به چه علت در بهشت زندگی ادامه دارد؟

01:08 - 1391/09/30
از آن جا كه لطف عبارت از چیزی كه بنده را به طاعت الهی نزدیك و از معصیت الهی دور سازد و دوام ثواب بشر را به طاعت تشویق و نزدیك می‌سازد چون هر انسانی برای نیل به منفعت بی‌پایان حاضر می‌شود از یك سلسله خواهش‌های نفسانی موقت چشم بپوشد.
آخرت

به چه علت در بهشت زندگی ادامه دارد؟ آخر جهان آخرت چه می‌شود با توجه به این كه جهان آخرت ابدی است؟

علامه حلی در كشف المراد سه دلیل برای دوام ثواب برای بهشتیان و عقاب برای دوزخیان مطرح كرده‌اند كه ما به دو مورد آن اشاره می‌كنیم:

1. دائمی بودن ثواب وعقاب لطف است و هر لطفی بر خداوند واجب است پس دوام ثواب و عقاب حتمی است.

امّا اثبات لطفیت دوام: از آن جا كه لطف عبارت از چیزی كه بنده را به طاعت الهی نزدیك و از معصیت الهی دور سازد و دوام ثواب بشر را به طاعت تشویق و نزدیك می‌سازد چون هر انسانی برای نیل به منفعت بی‌پایان حاضر می‌شود از یك سلسله خواهش‌های نفسانی موقت چشم بپوشد.

2. ثواب و عقاب قیامت با نفع و ضررهای دنیا فرق دارد در دنیا خوشیها و ناخوشیها سود و زیان با همند. یعنی چنین نیست كه انسانی در دنیا علی الدوام در شادمانی و خوشی مسرور باشد و متقلابلا همیشه در فقر و ناخوشیها نیست. «فان مع العسر یسرا» ولی در آخرت چنین نیست بلكه آن در ثواب و خوشی است، شادمانیش خالص و همیشگی است. حال اگر ثواب قیامت منقطع و پایان پذیر باشد مستلزم آن است كه بهشتیان دارای درد و ناراحتی ورنج باشند و این با خالص بودن ثواب از شائبة‌رنج و فكر هم منافات دارد.[1]

پاسخ به سؤال شما در مورد ادامة حیات و زندگی در جهان آخرت و نهایت آن متوقف بر مقدمه‌ای است كه باید بیان شود.

ما نخست بایستی به اثبات برسانیم اینكه جهان منحصر به این عالم مادی و محدود نیست بلكه این جهان استمرار دارد.[2] جهانی كه در آن زندگی می‌كنیم مقدمه‌ای است برای رسیدن به آن جهان كه در روایات از این جهان به منزلة كشتزار آخرت، پل و گذرگاه آخرت تعبیر شده است. رسول گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ انتقال از این جهان به جهان دیگر را به نقل مكان از خانه به خانه‌ای دیگر تشبیه كرده است. و می‌فرماید: هدف از خلقت شما بقاء است نه فنا.[3]

در مورد این كه كارهای خداوند بیهوده نیست و اغراض و اهداف عقلایی دارد شكی وجود ندارد زیرا ما خدا را با صفاتی همچون حكیم، عادل، صادق و... می‌شناسیم. این كه جهانی را با این وسعت بیافریند و آن را رها كند و یا پس از مدتی همه را نابود سازد كاری است لغو و بیهوده كه از حكیمی مانند خداوند صدورش محال است. پس اگر زندگی انسان محدود به این جهان باشد و یا جهان دیگر امّا موقت و پس از مدتی آن را نیز نابود سازد با غرض و هدف الهی سازگاری ندارد. از این رو:

1. هدف خداوند از خلقت انسان به كمال رساندن او بود. كمال انسان در زندگی جاوید اوست. خداوند فرموده است: متقیان در باغهای بهشت در نعمتند،‌ در جایگاهی صادق نزد پروردگار مقتدر.[4]

و در مورد كسانی كه در راه خدا كشته شده‌اند می‌فرماید: مپندارید كه آنان مرده‌اند، بلكه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی و رزق دارند.[5] نزد خداوند بودن همان حیات و زندگی جاوید است. زیرا خداوند جاوید است و جاودانگی صفت ذاتی اوست.

