امام سجاد را بهتر بشناسیم

00:04 - 1394/03/04

چکیده: امام سجاد(علیه‌السلام) شباهت زیادی به امیرالمومنین(علیه‌السلام) داشت؛ از جهات مختلفی مانند: علم و ایمان و تقوا و عبادت و سخاوت و فتوت و رأفت و زهد و... که به بعضی اشاره می‌شود:

امام زین العابدین(علیه‌السلام)

خلاصه‌ای از زندگی امام سجاد(علیه‌السلام)
او فرزند امام حسین بن علی(علیهماالسلام) است و مادرش «شهر بانویه» و مشهورترین لقبش «زین‌العابدین» و «سجاد» است. در سال سی و هشت قمری متولد شد، دوران کودکی را در مدینه گذراند و دو سال از خلافت جدش امیر‌المؤمنین(علیه‌السلام) و ده سال از امامت عمویش امام حسن مجتبی(علیه‌السلام) و ده سال؛ امامت پدر گرامی خود را درک کرد.

در محرم سال 61 هجری در جریان قیام کربلا حضور داشت و پس از فاجعه‌ی کربلا به امامت رسید و همراه دیگر اسیران، به کوفه و شام، به اسیری برده شد و سرپرست و تکیه‌گاه اسیران، در سختی‌ها و گرفتاری‌ها بود و با سخنرانی‌های آتشین خود حکومت یزید را رسوا ساخت.
پس از بازگشت، در شهر مدینه اقامت گزید و در سال 94 یا 95 هجری به شهادت رسید و در قبرستان «بقیع» در کنار قبر عمویش امام حسن(علیه‌السلام) به خاک سپرده شد.[1]

شباهت‌های آن حضرت به امیرالمومنین(علیه‌السلام)
امام سجاد(علیه‌السلام) شباهت زیادی به امیرالمومنین(علیه‌السلام) داشت؛ از جهات مختلفی مانند: علم و ایمان و تقوا و عبادت و سخاوت و فتوت و رأفت و زهد و ... که به بعضی اشاره می‌شود:

1. شباهت در ایمان: امیرالمومنین(علیه‌السلام) در دعای صباح، به درگاه الهی عرضه می‌دارد: «ای کسی که دلیل بر وجود خود هستی!».[2] و دعای امام سجاد(علیه‌السلام) در دعای ابو حمزه‌ی ثمالی این است:«(خدایا!) تو را به خودت شناختم و تو من‌را بر خودت راهنمایی کردی و دعوت نمودی و اگر نبودی تو را نمی‌شناختم».[3] و این‌گونه کلمات، منتهای ایمان این دو امام همام را می‌رساند.

2. شباهت در علم: امیرالمومنین(علیه‌السلام) می‌فرمود: «ای مردم! آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چه می‌خواهید از من بپرسید، پیش از آن‌که من‌را نیابید».[4] امام سجاد(علیه‌السلام) نیز می‌فرمود: «اگر آیه‌اى در قرآن مجید نبود من از آن‌چه در گذشته اتفاق افتاده، و حوادثى كه تا روز قیامت اتفاق مى‌افتد، به شما خـبـر مـى‌دادم، شخصى عرض كرد كدام آیه؟ فرمود: آیه‌ای که می‌فرماید:«یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‏[رعد/39] خـدا هـر چـیـزى را بـخواهد محو مى‌كند، و هر چیزى را بخواهد ثابت مى‌دارد و ام‌الكتاب (لوح محفوظ) در نزد اوست».[5]

3. شباهت در عبادت: امام سجاد(علیه‌السلام) در عبادت، شباهت زیادی به امیرالمومنین(علیه‌السلام) داشت و به خاطر عبادات زیبا و زیاد، به «زین العابدین» و «سید الساجدین» و «سجاد» لقب گرفت و علت لقب گرفتن آن حضرت به «سجّاد» نیز این بود که محل سجده‌ی آن حضرت در پیشانی پینه گرفته بود.[6]
امام باقر(علیه‌السلام) در مورد پدر گرامی خود می‌فرماید: «پدرم، در هر شبانه روز هزار ركعت نماز می‌خواند، و (هنگام نماز چنان از خود بی‌خود می‌شد كه) باد او را همانند خوشه گندم به این سو و آن سو می‌برد».[7]

