده و آن‌را به شدّت نفی می‌کند. بدین منظور لازم است که مشروعیّت «توسل» را از دیدگاه قرآن بررسی و اثبات کنیم و شواهدی از توسل را در قرآن نشان دهیم.

1. توسل برادران یوسف به پدرشان یعقوب:
قران در این باره می‌فرماید: «قَالُواْ یَاأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِئینَ * قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبىّ‏ِ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ﴾[یوسف/97-98] گفتند: ای پدر، برای گناهان ما آمرزش بخواه که ما خطا کار بودیم، گفت: به زودی از پروردگارم برای شما آمرزش می‌خواهم، که او آمرزنده و مهربان است».
چنان‌که می‌بینید برادران حضرت یوسف(علیه‌‌السلام) بعد از پیشیمانی از کردارشان، پیش حضرت یعقوب(علیه‌‌السلام) آمدند تا حضرت برای‌شان طلب بخشش نزد خدای متعال بنماید و حضرت یعقوب که معصوم از هر خطاست خواسته فرزندانش را رد نکرد، و به آن‌ها نگفت چرا خودتان مستقیماً به سراغ خداوند نمی‌روید، و به من متوسّل می‌شوید و نگفت این امر شرک است، بلکه توسل‌شان را تأئید نمود و به آنان وعده داد، برای آن‌ها از خداوند طلب بخشش کند.

2. توسل بنی اسرائیل به موسی(علیه‌السلام)
بنی اسرائیل حضرت موسی(علیه‌السلام) را برای طلب و عرض حاجات خویش به درگاه خداوند واسطه قرار دادند، چنانکه وقتی بین اسرائیل خواستار نزول اطعمه و اشربه‌ی رنگین و متنوع از درگاه خداوند می‌شوند به موسی(علیه‌السلام) روی آورده و می‌گویند: «وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَن نَّصْبِرَ عَلَىَ طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنبِتُ الأَرْضُ[بقره/61]و چون گفتيد اى موسى هرگز بر يك [نوع] خوراك تاب نياوريم از خداى خود براى ما بخواه تا از آن‌چه از زمين مى‌‏روياند، برای ما خارج کند». و جالب آیه بعد است که خداوند به واسطه این توسل، سختی را از آنان برطرف ساخته است: «كَشَفْنَا عَنْهُمُ الرِّجْزَ».
از این آیه می‌توان نتیجه گرفت که واسطه قرار دادن یک پیامبر یا یک مقرّب درگاه الهی برای درخواست و طلب حاجت از درگاه الهی جایز و بدون اشکال است.

3. توسّل به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جهت آمرزش گناهان
خداوند در قرآن کریم از عمل برخی از مؤمنین گنه‌کار گزارش داده است که به نزد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمده و از ایشان درخواست می‌کردند تا از درگاه خداوند برای ایشان طلب آمرزش و بخشش نماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً [نساء/64] و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می‌کرد، قطعاً خدا را توبه پذیر و مهربان می‌یافتند».
اين آيه صريحاً می‌گويد که آمدن به نزد پيامبر و شفيع قرار دادن او بر در درگاه خدا، و وساطت و استغفار او برای گنه‌کاران مؤثر است، و موجب پذيرش توبه، و رحمت الهی است و انسان باید برای طلب بخشش از خداوند، واسطه‌ای آبرومند بیابد تا خداوند به خاطر او حاجت‌های انسان را برآورده سازد.

