نقش دین و روحانیت، در پیشرفت مسلمانان

14:00 - 1394/03/17

چکیده: اسلام، پیروان خود را در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی، عقیدتی، نظامی و ... و در جهت پیشرفت‌، راهنمایی کرده است، و این راه‌نمایی‌ها توسط پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و سپس، ائمه‌ی معصومین(علیهم‌السلام) به مردم می‌رسیده و در زمان حاضر، به عهده‌ی علمای اسلام و روحانیت است.

راهنمایی علمای دین

دین‌هایی که از طرف خدای متعال، نازل شده‌، همه برای پیشرفت و تکامل انسان‌ها فرستاده شده‌اند و از آن جهت که خداوند، دانا و حکیم و آگاه به همه‌ی امور است؛ برنامه‌هایی هم که در قالب دین برای انسان‌ها تعیین می‌کند، عالمانه و حکیمانه تنظیم شده‌اند و اگر انسان‌ها طبق برنامه‌ها و دستورات دین‌  رفتار کنند سلامت، موفقیت و سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین کرده‌اند.

در حقیقت، همه‌ی پیامبران، در زمان خود «دین اسلام» را برای امت خود آورده بودند، چون «اسلام» به معنای تسلیم و فرمان‌برداری از دستورات الهی است[1] چنان‌که امیرالمومنین(علیه‌السلام) در حدیثی فرمودند: «همانا اسلام، همان تسلیم است».[2]

قرآن کریم هم دین اسلام را به عنوان آیین حقیقی در پیش‌گاه الهی معرفی کرده و می‌فرماید: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ [آل عمران/19] دین در نزد خدا، اسلام(و تسلیم بودن در برابر حق) است». اما چون آیین پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) آخرین و برترین دین‌هاست، نام «اسلام» برای آن انتخاب شده است.[3]

راهنمایی‌های اسلام برای پیشرفت
اسلام، پیروان خود را در زمینه‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اخلاقی، عقیدتی، نظامی و ... و در جهت پیشرفت‌، راهنمایی کرده است، و این راه‌نمایی‌ها توسط پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و سپس، ائمه‌ی معصومین(علیهم‌السلام) به مردم می‌رسیده و در زمان حاضر، به عهده‌ی علمای اسلام و روحانیت است که سخنان اسلام و معصومین را به مسلمانان برسانند و یا غیر مسلمانان را از تعالیم روح‌بخش اسلام، آگاه کنند.
اگر مسلمانان به تعالیم حکیمانه و مدبرانه‌ی آن عمل کنند، گوی سبقت را حتی در امور دنیوی هم از دیگران می‌ربایند. ما در این‌جا فقط به بعضی از راه‌نمایی‌های اقتصادی اسلام،‌ اشاره می‌کنیم تا نقش روحانیت هم در رساندن پیام دین روشن شود:

روحانیت و رساندن راهنمایی‌های اقتصادی اسلام
شاید بیشترین نیازی که مردم احساس می‌کنند، نیاز اقتصادی باشد و ما در زمینه‌های اقتصادی، آیات و روایاتی زیاد و نکات مهمی داریم که روحانیون، وظیفه‌ی رساندن آن را بر عهده دارند از جمله‌ی آن‌هاست:

1. رعایت عدالت اقتصادی
عدالت اقتصادی آن است که در امور اقتصادی به کسی ظلم نشود و این مورد تأکید اسلام است. امیرالمومنین(علیه‌السلام) در این زمینه می‌فرماید: «به خدا سوگند كه داد ستمدیده را از ظالم ستم‌گر می‌ستانم، و مهار ستم‌گر را گرفته و به آبش‌خور حق وارد می‌سازم، گر چه تمایل نداشته باشد».[4] هم‌چنین فرمود: «هیچ چیزی مانند «عدالت» باعث آباد شدن شهرها نمی‌شود».[5]

2. رعایت حقوق فقرا
فقیران در جامعه‌های مختلف، دارای حقوقی هستند که اگر حقوق آن‌ها رعایت شود، ریشه‌ی فقر از بین می‌رود و ‌آن‌ها هم مانند دیگران، زندگی معمولی و با مشکلات کم‌تری خواهند داشت. امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در مورد رعایت حقوق فقرا، به «مالک اشتر» می‌فرماید: «خدا را! خدا را! در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه، كه هیچ چاره‏‌اى ندارند، [و عبارتند] از زمین‌گیران، نیازمندان، گرفتاران، دردمندان. همانا در این طبقه محروم گروهى خویشتن‌دارى كرده، و گروهى دست نیاز بر مى‏‌دارند و به گدایی مشغول می‌شوند، پس براى خدا پاس‌دار حقّى باش كه خداوند براى این طبقه معین فرموده است؛ بخشى از بیت‌المال، و بخشى از غله‌‏هاى زمین‏‌هاى غنیمتى اسلام در هر شهرى را به طبقات پایین جامعه اختصاص بده، زیرا براى دورترین مسلمانان همانند نزدیك‌‏ترین آنان سهمى مساوى وجود دارد و تو مسئول رعایت آن مى‏‌باشى. مبادا سر مستى حكومت تو را از رسیدگى به آنان باز دارد، كه هرگز انجام كارهاى فراوان و مهم، عذرى براى ترك مسئولیّت‌‏هاى كوچك‌‏تر نخواهد بود».[6]

