عارف واصل ملا حسین‌قلی همدانی

14:39 - 1394/03/11

چکیده: ملا حسين‌قلی همداني در سال 1239 هـ .ق در روستای شوند واقع در 85 كيلومتری شمال شرقی همدان ديده به جهان گشود. اين كودك در دامان مادری پاك سرشت و پدری صالح و زاهد رشد كرد، وی توانست با بهره‌گیری از اساتید بزرگ زمان خویش به مدارج عالی علم عرفان برسد.

ملاحسين قلي همداني

ملا حسين‌قلی در سال 1239 (هـ.ق) در روستای شوند واقع در 85 كيلومتری شمال شرقی همدان ديده به جهان گشود. اين كودك در دامان مادری پاك سرشت و پدری صالح و زاهد رشد كرد و پس از آن‌كه شش بهار از عمرش را سپری كرد، با تشويق پدر به مكتب خانه روستا رفت و با فراگيری برخی مقدمات فارسی و عربی، برای پيمودن درجات علمی و عرفانی آماده شد. پدر او تلاش می‌كرد كه فرزندش در كسوت اهل علم در آيد. به همين دليل، پس از آن‌كه وی با مقدمات علوم دينی و ادبی آشنا شد، او را در حالی كه دوازده ساله بود، به تهران آورد.
حسين‌قلی نوجوان، در تهران پس از تكميل مقدمات و گذرانيدن سطوح نزد فضلای عصر در مدرسه مروی، به محضر درس فقيه مشهور، شيخ عبدالحسين تهرانی، معروف به «شيخ العراقين» راه يافت.[1]

وی در تهران پس از جست وجو، اطلاعاتی درباره حكيم حاج ملا هادی سبزواری به دست آورد. آوازه اين فيلسوف گران‌مايه، او را به سبزوار كشاند و گويی گوهر گم‌شده خود را در آن ديار يافت و این مرحله نقطه عطفی در زندگی حسين‌قلی شمرده می‌شود. وی رفته رفته متوجه شد كه حاجی سبزواری فقط در علوم عقلی تبحر ندارد و در فقه، اصول، تفسير، منطق، رياضی، ادبيات و طب نيز صاحب نظر است. هم‌چنين، از ذوق شاعرانه هم بهره دارد. برای اين شاگرد جوينده كمال و حقيقت، جالب‌تر از همه اين بود كه اين حكيم، خود را در بند واژه‌های فلسفی و تجزيه و تحليل‌هاي خشك دانش‌های عقلی محبوس نساخته بود و در برابر بندگان بی‌بضاعت با فروتنی رفتار می‌كرد، به خاندان عصمت و عترت پيامبر اكرم(صلی‌الله‌عليه‌وآله) ارادت ویژه داشت و سادات را بزرگ می‌داشت. با دست‌رنج خود زندگی می‌كرد و ديگران را هم از محصول زحمت‌های خويش بهره‌مند می‌ساخت و در خانه‌ای ساده می‌زيست.

رفته‌رفته رابطه حسين‌قلی همدانی و حكيم سبزواری از رابطه‌ای معمولی و متداول فراتر رفته و وی عاشقانه به اين انديش‌مند ارادت می‌ورزيد. با وجود آن‌كه چندين سال از او دور بود، باز وقتی خاطره روزهای اقامت در سبزوار را مرور می‌كرد، احساسش به هيجان می‌آمد؛ چرا كه حكيم سبزوار، خوش بيان و خوش تقدير بود، با شور و جذبه تدريس می‌كرد و گذشته از مقام علمی و حكمی، از ذوق عرفان سرشاری نيز برخوردار بود. انسانی اهل مراقبت، عبادت پيشه، پای‌بند به شرع و سالک الی الله بود.

حسین‌قلی پس از خوشه چینی از محضر حکیم سبزوار راهی نجف شد و به حلقه درسی شیخ انصاری پیوست و تا آخر عمر شیخ انصاری، از محضر ایشان بهره‌مند بود تا جایی که خود به مراتب عالی فقهی رسید.[2] وی در کنار تحصیل فقه و اصول مجذوب شخصیت اخلاقی و عرفانی آقا سید علی شوشتری از عرفای بزرگ آن زمان شد و پس از اندکی که آقا سید علی به گوهر وجودی شاگرد خود پی‌برد، لذا او از حسین‌قلی خواست تا علاوه بر تدریس دروس متداول حوزه به تعلیم و تربیت شاگردان در مباحث معرفتی بپردازد و شیفتگان معرفت را در رسیدن به کمال یاری کند.[3]

آخوند ملا حسينقلی همدانی با بهره گرفتن از وجود چنين استاد وارسته‌ای، در مسير سير و سلوك گام نهاد. علامه «حسن زاده آملی» در اين باره می‌گويد: «مرحوم آخوند ملا حسين‌قلی همدانی بعد از 22 سال نتيجه گرفت و به مقصود رسيد و خود آن جناب گفته است که در عدم وصول به مراد، سخت گرفته(ناراحت) بودم تا آن‌كه روزی در نجف گويا در گوشه ايوانی نشسته بودم. ديدم كبوتری بر زمين نشست و پاره نانی خشكيده را به منقار گرفت، ولی هر چه نوک زد، خرد نمی‌شد. پرواز كرد و رفت و نان را ترك گفت. پس از چندی بازگشت و به سراغ آن تكه نان آمد، باز چندی آن را نوک زد ولی شكسته نشد، باز برگشت و بعد از چندی آمد و بالاخره آن تكه نان را با منقارش خرد كرد و خورد. از اين عمل كبوتر ملهم شدم كه اراده و همت می‌بايد.[4]

آیت‌الله ملا حسينقلی همدانی دارای فضایل و ویژگی‌های متعددی بود که در پرتو همین فضایل به مقامات عالیه رسید.