امام باقر(علیه‌السلام) میفرماید: پدرم را دیدم در حالی‌که به واسطه‌ی بیدارى شب رنگش زرد شده، و از بسیارى گریه چشمانش مجروح شده، پیشانى و بینى او از بسیارى سجده پینه بسته، و از بس براى نماز روى پا ایستاده پاها و ساق آن ورم كرده است؛ وقتی او را به این حال دیدم نتوانستم خوددارى كنم و از روى دل‌سوزى براى او گریستم، و او در آن حال سر به گریبان تفكر فرو برده بود، پس از مدتی كه از رفتن من به آن‌جا گذشت به من رو كرده فرمود: اى پسرك من برخى از كتاب‌هایى كه عبادت على بن ابى طالب(علیه‌السّلام) در آن نوشته شده را به من بده، من آن را به دستش دادم، مقداری از آن را خواند آن‌گاه با اندوه آن را بر زمین گذاشت و فرمود: كیست كه توان عبادت او را داشته باشد».[8]

4. شباهت در شجاعت: شجاعت امیرالمومنین(علیه‌السلام) زبان‌زد خاص و عام است و اگر شنیدیم که حضرت این شجاعت را در میدان جنگ، علیه «عمر بن عبدود» و  «مرحب خیبری» به کار برد، فرزند گرامی‌اش امام سجاد(علیه‌السلام) هم شجاعت خود را در مجلس «ابن زیاد» و «یزید» و روی منبر در مجلس شام، به کار برده است.[9]

معرفی آن حضرت از زبان «فرزدق» شاعر
در یکی از سال‌ها «هشام بن عبد الملك»(خلیفه وقت) به حج رفت و به واسطه‌ی ازدحام جمعیت، نتوانست «حجر الاسود» را ببوسد، برایش صندلى گذاشتند و او نشست؛ شامیان اطرافش را گرفتند در این میان على بن الحسین(علیه‌السلام) آمد در حالى كه پارچه‏‌اى بر كمر داشت و ردائى بر دوش، بسیار زیبا و خوش اندام بود و بوى خوشى از او ساطع بود در پیشانى پینه‏‌اى از اثر سجده داشت مانند پینه‏‌اى كه بر روى زانوى گوسفند بسته می‌شود، شروع به طواف نمود همین كه به نزدیك حجرالاسود رسید، مردم از هیبت او كنار رفتند؛ او به آسانى حجرالاسود را بوسید، یكى از شامیان از هشام پرسید این كیست؟ هشام گفت نمى‏‌شناسم، (این‌كه خود را به ناشناسى زد برای آن بود كه مردم شام به او گرایش پیدا نکنند)

فرزدق كه حضور داشت از جاى خود حركت کرد و گفت من او را مى‏‌شناسم؛ مرد شامى گفت او كیست؟ فرزدق شروع كرد به خواندن اشعارى كه ترجمه‌ی قسمتی از آن،‌ چنین است:

- این همان است كه بطحاء قدم‌ها او را مى‏‌شناسد. كعبه او را مى‏‌شناسد و منطقه حرم و بیرون حرم او را مى‏‌شناسد.
- این پسر بهترین همه بندگان خداوند است. این پرهیزگار پاك و پاكیزه‌ی سرشناس است.
- این على است كه پیامبر خدا پدر اوست و با پرتو هدایت او ملت‌ها هدایت شدند.
- هر گاه قریش او را مى‏‌بیند سخن‌گوى آن مى‏‌گوید، بزرگواری به مكارم این شخص پایان مى‏‌پذیرد و مى‏‌رسد.
- نسب او به آن اوج عزتى مى‏‌رسد كه نسب تمام اعراب مسلمان و غیر عرب از رسیدن به آن باز مى‏‌ماند.
- هر گاه مى‏‌آید كه ركن حطیم را دست بكشد، ركن، به سبب شناختن دست او مى‏‌خواهد آن را بگیرد و رها نكند.
- او از حیا چشم فرو مى‏‌بندد و از هیبت او چشم‌ها فرو بسته مى‌‏شود و با او سخن گفته نمى‏‌شود، مگر آن‌گاه كه لبخند بر لب دارد.
- جامه ظلمت از پرتو پیشانى او چاك مى‏‌شود، هم‌چنان كه از دمیدن خورشید تاریكی‌ها از میان مى‌‏رود ...

 هشام از این مدح‏‌سرائى فرزدق ناراحت شد و حقوق او را قطع كرد به او گفت: چرا چنین شعرى در باره ما نگفتى؟ فرزدق در جواب گفت: تو هم جدّى مانند جدّ او و پدرى مانند پدرش و مادرى مانند مادرش بیاور تا همین طور برایت شعر بگویم.[10]

امام سجاد(علیه‌السلام) مجهّز به سلاح دعا
پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) در روایتی می‌فرماید: «آيا شما را به سلاحى رهنمائى نكنم كه از دشمنتان نجات می‌دهد و روزى شما را فراوان و سرشار می‌كند؟ گفتند: آری، فرمود: به درگاه پروردگارتان در شب و روز دعا كنيد، زيرا سلاح مؤمن دعاء است».[11]

بعد از ماجرای کربلا و شهادت امام حسین(علیه‌السلام) و یاران وفادارش، اختناق شدیدی بر مردم آن زمان، حاکم شد و در این زمان، امام سجاد(علیه‌السلام) نمی‌توانست آزادانه به هدایت مردم بپردازد و به همین سبب، از روش دعا، استفاده کرد و معارف اسلام را با زبان دعا، به مردم می‌آموخت.