3. پرهیز از اسراف
بر هیچ‌یک از ما پوشیده نیست که اسراف و زیاده‌روی در مصرف هر چیزی، وقتی با موارد مشابه خود؛ جمع می‌شود تبدیل به ضرر‌های اقتصادی بزرگی می‌شود. پس هر یک از ما باید در خرید و مصرف هر چیز باید مراقب باشیم که بی‌مورد و بی‌جا صرف نشود که علاوه بر ضرر‌های شخصی و اجتماعی، ناپسند خداوند، و گناه است و سزاوار بودن مجازات آخرتی را هم به دنبال دارد.
قرآن می‌فرماید: «لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفینَ [انعام/141] اسراف نكنید، چرا كه خداوند، اسراف‌كاران را دوست ندارد» و امام صادق(علیه‌السلام) می‌فرماید: «اسراف و زیاده‌‏روى موجب فقر و نیازمندى است و میانه‏‌روى مایه آبادانی و بى‏‌نیازى است».[7]

4. پرهیز از احتکار
«احتکار» یعنی انبار کردن خوردنی‌ها برای گران شدن و گران فروختن.[8] احتکار، یکی از کارهایی است که سبب ضرر اقتصادی به مردم می‌شود و از نظر روایات، حرام و از گناهان کبیره است. امیر‌المؤمنین(علیه‌السلام) در این مورد به مالک اشتر می‌فرماید: «سپس سفارش من‌را به بازرگانان و صاحبان صنايع برسان، و آن‌ها را به نيكوكارى سفارش كن... اين را هم بدان كه در ميان بازرگانان، كسانى هم هستند كه تنگ‌نظر و بد معامله و بخيل و احتكار كننده‌‏اند، كه تنها به سود خود مى‌‏انديشند. و كالا را به هر قيمتى كه مى‏‌خواهند مى‌‏فروشند، كه اين سود جويى و گران‌فروشى براى همه افراد جامعه زيان‌بار، و عيب بزرگى بر زمام‌دار است. پس، از احتكار كالا جلوگيرى كن، كه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) از آن جلوگيرى مى‏‌كرد، بايد خريد و فروش در جامعه اسلامى، به سادگى و با موازين عدالت انجام گيرد، با نرخ‏‌هايى كه به فروشنده و خريدار زيانى نرساند، كسى كه پس از منع تو احتكار كند، او را كيفر ده تا عبرت ديگران شود، امّا در كيفر او اسراف نكن».[9]

5. «رباخواری» ممنوع
یکی از مسائلی که اقتصاد را در هم می‌شکند، رباخواری است. رباخوارى سبب افزایش فقر در جامعه و تراكم ثروت در دست عده‌‏اى محدود و محرومیت اكثر افراد اجتماع است‏. قرآن کریم در این مورد می‌فرماید: «الَّذینَ یَأْكُلُونَ الرِّبا لا یَقُومُونَ إِلاَّ كَما یَقُومُ الَّذی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطانُ مِنَ الْمَسِّ [بقره/275] كسانى كه ربا مى‏‌خورند، (در قیامت) برنمى‏‌خیزند مگر مانند كسى كه بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمى‏‌تواند تعادل خود را حفظ كند گاهى زمین مى‏‌خورد، گاهى بپا مى‏‌خیزد)».

6. بخشش از مال یا «انفاق»
نقطه‌ی مفابل رباخواری، «انفاق» است. انفاق در راه خدا، بخشش مال براى حمایت از نیازمندان‏ است و سبب پاكى دل و طهارت نفوس و آرامش جامعه می‌باشد و رباخوارى سبب پیدایش بخل و كینه و نفرت و ناپاكى است. قرآن کریم در مورد انفاق می‌فرماید:‌ «مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فىِ كلُ‏ِّ سُنبُلَةٍ مِّاْئَةُ حَبَّةٍ  وَ اللَّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاءُ  وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیم‏[بقره/261] كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى‌‏كنند، همانند بذرى هستند كه هفت خوشه برویاند و در هر خوشه، صد دانه باشد و خداوند آن را براى هر که بخواهد (و شایستگى داشته باشد آن را)، دو یا چند برابر مى‌‏كند و خدا (از نظر قدرت و رحمت،) وسیع، و (به همه چیز) داناست». البته در انفاق هم باید حد اعتدال را رعایت کرد و بیش از حد انفاق نکند که خانواده او به سختی بیافتد.