2. از سوی دیگر عدل خداوند اقتضا می‌كند كه او نیكان و صالحان را پاداش دهد و ستمكاران را عذاب نماید.

پاداش دادن مظهر لطف و فیض خداوند است و لطف و فیض او دایمی و همیشگی است. عذاب نمودن مظهر غضب خداوند است و غضب او بر كافران همیشگی است. خداوند در مورد مؤمنان كه عمل نیك انجام داده‌اند جایگاه آنان را باغهای فردوس تعیین نموده كه در آن همیشه به سر می‌برند و هیچ گاه تقاضای نقل مكان نمی‌كنند.[6]

و در مورد كافران كه آیات الهی را تكذیب كردند و در مقابل آیات او بزرگی فروختند می‌فرماید كه آنان یاران آتشند كه در آن جاودانه می‌مانند.[7]

3. اگر زندگی كافر و مؤمن در این دنیا یكسان به پایان برسد و بدون پاداش بماند با عدل و حكمت خداوند سازگار نخواهد بود.
پس در امتداد این جهان جهانی دیگر لازم است تا به كارهای نیك و بد مردمان رسیدگی شود و حقوق از دست رفته مظلومان باز پس گرفته شود. این جهان همان سرای باقی است كه جایگاه زندگی نفس آدمی است.

با توجه به مطالب فوق روشن می‌گردد كه آخر و نهایتی برای جهان آخرت متصور نیست. تا خدا باقی است نیكان نزد او و در جوار رحمت ابدی او از لطف او بهره‌مند و بدان و گناهكاران در جوار غضب او در جهنم در عذاب خواههند بود، مگر لطف او در مورد گنهكاران موجب نجات آنان شود كه آن گاه در جوار رحمت او قرار می‌گیرند.

و چنان چه گفته شد جهان آخرت در استمرار این عالم ادامه می‌یابد، تنها تفاوتی كه با هم دارند در محدود بودن نعمت‌های این دنیا است كه روزی به پایان می‌رسد و نیز محدودة زمانی است كه در اختیار انسان قرار داده شده كه با اختیار و ارادة خویش وسایل عیش دایمی خود در بهشت را فراهم سازد یا هیزم و آتش دایمی را برای جهنم كه او با دست خود مشغول تهیه مقدمات آن جهان است.

[1] . ر.ك: علامه حلی، كشف المراد، باب ثواب و عقاب، مسأله ششم، ص 410 و 411، مؤسسه نشر اسلامی.
[2] . برای مطالعه بیشتر می‌توانید به كتابهای زیر مراجعه كنید:
معاد در قرآن، حسین مظاهری؛ معاد شناسی در هفت جلد، سید محمد حسین حسینی طهرانی؛ معاد، شهید عبدالحسین دستغیب؛ معاد، محسن قرائتی؛ معاد از نظر عقل، محمد جواد مغنیه؛ معاد انسان و جهان، جعفر سبحانی تبریزی.
[3] . انما خلقتم للبقاء لا للفناء و انما تنقلون من دار إلی دار؛ همانا شما برای بقاء آفریده شده‌اید نه برای فانی شدن و فقط به منزله نقل مكان از منزلی به منزل دیگر است.
[4] . قمر، 54 ـ 55.
[5] . آل عمران، 169.
[6] . كهف، 107.
[7] . اعراف، 36.
به نقل از: http://andisheqom.com

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز:
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
لطفا پاسخ سوال را بنویسید.
این سایت با نظارت اداره تبلیغ اینترنتی معاونت تبلیغ حوزه های علمیه فعالیت نموده و تمامی حقوق متعلق به این اداره می باشد.