چه بسیارند، عالمان طراز اول اهل سنت که در جواز توسل بدین آیه استدلال کرده و بیان داشتند که این آیه عام است و شامل جواز توسل به ولیّ و پیامبر میت هم می‌شود. «ابن کثير دمشقی» سلفی که شاگرد ابن‌تیمیه بوده است در تفسیر این آیه می‌گوید: «خداوند در اين آيه گنه‌کاران را راهنمايی می‌کند که اگر خطايی از آنان سر زد، نزد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بيايند و از خداوند طلب مغفرت کنند و از حضرت هم بخواهند که از خداوند برای آن‌ها طلب مغفرت کند، در اين صورت خداوند آن‌ها را می‌بخشد و خداوند توّاب و رحيم است. جماعتي از بزرگان اهل سنت از جمله  ابو نصر بن الصباغ در کتاب الشامل خودش، حکايت مشهوری را از عتبی نقل کرده‌اند که عتبی گفت: کنار قبر پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشسته بودم، عربی بیابان‌گرد نزد قبر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  آمد و گفت: سلام بر تو ای رسول خدا؛ من از خداوند شنيدم که فرمود: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» من نزد تو آمدم که برای گناهان من طلب استغفار کنی و من‌را نزد خداوند شفاعت نمایی، سپس آن عرب شعری سرود و بازگشت. عتبی گوید: حالت خواب به من دست داد و پيامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را در خواب ديدم که فرمودند: ای عتبی! به نزد آن عرب بیابانی برو و به او بشارت ده که خداوند گناهان تو را بخشيد».[4] از عالمان اهل سنتی که در جواز توسل به این آیه استدلال نمودند به طور اختصار می‌توان از «سامری حنبلی» ، «ابن قیم جوزی» ، «سیوطی رحیبانی» ، «ابن مفلح حنبلی» ، «ابن قدامه مقدسی» ، «ماوردی بصری» و  «محی الدین نووی» نام برد.[5]

از مجموع این آیات می‌توان نتیجه گرفت: اگر وساطت و دعا و استغفار و شفاعت خواستن از پيامبر شرک است، چگونه ممکن بود که قرآن چنين دستوری را به گنه‌کاران بدهد! منتها افراد خطا کار بايد نخست خود توبه کنند و از راه خطا برگردند، سپس برای قبول توبه خود از استغفار پيامبر نيز استفاده کنند. بديهي است پيامبر آمرزنده گناه نيست، بلکه او تنها می‌تواند از خدا طلب آمرزش کند. 
بنابرین: اين آیات مذکور نشان می‌دهد که توسل به اوليای الهی، امری جائز و سنتی قرآنی است؛ و آن‌ها که آن را ممنوع و مخالف با اصل توحيد می‌شمرند، از متون قرآن، آگاهی ندارند و يا تعصب‌های غلط مانع ديدن آن‌ها می‌شود.

___________________________
پی‌نوشت
[1]. ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه، ج16، ص211؛ و بغدادی، بلاغات النساء، ص 14
[2]. ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه، ج2، ص267 نقل از مسند احمد؛/ و المناقب، ابن المغازلی، ص56، ح79.
[3]. تفسیر الجواهر الحسان فی تفسیر القرآن، ذیل آیه
[4]. ابی الفداء اسماعيل بن عمر بن کثير قرشی دمشقی(م774هـ)، تفسير قرآن العظيم، چاپ دار ابن حزم، ص503، ذيل آيه 64سوره نساء
[5]. سامری حنبلی، المستوعب، با تحقيق عبد الملک بن عبد الله بن دهيش، ج1، ص524./ و ابن جوزی، المنتتظم في تاريخ الملوک والامم، دار الکتب العلميه بيروت، ص26./ و شيخ مصطفی سيوطی رحيبانی، مطالب اولی النهی في شرح غايه المنتهی، ج2 ، ص440 و 441./ و ابن مفلح حنبلی، المبدع فی شرح المقنع، دار الکتب العلميه بيروت، ج3 ، ص236./ و ابن قدامه مقدسی جماعيلی دمشقی صالحی حنبلی، المغنی، دار عالم الکتب رياض، ج5، ص465./ و ماوردي بصری، الحاوی الکبير في فقه الامام الشافعی و هو شرح مختصر المزنی، دار الکتب العلميه لبنان، ج4، ص214./ و محي الدين ابی زکريا يحيي بن شرف النووی الدمشقی الشافعی، الاذکار من کلام سيد الابرار(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، مکتبه النزار المصطفی البار مکه مکرمه و رياض، ج1، ص232 به بعد. همو، المجموع شرح المهذب للشيرازی، مکتبه الارشاد جده، ج8، ص256

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.