7. داشتن قناعت
قناعت یعنی اکتفا کردن به کمتر چیزی که احتیاج داریم.[10] در این مورد هم روایات زیادی داریم که ما را به داشتن قناعت، راه‌نمایی و تشویق کرده‌اند، مانند روایت امام علی‌(علیه‌السلام) که می‌فرماید: «خوش‌ترین زندگی، زندگی با قناعت است»[11] و در روایتی دیگر فرمود: «قناعت، مالی است که پایان نمی‌پذیرد».[12]

نتیجه‌گیری:
آنچه که عرض شد بخشی از یکی از مباحث (یعنی مبحث اقتصادی) است که در اسلام و توسط معصومین(علیهم‌السلام) مطرح شده و پس از ایشان و در زمان غیبت امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه)، وظیفه‌ی روحانیتی مانند: شیخ کلینی‌‌‌‌‌‌‌‌ها، شیخ انصاری‌ها و آخوند خراسانی‌ها و علما و روحانیون زمان ما می‌باشد که از دوران معصومین تا اکنون، اشخاصی مانند میرزای شیرازی با فتوای تحریم تنباکو، و امام خمینی(رحمةالله‌علیه) با مبارزات اسلامی خود، کشور ایران را از استعمارگران، نجات دادند و روحانیون، مباحث اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اخلاقی، عقیدتی، نظامی و ... اسلام را برای مردم بیان کنند تا مسلمانان، در سایه‌ی عمل به این تعالیم، به پیشرفت و زندگی سالم و پاک در این دنیا و سعادت همیشگی در آخرت برسند.

------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. اسلام، در لغت؛ به معنای تسلیم و مطیع امر خدا شدن است؛«العين، ج‏7، ص266»
[2]. إِنَّ الْإِسْلَامَ هُوَ التَّسْلِیم‏؛«الكافی، ج2 ص45»
[3]. تفسیر نمونه، ج2، ص47
[4]. وَ ایْمُ اللَّهِ لَأُنْصِفَنَّ الْمَظْلُومَ مِنْ ظَالِمِهِ وَ لَأَقُودَنَّ الظَّالِمَ بِخِزَامَتِهِ حَتَّى أُورِدَهُ مَنْهَلَ الْحَقِّ وَ إِنْ كَانَ كَارِهاً؛«نهج‌البلاغه، خطبه136»
[5]. مَاعُمّرِتِ الْبَلْدان بِمِثْلِ العَدْلِ؛«تصنیف غرر الحكم و درر الكلم(ناشر: دفتر تبلیغات)، ص340»
[6]. اللَّهَ اللَّهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَى مِنَ الَّذِینَ لَا حِیلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاكِینِ وَ الْمُحْتَاجِینَ وَ أَهْلِ الْبُؤْسَى وَ الزَّمْنَى فَإِنَّ فِی هَذِهِ الطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ احْفَظِ [اللَّهَ لِلَّهِ مَا اسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِیهِمْ وَ اجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَیْتِ مَالِكِ وَ قِسْماً مِنْ غَلَّاتِ صَوَافِی الْإِسْلَامِ فِی كُلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ الَّذِی لِلْأَدْنَى وَ كُلٌّ قَدِ اسْتُرْعِیتَ حَقَّهُ وَ لَا یَشْغَلَنَّكَ عَنْهُمْ بَطَرٌ فَإِنَّكَ لَا تُعْذَرُ؛«نهج‌البلاغه، نامه53»
[7]. إِنَّ السَّرَفَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ إِنَّ الْقَصْدَ یُورِثُ الْغِنَی؛«الكافی، ج‏4، ص: 54»
[8]. فرهنگ ابجدی، ج1، ص21
[9]. ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً ...وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِی كَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِیحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص مَنَعَ مِنْهُ وَ لْیَكُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْیِكَ إِیَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ [مِنْ فِی غَیْرِ إِسْرَاف؛«نهج البلاغه، نامه53»
[10]. مفردات راغب، ج1، ص685
[11]. اَطیَبُ العَیشِ القَناعَةُ؛«تصنیف غرر الحكم و درر الكلم(ناشر:‌ دفتر تبلیغات)، ص391»
[12]. الْقَنَاعَةُ مَالٌ لَا یَنْفَدُ؛«نهج‌البلاغه، حکمت475»

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.