تواضع و فروتنی
آخوند همدانی زندگی ساده و زاهدانه‌ای داشت و از متاع دنیوی به اندکی بسنده می‌کرد. «سید عبدالحسین لاری» می‌گوید: «در منزل آخوند، جز یک قطعه حصیر نبود که خود روی آن می‌نشست و عبای خویش را به رویش می‌گسترانید تا سایر طلاب روی آن بنشینند. آخوند از شهرت به‌ شدت می‌گریخت و در رفت و آمدها این منش را دنبال می‌کرد».
«سید حسن سجادی» شاگرد همدانی او، یادآور شده است: «آخوند در معابر و کوچه و بازار عبا بر سر خویش می‌کشید و مایل نبود شهرتی به‌دست آورد».[5] آخوند به شاگردانش توصیه می‌کرد: «هر وقت توانستید، کفش دیگران را مرتب کنید و در مجلس، محلی پایین‌تر از دیگران بنشینید؛ باید بت نفس را شکست تا زمینه‌های اصلاح در وجود شکوفا گردد».

مراقبت و معرفت نفس
روش تربیتی آخوند همدانی، معرفت نفس بود که برای رسیدن به آن «مراقبت» را توصیه می‌کرد. مرحوم آخوند همدانی در تربیت اخلاقی شاگردان خود به اصل مراقبه توجه فراوان داشت. سیدی از بزرگان همدان که جوانی نیکو سیرت، اهل مراقبت و مجاهده بود، نزد آخوند به تحصیل فقه و تزکیه نفس مشغول بود. روزی از شهر همدان عده ای نزد شیخ آمدند و از یکی از برادران سید به دلیل کوتاهی در امور تجارت شکایت داشتند. به سید فرمود که نامه‌ای به برادرش بنویسد و به او دراین‌باره هشدار دهد. او نامه‌ای نوشت و به حضور استاد آورد. شیخ نامه را گشود و دید سید در آن، برادرش را به خاطر بدرفتاری با مردم ملامت کرده، نوشته است که این رفتار، هم اعتبار او را در نزد مردم از بین می‌برد و هم در آخرت موجب زیانش خواهد بود. چون آخوند همدانی دید سید ضرر دنیوی را بر اخروی مقدّم داشته، فرمود: «این نوشته شبیه نوشته‌های اهل غفلت است، کسی که مراقب اعمال و رفتار خود باشد، هیچ گاه ذکر دنیا را بر آخرت مقدّم نمی‌دارد.»[6]

عبادت و شب‌زنده‌داری
شب‌زنده‌داری و التزام عملی به ذکرها و نافله‌ها چنان در زندگی ملاحسینقلی نمایان بود که به برکت مناجات سحرگاهان، خلوت‌گزینی باخدا و تفکر درآیات حق تعالی، قلب خویش را نورانی و شب‌های ظلمانی را به‌روزی روشن تبدیل کرده بود.
او به شاگردان و یاران خویش توصیه می‌کرد که اگر می‌خواهید به‌جایی برسید، به انجام نافله‌ها و سحرخیزی توجه کنید. میرزا جواد ملکی تبریزی، از شاگردان برجسته ایشان، گفته است: «استادم [آخوند همدانی] به من فرمود تنها، متهجدان هستند که به مقاماتی نائل می‌گردند و غیر آنان به هیچ جایی نخواهند رسید.»[7]

آخوند ملا حسین‌قلی همدانی سرانجام پس از عمری تلاش در راه كمال و تربیت انسان‌های صالح، در تاریخ 28 شعبان 1311(هـ.ق) در كربلا ندای پروردگارش را لبیک گفت و روح بلندش به بهشت برین پرواز كرد و در جوار رحمت حق آرمید. پیكر شریف آن مرحوم در صحن مطهر امام حسین(علیهالسلام) در حجره‌ چهارم صحن به خاك سپرده شد.

 

-------------------------------------------------------- 
پی‌نوشت
[1]. مکارم الآثار، میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی، ج4، ص1087.
[2]. نقباء البشر، شیخ آقابزرگ تهرانی، ص674.
[3]. مجله حوزه، شماره 73 و 74، سال 1375، ص57.
[4]. هزار و یک نکته، حسن حسن‌زاده آملی، ص427.
[5]. شمع جمع، احمد نثاری، ص39.
[6]. اسرار الصلاه، میرزا جواد ملکی تبریزی، ص105.
[7]. همان، ص293.

نظرات

تصویر نجفی
نویسنده نجفی در

سلام. تشکر ازمطلب. البته تصویر مربوطبه مرحوم انصاری همدانی-شاگرد شاگرد ملا حسینقلی- است. به یاد دارم که کتابی نیز گویا با نام "چلچراغ عرفان" درباره ی ملا حسینقلی نوشته شده است.

تصویر hosein1393
نویسنده hosein1393 در

سلام علیکم
ممنون از اطلاع رسانی مفیدتون
التماس دعا

تصویر محمدرضا1
نویسنده محمدرضا1 در

خیلی خوب بود

تصویر محمدرضا1
نویسنده محمدرضا1 در

خیلی خوب بود

تصویر علی احمدی
نویسنده علی احمدی در

استفاده کردیم
پیروز و موفق باشید

تصویر تســــــــــــــنیم
نویسنده تســــــــــــــنیم در

سلام

ممنون از مطلبتون. خداوند این عالم بزرگ رو رحمت کنه.

تصویر مهدی زال بک
نویسنده مهدی زال بک در

سلام
اجرتون با امام زمان علیه السلام

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.