بی‌لیاقتی بشر، دلیل محرومیّت از حضور امام زمان

13:01 - 1394/03/12

چکیده: این مصیبت که امام زمان(عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه) در بین ما نیست و ما از وجود مبارکش به طور کامل بهرمند نیستیم، برای آن نیست که خداوند تبارک و تعالی یا خود حضرت نمی‌خواهد بلکه به این دلیل است که مردم هنوز خود را به این آمادگی و لیاقت نرسانده‌اند.

صاحب الزمان

یکی از سنّت‌های الهی این است که خداوند نعمتی را به مردم عطا نمی‌کند، مگر این‌که شایستگی و قابلیت دریافت آن وجود داشته باشد و  پس از عطای نعمت، آن را نمی‌گیرد، مگر آن‌که شایستگی و قابلیت آن را از دست دهند، چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «ذَلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ [انفال/53] اين [كيفر] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمى‏‌دهد، مگر آن‌كه آنان آن‌چه را در دل دارند تغيير دهند».  

از جملۀ این نعمت‌ها، نعمت امام و ولایت است که ابتدا خداوند نعمت حكومت اسلامى را توسط پيامبر اکرم(صلى‌‍الله‌عليه‌وآله) به مردم ارزانی شد تا بشریّت از آن بهره‌مند شده و در تحت لواى آن، عدل، آرامش و معنویت در جامعه تحقق يابد. اما مردم آمادگی چنین حکومتی را نداشتند و  پس از رحلت پیامبر(صلى‌‍الله‌عليه‌وآله) به دلیل بی‌لیاقتی که مردم از خود نشان دادند و امیرالمومنین(علیه‌السلام) را که جانشین و خلیفه پیامبر(صلى‌‍الله‌عليه‌وآله) بود، تنها گذاشتند، خداوند این نعمت بزرگ را از آن‌ها گرفت و به رهبری بدترین مردم دچار کرد.

این سنت الهی در مورد وجود بابرکت ائمه دیگر جاری بود و سیر بهره‌مندی مردم از هم‌نشینی و مصاحبت با آنان با فراز و نشیب همراه بود و از زمان امام کاظم(علیه‌السلام) رفته رفته از سطح لیاقت و قابلیت‌شان کاسته شد و مردم توفیق کمتری برای ارتباط و هم‌نشینی با امام‌شان پیدا کردند تا این‌که در زمان امام حسن عسگری(علیه‌السلام) این حضور و ارتباط به کمترین حد خود رسید و این بی‌لیاقتی آن قدر شدت یافت که خداوند نعمت حضور امام در جامعه را از مردم سلب نمود وامام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) از نظرها غایب شد.

امام باقر(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «هر گاه خداوند بر خلقش خشم کند، ما را از مجاورت آن‌ها دور می‌کند».[1] 
بنابراین محرومیت مردم از امامان به دلیل بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی خود مردم بوده است، چرا که این خود مردم بودند که با رها کردن اهل بیت و عدم پشتیبانی و اطاعت از آن‌ها، موجبات منزوی شدن و کنار گذاشته شدن آنان را فراهم آوردند و در نهایت موجب غیبت آخرین امام شدند.

خواجه نصير الدين طوسى در کتاب تجرید الاعتقاد باب «وجوب نصب امام» مى‏‌نويسد:
«سبب غائب شدن امام از انظار، خود مردم مى‌‏باشند.»
علامه حلّى (رحمه‌الله) در شرح و توضيح اين عبارت مى‌‏نويسد:
«لطف بودن وجود امام وابسته به سه امر است: 1. خداوند چنين امامى را خلق نمايد كه از حيث علم و قدرت بتواند رهبرى انسان‏‌ها را به دست گيرد. 2. شخص امام، تمامى مشكلات و سختى‏‌هاى اين امامت را متحمّل گردد. 3. رعيّت او را كمك كنند و نسبت به اوامر و نواهى او تسليم بوده باشند، اگر رعيت آمادگى پذيرفتن چنين امامى را نداشتند، غيبت يك مساله طبيعى است».[2]

اگر مردم از خود بی‌کفایتی نشان نمی‌دادند و معصوم را کنار نمی‌زدند و آماده پذيرش امام بودند، امام غائب نمى‏‌شد و به اجراى قانون الهى مى‏‌پرداخت و حكومت عدل اسلامى، سراسر جهان را فرا مى‌‏گرفت و بعيد نيست بعضى از رواياتى كه قيام و ظهور قائم آل محمد(صلى‌‍الله‌عليه‌وآله) را نزديك معرفى مى‏‌کند و يا امر به انتظار نموده و در تمام اعصار مردم را به ‏حال آماده باش در مى‏‌آورد، براى اين است كه اگر مردم احياناً حالت پذيرش پيدا كردند، بلا فاصله حضرت ظهور خواهد كرد.[3]

خود امام زمان(عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه) در نامه‌ای خطاب به شیخ مفید، علّت غیبت‌شان را عدم هم‌دلی و وفاداری شیعیان بیان کردند و با دلی پر از درد فرمودند: «اگر شیعیان ما -که خداوند در انجام طاعت موفق‌شان بدارد- در وفا کردن به عهد ما هم‌دل و وفادار بودند، یک لحظه ملاقات ما از آن‌ها به تاخییر نمی‌افتاد و ما را از آن‌ها پوشیده نمی‌دارد مگر همان چیزهایی که از آن‌ها به ما می‌رسد و ما دوست نداریم و از آن‌ها انتظار نداریم».[4]

بنابراین، مصیبت عدم حضور امام زمان(عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه) در بین ما به این خاطر نیست که خداوند متعال یا خود حضرتش نمی‌خواهد، بلکه به این دلیل است که مردم هنوز خود را به این آمادگی و لیاقت نرسانده‌اند و ما باید برای برداشتن موانع ظهور، اقدام عملی و جدی نماییم و اولین قدم آن است که ابتدا بار خود را به واسطه گناه نکردن از روی دوش ایشان برداریم.

 

__________________________________________
پی‌نوشت:
[1].اصول کافی، ج1، ص343.
[2].كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، ص 363.
[3].حسين اوسطى‏، دوازده گفتار درباره حضرت مهدى(علیه‌السلام)، ص135.
 [4].بحارالانوار، ج53، ص176.

* برای مطالعه بیشتر به کتاب«آشتی با امام زمان» نوشته استاد محمد شجاعی مراجعه شود.

نظرات

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.