دعاهای آن حضرت، در کتابی به نام «صحیفه سجادیه» جمع‌آوری شده است.

------------------------------------------------------------
پی‌نوشت
[1]. سیره پیشوایان،ص233 و 234
[2]. یَا مَنْ دَلَّ عَلَى ذَاتِهِ بِذَاتِهِ؛«بحار‌الانوار، ج84، ص339»
[3]. بِكَ عَرَفْتُكَ وَ أَنْتَ دَلَلْتَنِی عَلَیْكَ وَ دَعَوْتَنِی إِلَیْكَ وَ لَوْ لَا أَنْتَ لَمْ أَدْرِ مَا أَنْت‏؛«بحار الانوار، ج95، ص82»
[4]. أَیُّهَا النَّاسُ سَلُونِی قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِی؛«نهج البلاغه، خطبه189»
[5]. لَوْ لَا آیَةٌ فِی كِتَابِ اللَّهِ لَحَدَّثْتُكُمْ بِمَا یَكُونُ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَقُلْتُ أَیَّةُ آیَةٍ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ یَمْحُوا اللَّهُ ما یَشاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ‏؛«بحار الانوار، ج4، ص118»
[6]. لَقَبُهُ سَیِّدُ الْعَابِدِینَ وَ زَیْنُ الْعَابِدِینَ وَ السَّجَّادُ وَ ذُو الثَّفِنَاتِ وَ إِنَّمَا لُقِّبَ بِذَلِكَ لِأَنَّ مَوَاضِعَ السُّجُودِ مِنْهُ كَانَتْ كَثَفِنَةِ الْبَعِیرِ مِنْ كَثْرَةِ السُّجُودِ عَلَیْهِ؛«علام الورى بأعلام الهدى، ص256»
[7]. كَانَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ ع یُصَلِّی فِی الْیَوْمِ وَ اللَّیْلَةِ أَلْفَ رَكْعَةٍ وَ كَانَتِ الرِّیحُ تُمِیلُهُ بِمَنْزِلَةِ السُّنْبُلَةِ؛«الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص143»
[8]. عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع وَ لَقَدْ دَخَلَ أَبُو جَعْفَرٍ ابْنُهُ ع عَلَیْهِ فَإِذَا هُوَ قَدْ بَلَغَ مِنَ الْعِبَادَةِ مَا لَمْ یَبْلُغْهُ أَحَدٌ فَرَآهُ قَدِ اصْفَرَّ لَوْنُهُ مِنَ السَّهَرِ وَ رَمِصَتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْبُكَاءِ وَ دَبِرَتْ جَبْهَتُهُ وَ انْخَرَمَ أَنْفُهُ مِنَ السُّجُودِ وَ وَرِمَتْ سَاقَاهُ وَ قَدَمَاهُ مِنَ الْقِیَامِ فِی الصَّلَاةِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَلَمْ أَمْلِكْ حِینَ رَأَیْتُهُ بِتِلْكَ الْحَالِ الْبُكَاءَ فَبَكَیْتُ رَحْمَةً لَهُ وَ إِذَا هُوَ یُفَكِّرُ فَالْتَفَتَ إِلَیَّ بَعْدَ هُنَیْهَةٍ مِنْ دُخُولِی فَقَالَ یَا بُنَیَّ أَعْطِنِی بَعْضَ تِلْكَ الصُّحُفِ الَّتِی فِیهَا عِبَادَةُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَأَعْطَیْتُهُ فَقَرَأَ فِیهَا شَیْئاً یَسِیراً ثُمَّ تَرَكَهَا مِنْ یَدِهِ تَضَجُّراً وَ قَالَ مَنْ یَقْوَى عَلَى عِبَادَةِ عَلِیٍّ؛«الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص141 و 142»
[9]. با استفاده از زندگانی چهارده معصوم(علیهم‌السلام)، نوشته؛ آیة‌ الله مظاهری
[10]. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏46، ص124 تا 128
[11]. أ لَا أَدُلُّكُمْ عَلَى سِلَاحٍ يُنْجِيكُمْ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ يُدِرُّ أَرْزَاقَكُمْ قَالُوا بَلَى قَالَ تَدْعُونَ رَبَّكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فَإِنَّ سِلَاحَ الْمُؤْمِنِ الدُّعَاءُ؛«الکافی، ج2، ص468»

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.